درد و دل های یک فوق لیسانس بیکار و بی پول

bikar
شهر های مورد نیاز : ---
تعداد مورد نیاز :
تاریخ انقضاء :
متن آگهی

نمیدانم از کجا شروع کنم.از تولد؟، سیر رشد؟، تحصیل؟، قبولی در دانشگاه؟ و یا بیکاری و به بن بست رسیدن در حال حال حاضر؟ ولی از هر جا شروع کنم همه اش درد است  و آرزو… اما در همه ی این دوران ها و مراحل، فقر پای ثابت زندگی من بوده است، چه در لحظه ی تولدم که در یک خانواده ی پرجمعیت و فقیر بدنیا آمدم و پدرم یک کارگر معمولی فصلی ساختمانی بود و متاسفانه هنوزهم با اینکه سن و سالی ازش گذشته همون کارگر فصلی ساختمانی باقیمانده است.و اما هیچ از این تنگدستی ها و مشکلات دلیلی نبود برای اینکه ما تسلیم شرایط ناعادلانه زندگی در جهان به طور عام و در ایران به طور خاص شویم.برای همین در میان خانواده تنها یک نفر تصمیم گرفت تا جهت تحصیل در دانشگاه قدم پیش گذارد و آن یک نفر من بودم و سایر برادرهایم وارد کار ساختمانی شدن که بعد از چند سال کارگری الان دیگر مهارتی پیدا کردند و مشغول بنایی،کاشی کاری و کارهایی از این قبیل هستند و در تمام مدتی که من مشغول تحصیل در دانشگاه و انجام خدمت سربازی بودم یاور من بودند.

من پیش خودم فکر کردم که ما از قدیم الایام خانواده ی فقیری بودیم و هیچ کس نتوانسته بود این دور تسلسل فقر را بشکند و همه این دور باطل را تکرار میکرند و من دلیل این بدبختی و فقر را بیسوادی و عدم آیند نگری توسط پیشینیان خود میدانستم بنابراین عزم خود را جزم کردم تا هر طور شده در کنکور قبول بشوم و مراحل ترقی و پیشرفت را یکی یکی پشت سر بگذارم و انصافاً با همه ناداری ها و بدبختی ها که گاهی در حد نبود غذا هم میشد کنار آمدم و توانستم در کنکور سال 1383 در گروه علوم انسانی و رشته ی کارتوگرافی و یا همان نقشه  کشی در دانشگاه تهران قبول بشوم، هم خودم خوشحال بودم و هم خانواده ام و هم اقوام و فامیل و امیدوار بودند که کسی پیدا شده که آنها را به زندگی امیدوار کرده است.ولی دیری نگذشت که مشکلات یکی پس از دیگری نمایان میشد…رشته ای که من قبول شده بودم نیاز به کامپیوتر داشت و اکثر دروس کارهای نرم افزاری نیاز داشت ولی من نتوانسته بودم یک کامپیوتر خریداری کنم و حتی جاهای بسیاری مراجعه کردم که کمکم کنند ولی متاسفانه نه در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی و نه در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هیچ کمکی به من نکردند.وقتی این شرایط را دیدم بدون اینکه دوستانم متوجه شوند و با بهانه جویی برای آنها، تصمیم گرفتم تغییر رشته بدهم و در پایان سال دوم تحصیلی(ترم چهار) درخواست تغییر رشته دادم و خوشبختانه موافقت کردند و در سال سوم کارشناسی من رشته ی جغرافیای انسانی_برنامه ریزی شهری و روستایی را برای ادامه تحصیل انتخاب کردم و خدا را شاکرم که توانستم به موقع مدرک کارشناسی رشته ی جغرافیای انسانی(برنامه ریزی شهری و روستایی) را از دانشگاه تهران، دانشکده ی جغرافیا اخذ نمایم و در همان سال بود که با تلاش شبانه روزی توانستم رتبه ی 12 کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری دانشگاه شهید بهشتی تهران را اخذ نمایم و این بار هم با همه ی مشکلات مادی و روحی و روانی کنار آمدم و توانستم در سال 1390 از پایان نامه ام دفاع کنم.

با توجه به مشکلات مالی فراوانی که داشتم دیگر نمی توانستم برای دکترا بخوانم و تصمیم گرفتم ابتدا خدمت سربازی ام را انجام بدهم و به امید اینکه بعد از انجام خدمت در جایی استخدام شوم و کمک خرج خانواده ام باشم در اسفند 90 به خدمت سربازی اعزام شدم و در نیروی انتظامی تهران 16 ماه خدمت کردم و در پایان خرداد 92 خدمت سربازی ام به اتمام رسید و به امید اینکه بعد از این دیگر حداقل روی پای خودم بیاستم و کمک خرج خانواده باشم راهی شهر و دیارم خودم شدم ولی در کمال ناباوری هر کجا مراجعه کردم برای کار و استخدام با جواب منفی روبرو شدم و اکنون نیز خسته از روزگار و زندگی در کنج خانه عمر به بطالت میگذرانم…

هدفم از نگاشتن این نامه برای شما دست اندرکاران رسانه ها این است که واقعاً ما داریم به کدامین سو حرکت میکنیم.بنده 19 سال پشت نیمکت ها درس خواندم، تقریباً دو سال خدمت سربازی رفتم و 6 سال هم که دوران کودکی بود و الان 29 سال دارم و حتی یک ریالی از خودم ندارم.بعضی مواقع با خودم فکر میکنم که کاش وارد دانشگاه نمیشدم و عمرم را هدر نمیدادم لااقل میتوانستم در بیرون مهارتی کسب کنم و حداقل دستم توی جیب خودم می بود.کاش من هم مثل برادرهایم سرم را پایین مینداختم و فکرقهرمان بازی و سودای مدیریت و علم در سرم نمی پروراندم ولی چه کنم که کاشکی را کاشتند ولی سبز نشد…من همه ی تلاشم را کردم تا بلکه به جایی برسم و حالا که موقع به ثمر نشستن تلاش و امیدواری است چیزی جز حسرت و پوچی نصیبم نشد.دوستان عزیز…فکرش را بکنید فوق لیسانس از بهترین دانشگاه های کشور گرفته ام ولی هیچ جا استخدام نمی کنند.من باید چیکار کنم؟حالا که عمری از من گذشته است…آیا این درسته که من با مدرک فوق لیسانس بروم و شاگرد یک آدم بیسواد در جاهای مختلف بشوم.آیا این مزد زحمات و تلاش من است؟ واقعاً به پوچی رسیدم! بیچارگی تا کی؟تا چه حد؟ اگر واقعاً نظام و دولت ما آنقدر ضعیف است که نمی توانند برای فارغ التحصیلان خود کا پیدا کند و آنها را استخدام کند پس برای چی اینقدر دانشجو میپذیرند؟ خوبه ما در دورانی دانشجو بودیم که میزان پذیرش به اندازه ی حالا نبود.کلاس ما در دوران کارشناسی 18 نفر بود و در دوران ارشد 6 نفر.ولی با این وجود جایی برای مان نیست و خدا میداند چه بر سر ما خواهد آمد.نه تنها خودم دچار یاس و سرخوردگی شدم بلکه خانواده ام نیز نا امید شده اند.واقعاً چه فکر میکردند که پسرشان درس بخواند و آخرش هم بیکار باشد….

خلاصه اینکه حالا من ماندم و یک مدرک کارشناسی ارشد و یاس و ناامیدی. این ماجرای زندگی من بود…همه ی آرزوهای خودم و خانواده ام بر باد رفت و عمرم نیز هدر شد. نمیدونم تصورش برای شما ممکن هست یا نه ولی خیلی سخته همه ی عمرت را صرف دانش و علم کنی و آخرش هم تنها به این دلیل که مشمول بند پ(پول،پارتی، پر روئی) نیستم مرا و امثال مرا خارج از گود نگاه  دارند.دوستان هم دانشگاهی ام نیز وضع مشابهی دارند. خبر دارم تعدادی چون کاری نبود که استخدام شوند برای کنکور دکترا ثبت نام کردند و یکی دو نفرشان قبول شد و تعدادی دیگر نیز چون من مانده اند حیران که چه کنند در این سن و سال!!!؟ آیا اصلاً قرار است آدم هایی چون من تشکیل خانواده بدهند؟با کدام کار، با کدام پول؟با کدام خانه…ایهاالناس! من بیست و نه سالم هست نه تنها جایی استخدام نشدم بلکه یک ریال پول ندارم و این مدرک بی ارزش فوق لیسانیسی که از بهترین دانشگاه های مملکتم!!! و با زحمت و مشقت و هزینه بدست آوردم اکنون خریداری ندارد. نمیدونم چه کاری از دست شما بر می آید ولی وای به حال آنهایی که فقط شعار میدهند و هر روز مردم فقیرتر و بیچاره تر میشوند و چون منی نیز ناامید و مبهوت. میخواهم بگویم که ارزش علم و دانش توی مملکت من همینه که فقط جایی تو رو مشغول کنند و تا حساب کار دستت بیاد می بینی که ای دل غافل عمر بر باد رفته و دیگر کار از کار گذشته.من و امثال من با امید و آرزو وارد دانشگاه شدیم ولی حالا ما را نا امید کرده اند نمیدانم کی ولی مطمئناً یه عده مقصرند.ما باید چیکار کنیم؟آینده ی ما چه میشود؟ فکرش را نمیکردم که روزی به جایی برسم که فکرهای احمقانه ای چون خودکشی و چیزهای دیگری به سرم بزند ولی حالا هر روز از این قبیل فکرها به سرم میزند و من درگیر مبارزه با این فکرها هستم.نمیدانم در این مبارزه پیروز خواهم شد  و یا شکست خواهم خورد ولی من و امثال من فرصتی بودیم که در این مملکت تبدیل به تهدید مان کردند.نمیدانم چه پیش خواهد آمد فقط امیدوارم خداوند به خیر یگذراند… شما فرض کنید این یه درد دله. یا کاری از دست شما بر می آید و با من همدلی می کنید و یا اینکه سکوت می کنید به پاس اینکه درد را فهمیده اید ولی کاری از شما ساخته نیست.این نوشتار برای انتشار نیست برای درد دله من و امثال منه.

اطلاعات تماس
نشانی :
تلفن :
وبسایت :
عضویت در کانال تلگرام سایت استخدامی www.estekhdami.org
جهت مشاهده نیازمندی های روزانه استخدام در روزنامه ها اینجا کلیک کنید
هشدار مهم : کارجویان گرامی لطفا قبل از ارسال شغل مورد درخواست خود به نکات زیر توجه کنید.
* سایت استخدامی هیچ گونه مسئولیتی در تعیین شرایط و مشخصات آگهی های درج شده و یا توافق بین کارجویان و کارفرمایان و سازمان ها ندارد لذا خواهشمند است در ارسال مدارک و مشخصات خود بالاخص در مورد شرکت ها و سازمان های بخش خصوصی دقت لازم را مبذول فرمایید.
* تنها سازمان ها ، دستگاه های دولتی و بانک ها بر طبق قانون جهت برگزاری آزمون ها هزینه ثبت نام دریافت می کنند. چناچه شرکت و یا بخش خصوصی اقدام به گرفتن وجه در قبال ثبت نام شما کرد هوشیار باشید و از واریز وجه اجتناب کنید.
*متاسفانه بعضی آگهی دهنده ها به طور کامل شرایط و ضوابط خود را در آگهی ها اعلام نمی کنند در صورتیکه شخص حقیقی یا حقوقی اقدام به دریافت وجه و اخاذی از شما کرد مراتب را به سایت استخدامی اطلاع تا در اسرع وقت آگهی های این آگهی دهندگان حذف و به آنان هشدار داده شود.
دیدگاه ها
فاطمه
۱۸:۱۶ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

سلام. منم مثل این آقا ارشدجغرافیاهستم وبی پول ودربدر دنبال کار.ومدتهاست که همه ارزوها دردل من مردند.همه امال وارزوی منم شده مرگ.دست مسئولین دردنکنه که اینقدر به فکرجوانها هستن

[پاسخ]

امیر پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۵ ۱:۲۰ ب.ظ:

در عوض امنیت داریم

[پاسخ]

خجالت پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۵ ۵:۳۴ ب.ظ:

این تو اقازاده هستی که امنیت داره به لطف راتت و پارتی و حرامخوری نه ما
حادثه قطار رو که شنیدی خجالت بکش

[پاسخ]

سهلا
۱۸:۱۷ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

سلام
منم فوق لیسانس جغرافیام. هر جا رفتم بهم کار ئدادن. تا بالاخره تو 1 مدرسه غیرانتفاعی با ماهی100 کار پیدا کردم اونم با هزار جور منت. کاملا درکت میکنم. انشالله برای هممون درست بشه اوضاع.

[پاسخ]

afshin
۱۸:۲۷ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

درسته دوست من . منم وضعیتم مثل تو هستش و شاید بدتر از شما. چون من یک ساله بیکارم و هر جا واسه کار میروم ازم سابقه کار میخواهند.

[پاسخ]

ali
۱۸:۳۵ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

منم دقیقا تو این شرایط هستم لیسانس را در رشته مدیریت آموزشی در 6 ترم در دانشگاه سراسری و فوق لیسانس خود را در همان گرایش در یزد گرفتم الانم 24 سال دارم بی کار بی کار بی کار

[پاسخ]

mike
۱۹:۰۹ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزيز بنده هم دقيقا شرايط شما رو دارم 29 سالمه هيچي ندارم كارشناسي توي يكي ازبهترين دانشگاهاي كشو ر اقتصاد بازرگاني خوندم تو دوران تحصيل با كارگري و بنايي ساختمان خرج خودم رو در مي اوردم هر جا مي رم مي گن كار نيست ، توي زندگي همش راه درست رفتم ،ولي نمي دونم مشكل از كجاست
سال ديگه هم سي سالم ميشه دارم فقط به نااميدي و خودكشي فكر مي كنم چون برا رسيدن به اينجا خيلي تلاش كردم ديگه نمي دونم چي بگم فقط مي گم خدايا به فرياد برس

[پاسخ]

k.a
۱۹:۱۳ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

باسلام.منم فوق لیسانس ازبهترین دانشگاه (شهیدبهشتی)بامعدل18.5.دوره روزانه 32سال سن متاهل بیکار بیپول مستاجر(اجاره ماهیانه ماهی 700000تومان).فقط دارم نابود میشم.توروخدامسئولین رسیدگی کنند.توروخدا

[پاسخ]

sadegh
۱۹:۱۵ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

سلام دمت گرم بالاخره یکی پیدا شد حرف دل ما رو بزنه

[پاسخ]

مجتبی
۱۹:۱۹ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

امثال شما و من و کلا ما کم نیستند. پسر دایی منم 35 سالشه 6 ساله بیکاره. حقوق خونده با معدل 18.23 ولی توی شهر خودمون کاری پیدا نمیکنه. ظالمانه ترین قانونی که جلو ما رو گرفته جایگزینی پدر در اداراته البته قبل از پارتی.
خودم هم کامپیوتر با معدل 16.42 دارم با مدرک بین المللی CCNA ولی تنها کاری که دارم تدریسه با حقوق هفتگی20 هزار تومن که حتی خرج کرایه هام نمیشه. خدا خیرشون بده .
و خیلی از دوستان دیگر ….
به دولت قبلی که امیدی نبود به این دولت امیدیه؟ ؟؟؟ عایا؟؟
من که دارم زبان میخونم که برم یه کشور دیگه حتی برای گارگری حداقل اونجا نمیدونن من لیسانسه ام و دارم کارگری میکنم.
همین الان جواب اونایی رو که میگن مگه دولت باید براتون کار پیدا کنه رو بدم : شرکت های خصوصی که بیمه تعطیل آینده شغلی تعطیل ساعت کاری خدا ساعت حقوق بخاطر رقابتی شدن در استخدام یه نفر میاد که همه رو شرمسار میکنه و …..
دولتیها و وابسه: پارتی و دوست و آشنا و ….
نه که پارتی نداشه باشم – رییس یکی از بخش های مخابرات خراسان رضوی ، دامادمونه- ولی پا روی عقایدم نمیذارم. این چه اخلاقیه که تو داری تیکه کلام خانوادمه. مغرور هم نیستم ولی حق کسی رو گرفتن در این مورد مثل این که پامو بزارم رو گردن هم نسلای خودم
درد دل دارم گنده ه ه ه ه ه ه

[پاسخ]

angel
۱۹:۴۸ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

آخه جغرافیا هم شد رشته..

[پاسخ]

amir
۲۰:۱۴ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

حالا خوبه بنده خدا آخر نامه نوشته برای انتشار نیست…چرا انتشار کردید؟
——–
مدیر سایت : منظور از اینکه برای انتشار نیست و درد دله این نیست که منتشر نشه هدفش زدن حرفاش و مشکلاتش بود از طرفی همه ما خوب میدونیم که زیادن ازین دسته جوانان بیکار در جامعه و مصائب و مشکلات بسیاری که سر راهشون پس بزارید این حرفا منتشر شه و گوش به گوش مسئولان برسه تا شاید کسی پیدا شه دردی از مشکلات بیکاری همه جوانان رو هموار کنه.

[پاسخ]

رویا
۲۰:۴۸ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

من کارشناسی رشته برق الکترونیک دانشگاه گیلان خوندم 2سال درسموتموم کردمو به هرجا سر میزنم جواب نمیگیرم.کارشناسی ارشد رشته برق قبول شدم ولی به خاطر وضعیت مالیمون نتونستم برم.خیلی ناهمیدم از زندگی خسته ام فقط 23 سالوه ولی میخوام هرچه زودتر بمیرم

[پاسخ]

آقا محمد
۲۰:۵۰ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

راجع به پيامي كه يكي از هم سن و سالي هاي من فرستاده كه گفته(آخه جغرافيا هم شد رشته)بايد بگويم الآن تمام رشته ها بازار كارش ريخته به هم،و كاري به جغرافيا يا حسابداري ندارد،البته قبول دارم كه بعضي رشته ها بازار كار مناسبي ندارد.

[پاسخ]

اسی منچستری
۲۱:۰۴ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

چند روز پیش داشتم به یکی از دوستام همین حرف رو میزدم که ای کاش بجای درس خواندن میرفتیم دنبال کار و بجای 7 سال وقت تلف کردن برای گرفتن مدرک فوق لیسانس میرفتیم دنبال یه شغل فنی الان برای خودمون اوسا شده بودیم و سرمون پیش پدر و مادرمون خم نمیشد که این همه برای ما هزینه کردند تا درس بخونیم.
حیف از زحمت‌های خودمون، حیف از زحمات پدر و مادرمون،‌حیف از اون هزینه‌های دانشگاه و از همه مهمتر حیف از عمری که رفت.

[پاسخ]

جواد
۲۱:۱۳ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

من هم لیسانس حسابداری دارم یکساله ازسربازی اومدم اما همه جاسابقه کارمیخوان خدابه دادهمه جوونا برسه ومشکل این دوستمون هم ان شاالله حل بشه .

[پاسخ]

نیما
۲۱:۲۱ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

دنیا ماله کسانی شده که فقط براش عرق بریزن اون موقع است که دنیات عوض میشه و عرق ریختنت باید برای خودت باشه نه کار صاحب کارت چون حقوق کارگری برکت نداره هر جا میری میگن چقد تجربه داری نمیگن چقد سواد داری

[پاسخ]

ایمان
۲۱:۴۰ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

دوست عزیز آرزو دارم که به زودی خوشبختی بهت رو بیاره . هم تو و هم همه جوونایی که دردی شبیه به هم داریم .

[پاسخ]

iman
۲۱:۴۴ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

مسولین اگه به بهونه پارتی بازی ، جمله سابقه کار رو از استخدامی ها حذف کنن و به جوونا میدون بدن این مشکلات پیش نمیاد .. یا کسی که بازنشسته شده و فسیل شده رو دوباره بازخرید نکنن اینجوری نمیشه .. . آقایون مسول ما هم بچه های همین کشوریم ما هم سهم داریم مث بچه های فامیل شما

[پاسخ]

دانیال
۲۲:۰۷ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

با سلام خدمت دوست عزیزم که این نامه رو نوشته؛با خوندن این نامه واقعا ناراحت شدم.در واقع یه جورایی درد و دل همه جونای این مملکته مخصوصا قشر تحصیل کرده.من هم مثل این دوست عزیزمون و شاید خیلی از جونای دیگه توی یه خانواده شلوغ و متوسط بزرگ شدم تحصیلاتم ارشد برق هستم ولی هیچ وقت به درس به چشم یک شغل برای آینده فکر نکردم به این خاطر زمانی که تحصیل میکردم توی شرکت های مختلف کارهای مختلفی انجام میدادم که ممکن بود اصلا ربطی به رشته تحصیلیم نداشته باشه و همیشه سعی میکردم یه مهارت بدست بیارم حالا هرچی نزدیکتر به رشته تحصیلیم بود که چه بهتر،خب سخت بود ولی الان می تونم توی بازار آزاد از این مهارتم استفاده کنم و بیکار نمونم.و نموندم.ببینید دوستان عزیزم دوران اینکه دنبال این باشی که دولت برات یه کار پیدا کنه گذشته.بنابراین سعی کنید یک مهارت رو کسب کنید .من این رو توی زمان بیشتر و با سختیهای زیادتر توی بازار آزاد بدست آوردم.ولی شما می تونید توی مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان خودتون این مهارت رو بدست بیارید.چون دوره های خوبی رو برگزا رمیکنه و البته رایگان هم هست.شم می تونید هر دوره ای رو که به علایقتون نزدیکتره انتخاب کنید و آموزش ببینید.مدارکی هم داده میشه می تونید باهاش وام بگیرید و البته با دادن یه طرح کسب و کار.سعی کنید از کم شروع کنید.اینکه زانوی غم بغل بگیرید مشکلی رو حل نمیکنه.چون خودم یه مدت مربی غیر رسمی این مراکز بودم وکاراموزایی که میومدن برای آموزش اکثرا از بچه های لیسانس و دانشجو بودن و خب وقتی مهارت رو چون کاربردی وعملی بود یاد میگرفتن توی بازار کار خیلی موفق تر بودن و رشته های تحصیلشونم متفاوت بود مثل انسانی یا تجربی و غیره ولی بسته به توانایی و علاقشون ممکن بود دوره های فنی رو انتخاب کنن.من حتی کارآموز دکترا هم داشتم.میخام بگم حالا چون فوق لیسانس دارید یه دفعه عارتون نیاد که توی این مراکز فنی و حرفه ای آموزش ببینید.فکر اینکه دولت براتون کاری کنه رو از سرتون بیرون کنید.من این نظر رو دارم چون مشکل همه بچه هایی که از دانشگاه فارغ التحصیل میشن اینه که توی بازار هیچ حرفی برای گفتن ندارن تقصیرم ندارن چون توی دانشگاه چیزی بهشون آموزش ندادن فقط یه مشت دروس تئوری.اینم قبول دارم که اوضاع کار خیلی نابه سامانه ولی به هر حال باید از یه جا شروع کرد.امیدوارم که اوضاع بهتر بشه.

[پاسخ]

ali
۲۲:۱۳ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۲

شما که مدرک دارید یه بانک کارشناسی میگرفت با هر رشته ای معدل ۱۲ !!!! دوستان من جوونا خانم ها آقایون مجردها متاهل ها هر کی بیکاره بیشتر جستجو کنید حتما مییابید امیدوارم همتون کار خوب پیدا کنید وهمینجا خبرشو بدید. راستی دوستای که کارشناسی ارشد شما تا دکترا ادامه بدیدضرر نمیکنید. به امید روزهای بهتر برای همه

[پاسخ]

وحید
۰۰:۰۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستم.. منم مثل توام نزدیک 1 ساله لیسانس الکترونیک دارم ولی کار گیرم نمیاد تو بعضی از این شرکتای خصوصی قبولم کردن ولی ازم مثل برده کار می کشن اخرشم 500 600 تومن میدن که با خرج رفت و امدمو نهارم اخر ماه 300 توان واسم میمونه که یا لباس می خرم یا هدر میره… اینده ای جلوی ما نیست به لطف مسولان عزیز کشورمون اینده ما فقط سیاهیه

[پاسخ]

hasti
۰۰:۰۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

این که مشکل اکثر جوان های الان از جمله خودمه ولی کاش تغییر رشته نمیدادید شما

[پاسخ]

گل پونه
۰۰:۳۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام.دوست عزیز باید اعتراف کنم نامه شما دلم را بدجور لرزوند یاد خودم افتادم شرایط من و شما و اکثر بچه های دهه 60 همینه با سختی و پشتکار وارد دانشگاه شدیم .منم ارشد علوم پایه دارم که ای کاش نداشتم ولی دلمو خوش کردم به چند صفحه ترجمه ،تدریس خصوصی از این کارای دانشجویی …میدونم شما اقا هستین و این کارا شاید براتون خوشایند نباشه..حق هم دارید ولی با یه کار کوچولو برای خودت انگیزه درست کن مطمئن باش خدا هم کمکت میکنه.. هرگز و تحت هیچ شرایطی ناامید نشو..خواهش میکنم فکر خودکشی رو از سرت بیرون کن…برای تو برادر عزیز و همه جوانهای کشورم از صمیم قلب ارزوی گشایش درکار و زندگی دارم.

[پاسخ]

shima
۰۱:۳۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

وقتتونو تلف نکنین هیچکی شنوای حرفای ماها نیست

[پاسخ]

یاسین
۰۵:۱۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام.باز هم درد دل جوون های بیکار.تا کی؟این حال جوونهای بیکاریه که در بهترین دانشگاههای کشور فارغ التحصیل شده اند.تا کی نا امیدی.اگه وضع اینطور پیش بره خدایی نکرده شاهد خودکشی های نوابغ و تحصیل کرده هایمون میشیم.هنوز میگویید فرار مغزها.اصلا نیازی نیست که اسراييل و امثال آن دست به ترر نوابغ و دانشمندان ما بزنند.خود شما باعث میشید که جوونهای ما دست به خودکشی بزنند.وشاید هم این کار توطیه ای است از طرف اسراییل.مسولیین ما تاگی خودشون رو به خوابی زدند.تاکی؟الان هم که پذیرش دانشجوهم شده تجارت.جذب کنید بدون کنکور و ارزش مدرک رو بیاریید پایین وآمار بیکاری رو ببریید بالا.و امید زندگی رو از جوونهای مملکت بگیریید.اما تاکی؟ خداوند نیفرماید:که شما مسولید و از شما نصبت به زیردستانتان سوال میشود.اما کدوم مسول.کی جوابگوست.با بند پ.تاکی؟به خدا قسم یک روزی در بارگاه خداوند حاضر و جواب گو میشویم.اونوقته که معلوم میشه کی مسووله و کی بایید جواب پس بده. مسوولین عزیز بیایید توبه کنید و جلوی پارتی بازی و پول پرستی رو بگیریید و دلسوز جوانهای عزیز مملکت باشید.و شایسته سالاری رو پیش بگیرید.قبل از اینکه از
مسوولیتتون جواب پس بدید.ازطرف یک جوان فارغ التحصیل و همدرد دوستان فارغ التحصیل

[پاسخ]

یاسین
۰۵:۴۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

ببخشید که کلمات درست نیفتاده.یک موقع دوستان عزیزمنو مقصر و بی سواد ندونند هر چند که با بیسواد فرقی ندارم.البته یک فرقی هست.بیسواد یک فنی یاد گرفته ومن بدون فنم(کارگری؛حمالی؛شاگرد مکانیک و حتی میکانیک و بنا)اما من چی؟به خدا بیسوادها ما فارغ التحصیلان رو مسخره میکنند.میگند ما درس نخوندیم ولی بجایی رسیدیم ولی شما چی؟درد دلام زیاده میخواستم یک چیز دیگه بگم که حرف عوض شد.گفتم اگه اشتباه تایپی شده معذرت چون الان دارم با یک گوشی مینویسم ومتن کامل توی دید نیست.چکار کنیم بیکاریم و پول هم نداریم که کامپیوتری بخریم و باآن بنویسیم.آقای روحانی و دولت تدبیر و امید ما جوونها هنوز منتظر شما و وعده های امید شما هستیم.الان دو سال از خدمتم گذشته و سنم هم نزدیک مرزه.اول وآخر امید ما به خداست.اما وسط منتظر تدبیر امید شما هستیم.منتظریم تا صد روز وقتت هم تموم بشه.ببینیم چطور امید جوونهای بیکار ما وشما رو تبدیل به امیدواری میکنی .هر چند که میدونم کارهای مهمتری دارید.اما اینو بدونید که مهمتر از بازگشت امید جوونهای داخل کشورمون است.به امید تحقق وعده های شما وهمچنین دعای خیر ما وخانواده درد و زجر کشیده ما همراه راهتان.انشاءا…

[پاسخ]

مهرداد
۰۶:۳۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

ما فارغ التحصیلان دانشگاهی مخصوصا آقا پسرها و باز هم مخصوصا کسانی که خدمت سربازی را توش نکردن میفهمیم بیکاری یعنی چی!!! نه آنهایی که خدمت سربازی را توش کردن و باز هم ادعای بیکاری می کنند. خدا لعنت کند که هر کس سربازی نرود و باز هم ادعای بیکاری کند.

[پاسخ]

fardin
۰۷:۳۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

خدایااااااااااااااااااااااااااااااا تا کی؟چقدبدبختی؟

[پاسخ]

kayhan
۰۷:۳۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

خیلی زود خسته شدی از خرداد که از سربازی آمدی تا مهر همش میشه چار ماه همش چهار ماهه بیکاری اینطوری کم آوردی پس منو نمیگی یک سال نیم بعد سربازی بیکار بودم هزار جا هم مراجعه کردم تا بالاخره یکجا تونستم مشغول بشم الان که خیلی زوده برا کم آوردن وضع کار خرابه اما روحیات نباید از دست بدی باید بجنگی تازه سر کار که برای هم اول مشکلاتت با کارفرمای حقوق ندادنو بیگاری کشیدن

[پاسخ]

مجتبی
۰۷:۴۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

پیشنهاد‏ی‏ ‏دوستانه‏ ‏برای‏ ‏شما‏ ‏عزیزان
سلام‏ ‏بر‏ ‏دوستان‏ ‏عزیز‏ ‏
با‏ ‏ارزویی‏ ‏ساعت‏ ‏خوش‏ ‏برای‏ ‏همگی‏ ‏شما‏ ‏فارغ‏ ‏التحصیلان‏ ‏
میخواستم‏ ‏خدمت‏ ‏شما‏ ‏بزرگواران‏ ‏عرض‏ ‏کنم‏ ‏شما‏ ‏عزیزانی‏ ‏که‏ ‏بیکار‏ ‏هستید‏ ‏وبه‏ ‏دنبال‏ ‏کاری‏ ‏در‏ ‏شان‏ ‏ومنزلت‏ ‏مدرک‏ ‏تحصیلی‏ ‏خود‏ ‏میگردید‏ ‏بی‏ ‏فایده‏ ‏است‏ ‏اگر‏ ‏راه‏ ‏حلی‏ ‏میخواهید‏ ‏اولین‏ ‏کار‏ ‏دست‏ ‏به‏ ‏زانو‏ ‏بزن‏ ‏و‏ ‏بگو‏ ‏یا‏ ‏علی‏ ‏و‏ ‏بعد‏ ‏امید‏ ‏به‏ ‏خدا
دوم‏ ‏توی‏ ‏کشور‏ ‏ما‏ ‏کی‏ ‏سر‏ ‏کار‏ ‏خودش‏ ‏نسبت‏ ‏به‏ ‏رشته‏ ‏تحصیلیش‏ ‏رفته‏ ‏که‏ ‏شما‏ ‏دومیش‏ ‏باشی‏ ‏پس‏ ‏به‏ ‏قول‏ ‏قدیمیا‏ ‏ماهی‏ ‏رو‏ ‏هروقت‏ ‏از‏ ‏اب‏ ‏بگیری‏ ‏تازه‏ ‏است‏ ‏به‏ ‏قول‏ ‏دوستمون‏ ‏اگر‏ ‏مهارتی‏ ‏کسب‏ ‏کرده‏ ‏بودم‏ ‏الان‏ ‏درامدی‏ ‏داشتم‏ ‏پس‏ ‏دنبال‏ ‏کار‏ ‏نباشید‏ ‏دنبال‏ ‏مهارت‏ ‏باشید
خود‏ ‏من‏ ‏به‏ ‏صورت‏ ‏اتفاقی‏ ‏وارد‏ کار‏ ‏نقشه‏ ‏برداری‏ ‏شدم‏ ‏و‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏شش‏ ‏ماه‏ ‏زجر‏ ‏وزحمت‏ ‏وسختی‏ ‏ودور‏ ‏افتادگی‏ ‏از‏ ‏خانه‏ ‏الان‏ ‏در‏ ‏بهترین‏ ‏جا‏ ‏به‏ ‏عنوان‏ ‏نقشه‏ ‏بردار‏ ‏مشغولم‏ ‏
پس‏ ‏وقت‏ ‏رو‏ ‏ا‏ ز‏ ‏دست‏ ‏ندهید‏ ‏ودنبال‏ ‏مهارت‏ ‏باشید‏ ‏ویکسال‏ ‏تحمل‏ ‏سختی‏ ‏وفکر‏ ‏کن‏ ‏داری‏ ‏دکترا‏ ‏یا‏ ‏فوق‏ ‏میگیری‏ ‏اما‏ ‏بدون‏ ‏هزینه‏ ‏و‏ ‏با‏ ‏درامد‏ ‏بهترین‏ ‏پیشنهادم‏ ‏خواندن‏ ‏کتابی‏ ‏به‏ ‏نام‏ ‏جادوی‏ ‏فکر‏ ‏بزرگ‏ ‏لطفا‏ ‏همشو‏ ‏بخونید‏ ‏مسر‏ ‏زندگی‏ ‏منو‏ ‏عوض‏ ‏کرد‏ ‏ودر‏ ‏ضمن‏ ‏دوستان‏ ‏رشته‏ ‏جغرافیا‏ ‏برن‏ ‏نرم‏ ‏افزار‏ ‏جی‏ ‏ای‏ ‏اس‏ ‏رو‏ ‏یا‏ ‏بگیرن‏ ‏که‏ ‏هم‏ ‏درامد‏ ‏زاست‏ ‏و‏ ‏هم‏ ‏شغل‏ ‏مربوط‏ ‏به‏ ‏رشتشونه‏ ‏
با‏ ‏ارزوی‏ ‏موفقیت‏ ‏برای‏ ‏شما‏ ‏دوستان‏ ‏گلم

[پاسخ]

یه دوست
۰۷:۴۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز، برای تو و خودم و همه جوونای مثل ما متأسفم. منم 29 سالمه و دانشجوی ترم اول دکتری روزانه دانشگاه سراسری هستم اما از بیکاری بود که رفتم دکتری و از الانم فکر بعد فارغ التحصیلی هستم که مطمئنم هیچ کاری برام نیست. از وقتی هم که بابای خوبم چند روز پیش بهم گفت 30 سالته و هنوز نون خور من هستی (البته راست هم میگه) به چیزی جز مرگ تو دوران جوانی فکر نمیکنم…

[پاسخ]

مجتبی
۰۷:۵۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

ای‏ ‏ولا‏ ‏به‏ ‏دانیال‏ ‏عزیز‏ ‏
تمامی‏ ‏دوستان‏ ‏نظراتشون‏ ‏خوندم

[پاسخ]

ليلي
۰۸:۰۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

شرايط منم مثل بقيه دوستانه. با ارشد اقتصاد از دانشگاه اصفهان بيكارم. البته وقتي ديدم كاري براش نميتونم پيدا كنم اموزش زبانم را كه از بچگي شروع كرده بودم، تمام كرده و مشغول تدريس زبان شدم. از طرفي بعداز فارق التحصيلي رفتم فني حرفه اي يك سالي هست يه مهارت كسب كردم و تاحدي كارمو پيش بردم.
با اميد به زندگي با روحيه يك فعاليتي را شروع كنيد. از همينجوري نشستن و غصه خوردن كه پولي در نمياد. انشالله خدا بركتشم ميده. هممون موفق باشيم. بخصوص دوسمون كه متن يالا را نوشته. خدا كريمه

[پاسخ]

حمیده
۰۸:۰۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان منم کارشناسی حسابداری خوندم 4 ساله دنبال کار می گردم ولی به هر دری زدم جاش دیوار سبز شد تا اومدم نامید بشم دوباره دوستان امیدواری دادند ولی بازم هیچ نمیدونم دیگه کی میخاد مشکل ما جوونا حل بشه منم احساس می کنم عمرم به بطالت گذشته کاش واقعا درس نخونده بودیم این د وره زمونه کار مال بچه پولدارها و پارتی دارها است . ولی در هر صورت نا امید نباشد سعی کنید مسیر زندگی خودتونو رو تغییر دهید.

[پاسخ]

zahra
۰۸:۲۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوست عزیز این مشکل اکثر جوان ها هست . اما تو این سالها به یه نتیجه رسیدم که اگه بند پ رو نداشته باشی حتی اگه سر کار هم باشی لهت میکنند ، و هر طور که خواستند باهات رفتار میکنند . تو جامعه حال حاضر ، تقریباً میشه گفت انسانیت مرده و همه انسانها برای رشد خودشون ، انسانهای دیگر رو زیر پاهاشون له میکنند تا خودشون پیشرفت کنند . این مطالبی رو که شما ثبت کردید تازه اولش هست . وقتی وارد بازار کار شدید رفتارهای …. بهرحال امیدوارم موفق باشید .

[پاسخ]

ئ
۰۸:۲۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

من هم فوق لیسانس شیمی در سال 83 درسم تمام شدم. هنوز بیکارم و کار پیدا نکردم.

[پاسخ]

محمد
۰۸:۳۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام. من هم یک پیشنهاد برای دوستانم که شرایط مشابه نامه ی درد و دل را داشتند دارم . اینکه به هیچ عنوان در شرایط حاضر به دنبال شغل متناسب با رشته تحصیلی نباشند و بنابر تجربه شخصی ام فکر می کنم مهمترین چیز بیمه است یعنی اینکه هرجایی کاری ولو سطح پایین پیدا کردید قبول کنید اما مطمئن باشید که کارفرما شما را بیمه می کند من خودم فوق لیسانس هستم و در یک شرکت خصوصی کار می کردم با یک سمت فوق العاده پایین و فقط به خاطر سابقه بیمه آنجا بودم بعدش تونستم کار بهتری را به خاطر سه سال سابقه بیمه که داشتم پیدا کنم.شاید به نظر خنده دار باشد به نظر من حتی بازاریابی که این همه براش آگهی میزنن در صورتی که بیمه براتون رد کنن را از دست ندید.

[پاسخ]

احمد
۰۸:۳۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام
من فوق الکترونیک دارم بعد از خدمت سربازی دو سال بیکار موندم بالاخره استخدام فنی و حرفه ای شدم اما چه فایده ماهی 700 می گیرم و روزی در مجموع به خاطر دوری مسیر260 کیلومتر راه میرم علاقه موندن ندارم تو اون شهرکوچیک به خاطر محروم بودنش. حالا کاری هم که پیدا می شه مثل اینجور کاراست دیگه انتظار نداشته باشین تو وزارت نیرو یا نفت استخدام بشین. چون قبول شدنش کار هرکسی نیست

[پاسخ]

آرزو
۰۸:۳۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

عزیزم کاملا درکت میکنم چون منم ارشد آمارریاضی هستم و
بیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییکار

[پاسخ]

ارشد بیکار
۰۸:۳۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

امیدوارم همه ی ما بتونیم بالاخره کاری آبرومندانه پیدا کنیم (البته تا سنمون بالاتر نرفته)

[پاسخ]

قازوله
۰۸:۳۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام جناب مدیر در صورت صلاحدید میل بنده را در اختیار این دوست عزیز قرار دهید
با تشکر

[پاسخ]

مهدیه
۰۸:۴۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

نامه شما دوست عزیز را خوندم واقعا ناراحت شدم از صمیم قلبم اول از خدا بعدا از اقا امام رضا میخوام بهت کمک کنه بدون خواستن توانستنه و هیچ وقت ناامید نباش ، خدا بزرگه ………………………..

[پاسخ]

الهه
۰۸:۴۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

درد دل همه رو گفتید ای مسئولان بیکفایت بدانید که این فقط صدای یک نفر نیست صدای خیل کثیری از فوق لیسانس های بیکار است که در حال نابودی هستند بنده هم فوق لیسانس بیکار از دانشگاه علامه طباطبایی با معدل 18.13 هستم. من بیشتر از همه ی شما به پوچی رسیدم چون دارم برا دکتری می خونم وقتی یه نفر بدونه که آخرش چیزی نمیشه و دوباره بشینه درس بخونه یعنی حالش اصلاً خوب نیست خدایا حق مارو از این بی کفایتان مفت خور بگیر

[پاسخ]

خاطره
۰۸:۵۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه دوستان .به نظر من آقا دانیال درست میگن ما نباید بیکار بشینیم و زانوی غم بغل بگیریم درس خوبه مدرک داشتن خوبه هم به آدم اعتماد به نفس میده هم باعث افتخار نسل های آینده هستیم .به نظر من آقا میلاد کار خوبی کردن در کنار درس سعی کردن یه حرفه ای یاد بگیرن این یعنی یک قدم از بقیه جلو افتادن.درسته پیدا کردن کار مشکل هست اما یاد داشتن کار فنی هم توی زندگی لازمه .کسایی رو میشناسم که ارشد دارن اما میتونن هرجور لوازمی رو تعمیر کنن با افتخار هم اینکارو میکنن .آیا ما هم میتونیم ؟دوستان اگر تلاش کنیم حتما مشکلات حل میشه .همدردی خوبه اما سعی کنیم ایده و راهکار بدیم .میتونیم از کارهای کوچیک شروع کنیم فقط اراده قوی میخواد مسلما یک راهی هست .جا نزنید دوستان به خدا توکل کنید و قدم هاتون رو محکمتر از قبل بردارید. به امید آینده ای سرشار از موفقیت برای همه دوستان.

[پاسخ]

nasrin
۰۸:۵۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با خوندن درد دلتون یاد زندگی خودم افتادم شرایط خیلی ها مشابه شماست.
روزی که تصمیم گرفتید درس بخونید و به جایی برسید به خدا توکل کردید و به خواستتون رسیدید امروز به کجا رسیدید؟؟ شما اون خدایی رو که با توکل بهش مدرک گرفتید رو فراموش کردید.
خودکشی= ناامیدی از رحمت خدا
هیچوقت برای شروع امیدواری دیر نیست
امیدوار باشید و از تلاش دست برندارید

[پاسخ]

سامی
۰۹:۰۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم همون درد شما رو دارم استخدامی شرکت مکنی یا لغو میشه یا جوابش نمیاد ای کاش منم مثل داداشات میرفتم کاشی کاری یاد میگرفتم…

[پاسخ]

سارا
۰۹:۰۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام .این که میگید دولت واسمون کاری نکرده انگار این دولت از آسمون افتاده توکشورما.این دولتوماساختیم .قرار نیست خدا نون بده خودشم لقمه واسمون بگیره بذاره تودهنمون.من خودم لیسانس برقم.1ساله فارغ التحصیل شدم.تواین 1سال واسه نمایندگیای تابلوروان وثابت برنامه نویسی میکنم،رفتم فنی حرفه ای آموزشای مختلفی دیدم الانم دارم به کاراموزای اونجایاد میدم.هیچ پارتی به جز خدا ندارم.اگه پسربودم کارای دیگه ای میکردم. الان همه باسوادن حتی نون خشکیا،سواد ربطی به کارنداره،آدمایی رو میشناسم که برق خوندن ولی تابستون کارساختمون میکردن که خرج تحصیلشون دربیارن.شمااگه استعداد وعلاقه به رشتتون دارید حتما دکترا بخونید.خداروشکرالان همه جا دانشگاه گذاشتن ،پیام نور وغیرانتفاعی وعلمی کاربردی همه جاهست.دکترا بخونید ،میتونیدواسه شروع تو همین دانشگاها که منتتونو میبرن تدریس کنید یا حتی هیئت علمی بشید. هیچ ایرادی هم نداره که پیش پدرتون کارکنید که خرجتونو دربیارید. انشاالله موفق باشید.

[پاسخ]

امیر
۰۹:۰۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام … من هم 22 سالمه لیسانس برق قدرت و دنبال کار ؟؟؟
امروز برای مصاحبه یک کارخانه تولید یونولیت سقفی رفته بودم
از ساعت 7صبح تا 6 بعد از ظهر 500 هزار تومن . نمیدونم مملکت ما به کجا داره میره . چرا بین یک کارگر ساده با یه لیسانسه فرقی نیست ؟؟؟! برا همه سران مملکت که اینده ما رو دارن رقم میزنن متاسفم

[پاسخ]

مریم
۰۹:۰۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان منم بیکارم فوق لیسانس مدیریت بازرگانی دارم ، هرجا برای استخدامی شرکت میکنم از قبل ادمشو مشخص کردن بدبختی اینجاست کارایی مثل منشی شدن و … رو به فوق لیسانس نمیدن وقتی میپرسن مدرکت چیه ج که میدی میگن اینو واسه مدارک پایین تر در نظر گرفتیم. خدایی این انصاف نیست .مسئولین گرامی فقط 1 دقیقه نه بیشتر خودتونو جای این جوونای بیکار بذارید البته جوون که نه همه پیر شدیم و بی عاقبت ،جوجه های اخر پاییز مارو واسه چی اول پاییز نیست و نابود کردید

[پاسخ]

رضا
۰۹:۰۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام
دوستان عزیز به هرقیمتی و توی هر رشته ای وارد دانشگاه نشین.یه کم به بازار کار رشته ای که دارین میخونین فکر کنین تو رو خدا…
دارین وقت و عمرتون رو میزارین بیشتر تامل کنین.
من ارشد مهندسی شیمی خوندم دانشگاه امیر کبیر. سال 90 فارق التحصیل شدم و بلافاصله وارد بازار کار شدم. 16 ماه سربازیمم پروژه ای با ماهی 1 میلیون گذروندم. خدا شاهده که مشمول هیچ کدوم از بند های پ هم نبودم. قبول کنین که یه قسمتی از مشکلات هم تقصیر خودمونه. آخه دوست عزیزم همون سال 83 میشد فهمید که عاقبت رشته ای که میخونی همینه… چرا الکی عمر عزیزتو تلف کردی ؟! به هر حال امیدوارم مشکلت حل بشه.

[پاسخ]

رضا
۰۹:۰۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه. متن بالا رو خوندم و نتونستم نظرم رو نگم. ببینید منم کارشناسی فیزیک خوندم. ارشد رو هم تهران قبول شدم. اما نگاه کردم که ته این رشته چیه و دیدم که آینده نداره. من قصد جسارت ندارم. اما نشستم و دیدم که راهی نیست. یا باید می موندم و از زمین و زمان گلایه می کردم یا ی راهی پیدا می کردم. ارشد رو رفتم مدیریت. مسلما رفتن به مدیریت برای من دانشجوی ممتاز فیزیک یه شکسته. تو فیزیک خیلی زحمت کشیدم. مقاله دادم. اما باید اشتباه رو جبران کرد. بعد ارشد مدیریت بر خلاف تمام دوستانی که منظر بودن تا استخدام رسمی بشن یا یه دفعه مدیر بشن، اصلا منتظر استخدام نموندم چون پارتی نداشتم. اومدم تهران.رفتم ویزیتوری کنار آدمایی که خیلی هاشون تحصیلات ندارن. خدا می دونه چقدر خجالت می کشیدم وقتی ویزیتورا با مسخره می گفتن تو یعنی فوق لیسانسیییییی ! 1 سال تو سرما و گرما بیرون رفتم. جای جای تهران کفش پاره کردم. الان خودم مدیرم. دوستانم باور کنید کار زیاده. برید به مراکز استانتون. توی شهرای کوچیک مثل شهرهای ما معلومه کار نیست. منتظر استخدام نباشید. کارای دیگه رو شروع کنید هر وقت استخدامی شروع شد برید آزمون بدید اما زمان رو از دست ندید. مسلماً یه سال اول کارتون باید بیگاری بکنید. باید خاک خوری کنید. باید تحقیر بشید. اما بعدش همه منتتون رو می برن. رزومتون پر می شه. من هر روز برای دوستام کلی کار پیدا می کنم. ولی رو هر کدومشون یه بدی میزارن. خوب هیچ وقت همه پیز ایدا آل نیست. واقع بین باشید. من حقیر به عنوان دوستتون حاضرم از اگه راهنمایی خواستید بهتون بگم.

[پاسخ]

محمد
۰۹:۰۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام:منم مثل شما هستم ولی با این تفاوت که با مدرک کارشناسی برنامه ریزی روستایی 8 سال است دارم کارگری میکنم دلیل اونم بی عدالتی در جامعه است

[پاسخ]

مهدی
۰۹:۱۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

تورو خدا این دانشگاه ها رو درش رو تخته کنید به خدا اگه با دیپلم رفته بودم سرکار میلیونر شده بودم لااقل یه ماشین از خودم داشتم نه حالا که یه پراید شده 18 میلیون تازه اونم اگه دستم جایی بند بشه بخوام با حقوق کارمندی بخرم مردشور این مملکتو ببرن به امید روزی که خدا صدای ما رو بشنوه

[پاسخ]

azam
۰۹:۲۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام خدمت دوستان عزیز
من 32 ساله فوق لیسانس کامپیوتر.چون اشنا و پارتی نداشتم نشستم درس خوندم و تا حالا 4 ازمون قبول شدم ولی دریغ از یک روز کار رفتن.برای هر کدام هم جندین سال از عمرم را پیگیری کردم ولی وقتی بند پ نداری و اونهایی هم که دارند بسیار کلفت و کارسازه کاری نمیشه کرد.شرکت های خصوصی هم که سابقه کار میخواند.متاسفانه در منطقه ای زندگی میکنم که فقط بهرمند از دود 4 کارخانه بزرگ (ذوب اهن اصفهان.صنایع نظامی.فولاد مبارکه و سیمان سپاهان)ایران هستم.والا منم دیگه مث اینکه به بن بست رسیدم و … هر روز هم از خدا کمک میخام ولی… نمیدونم به کی باید مراجعه کرد و مساله ما چه زمانی حل خواهد شد!!!!!!!!!!!!!!!

[پاسخ]

میثم
۰۹:۲۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام منم مثل همه شما بیکارم،دوست عزیز درد هممون یکیه یه جا رفتم واسه کار گفتن ماهی 100000تومن واسه تدریس مدرسه غیر انتفاعی گلهای انقلاب خدایی این انصافه؟من 200000تومن کرایه ام میشه ماهانه ،یه جا دیگه رفتم میگن مدرک برای ما مطرح نیست ما کارگر ساده میخواهیم اونم سه ماه بدون حقوق ،ازمایشی و……..خلاصه من به حمالیم راضیم ولی بی سرمایه اولیه چون هم بی پولم هم ناامید مدرکمم گذاشتم در کوزه دیگران ابشو بخورن به قولی فوق لیسانس که چیزی نیست همه دارن ،یکی نیست به این مسئولین بگه به فکر ما نیستید به فکر انقراض نسل ایران باشید لابد میخواهید بعدش ادمای چینی رو جز وارداتتون قرار بدین ؟؟؟؟؟؟خون همه ما جوونای بیکار گردن شما مسئولینه حتی اگه گوشاتونو محکم بگیرین که صدامونو نشنوین ،ما کلاغ اخر غصه نیستیم که هرگز به خونش نرسه

[پاسخ]

mojtaba
۰۹:۲۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام
من هم28 سالمه مهندسی برق خوندم. ارشدهم گزینش کشوری دانشجو ممتلز قبول شدم ولی بعد از یه ترم انصراف دادم آخه هرچی دنبال کار گشتم گیر نیومد

[پاسخ]

محسن
۰۹:۲۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به دوست عزیز.توی این مملکت گل و بلبل که مسئولین گدا گشنه فقط به فکر چاپیدن و غارت مملکت هستند آخه درس چه ارزشی داره . این همه دکتر و مهندس بیکار ریخته .هی میگن درس بخون یه جایی برسی.

[پاسخ]

hamed
۰۹:۳۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام
من هم دقیقا به همین درد مبتلا هستم 27 سالمه بعد دو سال خدمت سربازی با فوق لیسانس مهندسی شیمی از دانشگاه علم و صنعت هرچی دنبال کار می گردم انگار دنبال یه چیز غیرعادی می گردم اصلا انگار وجود خارجی نداره ……..
نمی دونم این مسئولها داشتن چیکار می کردند که وضع ما اینجوری شده
آخه شما که عرضه مملکت داری رو ندارید واسه چی به مردم امید دادید که اینقدر بچه دار شند ؟

[پاسخ]

بهمن
۰۹:۳۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

مرسی از همه دوستان که درد دلهتونو نوشتین.
بنده کارشناس ارشد مکانیک هستم . زمانی که کارشناسیمو گرفتم ، هر جا که میرفتم سابقه کار میخواستن. منم به ناچار رفتم از اپراتوری دستگاه تراش شروع کردم تا پشت کامپیوتر نشستن. حدااقل چند ماهی رو سابقه جمع کنم. 2 ماه نگذشت که ی شرکتی باهام تماس گرفت و مسئولیت فنی و مهندسی رو پیشنهاد داد . حالا هم چندسالی هست که سابقه کار دارم. میخوام اینو بگم که از همون اول توقعات خودتونو پایین بیارین چون همه میدونیم وضعیت مملکت چطوریه. در آخر هم از این دوست عزیز تشکر میکنم.
امیدوارو همه سرو سامون بگیریم.

[پاسخ]

هیچ وقت دیر نیست
۰۹:۳۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام. دوست خوبم ، مطلب رو آقای دانیال به خوبی بیان کردن. شما درسته تحصیل کرده هستین اما سعس کنید فقط دنبال کارای خاص و مرتبط با رشته خود نباشید. دوستی دارم که فوق داره ولی تو پیش دبستانی به عنوان مربی کار پیدا کرده. پس بخواهید و توکل کنید و از همین لحظه عزمتون رو جزم کنید. انشاا.. در اینده وضعیت بهتری پیش روی شما قرار بگیره.

[پاسخ]

zohre
۰۹:۴۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان عزیز منم تو یه خانواده پرجمعیت بزرگ شده هر شش خواهر و برادرم تحصیلات دانشگاهی دارن ولی دریغ از اینکه کارمندی داشته باشیم برادر کوچکتر از خودم با سختی زیادی یه مغازه ترشی فروشی برا برادربزرگتره راه انداخته !!!! مشکلات خودمو از کجا شروع کنم (فوق لیسانس بیکار در شرف ازدواج بدون هیچ پولی برا جهیزیه) به امید موفقیت برا تک تک شما برادران ما حداقلش اینکه شغل خانه داری رو با جون و دل میپذیریم!!!!!!!!!!!!!!

[پاسخ]

مرتضی
۰۹:۴۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

من مثل خودتونم شاید زدم این تیر خلاصو به خودم و نموندم که این روزها رو ببینم

[پاسخ]

nima
۰۹:۴۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

باسلام.دوست عزیز منم مثل شما فوق لیسانسم تورشته مدیریت دولتی ولیسانس زبان انگلیسی.اما متآسفانه همه جا یاباید سابقه کارداشته باشی یا پارتی..32سال سن دارم ومجردوبی پول وآس وپاس..اما توهمین مملکت آدمهایی هستن که تو10سال بادست خالی سرمایشون به 25هزارمیلیارد تومن میرسه .میدونی چرا؟چون بزن وببند دارن ودر سیستم دولتی کسایی رادارن که براشون واسطه گری کنن وسرمایه های میلیاردی جمع کنن..برو فقط در خونه خدارابزن تاریشه آدمهایی که حق ماهارا به دیگران میدن بخشکونه .تا شاید ماقشرتحصیلکرده هم روزی به حقمون برسیم .ونخواد درحسرت یه شغل بادرآمدبخور ونمیرغصه بخوریم.

[پاسخ]

حسين
۰۹:۴۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام همدردان.من نيز مثل شما فوق ليسانس روابط بين الملل دارم هنوز هم بيكارم از خودم و از روي خانواده ام خجالت ميكشم برادرانم كه كه ديپلم هم نگرفتن هر كدام نان بخور و نميري دارن ولي من هر روز بايد سرم را جلوي هر كس وناكس خم كنم براي پيدا كردن كار

[پاسخ]

ماردین میلان
۰۹:۴۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام من کاملا درد دل آقای نام نوشته را با پوست و گوشتم احساس و درک کردم و تجربه کردم ، من هم سخت تر از آن شرایط درس خواندم.دیگه کلا استخدام رور بیخیال شدم .کدوی تو خالی.رفتم بازار و تجارت.با افکار و نگرشی که ما در تحصیل کسب کردیم و روحی متعالی داریم،وکتب که خواندیم زندگی را جور دیگر میبینیم.اما زندگی مقاوت هست….و خدا یکتاست و راه هزار تا…..در بن بست راه آسمان از است………شعار نیست من با تلاش و ااده پولادین دارم موفق میشم…………..

[پاسخ]

سارا
۰۹:۴۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

همه همکلاسی های من و البته خودم همین مشکلو داریم با لیسانس مهندسی برق
خداروشکر مرد نیستم
همش به حال اقایون دلم میسوزه که قراره زندگی رو بچرخونن
توروخدا فکری به حالشون کنید 4سال لیسانس خوندن الان هم فوق لیسانسمون تموم شده بیکارن
شوهر خودمم یه کاری که اصلا با رشته اش مرتبط نیست میکنه
حیفه که این همه زرنگ بودن و تلاش کردن این عاقبت کارشون باشه
گرچه منم هدف کار داشتم که درس خوندم ولی بنظر من اول اقایون رو باید جذب کنن

[پاسخ]

سارا
۰۹:۴۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام خدمت همه دوستاي خوبم ،جوانان اين مملكت.واقعا درد دارد كه در كشور به اين خوبي جوانان ما نااميد باشند بدليل بيكاري .ادم اين نوشته هارا بخواند و بدون هيچ توجهي از كنارشان رد شود مسلمان نيست بخدا.بعدا ميگن چراجوانانمان به خارج از كشور ميروند.اميدوارم خداو فقط خدا خودش به داد ما و امثال مابرسد.

[پاسخ]

masi
۰۹:۵۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

برادر من با لیسانس اقتصاد در اوج بی پولی و سربازی خودکشی کرد و من هیچوقت دولتم را از این بابت نمی بخشم که جوونا را به این مرحله از زندگی میرسونه

[پاسخ]

maryam
۰۹:۵۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز:
ممنون:حرف دلمون رو گفتی ولی چه فایده؟هیچکی به فکر ماجوونا نیست،میگن مشکل بیکاری رو حل میکنن اما کی خدا میدونه..امیدوارم شما هم کاری براتون پیدا بشه و هرگز ناامید نشید که ناامیدی بزرگترین گناه است…

[پاسخ]

goli
۰۹:۵۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

باسلامممم.منم یکی از این جوونای تحصیلکرده بیکارم بعضی وقتا که باخودم فکر میکنم میبینم که نبایدتمام زندگیمو صرف درس و کتاب میکردم و با سخنان یکی از دوستان که در بالا نوشته بودن باید میرفتم و یه فن یاد میگرفتم کاملا موافقم حداقل الان با اون میتونستم یه درامد هر چند ناچیز داشته باشم نه اینکه الان بشینم کنج خونه و از اینکه همه عمر و جوونیمو گذاشتم پای درس احساس پشیمونی کنم.اما در اخر باید بگم این مسئولینم باید به فکر این همه دانشجویی که به دانشگاهها میفرستن باشن اخر عاقبت ما چی میشه واقعا کسی میدونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

پوچ پوچ
۰۹:۵۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

بیست ساله دارم درس میخونم همه ش به امید اینکه یه روز خوب بیاد و منم برم سر کار…ولی کو کار…همسن های من بعد دبیرستان همه یا رفتن نظام یا رفتن کارگری و الان کسی شدن واسه خودشون.حتی اونیکع تو مدرسه بهم التماس میکرد که سر جلسه امتحان بهش تقلب برسونم الان واسه خودش سر کاره.ولی من که مثلا درس خودنم چی؟؟؟بخدا تمام فکر و ذهنم خودکشیه.همین و بس.داغون شدم داغون

[پاسخ]

آرزو
۱۰:۰۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان دست رو دلم نذارید دلم خونه من مهندسی برق کنترل خوندم اما یک سال هر چی دنبال کار میگردم تا پول حلال در بیارم نمیشه دیگه واقعا نمیدونم باید چی کار کنم

[پاسخ]

JALE
۱۰:۱۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

جانا سخن از زبان ما میگویی!!!!!؟؟؟؟؟ نابرده رنج گنج میسر نمیشود !!پس بزودی به گنج خواهیم رسید -نگران نباشید دیر و زود داره سوخت و سوز نداره – حرف از خودکشی و … حرف نازیباییه !!!برازنده یه فرد تحصیل کرده و عاقل و بالغ نیست ! بیایید فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم و دست به کاری زنیم که غصه سر آید !!!به هم ایده و طرح نو پیشنهاد بدیم به هم کمک کنیم همدردی خالی که به درد نمیخوره -مثلاً اگه جایی کار میکنیم که نیاز به نیروی کار داره معرف همدیگه بشیم و یه کم توقعات رو به خاطر شرایط امروزیمون پایین بیاریم زندگی بهمون لبخند خواهد زد.من توی یه شرکت صنعتی در شغلی که هیچ ارتباطی با تحصیلاتم نداره دارم کارمیکنم وبه اینده امید وارم *به امید روزهای بهتر و روشن برای همه

[پاسخ]

مریم
۱۰:۱۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام
وقتی بفهمی دیگرانی هم هستند درست مثل خودت همه چیز آسون تر می شه . منم مثل شما اسراف شدم. 32 سالمه . دانشجوی ترم آخرارشد MBA ام و کارشناسی برق .تو شهر ما درخواست زیادی برای رشته MBA نیست. اونقدر رزومه دادم که نصف شهرمون مشخصات و عکس منو دارن. در حالیکه اونقدر دوره ها و کلاسهای مختلف رفتم که فکر کنم دیگه از من با کلاس تر نیست…

[پاسخ]

مریم
۱۰:۲۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام.منم دو ساله کارشناسی مهندسی پزشکی رو گرفتم ی جا هم استخدام شدم پارسال با ازمون تامین اجتماعی اما چون بند پ رو نداشتم خیلی علنن یکی رو جام گذاشت حالا امسال با تمام ناامیدی شروع کردم برا ارشد خوندن اما اصلا شوق و ذوقی برا ادامه ندارم وقتی دو ساله همه جا برای کار میرم اما چون بند پ رو ندارم باید بیکار بمونم چ ارزشی داره ادامه دادن الان دیگه کاملا ناامید و افسرده شدم.برا اقایون ک کار بیشتر هم شده جدیدا اما ما دخترا ک دیگه دارن زندگی رو هم تزمون میگیرن.

[پاسخ]

م.و
۱۰:۴۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

به خودم امیدوار شدم.من هم لیسانس مترجمی زبان انگلیسی و ارشد مدیریت جهانگردی دارم ولی چه فایده واقعا کی قراره از ما استفاده بشه.بعضی وقتا واقعا از این که این همه سال درس خوندم پشیمون میشم.هیچ انگیزه ای واسه دکتری ندارم میترسم اوضاع بهتر نشه و من باز بیکار بمونم.

[پاسخ]

محم
۱۰:۴۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوست عزیزم، تو وهمه ی ما وهمه به اصطلاح جوانهای به اصطلاح تحصصیل کرده ی الاف ،دردی شبیه به هم داریم.نمیدونم،واقعا ناامیدی خیلی بده ،ولی عمرانسانها کوتاه هست.بهترین لحظاتش بافکر یه آینده ی خوب با تحصیل کردن ودرس خوندن، با اون همه مشقتش اون هم توی یک دانشگاه دولتی(به اصطلاح)گذشتش.بقیه اش هم بذار بگذره…………….آه…………..آه

[پاسخ]

محمد
۱۰:۵۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام.متولد65 هستم.کارشناسی ارشد حسابداری از گرگان هستم.3 ساله که بیکارم.پدرم پول عمل قلبش رو نداره و شغلشم آزاد بوده.منم بیکار مطلق هستم.آدم دردش رو ب کی بگه؟خدا ازشون نگذره.

[پاسخ]

محمد
۱۰:۵۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام
همه تو این مملکت به این بیچاره گی دچار شدند. همش هم به خاطر بی کفایتی مسئل ها در نحوه آموزش است.
من رشته مهندسی مخابرات دارم. ولی مثل شما از دانشگاه معتبردولتی کشور نیستم. دانشگاه آزاد خوندم. ولی خدا شاهده با هزار بدبختی ،خفتی ،نداری با درس های بدون روح و فوق العاده سنگین برق . ولی همه جا پارتی بازی هس .آزمون ها هم شده یه کاسبی با هزینه های جالب که هر وقت هم آزمونی باشه که رشته ما رو بخواهد دو سه تا بیشتر نمی خواد که اینها هم از قبل مشخص شدن.
جاهای دیگه هم که میری میگن سابقه کار رشته مورد نظر می خواهن(البته حق هم دارن ،ولی بی انصاف ها ،تا دیروز درس بعدش هم سربازی بوده)

[پاسخ]

پر
۱۰:۵۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام شرایط من هم به همین صورت هست لیسانس از بهترین دانشگاه و فوق هم از دانشگاه مطرحی در رشه تحصیلی خودم
تمام هم رشته ای ها با داشتن پارتی در شرکت های مرتبط از دوران لیسانس مشغولند و من یک سال و 4ماه به دنیبال کار و به دلیل نداشتن پارتی هر کجا که میرم با در بسته روبرو میشم که مُعَرفت کیه کسیو نداری ؟ فعلا کاری نداریم :(

[پاسخ]

میثم
۱۰:۵۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

برادر من ،من هم مثل تو هستم با وجود اینکه لیسانس کامپیوتر دارم ولی الان نزدیک 3 سال است بیکارم و از دوستانم هم خبر دارم آنهایی که با من کنکور دادند و قبول شدند الان هم مثل من روز تا شب الاف میگردند. تو آزمون استخدامی یه ارگان نمره قبولی کسب کردم بعد گفتند عدم تطبیق رشته و من را رد کردند در حالی که من برای رشته کامپیوتر آزمون داده بودم. یه آزمون دیگه دادم رشته کامپیوتر شرکت کردم کلا سوالاتش از رشته برق بود همین طرح مهرآفرین . برادر من ما تعدادمون به میلیونها نفر میرسه و فقط درد من و تو نیست . فقط میتونم بگم خدا بسوزادندشان که جوانی ما را تباه کردند

[پاسخ]

علیرضا
۱۰:۵۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

آخه میدونی مشکل یکی دوتا نیست تا کار نداری یک جور اذیتی و مشکلات داری وقتی هم کار داری یک جور !!!نگران نبا ش هنوز عقب نیستی ما همه سرکاریم البته سر” کار! اونایی که سر کارهستن الان 4 5 ماه حقوق نگرفتن یعنی دیکه انگیزه برای کار ندارن پس معضل یکی دو تا نیست

[پاسخ]

رویا 2
۱۱:۰۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام خدمت همه ی هم دردا و کسایی که می خونن و اصلا بی دردن من لیسانس حقوقم و 24 سالمه ولی امیدم به خداست .معتقدم باید دنبال کار تا خرخره دوید الان هر روز تلفن تو دستمه و دارم این طرف و آن طرف زنگ می زنم برای کارهای آزاد غیر دولتی .خدا رو چه دیدی شاید جواب گرفتم .الان پول تو کارای آزاده مگه کار دولتی چیه؟که اینقدر غصه می خورید برید دنبال کار آزاد که نه رئیسی توشه نه مرئوسی .آقای خودتونیدو سرور جونتون . پاشید والا .همین حالا .اگه حالتون خوبه و عقلتون سرجاشه غصه ی دیروز و بزارید کنار.تحقیق کنید.جوانبو بسنجید و سخت کار کنید.امیدتون سرامد عقلتون باشه ای شااله .

[پاسخ]

!!!
۱۱:۰۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

اینا مهم نیست ما انرژی هسته ای داشته باشیم نون نداشته باشیم تازه باید به فکر برادران سوریه ای ولبنانی باشیم یه وقت کم و کسری نداشته باشند.

[پاسخ]

ستاره
۱۱:۱۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با اینهمه استرس ونگرانی فقط چندسال دیگه فشارخون وناراحتی قلبی نصیبت میشه که تازه کسی هم نیست مخارج دوادرمانت بده من دقیقا بعد فوق لیسانس در دانشگاه دولتی همین حرص وجوشهارا خوردم والان با بیماری دست وپنجه نرم میکنم هرجارفتم وبه هردری زدم آخرش پارتی میخاست این مسئولین که پارتی دارن بچه های تنبل خودشون سرکارمیذارن وخودشون خوشن درد مارو درک نمیکنن دیگه نه اعتراض کن نه غصه بخور فقط باید منتظر عزرائیل باشیم تموم

[پاسخ]

معصومه
۱۱:۱۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستای خوبم
منم اوضاع کاری و مالی چندان خوبی ندارم ولی فعلا دارم سر کار می رم هر چند با حقوق خیلی جزئی ولی در حال حاضر همینم برام مهمه من توصیه می کنم برید تو محیط های کار حتی شده با حقوق های کم این باعث می شه که آدما رو بشناسین ارتباطاتتون بیشتر بشه تخصصتونم بیشتر بشه به کارای اداری بسنده نکنین خلاق باشین دوره های آموزشی ببینید کارای متنوع انجام بدین منم مثل شماهام بعضی وقتا بغض عجیبی تو گلومه که دور از چشم همه تبدیل به اشک میشه ولی خوب چکار می شه کرد باید تلاش کرد و امید به آینده بهتر داشت .حتما تخصصتون رو ببرین بالا استعداداتونو شکوفا کنین نزارین پشت میز های اداری افکاراتتون خاک بخوره
به امید موفقیت همگی همتونو دوست دارم چون جونین و پر انرژی . بیاین از این به بعد تو جامعه با هم مهربونتر باشیم و همو درک کنیم ما همه هم دردیم و تنها گاهی وقتا دلم می خواد با یه همدرد درد دل کنم ولی ….

[پاسخ]

سحر
۱۱:۲۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام عزیزان منم مث خودتونم دانشجوی ارشد شیمی پول ثبت نام نداشتم این ترمو ثبت نام نکردم.. متاهلم هستم و هرجا تونستم اسم نوشتم فرم پر کردم خلاصه خودمو کشتم ولی هیچ جا نشد برم سره کار فقط پارتی میخوادو بس.. نه که کسی رو نداشته باشم دارم اما واسم هیچکاری نکردن.. میترسن آدم دستش بره جیبش.. آخه دوروبر من همه حسودن.. بااینکه آزارم به کسی نمیرسه.. واقعا واسه همه بیکارا غصه میخورم ودعا میکنم خداوند مسمئولین رو براه راست برای ایجاد برابری ومساوات هدایت کند…

[پاسخ]

الهام
۱۱:۲۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام به همه ی دوستان عزیز، منم کارشناسی و کارشناسی ارشد از دانشگاه سراسری گرفتم دانشگاه راه دور با کلی هزینه و امید ،سختی راه و دوری از خانواده ،از دست دادن خیلی از موقعیت های زندگی به امید رسیدن به آینده روشن .الان تو دانشگاه بهم 4 واحد کلاس دادن ساعتی 6هزار یعنی ماهانه حقوقم 24 هزاره فکرشو کنید اگه از دیپلم کار میکردم الان کلی پول داشتیم.تو این مملکت واقعا استعدادرو میکشن .تحصیلات تو مملکت ما خیلی به درد نمیخوره چون الان دیپلمه ها دارن ماهی 500.600 حقوق منشیگری میگیرن و ما که تحصیل کرده ایم هیچ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

[پاسخ]

فاروق
۱۱:۳۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم ارشد بهشتی دارم خدمتم رفتم 28 سالمم هست یه ریالی هم پول ندارم و دقیقا این نامه شما دردل منم هست

[پاسخ]

psh
۱۱:۳۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

همین که این همه تحصیل کرده میگن که بیکارن باعث شد امیدوار بشم که خیلیا مثل منن.ولی خب تو این کشور شرایط اینه چاره ای نیست کسی که موقعیت خوبی داره به فکر بقیه نیست.نا امیدیم که مساویه مرگه پس باید به قول دوستمون مهارتامونو بیشتر کنیم تا شاید یه روزی یه جایی بتونیم کار کنیم

[پاسخ]

نا اميد نشو
۱۱:۳۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوست عزيز، تنها نيستي، من و خيلي هاي ديگه شرايط تورو داشتيم. من هم تو 1خانواده فقير بودم و الان 1پدر از كار افتاده و 3خواهر بيكار دارم بدون منبع درآمد، برادرم كه ازدواج كرده كمك خرجمونه. من دخترم و كارشناسي تو علوم پايه خوندم. به خاطر كار به شهر ديگه اي رفتم دور از خانواده. بعد از دوسال دنبال كار گشتن فهميدم تواين رشته كاري پيدا نميكنم و ادامش ندادم.ولي بازار كار حسابداري خوب بود. ارشد حسابداري دانشگاه آزاد قبول شدم و بعد از شش ماه به عنوان حسابدار جزء مشغول به كار شدم. تمام سختي هاي محيط كارو به خاطر هزينه هاي دانشگاه و سابقه كار تحمل كردم. الان به شهر خودم برگشتم و دنبال 1 كار مناسب ميگردم. هنوز مشكلاتم تموم نشده ولي فهميدم كه اگر ناميد باشم و تلاش نكنم وضع از اين بدتر خواهد شد. من راه حل مشكلم رو ادامه تحصيل در رشته حسابداري ديدم. هنوز دير نشده، راه حل رو خودت پيدا كن. اگر نااميد بشي نابود ميشي. چند سال ديگه ميگي كاش چندسال پيش فلان كارو شروع ميكردم.
تجربه خودم رو گفتم تا شايد كمي اميدوار بشي. تنهايي، بي پولي، بيكاري، درد مدرك ارشد داشتن و بيكار بودن، مجردي و … همشون سخته ميفهمم. ولي نذار سخت تر شه.

[پاسخ]

مینا
۱۱:۳۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم فوق لیسانس جنین شناسی هستم همینجوری بیکارم 29 سالمه دارم داغون میشم نه درامدی نه آینده ای خدا لعنت کنه مسئولین که میریم میبینیم طرف نشسته با دیپلم حقوق چند میلیونی میگیره اما ما هنوز اندر خم یه کوچه ایم

[پاسخ]

نام شما
۱۱:۴۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

ای پادشه خوبان داد از غم بیکاری دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

[پاسخ]

رقیه
۱۱:۴۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز حتی اگه کل جوونای ایران هم از این درددلها بنویسند و حتی اگه بزرگ مملکت هم اینارو بخونه, خوندن چیه حتی اگه گریه من و امثال منو ببینه به روی خودش که نمیاره هیچ, هیچ کاریم واسمون نمیکنه. فقط میتونم بگم واقعا متاسفم…………..

[پاسخ]

امید اژدری
۱۱:۴۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

باسلام
من باگفته اون دوستمون که بایدازایران رفت کاملا موافقم.دریکی ازشرکتهای پارس جنوبی مشغولم به محض به حدنصاب رسیدن تومن ازاین لجنزاری که واسمون ساخته اندلااقل اونجااگه بشم گارسون هم ایندم تضمینه

[پاسخ]

صديقي
۱۱:۵۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام
اميدت به خدا باشه
منم مثل شما بيکارم 30 سال سن دارم با پول خودم که با هزار زحمت و کاگري درس خوندم ولي با مدرک کارشناسي هنوز بيکارم.
کاش کسي بود کتا دولت هايي را که توانايي استخدام چند فارغ التحصيل را ندارند به خاطر بي کفايتي و تخريب اقتصاد و نااميدي جوانان اين مملکت محاکمه کند.
کشوري که منابع زير را دارد موفق است حتي اگر تحريم باشد:
سرمايه – زمين – نيروي کار
البته مدير هم را من اضافه ميکنم کسي که توانايي نظارت و مديريت داشته باشد البته انسان باشد آره انساني که بدي به خود راه ندهد.
التماس دعا

[پاسخ]

saber
۱۱:۵۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

خدا همه جوونا رو عاقبت بخیر کنه – بیکاری و بی پولی یا درآمد کم و…… بیداد میکنه اما نمیدونم چرا مسئولین به روی مبارکشون نمیارن

[پاسخ]

مریم
۱۱:۵۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز. شما تنها آدم بیکار این مملکت نیستید. من هم کارشناسی ارشد زبان شناسی دارم . دوسال است فارغ التحصیل شده ام و با هزار زحمت هفته ای 2 تا کلاس در یکی از دانشگاههای علمی کاربردی دارم. نه اثری از بیمه هست و نه خبری از کلاس نیمه وقت و تمام وقت. ولی مالیات کم می شود. تازه باید خدا خدا کنم که همین دوکلاس هم کم نشود! خلاصه شما غصه نخور. تنها فرد بیکار جامعه نیستید. من باید تا سال95 ماهی 50000 تومان قسط دانشگاهم رو بدم و گذشته از هزینه های شخصی، هزینه کپی مدارک و ثبت نام در این آزمون و آن آزمون هم دارد از هزینه های تحصیلی بالا می زند.
و متاسفانه باوجود اینکه رشته ما معمولا در گرایش های ادبیات، ترجمه و آموزش زبان انگلیسی واحدهای درسی مشترک دارد، اما مدیرگروها ترجیح میدهند از اساتید رشته های مذبور برای تدریس واحدهای زبان شناسی استفاده کنند و دیگر فرصتی برای اشتغال ما باقی نمی ماند! به هر مرکزی هم سر میزنی میگویند ما دانشجوی دکتری رو جذب میکنیم. حالا من دوراه دارم یا باید بروم بمیرم و یا باید در مقطع دکتری ادامه بدهم که باز هم معلوم نیست تضمینی برای شغل ما درآینده باشد یا نباشد!
یک ترم هم در یک دبیرستان غیرانتفاعی به صورت تمام وقت و 26 ساعت درهفته درس دادم و بعد از چهارماه که سرکار خانم مدیر کلید سوالات را در اختیار دانش آموزان قرار می دادند، با قرارداد ساعتی 2900 تومان، 160 هزار تومان به بنده عنایت فرمودند!!!! ولی چون برگ قرارداد رو ازمون گرفته بود نتونستیم شکایت کنیم! تازه خود مدیر هم پارتیم بود برای رفتن سرکار!!!!
آموزشگاهها هم که فقط اوضاع جمع کردن پول هست و بس. وضعیت بیمه هم که قوز بالاقوز است. خلاصه، چه کسی قرار است فکری به حال بیکارای این مملکت کند خدا می داند.

[پاسخ]

ابراهیم
۱۲:۰۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام خدمت همه ی دوستان
نمیدونم اکثر عزیزانی که پیام گذاشتند اهل کجای ایران زمین هستند.
ببینید دوستان درد دل این عزیز تحصیل کرده مشکل همه ی ما جوانان ایرانه،من لیسانس الکترونیک دارم و شهرمم اهواز هستش که یک شهر صنعتی خیر سرم.
به هر دری واسه ی کار زدم ولی همه ی کارها به عزیز دوردونه هایی که خونشون از ما رنگین تره داده شد(پول،رشوه،پارتی).
واقعا مسخره است چون نیروگاه رامین اهواز که نیروگاه برق هستش نیروهایی با مدرک غیر مرتبط به جای ما استخدام کرده که الکترنیک خوندیم.خلاصه اینکه فساد اداری توی ارگان های دولتی ایران بیداد میکنه فقیر ها فقیرتر و پول دار ها پول دارتر میشوند و امثال ما که وسط هستیم به پایین سقوط می کنیم ولی به بالا تا زمانی که پارتی و فساد اداری توی مملکت هست،صعود نمی کنیم.راستی یادم رفت بگم الان چیزی که من توی جنوب غرب و جنوب میبینم اکیپ های پیمان کاری چینی هستند که حتی دولت ما اون ها رو بهتر از ما میبینند برای کار.یکی نیست بگه آخه این همه جوان بیکار مملکته خودمون داره دیگه چرا اون ها رو میارین.

[پاسخ]

mahsa
۱۲:۰۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام
اين همه جوون دارن گلايه ميكنن چرا پس كسي جوابي نميده ببينم اگه بچه يكي از اين مسئولين محترم مملكتمون به وضع ما باشه بيخيالش ميشن يا به فكرچاره ميفتن….بابا مسلمون بابا مسئولين محترم يه جوابي بدين به ماها…….چرا اينقدر غصه واسه يه جوون ايروني بايد وجود داشته باشه….چرا اينقدر بي تفاوت هستين…..از خدا بترسين …….. ايشالا جووناي خودتون هم تو روز ما باشن تا ببينين چه حالي داره

[پاسخ]

sima
۱۲:۰۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز واقعا متاسفم برای شما و برای همهون,چون هممون دردمون یکیه ولی خوب چاره ای نیست باید خودمون از یک جایی شروع کنیم ولی امیدوار نباشیم که این مسئولین مثلا محترم یه فکری به حال ما بکنن که عمرآ نمیکنن چون همش به فکر خودشون و دوروبریاشون هستن ما باید امیدمون اول به خدا بعد به پشتکار خودمون باشه

[پاسخ]

نام شما
۱۲:۰۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام.شرایط منم دست کمی از این آقا نداره.تا جایی که یادمه از روزی که مدرسه رفتم تا زمان دیپلم شاگرد درسخون کلاس بودم و همه دوروبریام بهم میگفتن خانم دکتر.اما شرایطم واقعا واسه قبول شدن تو رشته پزشکی جور نبود.نبود امکانات و شلوغی خانواده و خ چیزای دیگه.با این حال سال اول توی کنکور قبول شدم وبخاطر انتخاب رشته مسخره ای که یکی از آشناهام واسم کرده بود تو رشته محیط یست قبول شدم با حالی که با رتبه ای که آورده بودم راحت خ از رشته های پزشکی را قبول میشدم.در حال حاضر ارشد آمایش و ارزیابی سرزمین دارم و بیکار.هر روز به آرزوهای فنا شدم فکر میکنم به اینکه الان فقط زنده ام.زندگی نمی کنم.وقتی آدم تو زندگیش امید نداشته باشه هیچی نداره

[پاسخ]

bikar
۱۲:۰۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوستان به نظرتون این قشر فوق لیسانس و لیسانس این چند سال اخیر در مملکت ایران جایی دارن؟کسی هست بگه اینا هم آدمن؟!واقعا کسی به فکر ما هست؟بعضی وقتها فکر میکنم خدا هم ما رو فراموش کرده از بس بی توجهی میبینم!

[پاسخ]

حاجی
۱۲:۰۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

انگاری کلمه به کلمه این نامه رو من نوشتم نه این دوستمون!
نمیخوام بگم خودکشی ولی اگر بگن الان وقتت تمومه حاضری بمیری با اشتیاق کامل میگم بله
من نه حالا جغرافیا که رشته به ظاهر پرکاری چون مدیریت خوندم! اونهم با رتبه تک رقمی ارشد در دانشگاه تهران!
ولی چه فایده؟ ای کاش نمیخوندم!
سال قبل هم حتی دکتری روزانه قبول شدم ولی نرفتم، ارشد چه گلی به سرمون زد که دکتری بزنه!
ای کاش رفته بودم سرکار از ابتدا

[پاسخ]

mahsa
۱۲:۱۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

24 سالمه اما به خداي واحد قسم ميخورم كلي واسه تحصيل و خرج و مخارجش زحمت كشيدم 6 ماه يه كارخونه رفتم واسه امور دفتري بعدش آموزشگاه رفتم واسه تدريس الانم كه مهندس شدم فروشندگي ميكنم والا بخدا من علاقه ام به اين كارا نيس من رشته خودم اگه كاري گيرم بياد پيشرفت ميكنم بخدا از ته دلم ميگم عاقه ام به درس و رشته خودمه اگه آشنا داشتم
اگه پول كافي داشتم ثابت ميكردم كه منم مهندس مملكتم آخه پول شده همه چي واسه آدما…..حيف كه بعد 24 سال فهميدم كه پول مهمه نه شخصيت نه سواد ….اگه زود ميفهميدم زود دست به كار ميشدم……..خودكشي و اين جور حرفا رو ولش كنين دوستان ما گناهي نكرديم كه ما تلاش كرديم باسواد شديم رشدفرهنگي كرديم
مرگ رو واسه باعث وباني اين مشكلات آرزو ميكنم…انشالا خير نببينن آدمايي كه به بقيه و آينده جووناي ناز اين مملكت خيانت كردن….خدا جاي ق نشسته انشالا عدالت برپا ميشه

[پاسخ]

بیکار
۱۲:۲۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه دوستان
اول از همه یه لایک قشنگ به افتخار دوستمون که حرفشو و حرف دل همه ما راا زد.
دوم اینکه دوست عزیز منم الان شرایطم مثل شماست کارشناسی را که گرفتم اصلا به فوق فکر نکردم گفتم برم دنبال کار اما 2 ساله هرچی کلاسه رفتم اما دریغ از 1 فرصت شغلی ،من کامپیوتر سخت افزار خوندم اما برای 1دختر کار سخت افزار پیدا نمی شه رفتم دنبال نرم افزار یکی باید پارتی داشته باشی یکی هم سابقه کار
همه مثل همیم

[پاسخ]

حمید
۱۲:۲۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه جون های باغیرت ایران نمیدونم کی بایدبه داد مابرسه ولی مطکئن باشین کمکی ازغیب نخواهدرسید ازماست که برماست

[پاسخ]

تانژو
۱۲:۲۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوستان من غم نخورید ورزش کنید
با نابودی تنها ارگان دولتی ویژه جوانان(سازمان ملی جوانان) و تشکیل وزارت ورزش و جوانان ، مگه کسی مونده که به درد جوانها برسه
الان همه چی شده ورزش ورزش ورزش

[پاسخ]

فکرمثبت
۱۲:۵۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

بچه ها بااین افکارمنفی به جایی نمیرسیدافکار مثبت داشته باشید که موفق میشین منم مثل شما بیکاربودم ولی باافکارمثبت الان کلی زندگیم تغییرکرده والان پولدارشدم.

[پاسخ]

سمیرا
۱۳:۱۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دقیقا شرایطتتو دارم با ارشد مدیریت.گریه کردم خوندمش چون همه ی شرایطتت مثل من بود بارها به خودکشی هم فکر کردم.چند وقته قرص اعصاب میخورم

[پاسخ]

mina
۱۳:۱۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

من کارشناسی معماری دارم همین بهمن هم می خوام امتحان ارشد بدم به امید اینکه ارشد بگیرم کار پیدا می کنم …. با خوندن این نوشته ها واقعا نا امید شدم… مگه ما چند بار دنیا میایم که اینجوری زندگی کنیم؟.جوونای هم سن و سالمون تو کشورای دیگه رو دیدین؟چقد بد شانسیم که اینجاییم!!!!!

[پاسخ]

طناز
۱۳:۱۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

متاسفم…………………………..

[پاسخ]

حبیب
۱۳:۲۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

تا مملکت روی ایشالله ، ماشالله میچرخه همینه… منم لیسانس بی کار هستم همه اون کسانی که تو دانشگاه براشون پروژه مینوشتم یا پایان نامه تنظیم میکردم الان سره کار هستن.. بهترین کار تجمع و اعتراض هست به نظر من.. چون تا اعتراض نکنیم هیچ اتفاقی نمیافته

[پاسخ]

نام شما
۱۳:۲۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان عزیز من از همون دوره کارشناسی دنبال کار بودم حتی خواستم خودم برای خودم کار ایجاد کنم ولی یا نتونستم مجوز بگیرم یا باید استخدام دولت بودم مثل زدن آموزشگاه علمی الان مدرک کارشناسی ارشد شیمی تجزیه دارم از بس حرف شنیدم خسته شدم امسال دکتری هم قبول شدم ولی راستش دیدم اخر درس خوندن به هیچ جا نمی رسه حتی دکتری،با حسرت کامل که هنوز هم حالم بهم ریخته است نرفتم و این دردناکترین لحظه زندگیم بود که به خاطر پول تحصیل و بزارم کنار به اضافه اینکه بعد از 5 سال درس خوندن و عذاب کشیدن مدرکم و بگیرم بازم بیام کنج خونه بشینم اون مو قع برام غیر قابل تحمل بود مطمئنا سر از تیمارستان در می آوردم برای همین ترجیح دادم ادامه ندم،دلم برای خودمون می سوزه و برای خودمون متاسفم،که کسی ارزشی برای تحصیل قائل نیست در زمان ما هر کس پولدارتر از احترام و ارزش بالاتری برخوردار است دیگه به تحصیل احترام نمیزارن

[پاسخ]

سارا
۱۳:۴۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم مهندسی معمار از دانشگاه سراسری دارم و وضعم مثل شماست فقط امیدواربه مدرک نظام مهندسی ام میدونم اونم بگیرم هیچ کاری نمی تونم باش کنم ولی بازم امیدوارم

[پاسخ]

سید
۱۴:۰۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیر
ممنون که درد دل ما را گفتی. من هم دقیقا مثل شما ورودی 83 هستم فوق لیسانس رشته مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر. البته من از شما هم وضعم بدتر است چون یه خریتی کردم و دارم دکتری هم می خوانم و هرجا برای کار می روم می گویند ما لیسانسه می خواهیم. واقعا دارم دیوانه میشوم از بیکاری. وقتی فکر می کنم که 4 سال دیگر را هم باید با بدبختی بگذرونم و باز هم آینده بدتر از الان می شده چون الان فقز با پارتی می شه هیئت علمی شد که ما نداریم!

[پاسخ]

فرید
۱۴:۰۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم مثل این فرد ارشد هستم و نگران
ارشد بیماری شناسی گیاهی- مغان

[پاسخ]

binam
۱۴:۳۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوست عزیز غصه نخور وضع هر جوونی که مث ما رفت دنبال تحصیل همینطوره من خودم مدرک ارشد شیمی با معدل 01/18 از دانشگاه دولتی دارم ولی بیکاره بیکارم،همه جا سر زدم اما به در بسته خوردم، هیچ جای این مملکت ارزشی برا زحماتی که خدا میدونه با جون و دل برا درس خوندن کشیدیم، قائل نیستن. من که ازشون نمیگذرم و حلالشون نمیکنم که باعث شدن تو این سن فقط حسرت آرزوهام رو داشته باشم و ناامید و سرخورده بشم. فقط یه جمله به مسئولین که نمیدونم واقعا چطوری اینقدر راحت دارن زندگی میکنن وقتی وضع مملکت رو به اینجا رسوندن: خدا وکیلی اگه بچه های خودتون این وضع رو داشتن آب خوش از گلوتون پایین میرفت؟

[پاسخ]

آرمان
۱۴:۳۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

فقط یه کم وجدان کافیه تا بعضی از مسئولین و مخصوصا مجلس رئ از خواب بیدار کنه تا قوانین مسخره سلطنت گرایانه بیشتر ارگانهای دولتی رو حذف کنن تا جوونای مملکتمون که تحصیل کردن پشت در نمونن تا فرزندان کارمندا و حقوق بگیرها سریع جایگزین پدرشون بشن بدون هیچ گزینش و مدرک تحصیلی معتبری ،بخدا این نوع استخدام ها و پارتی بازیها گناه داره حق الناسه

مکک

[پاسخ]

ناشناس
۱۴:۵۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام به همه دوستان گلم
این نامه سرگشاده سری دراز دارد!! واقعا چرا ما تحصیل کرده ها باید این چنین نگران آینده خود باشیم؟!!!
بنده با مدرک فوق لیسانس مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان الان دارم کار پخش نان میکنم!!! اینه انصاف و عدالت تو مملکت ما!!!
این همه درس خوندیم این همه جون کندیم!! به قول این دوستمون زمان ما اینجوری نبود که اینقدر ظرفیتها بالا باشه با جون کندن قبول شدیم و الان کاری واسمون نیست!!! الان اوضاع مملکت به سمتی پیش میره که واسه دیپلم بهتر از لیسانس و واسه لیسانس بهتر از فوق لیسانس کار هست!!! هر چه تحصیل کرده تر باشی ارزشمون پایین تره!!!
این انصافه که شرکت نفت فقط به خاطر 3 نمره مردود بشی؟!!
واقعا برای خودم و امثال خودم تاسف میخورم و همیشه این صدا همراه من هست که !!!!! ای کاش درس نمیخواندم، اگه کار میکردم الان وضعم بهتر از الان بود!!!!!
دلم مالا مال درد است و میدونم امثال من زیادند برای همتون آرزوی موفقیت دارم

[پاسخ]

منا
۱۴:۵۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

جانا سخن از زبان ما می گویی…
منم دانشجوی ممتاز کارشناسی و رتبه یک کارشناسی ارشد دانشگاه تهران مرکزی هستم .همین رشته شمارو هم خوندم و مدرک GISهم سال 87 از سازمان نقشه برداری خوزستان گرفتم. 2سال در به در دنبال کارهستم. همه جایی رفتم و مدارکمو تحویل دادم ولی دریغ و صد افسوس، از من به شما نصحیت بهیچوجه دنبال کار توی شهرداری و استانداری و بنیاد مسکن و … که مرتبط با رشته خودمون باشه نگرد، من که همه جا رفتم و دست از پا درازتر برگشتم. مگر اینکه پارتی داشته باشی. امسال هم دکتری بدون کنکوردانشگاه علوم تحقیقات تهران رشته برنامه ریزی شهری قبول شدم. برای اینکه بعدا نخوام افسوس و اما و اگرش به دلم بمونه گفتم بزار برم تحقیق کنم حداقل بدونم هزینه اش چقدر میشه بعد ازکلی تحقیق و حساب و کتاب دیدم حیف از اینهمه پول و بیشتر از اون حیف از عمری که بخوام بیشتراز اینا توی دانشگاه های ایران تلف کنم. دو روز پیش تولدم بود.سی ساله شدم ولی آنقدر غمگین بودم و ناامید که خدا شاهده آرزوی مرگ میکردم و به مرگ خودم رضا بودم. ولی الان که دیدم چقدر از جوانها مشکل منو دارن کور سوی امیدی توی دلم پیدا شد که بیشتر تلاش بکنم و راه های دیگه ایی رو هم امتحان کنم. تنها دلیلی هم که باعث شد این پیام بنویسم فقط فقط دادن امید و روحیه به شما بود که بدونی مثل شما هم هست. من واقعا از تمام بچه هایی که اینجا درد دل و نظرات و تجربیات خودشون گذاشتن صمیمانه متشکرم چرا که دقیقا برای من مصداق شعر بنی آدم اعضای یکدیگرند …. داشته و حداقلش باعث شد امید در من زنده بشه .

[پاسخ]

سپیده
۱۵:۱۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام
دوستان شرایط همتون رو درک می کنم…خودمم ارشد هستم و بیکار.اما بدونین روزی هر کسی نزد خداست و این روزی فقط به همون شخص میرسه…
خدایا منتقم و عدالت گرت را برسان.الهی آمین

[پاسخ]

حامد
۱۵:۱۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام،منم مثل شما لیسانس عمران دارم و هرجا رفتم میگن کار نیست،الان 4 ماهه که از مجبوری پیک موتوری هستم و بار مردم را اینورو اونور میکنم
چه میشه کرد ما دهه شصتیها نسل سوخته شدیم

[پاسخ]

مهدی
۱۵:۳۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام خدمت تمامی بیکاران ارشدی عزیز
تازه دیروز از گزینش رد شدم حالم بد بود با خوندن تمام نوشته های دوستان امید به زندگیم از صفر رسید به هزارررررررررر من در برابر همه شما شاهم چون تمام شرایط استخدامی ها رو دارم اما چون توی دوران کارشناسی مچبند سبز زدم توی استعلام های استخدامی از دانشگاه کارشناسیم که دانشگاه مثلا معروف!!!! علوم اسلامی رضوی بوده رد میشم تا حالا چندجا رفتم اما با استعلام فاتحه ام خونده شده خوش بحالتون که مثل من فقه و مبانی حقوق و تاریخ فرهنگ و تمدن رو توی دوران کارشناسی باهم نخوندین تازه بعد از این همه بدبختی پاس کردن 200 واحد درسی فقط توی کارشناسی هیچکجا مدرک این دانشگاه رو قبول نداره با این همه دبدبه و کبکبه اش حالا منم یک مدرک کارشناسی ارشد و احساس حماقت

[پاسخ]

زهره
۱۵:۳۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام من کارشناسی فناوری اطلاعات دارم 25 سالمه و حتی به ارشد فکر هم نمیکنم میخواهم یه کار یاد بگیرم ارشد راه حل نیست افزایش مهارت و شروع از کارهای ضعیف حتی منشی شدن

[پاسخ]

محمد
۱۵:۴۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه
درد دل هممون یکی منم لیسانس حسابداری دارم 5 سال توی یه شرکت خیلی ظاهرش قشنگه ( نمایندگی تویوتا) کار کردم البته نه در تخصص خودم بلکه به عنوان فروشنده و در آخر شدم مدیر فروش با ماهی 400000 تومان که در سال ششم تعدیل نیرو کرد و به خاطر نداشتن فروش خودرو منو به راحتی انداخت بیرون البته دستش درد نکنه توی این 6 سال منو بیمه نکرد ، سه ماه سه ماه از منو و دیگر همکارانم قرارداد امضاء می گرفت که همه چی را به ما پرداخت کرده و ما هیچ طلبی نداریم درصورتیکه اینطور نبود ، ساعت کار ما هم از 8 صبح تا 7 بعداظهر بدون اضافه کاری و در صورت تاخیر کسری کار ، مرخصی بدون حقوق ، به غیر از جمعه روزهای دیگه در تعطیلی رسمی باید کار می کردیم البته بجز روز فوت امام و عاشورا ، حالا به نظر شما من که متاهل هستم و بچه دارم و مستاجر هستم بدون حقوق چیکار کنم ؟ هرجا هم که استخدامی میاد فرم ÷ر می کنیم اما به دلیل نداشتن بند پ ول معطلیم

[پاسخ]

پاییز
۱۵:۴۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

به قول فریدون
کرده پنهان در گلو غوغای خویش
مانده ام با نای پر آوای خویش
سوت و کورم، شوق و شورم مرده است
غم، نشاطم را به یغما برده است
عمر ما در کوچه های شب گذشت
زندگی یک دم به کام مانگشت
بی تفاوت، بی هدف، بی آرزو
می روم در چاه تاریکی فرو
دوست عزیز کاملا درک تون می کنم،این مشکل تقریبا راهی نداره.
روزهاتو سپری کن……….

[پاسخ]

مهوش خزایی
۱۶:۰۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام ای بابا چی داری میگی من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم.ارشد شیمی-فیزیک با بهترین معدل هستم اما بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببیکاره ببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببیکار

[پاسخ]

بی طرف
۱۶:۰۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام با نظر اکثر دوستان موافقم . الآن آموزش دانشگاهی شده یک روش کسب درآمد از جوونا نه آموزش.دانشگاه های غیرانتفائی و آزاد و پیام نور سر دانشجوگرفتن باهم رقابت می کنند به طوری که صندلی خالی تو دانشگاه ها داره بی داد می کنه چیزی که چندسال پیش که ما کنکور دادیم اصلا معنی نداشت. اگه به دانشگاه ها بگن همون قدر که مدرک می دین کارم براشون پیدا کنید که الآن اینقدر لیسانس و فوق و دکترای بیکار ریخته نبود اگر به حد نیاز بازار کار دانشجوبگیرند که اکثرا میرن سر کار آزاد و تا وقتی دوستانشون مدرک می گیرند لااقل اونام یه حرفه ای رو یاد می گیرن خداییش خیلی حرفه سال ها درس بخونی و بعد با کسانی که پول و وقتشون رو هدر ندادند هم تراز بشی اگر سن بازنشتگی بیاد پایین حتی با افزایش حق بیمه ماهیانه اندکی از این مشکلات حل میشه نه این که هر سال سن بازنشستگی میاد بالا به نظرم کسانی باشند که از ده سال پیش می خواستن بازنشست بشن و هرسال یک سال اضافه میشه و هنوز باید کار کنند . این رو من که بلافاصله بعدآخرین امتحان دانشگاه شانسم گرفت و بدون هیچ پارتی رفتم سرکارهم درک می کنم که بی کاری از هر چیزی سخت تره اما خود کشی هم چیزی رو درست نمی کنه.

[پاسخ]

حسین
۱۶:۳۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان من با مدرک لیسانس کشاورزی 7ساله دنباله کارمیگردم همه جا هم رفتمه ولی انگار هیچ کس حرف من ونمیفهمه الان 31سالم بدون آینده ویا حتی یک نقطه روشن در اینده خدایش بعضی وقتها فکر میکنم خدایار چرا کجای زندگی اشتباه رفتم که به این سرنوشت گرفتارم

[پاسخ]

زهرا
۱۶:۴۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

باسلام دوستان خوبم من بعد از فراغت از تحصیل دو سه سالی معلم نهضت بودم کاری کردند که خودم ولش کنم بابچه چندروزه می رفتم دنبال شاگرد بعدش هو دو مون بستری شدیم بیمارستان .بعدشم کارموازدست دادم و افسردگی گرفتم باچه سختی قبول شده بودم <البنه کار که نبود نوعی زندون بود از اول هفته تا آخر هفته خونه و زندگی خودتو ول کنی بری تو یه روستای دور افتاده با آدمایی که حتی زبونشونو نمی فهمی . الان باحمایتهای شوهرم دارم ارشد می خونم اما تمام سعیمو دارم می کنم می خام اینو بگم که اگه کارم پیداکنید بازم نیازمند بندپ هستید و خوشحال نشید که دیگه تمومه و الان خوشبختید ولی باید تلاشتون رو بکنید و جز خدا به کسی امید نبندید امیدوارو یه روزی برسه تا همه مون مشکلاتمون حل شه

[پاسخ]

morteza
۱۶:۵۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام
من همه کامنت ها رو نخوندم، ولی دانیال پر از امید بود، آره امید. آدم با امید زنده است، خودم هم 3 ماه بیکارم، ارشد مهندسی از یکی از دانشگاه های تهران، سرباز که بودم گذاشتنم سر 4 راه، برای اینکه وقت آزاد داشته باشم و پروژه کسر خدمت انجام بدم، رفتم نیسان-تریلر نیرو انتظامی رو گرفتم، جالبش اینجا بود که 1 روز در میان میرفتم و تو طرح موتورگیری، موتور بار میزدم!(با ارشد)و روزهای استراحتم پروژه رو انجام میدادم، بالاخره 8 ماه کسری گرفتم، نکته پندآموز اینکه: همیشه غر میزدم، ناراحت و پرخاشگر بودم ولی با امید تلاش میکردم تا از این وضع نجات پیدا کنم. . .
پس نباید ترسید، باید توکل کرد و امیدوار بود هیچ اراده ای بالاتر از اراده خدا نیست، من آدمهای موفق زیاد دیدم، شما هم دیدید. . . نلسون ماندلا، خانم سوچی. . .مگه اینا خونشون بودن؟. .نه، تو بدترین شرایط زندان، زور و . . .زندگی مبارزه هست.
وقتی سرباز بودم، تو اون روزای سخت برای تغییر شرایطم. . همیشه موقع اذان که تو خیابان بودم و تارک شدن هوا رو میدیدم میگفتم:” مگه خدا به این بزرگی که دنیا به این روشنی رو تاریک میکنه(غروب آفتاب) نمیتونه شرایط من رو تغییر بده، میتونه خوبم میتونه” بعد میگفتم خدایا کمکم کن و تموم.
خدا ایشالا کمکمون کنه. . .
توکل یعنی، اجازه دادن به خداوند که خودش تصمیم بگیره!
تو فقط بخواه و آرزو کن و امیدوار باش و ایمان داشته باش که رویاهات همچون بارانی در حال فرو ریختننند، و بدون که خداوند نه بقدر رویاهات بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که میبخشد.

[پاسخ]

یاشار
۱۶:۵۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

ببینید عزیزان خودتونو ناراحت نکنید من کردم به جایی نرسیدم فقط اعصابم خورد شد.لیسانس و فوق لیسانس فیزیک رو از دانشگاه شریف گرفتم با معدل الف که فکر کنم بدونید معدل الف تو شریف یعنی چی.مثل خیلی از دوستام که وقتی ارشدشون تموم شد رفتن اونور آب من گفتم نه نمی رم وای میستم تو مملکت خودم کار می کنم سربازی هم نداشتم از طریق پروژه گذرونده بودم.یه سال در به در به این ور و اونور زدم خودمو آخرین چیزی که با پارتی برام پیدا شد حق التدریسی تو یه جهنم دره ای با ساعتی 4500 تومن 40 کیلومتر خارج شهر گفتم عیبی نداره اولش سختی میکشم بعد یواش یواش درس میشه بعد 3 ترم گفتن دانشجو کم شده دیگه برات واحدی نداریم.دیدم چاره ای نیست گفتم بخونم برا دکترا شاید بورس شدیم خوندم برا دکترا رتبه 15 دکترا شدم الان بعد از دو ترم و این ور و اونور رفتن واسه بورس هیچ جا بورسم نمی کنه فقط مدارکو میگیرن و دیگه خبری نمیشه مثل دوستان دیگه که اینجا کامنت گذاشتن فکرای زیادی از ذهنم رفت حتی خودکشی ولی از خدا ترسیدم و دلمم برا مادرم سوخت حدود 6 ماه هم کاملا افسرده شده بودم و در آخر به فکر اپلای و رفتن افتادم و چند هفته دیگه میخوام زبان بدم و برم کاری که همون اول باید میکردم.توصیه من هم به شما همینه کاری وجود نداره براتون گشتم نبود نگرد نیست فقط قبل از این که دیر بشه تصمیم بگیرید اگه واقعا به رشتتون علاقه دارید و میخواید از طریق رشتتون درامد داشته باشید راهی جز رفتن ندارید اگه هم نمی خواید یا وابستگی دارید مثل یکی از دوستان که گفت برید فنی حرفه ای یه چیز یاد بگیرید همون کارو بکنید به جز این دو راه انتخاب دیگه ای ندارید جز بیگاری برا یه مشت….استغفرالله.

[پاسخ]

ابراهيم
۱۷:۰۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با عرض سلام خدمت همه دوستان
برادر گرامي نااميدي اصلا كار خوبي نيسيت؛ اين مشكل تو نيست كه خوب درس خوانده اي بلكه مشكل كساني است كه مديريت ضعيف دارند يا در وظيفه شان كوتاهي مي كنند يا ناعدالتي نشان مي دهند پس نبايد تو ناراحت باشي بلكه يه كسان ديگه اي بايد ناراحت باشند.
من اگر جاي تو باشم هيچ وقت ناراحت نمي‌شوم و خودم را سرزنش نمي كنم چون اگر در كارم سستي مي كردم و درسم نيمه تمام مي‌موند يا نمي تونستم خوب درس بخوانم خودم را سرزنش مي كردم ولي وقتي كه كوتاهي و سستي نكرده ام و خوب درس هايم را خوانده‌ام پس ديگر جايي براي سرزنش نيست. نه، نه تنها جاي سرزنش نيست بلكه هيچ وقت اميد خود را نيز از دست نداده و بر خدا توكل مي‌نمايم و شرايط به وجود آمده را به كمك خدا خوب مديريت مي‌كنم و حتما هم اميد و يقين دارم كه روزنه و راهي براي موفقيت دارم و دنبال آن ميگردم و هيچ وقت دست از كار و تلاش برنمي‌دارم حتي مرگ هم نمي‌تواند اميــــــد را از من بگيرد چون خدا اميد را به من هديه داده است.

[پاسخ]

افسوس
۱۷:۳۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم رتبه دو رقمی کنکور سراسریم!! اولش به خوب درس خوندنم افتخار می کردم ولی الان با این اوضاع بیکاری به سختی هایی که کشیدم و عمرمو تلف کردم افسوس می خورم…

[پاسخ]

Female
۱۷:۳۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوست عزيزم،من هم مثل شما هستم،ارشد مهندسي مواد سراميك دارم،اما الان يكساله كه دنبال كارم اما هيچي به هيچي!
يكي از دوستام مثل من ارشد داره انا با پارتي الان داره دانشگاه درس ميده با فوق ليسانس!!! تازه مدير يه جايي هم شده و خلاصه حسابي خداروشكر درآمد داره!
اما من چي!
و ار همت مهمتر بيكاري آدم رو نابود ميكنه،فرقي نداره دختر باشي يا پسر،پولدار يا فقير!
من ٢٨ سالمه و از نظر مالي خيلي پولداريم! اما تجربه اي ندارم كه حتي خودم سرمايه گذاري كنم! هرجايي هم كه ميرم كه يا خرج رفت و آندم ميشه يا اصلا قبولم نميكنن!
همه اينا تقصير كيه؟ معلومه تقصير كيه…!
حالا به قول شما ما دهه ٦٠ بوديم كه دانشگاه رفتن سخت بود،واي به حال جووناي امروزي!!!
واقعا نا اميدم و بدون انگيزه…:-(

[پاسخ]

Female
۱۷:۴۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

ببخشيد اگه اشتباه تاىپي داشتم،وقتي متن رو خوندم اينقدر اعصابم خورد شد و ناراحت شدم كه فقط خدا ميدونه!:-( وقتي فكر ميكنم باز من كه دخترم،الان خرجم رو خانوادم ميدن و وقتي هم ازدواج كردم همسرم،اما يه پسر چيكار بايد بكنه!!! البته با تمام اين حرفها بيكاري واحساس اينكه اينهمه تلاش بي فايده بوده آزار دهنده هستش،چه دختر باشي چه پسر،از ما كه گذشت و زندگيمون پوچ شد،اما واقعا واي به حال آيندگانمون

[پاسخ]

آرزو مند عاقبت بخیری همه مردم مخصوصاً جوااااااانان تحصیلکرده
۱۷:۴۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه جوانان تحصیلکرده و صبور. منم ارشد زیست دارم و 32ساله و بیکارم و مثل همه شما درد و دل زیادی دارم ولی با خوندن حرفای شما خودم رو فراموش کردم و به خاطر مشکلات اشتغال و ازدواج همه دوستان واقعاً قلبم درد گرفت و فقط میتونم بگم توکل کنید به خدا و ناامید نباشید انشاا… بزودی همه مشکلات برطرف میشه و روی خوش زندگی رو خواهید دید .براتون همیشه دعا میکنم وامیدوارم امام زمان(عج) هم دعاگوی ما باشه.

[پاسخ]

سارا
۱۷:۴۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

همیشه وقتی کمیت فدای کیفیت بشه همین اوضاع هم پیش میاد، متاسفانه اونایی که با نادانی خودشون درباره وضعیت علمی یک مملکت تصمیمات ناصحیح میگیرن کم نیستن. داداش گلم من و تو و میلیون ها مثل ماها تو این مملکت همین شرایط رو داریم حتی بعضی هامون اوضامون خیلی بدتر هم هست ولی “ایمان داشته باش خوشحال ترین مردم روی زمین آنهایی نیستند که هیچ مشکلی ندارند،بلکه آنهایی هستند که یاد می گیرند با چگونه با کمبودهای زندگی کنار بیایند.” میتونم قسم بخورم شرایطی که من داشتم و دارم خیلی خیلی بدتر از شرایطی هست که بیان کردی داداشی اما هیچوقت تو فیلمها از کسانی که نقش شون تسلیم شدن بود خوشم نمی اومد و از کسایی که با همه کمبودها با خطرات گلاویز میشدند خوشم می اومد چون آنها قویتر،داناتر و باایمان تر از همه بودن. هیچوقت تسلیم نشو، تسلیم شدن نشانه ضعفه و تاریخ و طبیعت ثابت کردند ضعیفها باید در سطح پایین بمونن. ضمنا داداشی اگه من و تو و امثال ما حماقت و نادانی بالادست ها رو درک می کنیم نتیجتا ما داناتریم بجای اینکه بیکار بشینی و فکر اینکه اگه بخوای دوباره شروع کی، اگه بخوای یه مهارت یاد بگیری برات افت کلاس داره چون تحصیل کرده ای و… رو تو ذهنت پرورش بدی، فقط دوباره شروع کن حتی با کمترین مزد و با کمترین سطح شغلی(ازنظر دید جامعه وگرنه من خودم بخاطر درآوردن هزینه هام حتی مجبور شدم …… حال بماند) . داداش جونم زندگی سخت و سخت تر درآوردن هزینه هاش مخصوصا تو این زمونه س ولی خوب یقین دارم اگر من تو این دنیام، اگر خداوند بزرگ و مهربون خلقم کرده، اگر به من قدرت داده که درست و نادرست رو تشخیص بدم، خوب دراینصورت من از همون اوایل تحصیلاتم با مطالعه میدونستم که فقر و بی پولی بی ایمانی هم میاره اما خوب برا کسایی بی ایمانی میاره که بجای عقل ودانایی شون، احساس مادیشون براشون تصمیم بگیره. با یقین اراده محکم میتونی پول دربیاری، فکر کن تحصیلاتت تو آتیش سوخته و از بین رفته،غصه گذشته رو نخور تو حال زندگی کن و با کمترینها و کاملا بی توجه به حرفهای دیگران شروع کن می بینی که چقدر پولدار میشی. من خودم با وجود تحصیلات ارشد از کارگری پیش آشپز گرفته تا …. انجام دادم و الان برا خودم از پول دست رنج خودم خونه هم خریدم، حالا هم فکر اینم که خودم برای خودم یه کار مستقل انجام بدم. اونهایی که فقط میگن من تحصیلکرده ی بیکارم نمیخوان دل به کار بدن، این دسته افراد بیشتر اهل حرفن تا عمل.
حضور گل این دوستم که حاضرن تو خارج کارگری بکنن هم عرض کنم بنده متاسفانه با همین افکار اونجا هم رفتم و دیدم و لمس کردم که بیکار بودن اینجا هزاران بار نه بلکه بی نهایت بار بهتر و شرافتمندانه تر از اونجاهاس.
درآخر حضور همه گلای مملکت: ” ذهن همچو باغ است و فکر همچو بذر…. میتوان گل رویان یا هرزه علف…. موفق و پیروز باشید اگر واقعا طالب آنید.”
سارا دانشجوی دکترای زبان انگلیسی 29 ساله

[پاسخ]

مجید
۱۸:۰۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز
میدانم هر چقدر هم که بگویم درکت کردم دروغ است ولی باز میگویم درکت میکنم ولی خواهشا فکر خودکشی یا امثال اینها رو هم نکن چون من معتقدم خدا با تو و خوانواده فقیر توست پس فقط بر او توکل کن تا گره مشکلاتت باز بشود.

[پاسخ]

زهرا
۱۸:۱۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم همین مشکلو دارم..یادمه وقتی مدرسه میرفتم تست هوشی که ازمون گرفتن من بالاترین ضریب هوشیو داشتم و معلممون فقط از اینکه من همچین هوشی دارم شگفت زده بود…ما خانواده متوسطی بودیمو مدارس دولتی رفتم و با سعی زیاد و کلی امیدواری دانشگاه علامه تهران قبول شدم اماالان 2 سال فارغ التحصیلم و هیچ کجا کار نیست آموزش و ‍‍‍برورش که یهو تصمیم گرفت فقط از دانشگاه فرهنگیان اشتخدام کنه بانکها هم فقط آقا استخدام میکنن که البته همه میدونن این آزمونا همه فرمالیته هستن…من هیچوقت کم کاری مسولارو بخاطر هدر دادن عمر و زندگیمون نمیبخشن..خودشونم میدونن حالا حالا نمیتونن اشتغال فراهم کنن الکی ظرفیت دانشگاهارو بالا میبرن تا الکی ما جوونارو سرگرم کنن..اما آخه تا کی؟ اگه یه روز جنگ بشه من عمرا از این نظام دفاع کنم این حرف من نیس حرف خیلیاس

[پاسخ]

زهرا
۱۸:۱۷ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

من میخوام از ایران برم..چون بیکارم..دارم هدر میرم.. واسه شما که مشکل درآمد داری بهتره ترکیه فان بشی..احتمال زیاد بتونی قبول بشی خرجت هم اونا میدن بس انداز هم میتونی بکنی…نا امید نباش

[پاسخ]

مرجان
۱۸:۲۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

ای خدا ایکاش صدای دردهای ما ب گوش کسانی که باید قدمی بردارند برسه. منم کارشناسی ارشد مهندسی شیمی (طراحی فرایند نفت )دارم.شهریور 90 از یکی دانشگاههای دولتی خوب کشور کارشناسی ارشدمو با ی دنیا امید گرفتم ب خیال اینکه مدرک یک رشته خوبی از دانشگاه بسیار خوبی دارم. دو ساله در ب در دنبال کارم 30 سالمه الان . افسردگی گرفتم اما ب قول این آقا هیچ کدوم از شرایط بند پ رو ندارم. کی میخواد جوابگوی دردهای ما باشه آسیب های روحی و جسمی که به امثال من رسیده…..تازه من زنم هر جا برا مصاحبه میرم میگن دور بچه آوردنو تا چند سال باید خط بکشی خب منه 30 ساله تا کی باید دور همه خواسته ها و نیازهامو خط بکشم
.هیچ وقت لذتی از این زندگی نبردیم بخاطر ساختن آینده خوب سالها از خوشی ها … گذشتیم اما مثل اینکه این قصه تا پایان عمر ما ادامه داره . بی امید بی انگیزه افسرده زندگی کردن واقعا وحشتناکه..

[پاسخ]

محمد-ه
۱۸:۴۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

خوش بحال شما.منم 40 سالمه فوق لیسانس و بیکارم.از مسئولین کسی نیست بپرسه آیا بچه های مسئولین هم بیکارند.؟باید امام زمان درستش بکنه.التماس دعا

[پاسخ]

الهام
۱۸:۵۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

درد و دل شما دوست عزیز رو خوندم،دروغ نباشه حسابی روی من تاثیر گذاشت فقط حیف که کاری از ما ضعفا ساخته نیست منم لیسانس حقوق دارم اما تا امروز راضی بودم جایی کارگری کنم تا بتونم با درامدش فراگیر ارشد بخونم ولی حالا میبینم اونقدرها هم ارزش نداره نمیخوام بگم ضعیفم و زود تسلیم شدم نه ولی حتی واسه کارگری هم منو نخواستن دیدید حالا قوی ام اما امیدمو از دست ندادم و از تو برادر عزیزم میخوام به خودت فشار روحی وارد نکنی و به این فکر کنی همیشه از بد بدتر هم هست چون همونطوری که میبینی مثل ما زیاده پس با توکل به خدا و امید به حق دوباره برو دنبال کار و از بیکاری نا امید نشو مطمئن باش که خدا چیز بهتری برات در نظر داره صبر و پشتکاررا از یادت نبروهمچنین یادت نره که خداوند گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری

[پاسخ]

جواد
۱۹:۳۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام.منم لیسانس مدیریت بازرگانی دارم و الان دوساله کار پیدا نکردم.هر جا رفتم یا سابقه کار خواستند یا سهمیه یا پارتی…

[پاسخ]

یلدا
۱۹:۳۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

اومدم کامنتارو بخونم دیدم بیشتر از چیزیه که بشه خوند :) اینه ایران ما این فقط مشکل تو نیست میبینی ههمون عمرمون هدر رفته! با درس خوندن …جالبه نه! ز گهواره تا گور تو جامعه ما معنا نداره! من رشته بورس این روزا رو دارم مهندس IT منم وضعم همینه…به امید یاری خدا اول واسه شما بعد واسه ما……….

[پاسخ]

مینا
۱۹:۳۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

درد و دل تمام دهه شصتی ها !!! که واقعا نسل سوخته هستند . اگه هم با دولت آقای روحانی استخدام شروع شود شرایط سنی دارد که ما باز هم مردود هستیم !

[پاسخ]

shadi
۱۹:۵۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

فك كنيد كه من همهي مشكلات شمارو دارم با فوق بيكارم و بي پول و كلي مشكلات غيرقابل تحمل ديگه، شما تلاشتون رو بكنيد و هيچوقت به خودكشي و اينا فك نكنيد من خودم از زيادي مشكلات از ديشب تا حالا مدام گريه كردم باور ميكنيد كه من ارزو ميكنم كه جايي براي گريه كردن دتشتم كاش اينم ندارم.

[پاسخ]

ugd
۲۰:۰۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوست عزیز بنده هم فوق لیسانس زمین شناسی مهندسی هستم، با دو تا بچه و 10 سال سابقه اجرایی 9 ماهه بیکارم، حدود15 میلیون قرض بالا آوردم.
خدا برای باعث و بانیش نسازه

[پاسخ]

صفورا
۲۰:۰۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام حرف منو همسرم منو زدید همگی ماهم همین مشکل داریم و بیکاری و دوسال عقد یمو موندیم چیکار کنیم بایه عالمه بهی و وام همه م میگن درست میشه درست میشه ولی تا پارتی نباشه هیچی درست نمیشه و کار حسابیم پیدا نمیشه هیچکسم نی به داد دل اینهمه جوون برسه بعد میگن چرا امار طلاق بالا رفته چرا جوونا ازدواج نمیکنن و چرا و چرا و چرا واقعا نمیدونن چرا یا خودشونو زدن به اون راه اینم زندگی شد با این همه بدبختی

[پاسخ]

پریسا
۲۰:۱۱ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم ارشد هوش مصنوعی دانشگاه خوارزمیم و بیکار و مثل شما………..

[پاسخ]

farzaneh
۲۰:۱۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

دوستان عزیزم سلام
من هم ترم آخر کارشناسی ارشد هستم و قبول دارم که شرایط خیلی سختی رو داریم می گذرونیم و قبول دارم بند پ وجود دارد و این وقتی بود که شک نداشتم از بین 3 نفری که باید گزینش بشن من وضعیت بسیار خوب و غیرقابل مقایسه ای با 2 نفر دیگه داشتم و متاسفانه فرق من با شخصی که انتخاب شد عدم آشنایی با افرادی بود که مصاحبه رو انجام داده بودند.بگذریم…
وقتی تصمیم گرفتم بیکار نباشم باید همه چیز باشم جز بیکار.خیلی جاها رفتم و گفتم کار بلد نیستم اما اهل کار وبا استعدادم.واسه خیلی جاها 3-4 روز رایگان کارکردم اما از این بابت ناراحت نبودم . این برخورد ها بهم یاد داد که گاهی برای بدست اوردن چیزی باید حتی ضرر کرد. یکی دو جا رو کار کردم حتی جوری بود که هزینه ی رفت و آمدم بیشتر از حقوقم بود وبه صورت تمام وقت از 8-13 و از16تا 20:30 حاضر شدم با حقوق 150 هزارتومان کار کنم این در حالی بود که کرایه من ماهیانه 180هزارتومان بود.اما باید از جایی شروع می کردم .نتیجه این 3 ماه با دل و جون کار کردن و مهمتر از همه خوشرویی در محل کاراین شد که توانایی هامو کم کم شناختن ومنو جایی فرستادن که حقم بود توی 5 ماه گذشته در 3 شرکت مشغول به کار شدم . در حال حاضر هم توی یه شرکت معماری مشغول به کار هستم تایم کاریمو خودم تعیین کردم و ساعتی 7 هزار تومان کار می کنم و این اتفاق در 8ماه صبوری اتفاق افتاد و الان از این وضعیت راضیم.رمز موفقیتم رو یک چیز میدونم خوشرویی جاذب همه ی خوبی های دنیاست.جایی که موج مثبت بفرستی حتما موج مثبت دریافت می کنی.
من مطمئنم شرایط خیلی بهتر از این می شه.حواسم به اطرافیانم هم هست.هر جا بتونم کمکشون می کنم.معرفیشون میکنم و هر چیزی رو که یاد گرفتم بهشون یاد می دم و از این که نکنه بازار کار خودم خراب بشه نمی ترسم.میدونم برکت هم داره
امیدوارم شما هم موفق بشید
خدا حواسش به همه ی بنده هاش هست…
این رو مطمئنم.فقط صبر کنید و دست از تلاش بر ندارید
یک روز هم نوبت شماست….

[پاسخ]

حمید رضا
۲۰:۱۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

احساس میکنم دیگه منزلت اجتماعی ندارم ب خاطر همین این نوع ادبیات رو انتخاب میکنم.منم خیر سرم ارشد هستم.فقط همینو بگم خیلی سخته ی مرد بگه ویرون شدم.دیگه به آخر خط رسیدم واقعا.اخه این چه مملکتیه ک ما داریم.بخدا بسه دیگه….

[پاسخ]

زهرا
۲۰:۲۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام خدمت همه دوستان عزیز
منم ارشد برنامه ریزی درسی هستم و منم مثل شماها بیکار بی پوب بی پارتی ناامید افسرده هستم. نمیدونم ما بچه های دهه 60 چه گناهی کردیم که موقعی به دنیا اومدی که وقتی میرفتیم مدرسه باید سه نفری روی نیمکت مینشستمی وقتی هم خواستیم کنور بدیم نزدیک دو میلیون نفر کنکور شرکت میکرد که پوس تمون در اومد تا کنکور قبول شیم الانم که این جوری بیکاریم واقعا نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم من برای همه تون بمیرم که انقدر غصه میخورید ما باید یا ده 50 میامدیم دنیا یا ده 70 دهه 60 نسل سوخته اس سوخته ی سوخته بمیرم برا همه تون

[پاسخ]

سمیه
۲۲:۰۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

منم ارشد دارم به رتبه الف از دانشگاه 2ساله بیکارم شوهرمم ارشد داره 2 سال ونیمه دنبال کار میگرده خدا از باعث وبانی این وضعیت جونای ایران نگذره

[پاسخ]

ندا
۲۲:۱۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

این نامه و کامنت هارو که خوندم واقعا اشک توی چشمام جمع شد…واقعا دلم به حال خودم و آدمایی مثل خودم می سوزه..منم خودم بیکارم..ولی همیشه از خدا می خوام که اول به همه ی پسرا کار بده…واقعا پسراو مردای مملکت ما توی این وضع واقعا نیاز بیش تری دارن به کار..یعنی واقعا یه روزی میرسه که مردم شریف مملکت ما از این معضل بیکاری رها بشن..خدایا به همه ی جوونای ما صبر بده..به همشون اونقدر امید بده که توی این وضع دووم بیارن.

[پاسخ]

من
۲۲:۱۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

من ناظر یک اداره هستم سال 88 از دانشگاه تبریز فارغ التحصیل شدم خیلی از همکارا ارشد عمران دارن اما مدیر اداره دیپلم بود بعدها بخاطر اینکه خیلی ضایع نباشه مدیر بی سوادمون که فقط بلده از کارمندا بیگاری بکشه رشته کاردانی جغرافیای بدون آزمون دانشگاه آزاد شهرمون رو ثبت نام کرد. از اداره به مدیر گروهشون زنگ میزد و کلاساشو هماهنگ میگرد!!!

[پاسخ]

مریم
۲۲:۱۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

به قول یکی از عزیزام به حق امام زمان مشکلت حل شه

[پاسخ]

saeed
۲۲:۱۹ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

غصه نخور پیسته بخور!!!
البته دیگه پیسته هم گیر نمیاد پس بهتره غصه بخوریم

[پاسخ]

علیرضا
۲۲:۲۵ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

خدمت دوست عزیزم و تمام عزیزان دیگر سلام ، من هم مثل شما لیسانس مکانیک هستم و البته چون در هترستان بوده ام و کار فنی را 4 سال نظام قدیم 30 سال پیش تجربه کردم و این را بگویم که درس نقشه کشی را از دوران محصل بودنم دوست داشتم و از همین یک درس شروع به تدریس در مراکز فنی و حرفه ای و سپس جذب بازار کار شدم . لذا توصیه میکنم که از تمام واحد های تخصصی رشته ای که خوانده اید یک یا دو درس تخصصی بسته به علاقه خودتان را انتخاب و ابتدا تدریس و همزمان ارتباط با بازار و نهایتا” موفقیت . انشاءالله

[پاسخ]

بیکار
۲۲:۲۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

من لیسانسم بهداشت عمومی و بیکار .تا زمانی که این بند پ وجود دارد نوبت هیچ وقت به من و امثال من نمیرسد .متاسفم برا سوریه و لبنان.یکی نیست بکه شما که نمیتونین کار به جوون مردم بدین برا چی دانشگاه میزارین.

[پاسخ]

مهرداد
۲۲:۳۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان، تقدیر الهی چو پی سوختن ماست ما نیز بسازیم به تقدیرالهی، من مهرداد 33ساله دانشجو دکترای مدیریت بیکار مثل شماها عزیزان من،امروز دارایی من چندتا کتاب و جزوه هستش با بلیطهای اتوبوس رفت و آمد میکنم وقتی میخام برم تهران دانشگاه از خواهر کوچیکم که پس انداز داره پول قرض میکنم، خلاصه سرتونو درد نیاورم وقتی میخاستم برم دانشگاه پسر عموم گفت بیخیال درس شو بیا بریم خدمت بعدش بزنیم تو کار آزاد خر شدمو قبول نکردم حالا اون متأهله و من مجرد،اون دو تا بچه داره پول تو جیبی بچه هاش که میرن مهد 10تومن ولی من پول یکماه ده تومنه. اون یه ماشین داره 70 میلیون تومن من یه کارت مترو و اتوبوسرانی دارم، اون یه خونه داره 200 تومن ماهی 3میلیون اجاره میگیره من تو خونه بابام هستم و داداش کوچیکهام میخان ازدواج کنن باید بزنم بیرون. اون الان رفته دانشگاه آزاد عمران میگیره اصلا هم کلاس نمیره بعلت کمک مالی به خوابگاه دانشجویان اونروز به عنوان دانشجوی نمونه انتخابش کردن منم با ده تا مقاله و طرح به عنوان دانشجو قبولم ندارن. در کل خاک بر سرما تحصیلکرده ها

[پاسخ]

سارا
۲۲:۴۳ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همگی بازم یکی پیدا شد حرف بزنه توی این اگهی ها اگه دقت کنید بالاترین بازدید و این درد و دل داشته ما همه مثل هم هستیم منم ارشد شیمی هستم با معدل 17 با 2 تا مقاله isi با مدرک تافل ولی حتی یه جا واسه منشی گری هم قبولم نمیکنن خدا کمکمون کنه فقط همین

[پاسخ]

احسان
۲۳:۰۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام،این درد همه هست ولی کسی نیست کمکمون کنه فوق لیسانس برق دارم و بی پول و چون پارتی ندارم جایی جذب نمیشم نمیدونم سرنوشتم در این مملکت بکجا میرسه زندگی که آرزوشو داشتم یا خود کشی … .واقعا تا کجا باید دوید شما بگید !

[پاسخ]

گندم
۲۳:۰۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام . منم مثل شما از يكي از بهترين دانشگاه هاي كشور دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با معدل 18 ليسانس كتابداري پزشكي گرفتم اما وقتي آزمون استخدامي شركت كردم با كمال ناباوري رشته هاي ديگه رو جايگزين من و هم رشته اي هام كردن . اصلا هم به دانشگاه و معدل كاري ندارن فقط بايد پارتي داشته باشي. تو رو خدا مسئوليني كه اون بالا نشستين فكري به حال خوونا بكنين . همه هم كلاسي هاي من بيكارن و يا با نااميدي ادامه تحصيل ميدن ولي ميدونن هرچي بيشتر درس بخونن بدتر ميشه . من خودم امسال فوق ليسانس دانشگاه تهران قبول شدم اما شبانه و به دليل مشكلات مالي تنونستم برم آخه به چه اميدي بخونم تازه پول هم بدم وقتي اين همه فوق ليسانس بيكار دارم . برادر من با فوق ليسانس مهندسي دانشگاه تربيت مدرس توي شركت هم رديف كارگران كار ميكنه . ميدونم كه صدامون به جايي نميرسه .

[پاسخ]

گلنار
۲۳:۱۰ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همگي خواهر من فوق ليساني الاهيات با معدل خوب داره چند ساله كه دنيال كار ميگرده پيدا نميكنه تمتم مدرسه هاي شهرمون براي تدريس رفته اما قبول نميكنه . توي ايران هر كي فاميل خودشو ميبره سركار . هيچ عدالتي وجود نداره . اون وقت ميگن چرا آمار افسردگي و معتاد شدن جوونا يا آمار بزهكاري بالا ميره .

[پاسخ]

سارا.ق
۲۳:۳۶ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام، من هم نامه شما روخوندم همونطوری که از نظرات پیداست افرادیمثل نویسنده نامه خیلی زیاد هستند، اما رمز موفقیت فقط اینه که لحظه ای ناامید نشیم ، تردید نداشته باشیم که اگه زود میدان روخالی نکنیم و تا جایی که توان داریم تلاش کنیم، درست همونجایی که بعیدترین لحظه ممکن هست به موفقیت میرسیم، البته مشروط بر این که تمام تلاش خودمون رو کرده باشیم و من فکر نمیکنم چیزهایی که در نامه نوشته شده و دوستان گفتند منتهای تلاش جوانانی با این سن و سال و شرایط باشه. به امید روزهای بهتر برای همگی

[پاسخ]

نسل سوخته
۲۳:۴۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام منم مثل همه ی شما لیسانس دارم بیکار هستم سنم هم 26هس و امیدی به زندگی ندارم

[پاسخ]

جوون این انقلاب
۲۳:۵۲ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۲

سلام ای همدردهای من…..
فوق لیسانس عمران،روم نمیشه بگم بیکارم…. پارتی ندارم،سابقه کار ندارم و ….
تو 29 سال از عمرم فقط شعارهای پوچ شنیدم !!! اون اشخاصی که میگن توکل به خدا ، مثل اینکه نمیدونند خدای ما ایرانیها با تمام دنیا فرق میکنه مثل کارامون… عزرائیل کجایی پس……

[پاسخ]

sadegh
۰۰:۱۳ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام . من لیسانس برق گرایش مخابراتم . من هم مثل تو ام.هرجا که میرم واسه کار با اینکه هم مدرک مخابرات دارم و هم یه سری مدرک دیگه هم از جمله حسابداری مالی ، نرم افزار حسابداری و ICDL و… بازم کار گیرم نیومده . 27 سالمه . فعلا کار ماله پارتی دارا و سهمیه ای ها هستش.خدایا کمکمون کن تا دیر نشده .

[پاسخ]

محمد علی
۰۰:۱۶ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام
منم 28 سال سن لیسانس برق و چهارتا مدرک فنی حرفه ای حالا 2 سال بیکارم قابل توجه دوستی که میگه برین فنی و حرفه ای مهارت یاد بگیرین
هیچ توجه کردین که چقدر دانشگاه و مراکز آموزشی فراوون شده یکی نیست به اینا بگه آخه عوضی اگه چیزی بار خودت بود که با همون مهارتت یه غلطی می کردی نه که مخ بچه مردم کار بگیری
اصلا مشکل از اونجایی شروع شد که گفتیم اول درس بخونیم بعد کار پیدا کنیم بعد خونه مستقل و بعد ازدواج و بعد بچه
درستش این بود: ازدواج، بچه ، کار، درس، خونه
مشکل از خودمونه اسیر تجمل و سگ نفس شدیم خام اراجیف شدیم ما آرزو نداشتیم حیرون آمالی شدیم که از برای ما نوشتند
ای کاش 50 سال زودتر زادروزمان می بود تا اسیر واژگونی فرهنگ نبودیم

[پاسخ]

نیلوفر
۰۰:۱۸ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

اصلا حالا فکر کنید که کارم داشته باشیم انقدر به دوره ما که رسید همه چیز یهو گرون شد که با این حقوقای اندک نمی تونیم به جایی برسیم

[پاسخ]

رضا
۰۱:۰۱ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام من همتون رو درک میکنم ، منم لیسانسمو بیکار و البته مثل همه شما کارای زیادی سراغ دارم اما کارایی که باید زیر دست یه بی سواد باشی کاری که تو زحمت بکشی و بقیه سودشو ببرن کارایی که در شأن یه تحصیل کرده نیست ، جایی کار میکردم که رئیس اون قسمت تا پنجم ابتدایی درس خونده بود :-) واسم سخت بود چند وقت بعد هم انداختنم بیرون ، یخورده که بی پولی کشیدم دیدم هیچی نیستم چه برسه به مهندس ، سعی کردم بخودم بقبولونم که بیسوادم و الآن چندوقته همه کار میکنم و ته جیبم یخورده پول هست (( خدا رو شاکرم )) ….

[پاسخ]

اسمان
۰۱:۳۰ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام
میدونم که اوضاع کار داغونه. ولی از یه چیزی مطمئنم و اونم اینه که خدایی اون بالا هست که قدرتش از هر چی پول و پارتی و…و آدمها بالاتره. خیلی خیلی بالاتر.
کافیه ایمان بیارید همه چی دست اونه . بجای تمرکز به روی بند پ همه چی رو عمیقا به خودش بسپارید. مطمئنا مطمئنا شما رو بدون جواب نمیگذاره.

[پاسخ]

س
۰۲:۲۵ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام من لیسانس ژنتیک دارم و در یک آزمایشگاه خصوصی کار می کردم ولی با حقوق 400 تومن انتظار داشت هم تو آزمایشگاه باشم هم پذیرش کار کنم و هم آبدارچی باشم واقعا این انصافه !!!

[پاسخ]

یه همدل
۰۸:۳۶ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

آقا من که فهمیدم تو این مملکت حرفای
درست میشه
قسمته
خدابزرگه
حکمته
حدیثهایی که به درودیوار میزنن تا امیدوار باشی
و…
همش الکیه واسه اینه که ما فعلا امیدوار باشیم اینام به حکومتشون برسن وقتی هم ازت سنی گذشت دیگه کاری ت=نمیتونی بکنی ای وای بر مسلمانی ما

[پاسخ]

مریم
۰۸:۴۰ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

با دانیال موافقم.
چون ارشد دارید نگید کارگری نمی گنم. هر کاری که بشه ارش پول در آورد برای زندگی انجام بدید. از خودکشی که بهتره!
می توانید کشاورزی کنید . یا کار فنی یاد بگیرد . بالاخره موفق میشد. یکی دو سال شاید زمان ببره . اما بالاخره وقتی یک کار جدید را شروع کردید موفق میشد.
من هم زمانی که دنبال کار میگشتم کار فرما ها یک جوری رفتار می کردن که آرزوی مرگ می کردم اما بالاخره درست شد.
شما هم امید وار باش دوست عزیز

[پاسخ]

مرضیه
۰۹:۴۹ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز من هم شرابط تو رو دارم با مدرک کارشناسی ارشد هر روز بیشتر از پیش افسرده و پیر میشم واقعن برای مسئولای مملکتمون متاسفم چطور میخواند جوابگوی مردم باشن؟ای خدا کاش میشد همه ی جوانای ایران از این فلاکت رها میشدند دیگه بسه در به دری و بدبختی تو این مملکت

[پاسخ]

زیر پا مانده
۰۹:۵۳ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام. منم مثل شما یه لیسانس بیکار هستم و از قشر کم درآمد که هرچی داشتیم هزینه دانشگاه کردم که حالا ریالی در جیب ندارم و بیکارم …..ولی با این همه باید از یه جایی شروع کنیم حتی شده کارگری یا همان شاگردی در کنار یه کارفرمای بیسواد…..! بدلیل اینکه از بند (پ) نیستیم ! واقعاً متاسفم هم برای خودم و هم شما ها که عمرمون رو بی خودی هدر دادیم !!!!

[پاسخ]

niloo
۱۰:۲۷ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

باسلام خدمت دوستای گل
وقتی در سن 18 سالگی زیست شناسی قبول شدم .همه بهم گفتن نرو اینجا یعنی تو ایران کار نداره و من گفتم عشقم اینه عطای ایران روهم به لقاش بخشیدم.کارشناسی ارشد رو هم تو یه رشته به روز دنیا قبول شدم که البته تو ایران بردی نداره.
منظورم اینه که ما از قبل انتخاب رشته از شرایط کاریش مطلعیم پس این چیزی نیست که تازه بعد گرفتن مدرک باهاش روبه رو بشیم!!مشکل سابقه کارهم قابل حل کمی آینده نگری و نگاه درست به شرایط موجود همه چیزو درست می کنه یکسال بیگاری دادم تا توی آزمایشگاه کار کنم.البته دیدم این کار در حدواندازه ی من نیست اومدم بیرون و به درس خوندن ادامه دادم و دانشجود دانشگاه تهران هستم.و تمام تلاشم اینه که پایان نامم طوری باشه که پذیرش با فاند بگیرم.تا فردای روزی که فارغ از تحصیل شدم نا امید نشم و به فکر خود کشی نیفتم.
آدما در شرایط یکسان انتخاب های متفاوتی دارن.هیچ وقت دیر نیست.هیچ مشکلی نیست که راهی نداشته باشه و ما اگه بخایم از پسش بر می آییم.خیلی ها هستن که پارتی هم نداشتن و مزد لیاقت و جسارتشونو می گیرن و الان سر کارهای با در آمدهای بالا هستن.کسی که منتظر بشینه دیگران کاری براش بکنن باید اینو بدونه هیچ کس اندازه ی خودش نمی تونه کمکش کنه!!!!!!

[پاسخ]

ابوالفضل فکور
۱۱:۲۰ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام برهمه
بهترین راه اینه که برای خودتون یک هدف مشخص کنید و هدف شما از این دو حالت خارج نیست : 1- کسب درآمد پاک و انسانی 2- کسب درآمد به هر روشی
در جامعه امروزی ایران اکثر افکار جوانان ابتدا به گزینه 1 روی می آورند زیرا هنوز حس پاک زیستن در آنها زنده است و با چهره خندان پلیدی های جامعه ما آشنا نیستند و نهایتا بعداز مدتی آنهایکه قادر به ادامه راه نیستند به ناچار به گزینه 2 میرساند که نتیجه آن برای افراد دارای سرمایه یا پارتی دار(گروه اول) موفقیت و مقام و ثروت و … است .
اما افراد بی تجربه و بدون سرمایه (گروه دوم)که وارد این راه میشوند اکثرا در پایان کار به چهره های بد اجتماعی همچون : کلاه بردار-قاچاقچی – اختلاسگر و غیره تبدیل می شوند که این امر باعث رشد بیشتر گروه اول می شود
نتیجه – نتیجه:
اگر می خواهید پاک و با درآمد بمانید :
بعداز مشخص کردن هدف زندگیتون تمام تجارب گذشته و داشته های علمی تون رو بکار بگیرید و ببینید آیا می تونید راهی برای رسیدن به هدفتون پیدا کنید ؟
1-درصورت مثبت بودن: یک بازه زمانی و با برنامه برای خودتون مشخص کنید و شروع کنید اما اینبار کارهای اضافی را انجام ندید و تا جایی که میتونید خطاها و اشتباهات رو به صفر برسونید .
در زمان های مختلف برنامه ریزیتون به عملکرد و سطح پیشرفت خودتون نمره بدین تا بدونید چقدر پیشرفت کردید و اگر سطح پیشرفت شما سعودیه ادامه بدین و در غیراینصورت با تمام کارها را متوقف کنید تا به بی راهه نرسید و گزینه زیر را دنبال کنید:
2- درصورت منفی بودن: دنیا به آخر نرسیده – دنبال کارها یا اهدافی بگردید که قادر به انجام اونها هستید یا احساس می کنید که میتونید به موفقیت برسید حتی کارهای که ربطی به رشته قبلی شما نداره و رضایت نداشته باشید که این هدف رو دنبال کنید.
بعداز انتخاب هدف جدید دوباره برنامه ریزی کنید و یک بازه زمانی برای رسیدن به هدفتون تعیین و دوباره شروع کنید.
اگر بازهم شکست خوردید پشیمان نشوید و دنبال هدف بعدی بگردید اما یادتان باشد که عمر همه ما محدود است و زمان زیادی برای رسیدن به اهدافمان نداریم .
پس در شناخت استعدادهای درونی خود و انتخاب اهداف زنگی شدیدا دقت کنیم .
…………………………………………………………………………..
……. تا در این دنیایی که انسان ساخته است خورده نشویم ……..
…………………………………………………………………………..

[پاسخ]

نام شما
۱۱:۲۹ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

چهار ماه بیکاری چه جنجالی به پا کردی ما که با فوق لیسانس 34 سال سن متاهل 8 ساله بیکارم چی بگم

[پاسخ]

مگه مهمه
۱۱:۳۵ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

متاسفم
من و خیلی از جوونای کشور مثل شماییم
دوست من اینو بدون مشکل از شما نیست (احساس بدرد نخور بودن نکن ) بگذار اونایی که لیاقت استفاده از تحصیل کرده هایی مثل شما و ما رو ندارن خجالت نکشن چاره ای نیست بسوزیم شاید آینده دیگران روشن تر شود
بلاخره یه روز تموم میشه

ولی دل من از این بیشتر میسوزه که تو یه مملکت و نظام اسلامی هم دارن دنیای جووناشونو میگیرن هم دینشونو (آدم به همه چی شک میکنه حق عدالت دنیا آخرت , ….) ولی بازم توکل بخدااااااااااااااااااااا شاید یه روز مارم دید

[پاسخ]

ابوالفضل فکور
۱۱:۵۱ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

مجددا سلام
از غلط های املایی دیدگاه قبلیم عذر خواهم

می خواستم این را نیز بگوییم که من 27 سال سن دارم و 1 سال است که ازدواج کرده ام و دانشجوی کارشناسی ناپیوسته الکترونیک هستم و برای کسب درآمد (هرچند ناچیز) و گذران زندگی ام کارهای را انجام می دهم تا زمانیکه به هدف اصلی ام برسم .
البته این کارها بی ربط به الکترونیک نیستند:
-انجام پروژه های دانشجویی ( برق-الکترونیک)
-خدمات نرم افزاری رایانه های شخصی و اسمبل آن
-تعمیرات سخت افزارهای رایانه ای و الکترونیکی
-تعمیرات لوازم برقی خانگی
-فروش اینترنتی فایل های پروژه هایی که انجام داده ام

اگر شما هم برای رسیدن به هدفتان نیاز به یک آب باریکه دارید مثل من کارهای دیگری را که قادر به آن هستید را انجام دهید.

***********
اما تاکید می کنم که این کارهای باید بموقع و با برنامه ریزی انجام شود تا به برنامه اصلی شما آسیبی نزند. زیراکه درنهایت در هردو برنامه شکست می خورید
***********

[پاسخ]

اَرّاض خيابان‌ها
۱۲:۲۷ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

كارواني، زده شده، كار گروهي سَره شد…
دوستي در قرن هفتم داشتم كه مي‌گفت:
گر من از پاي اندر آيم، گو در آي/ بهتر از من، صدهزار از دست رفت
بله دوستان عزيزم. از افتخارات دانشگاه ملي پايتخت فرهنگي جهان اسلام، اين است كه فارغ‌التحصيل دكترش، بيكار، بدهكار، متأهل، مستأجر و سخت، مستأصل است و استادِ!! فُسيل‌شده‌اش، در هر نيم‌سال، بيست ميليون تومان، براي تحصيلات فرزند خود در اروپا، هزينه مي‌كُند. در ماه، هشت ميليون خالص، حقوق مي‌گيرد و به ديگران، درس رياضت و پيازخوري مي‌دهد. حتي نمي‌دانَد، پيازخوردن هم كار اغنياست.
دوستي هم داشتم در قرن ششم كه مي‌گفت:
گر مَلِك اين است، نه بس روزگار/ زين دِهِ ويران، دَهَمت صد هزار!
خداوند اين مسأله را حل كُنَد به بي‌نيازي خودش، براي همه، خاصه والدين و فرزندانِ دردمند و رنجوردِل. از خدا مدد مي‌خواهم.

[پاسخ]

maryam97
۱۲:۴۱ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز.من هم نامه شما رو خوندم و بیش از حد متاسف شدم.نه فقط برای شما برای خودم و تمام کسانی که اینجا پیام گذاشتند.من هم با مدرک کارشناسی ارشد شیمی بیکار هستم.حداقل خوبه بعضی از دوستان دانشگاه سراسری بودن و هم امیدشون بیشتره هم اینکه مثل من شرمنده اینهمه خرجی که رو دست خانواده گذاشتن نیستن.رشته ما که به فنا رسیده هرجا هم کاری هست فقط اقایون میرن سرکار………………………………………….
خدا به خیر بگذرونه.

[پاسخ]

peyman
۱۲:۴۳ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

اشتباهی که ماها کردیم این بود که رفتیم تو این دانشگاهای خراب شده درس خوندیم. ما شاگرد اولای مدارسمون بودیم اونایی که نخوندن و تنبلا بودن الان همشون صاحب خونه و زندگی هستن بعضا بچه هم دارنوووو…
من ارشد آی تی با معدل 1885 :) بیکار و دعاگوی آقایان!

[پاسخ]

ناصر
۱۳:۱۳ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام
منم فوق لیسانس مهندسی کشاورزی هستم. شهریور 91 از دانشگاه تبریز فارغ التحصیل شده ام، الان درست یک ساله دنبال کار هستم ولی متأسفانه موفق نشده ام زندگی برایم واقعا سخت شده انشاالله که فرجی برای ما بیکارها هم بشه.

[پاسخ]

m
۱۳:۱۸ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

حکومت با کفر می ماند با ظلم نمی ماند

[پاسخ]

حمید تهران
۱۴:۲۷ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز من هم مثل شما هستم و الان مدتی است ک دجار مشکل روحی شدم که حتی روی پایان نامه هم کار نمی کنم یعنی اصلا” حوصله ندارم. از همه چیز و همه کس خسته شدم. الان آدمهای بیسواد بهتر و بیشتر از ما دارن پول در میارن. فوق عمران و بیکار تازه من فرزند شهید هم هستم اما……………………..

[پاسخ]

eli
۱۴:۳۸ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام، کارشناسی ارشد دارم بیکارم، قبلا روزی 10 هزار تومان در مدرسه راهنمایی از 7 صبح تا 3 بعدازظهر به عنوان نیروی دفتری کار کردم،اما فایده نداشت فقط پولداری مثل مدیر مدرسه از ما بیگاری می کشد، خئت لعنت کنه باعث وبانی این وصغیت

[پاسخ]

امید
۱۴:۵۱ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

درد منم مثل شماست. فوق لیسانس الکترونیک 29 ساله و بیکار شما تنها نیستید

[پاسخ]

تمنا
۱۶:۰۲ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان منم لیسانس عمرانم وبیکارولی یه همکلاسی داشتم که الان بعدازلیسانس رفته شده راننده ماشین سنگین البته به دلیل علاقه یه کم کم توقع باشیم بهتره .توجامعه ای که شایسته سالاری نیست پس زیردست یه بی سوادکارکردن هم عارنیست…..

[پاسخ]

نسل سوخته
۱۶:۳۵ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

منم فوق لیسانس چامعه شناسی دارم، حتی مثلاً کارشناس رسمی داگستری هم هستم اما یک ریال هم درآمد نداشتمو بیکارم. سه سال ما رو دنبال ی مدرک به اسم کارشناس رسمی دادگستری رشته امور گمرکی دووندن اما حالا هیچ پرونده ای بهمون نمیدن یعنی اصلا پرونده قاچاق کالا نیست که بدن حالا بهمون میگن اگه ناراحتیت میتونید انصراف بدید!!!؟؟؟ آخه اینه جواب ما؟؟؟ اگه کارشناس نمیخواستن پس برا چی این همه سال ما رو الاف خودشون کردن!!؟؟ خدایا به دادمون برس از اونور که 18 سال درس خوندیم هیچی نشدیم از اینورم که اینطوری…

[پاسخ]

محمدرضا
۱۷:۰۴ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

منم مث بقیه کارشناسی عمران دارمو یک ساله دنبال کارمیگردم،یه مدت رفتم تهران کارگری زیر دست یه کارگر افغانی کار کردم ولی نتونستم وایسم!!حالا نشستم واسه ارشد میخونم اما میدونم فایده نداره..این مملکت ما همینطوری بدون فکرو برنامه دانشجو میگیرن اما به فکر آیندشون نیستن..وقتی وزیر امور خارجه که دکترای روابط بین الملل از آمریکا داره میگه حرف محرمانه تو مجلسو میارن تو روزنامه چاپ می کنن بفهمید که مملکت چه خبره..

[پاسخ]

شیوا
۱۹:۱۶ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

ایشالا مشکلاتتون حل شه
فقط دنبال استخدامی نباشید چون تقریبا محاله!!!!!
دنبال شرکتهای خصوصی باشید براتون کارگشاتره

[پاسخ]

نسرین
۱۹:۴۹ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

به نظر من مشکل از جایی شروع شد که پذیرش دانشجوها زیاد شد یعنی باید پذیرش طوری میشد که بعد از تموم شدن دانشگاه استخدام شدنها 100%بود مشکل دوم هم اینکه نبایدخانم ها رو سر کارمیگذاشتن اگر بجای این همه خانم آقایون سر کار میرفتن بیکاری آقایون کمتر میشد یعنی خانمها تا دیپلم بسشون بود

[پاسخ]

هم درد
۲۰:۱۴ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

برادرا وخواهرا امیدتون به خدا باشه بدونید پارتی ما هم اونه والا منم عین همه شما دارای مدرکم اونم با نمره خوب ولی چه کنیم نه مملکت درستی داریم نه مسولین درست فقط بلدن زیرآب همدیگرو بزنن وجیب خودشونوپر کنن.

[پاسخ]

سنا
۲۱:۵۲ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

سلام.کاش اونی که باید میشنید درد دل ما رو میشنید!منم مس همه روزی 1000 بار ارزوی مرگ میکنم!چرا وقتی که نیاز نداشتن ما رو به بازی گرفتن!گاهی میزنه سرم دکترا بخونم ولی پشیمون میشم!راهی نیست تا وقتی رابطه جایگزین ضابطه اس تو این خراب شده اوضاع مملکت و جووناش از این بهتر نمیشه!خدا صبرمون بده!

[پاسخ]

دریا
۲۱:۵۵ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

ای بابا توی یک مملکتی که سن 30 سالگی باز نشسته حساب میشه و باید تا قبل از این سن معجزه بلد باشی تا سابقه کار داشته باشی و اگر این اتفاق هم بیافته تازه باید پارتی هم داشته باشی که بری سر کار چه توقعاتی داری برادر من !

[پاسخ]

……
۲۲:۴۰ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

بله که جغرافیا رشته است لطفا توهین نکنید ،بنده هم جغرافیا دانشگاه سراسری خوندم، ارشد هم برنامه ریزی شهری خوندم متاسفانه کار نسیت خدا به همه کمک کنه تا از بیکاری نجات پیدا کنیم.

[پاسخ]

يك بيكار تنها
۲۲:۵۵ ~ ۱۸ مهر ۱۳۹۲

لطفا همه براي فرج امام زمان (ع) دعا كنيم.تا ايشون نياد مت مشكلمون حل نميشه
اللهم عجل لوليك الفرج

[پاسخ]

kian
۰۰:۳۵ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

سلام
دوستان
کسانی که کامپیوتر خواندن من براشون مار دارم؟

[پاسخ]

کیان
۰۰:۳۶ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

مار نه کار شرمنده

[پاسخ]

kian
۰۱:۰۱ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

hi]
dostani k donbal karan man der khdet mtam

[پاسخ]

حامد
۰۴:۳۶ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

خدایا فساد داره جامعه مون رو نابود میکنه، ی کاری کن خداااااا….

[پاسخ]

iman
۰۸:۲۳ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

خدا از هیج جا شانس نداشتیم تو یک کشور جهان سوم با بدبختی داریم زندگی می کنیم منم فوق لیسانس دارم و بی کار کسی نیست به ما بگه آخه چرا زنده ایم و به چه امیدی؟ این کشور مهندس نمی خواد بیل زن می خواد تا منابعش استخراج کنه و صادر کنه و یه عده بی سواد رو پولدارتر کنه از اونجایی که خیلی با کشورهای دیگه رابطمون خوبه یه طرف حرف بزنیم کشورهای دیگه فوری بهمون حمله می کنن از یه طرف دیگه حرف بزنیم فوری سران خودمون به بهانه های مختلف فتنه و… قتل و عام می کنن موندیم باید تا کی باید با این وضعیت و بی کفالتی مسولئن باید ادامه بدهیم

[پاسخ]

اسی
۱۰:۱۰ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

چی بگم والا ، تنها کاری که میشه برای این معضل کرد این است که فقط به خدا اعتماد کنید و فقط از خدا از ته دل ( واقعا از ته دل ) بخواهید مطمئن باشید دیری نخواهد پایید که یک فرجی در کارتون حاصل میشه که خودتون هم متوجه نمی شوید چیزی که دقیقا برای خودم به وجود آمد
فقط خدا ، فقط خدا ، بازهم تاکید می کنم فقط خدا

[پاسخ]

sadeghi
۱۰:۵۴ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز امیدوارم خوب باشی. منم کارشناسی از دانشگاه تبریز گرفتم در رشته زمین شناسی و استعداد درخشان بودم ارشدم اومدم تهران دوباره استعداد درخشان بودم وپایان نامم برای اولین بار داره تو ایران کار میشه از ترم 4 گشتم دنبال کار دیدم نیست میرفتم خونه همه دنبال تیکه پرونی بودن که رفت درس خوند چی شد ولی من درسو دوس داشتم وقتی دیدم اینطوره خودمو ترم 5 کردم تا تهران بمونم دنبال کار باشم همه جا رزومه دادم درسته کار پیدا نکردم هنوز ولی فهمیدم هر شرکتی پی نیاز داره الان گفتم تا دانشگاهم از بچها اینارو یاد بگیرم اینظوری اگه تو شرکت کار نباشه خودم همون نقشه های بچها بکشم پولش برام کافیه الانم بعضب وقتا کار تایپ و ویراست پایان نامه هاروانجام میدم کار رو برا خودتون عار ندونین اگه درسو دوس داشته بااشی از هر کار شرافتمندانه ای استفاده کنید تا خرج بخور نمیر درستون در بیاد من برا پول خوابگاه رفتم 1 سال مسطول سایت خوابگاه شده که معادل پول خوابگام بشه با ااینکه شبساعت 9 تازه با اتاق میرسیدم و 9تا 12 تو سایت بودم و صبام از 6 بیدار بودم که کارامو جم کنم یعنی استراحت بی استراحت. با این حال می گم: من خدارا دارم/ کوله بارم بر دوش. سفری می باید/ سفری بی همراه/ گم شدن تا ته تنهایی محض/ سازم با من گفت: هرکجا لرزیدی/ از سفر ترسیدی/ تو بگو از ته دل/ من خدا را دارم/ من و سازم چندیست که فقط با اوییم. من خدا را دارم.( تقدیم به همه اونایی که عین خودم تو شهر غریبن و جز خدا کسی آشنا ندارن.)

[پاسخ]

جواد
۱۳:۰۳ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

سلام دوست عزیز
بروید دانشگاه آراد تدریس کنید بهتر ازبیکاریه

[پاسخ]

.؟.
۱۴:۲۱ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

منم مشکلم همینه از نوع دخترونش
گوش مسئولشم برسه یه لبخند میزنه
بیچاره ماها که گیر این مسئولین افتادیم

[پاسخ]

امید
۱۵:۰۹ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه ی دوستان عزیز
این وضعیتی که شما داری، حال و روز خیلی از جوونای این کشوره و شما تنها نیستی، منم دارم کارشناسی ارشد می خونم و ترم 3 هستم و تمام این حرف ها رو میدونم و اوضاع کشورم که دیگه کفتن نداره ولی تنها دلگرمیه من و تنها چیزی که باعث میشه به آینده امیدوار باشم اینه که یه خدایی بالاتر و بزرگتر از همه ی این حرفها هست، خدا وعده داده و زیر حرفش نمیزنه، خدا میگه روزی شما در آسمانهاست، خیلی جالبه ،خواهش میکنم به این حرف خوب فکر کن، این حرف توی قرآن هست و اینم آدرسش:
و فی السماء رزقکم و ما توعدون. سوره ی ذاریات.آیه 22
امیدوارم خدا به حق امام رضا برای همه ی جوونا و همه ی کسانی که بیکارند و دنبال رزق و روزیند، کار و روزی حلال و بابرکت فراهم کنه.
یا حق.

[پاسخ]

ندا
۱۵:۱۴ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

بانام خدای مهربانم
آقای دانیال من هم با شما همدردی میکنم ودر شرایط مشابه شما هستم.
همیشه مادرم میگن:بعد هرسختی آسانی هست.بیایید توکل کنیم به خدایی که ما رو خلق کرد.بالاخره ما این زندگی رو تا الان جلو اومدیم و باید تا آخرشم بریم.خودکشی و افسردگی فقط بقیه فرصتارو از ما میگیره.من هم ارشد فیزیک هستم وباکلی امید و ارزو.درست من یک دخترم ودرک میکنم مسولیت آقایون سخت تره.ولی تو جامعه ما الن خانمها باید شاغل باشن .برای خودمون وخودم وهمه جوونا که دلشون پر امید سرنماز دعا میکنم.

[پاسخ]

فرزانه
۱۷:۵۴ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

سلام بر همه جوونای بیکاری که در به در دنبال کار می گردند.منم یکی هستم مثل شما .32 سالمه و فوق لیسانس ریاضی دارم. اما هرجا میرم میگن ریاضی اشباع شده و ما نیاز نداریم .اما به جای اینکه زانوی غم بغل بگیرمو منتظر باشم منو ببرن سر کار تصمیم گرفتم از هنری که دارم استفاده کنمو پول در بیارم.الان مربی رانندگی ام.اونم زیر دست یه رئیسی که سیکلشم به زور گرفته.واقعا خیلی سخته. میخواستم به این عزیزی که ناامید شده بگم درسته شما زحمت کشیدید و الان باید نتیجه زحماتتونو ببینید اما الان بهترین موقع برای مدیریت خودتونه .سعی کنید نا امیدی رو بگذارید کنار و با توکل به خدا وتوانایی های دیگه ای که دارید قدم بردارید تا زمان استفاده از مدرکتونم برسه. اینقدرم به سنتون توجه نکنید . بعد هر پستی، بلندی ای هم است. فقط باید صبور بود.انشاالله که مشکلات همه جوونا حل میشه.

[پاسخ]

سینا
۱۸:۳۶ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

بیکاری داره بیداد میکنه بعدآقاجواد واسه خودش میپرونه.آقاجوادبیکاری میدونی یعنی چی؟جدا از اون پارتی بازی میدونی یعنی چی؟چراواسه خودت میپرونی.مانسل سوخته ایم.ماروسوزوندن.نکنه بالش زیرسرت ازپره که اینطوری راهنمایی میکنی؟برم دانشگاه آزاد؟هه.بابا تواصلا معلوم نیست باخودت وجامعت چندچندی.خواب خودبشکن وقت بیداریس

[پاسخ]

tala
۱۹:۴۳ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

اقا كيان همه ي اونايي كه اينجا كامنت گذاشتن دنبال كارن ديگه پيشنهادتون چيه؟

[پاسخ]

امیدوار به زندگی
۲۰:۰۹ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

سلام منم ارشد عربی از دانشگاه علامه فارغ التحصیل شدم و الآنم چند ماهه که بیکارم ولی به شما توصیه میکنم برید دنبال کارهای نظامی الآنم نیرو هوایی و نیرو انتظامی آگهی استخدامی زده

[پاسخ]

سحر
۲۱:۴۴ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

اقا رضا منم متاسفانه ارشد فيزيك دارم با كلي مقاله و معدل خوب بيكارم و خيلي افسرده و تحقير شدم اگه راهنمايي خاصي داريد شديدا نيازمندم. با تشكر

[پاسخ]

اعظم
۲۱:۴۸ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

سلام. من لیسانسم رو از تبریز گرفتم و فوق لیسانس هم از اهواز ولی کار برام وجود نداشت همسرم هم لیسانس مهندسی شیمی داره و به دلیل نداشتن درآمد همسرم حالا نگهبان هست فکرش رو بکنید دو تا مهندس باید وضع زندگیشون این باشه کاش هیچ وقت درس نخونده بودیم ولی تصمیم گرفتم نگذارم بچه ام به مدرسه بره همه می تونن نگهبان بشن بی سواد هم بهتره حداقل دیگه مثل ما که غصه نمی خوره. التماس دعا

[پاسخ]

نیلو
۲۲:۳۹ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۲

آخ نگو که دلم خون. حسابی سرخورده شدم. من فوق لیسانس زیست از دانشگاه شهید بهشتی همین دانشگاه شما گرفتم و الان دارم کار بازرگانی انجام می دم!!!! مجبورم نمی تونم بیکار باشم. اعتماد به نفسم اومده پایین و حسابی سرخورده شدم.

[پاسخ]

AR_GH
۰۱:۴۲ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

با درود و عرض سلام وخسته نباشید به عزیزان بیکارکه هر روز به امید اینکه خدابزرگ است فردا شاید فرجی حاصل آید روزهایمان را به پایان میبریم و عمر گرانمایه مان همینطور به باطل و بیهود به هدر میرود آیا این گناه پدر و مادرمان است که ما را به چنین روز سیاهی نشاندند و برای آینده فرزند دلبندشان فکری نکردند یا کسی د یگر در این میان مقصر میباشد عزیزان بیکارمن یک پدر باز نشته با سه فرزند که دوتا پسر و یک دختر در این دنیای پر آشوب هر روز به امید فردا زندگی میکنیم که پسربزرگ ام سه تا لیسانس(عمران-مرتع – این یکی را فراموش کردم ….و همچنین فوق لیسانس مدیرت را میخواند)دارد و32 سال دارد و متأهل دارای یک پسر میباشد . پسر دیگرم فوق دیپلم و لیسانس منابع طبیعی 26 سال دا رد هنوز بیکار است و دخترم نیز تا دیپلم خواند و خوشبختانه ازدواج کرد و رفت.و عرف میباشد وقتی پدری مثل من بازنشته میشود بعداز 31 سال خدمت صادقانه دریکی از ادارات وزارت نیرو معمولا” یکی از بچه هایش را قبول میکنند که جایگزین باشد متأسفانه در اداره ای که من بازنشته شدم روابط بر ضوابط وقوانین می چربد اما در همین اداره کسی را میشناسم بعداز اینکه تمام افراد خانواده و فامیل هاش را به استخدام در آورد و جالب تر اینکه بعد ازاستخدام همه فامیل ها پسر همسایه اش را نیز در اداره استخدام کرد. عدالت را به بینید.حال شما عزیزان بیکارخود قضاوت کنید با این وجود مگر میگذارند یکی از پسران من هم در اداره ایکه پدرشان جوانی اش را گذاشته و حالا پیر شده کار کند؟عزیزانم .من پدر دل شکسته که هر روز باید به سوختن فرزندانش بنگرد و هیچ کاری جزء آه و حسرت از دست اش بر نیاید چه کنم شما بگوید من کجا به روم و درد دل ام را با که بگویم و با این حقوق بازنشتگی هزینه این خانواده بزرگ را که شرح اش افتاد چگونه تأمین نمایم شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.آیا شما میگوئید مرجعی وجود دارد تا به این همه مصیبت من گوش فرا دهد من میگویم یقینا” وجود ندارد البته این را به شما گفتم به بچه ها میدانید چه میگویم ؟ به آنها میگویم فرزندم خدا بزرگ است نا امید مباشید آنکه دندان داد نان هم میدهد و هیچ وقت منفی فکر نکنید عزیزان شما نیز جز این فکر نکنید خدا بزرگ است.واین هم درد دل پدری است که بیش از 100بار به پیش مدیر عامل و معاونین رفتم بلکه بعد ازمن بتوانم یکی از بچه هایم بتوانند در اداره مشغول کار شود اما نشد قبول نکردند ولی خودشان همانطوریکه سرتان را به درد آوردم و شرح یکی از کارکنان را توضیح دادم که حتی افراد دور و غریبه را با چه راحتی در اداره استخدام می نماید و در این اداره چندین نفر را میشناسم که با چه ترفندی فامیل هایش را استخدام می نماید آنها در مرحله اول دو سه نفر از فامیل هایشان را درهمین اداره ای مرکزی که خودشان تشریف دارند استخدام میکنند و بعداز آن بقیه فامیل هایشان را در ادارات تابع در شهر های دیگر به استخدام در میاورند که احیانا” دیگر کارکنان اعتراض نکنند و بعداز گذشت د و سه سال یا حتی کمتر از آن مدت افرادیکه در شهرهای تابع استخدام کرده بودند بلافاصله به همین اداره (مرکز ) انتقال میدهند. و این ها مواردی بودند که من با چشمان خودم دیدم و شنیدم . و ما نیز جز خدا کس را نداریم که به دادمان برسد و باز میگویم نامید مباشید خدا بزرگ است انشاله و به این امید که روزی تمامی مشکلات شما و من بر طرف شود آمین.
با سپاس

[پاسخ]

دانیال
۰۱:۵۶ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

بازم سلام خدمت دوستان عزیزم
من هر شب سعی می کنم یه سری به این سایت بزنم و نظر دوستان رو بخونم.از ندا خانومم به خاطر همدردیشون ممنون،فکر کنم من رو با دوست عزیزی که این نامه رونوشتن اشتبا ه گرفتن چون من نه قصد خود کشی دارم و نه افسرده ام.بگذریم….فکر کنم این دوست عزیزمون هم با این همه لطفی که دوستان داشتند و با ایشون همدردی کردن قانع شده باشه و فهمیده که راه های دیگری هم برای بقاء و حل مشکلات وجود داره .از همه مهمتر اگر دقت کرده باشید این حس همدردی شاید نتونه مشکل رو حل کنه اما میتونه ادم رو امیدوار و دل گرم کنه و به ادم انرژی بده.به هر حال همه ما تلاششمون رو کردیم و تو اون مقطع که وظیفمون درس خوندن بوده اون رو به نحو احسنت انجام دادیم.حالا اگر به خاطر بی کفایتی و بی مسئولیتی یه عده وضع امسال ما این طور شده تقصیر ما نیست.باید دنبال راه های دیگه برای کسب درامد باشیم تا بتونیم دوام بیاریم.متاسفانه قانون مملکت ما در حال حاضر مثل قانون جنگل میمونه هر کسی که قدرت و پول داره حکومت میکنه.به هر حال باید همیشه امیدوار بود و تلاش کرد.فکر کنم این دوست عزیزمون جا داره از همه دوستانی که با ایشون همدردی کردن تشکر کنه تا این دوستان هم بفهمن که این نظرات روی ایشون تاثیر گذاشته و خوشحال بشن.منتظریم……………………

[پاسخ]

خانم معلم
۰۹:۵۷ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

سلام.من لیسانسه جامعه ام هنوزم نرفتم سرکار ولی امیددارم
ی خورده توکل داشته باشین

[پاسخ]

مینا
۱۱:۰۳ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

من هم مثل این آقا با شرایط فقر و نداری از دانشگاه تهران فوق لیسانس منابع طبیعی دارم سال 90 دفاع کردم دو سال هست دنبال کار میگردم الان دیگه افسردگی گرفتم واقعا احساس پوچی میکنم عمرم تلف شد با درس خوندن. بیسوادا ارزششون از ما بیشتر هست و بیشتر از زندگی لذت میبرند. خدا به دادمان برسد.

[پاسخ]

سپیده
۱۱:۵۰ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستای عزیزم منم 32 ساله ام با مدرک کارشناسی ارشد کشاورزی با معدل 87/18 حسابی درس خون ولی بیکار،دفاع کردم ولی 2سال دنبال مدرکم نمیرم چون ارزش نداره حتی صحافی کنم پایان نامه ام رو خیلی براش زحمت کشیدم 2سال تمام ولی کاش هیچوقت شروع نکرده بودم حیف بهترین روزای عمرمون ولی
هرگز زانو نخواهم زد
حتی اگر
سقف آسمان کوتاهتر از قامتم شود…
خداروشکر زنم وگرنه تاحالا دق کرده بودم…

[پاسخ]

سما
۱۱:۵۸ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

منم مهندس شیمی گرایش صنایع غذایی هستم دانشگاه سراسری خوندم ولی 2 ساله بیکارم و ناامید از هر چی خدا و خوشبختی و زندگی … بن بست شده زندگیم …

[پاسخ]

محمد
۱۲:۴۷ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

با سلام…دوستان منم وضعیتم کمتر از شماها نیست…اگه خیلیاتون 1-2 ساله درستون تموم شده و بیکارید بنده 4 ساله فارغ شدم و اگه کاری هم کردم بیشتر بیگاری بوده اما کار به قول گفتنی دهن پرکن بوده!!!!با حقوق پایین اونم بعد از چند ماه …اما باز توکل بر خدا…بعضی دوستان از کامنتا اینجور براومده که الا و بلا میخان تو شهر خودشون کار کننو ساکن باشن فقط به این بهانه که ما وابستگی به خانواده و شهرمون داریم ولی دوستان من بنده از بیکاری تصمیم گرفتم ارشد بخونم و الانم تو مرحله پایان نامم ولی به قول گفتنی بچه تهرانم و ساکن یکی از محله های بالا!!ولی چون پارتی برا کار تو تهران ندارم قصد کردم تلاش های خودمو به نتیجه برسونم و اقدام کردم برای کار عمرانی مرتبط با رشتم در شهرستان آبیک اونم در یه محله خیلی پایین…اما دوستان من باید جهاد کرد تو کار و زندگی…یکجا نشینی تو اینکه من بچه فلان جام و نباید هجرت کنم دردی رو دوا نمیکنه..ایران همه جاش برا زندگی مناسبه…امید وارم همه دوستان به آرزوهاشون برسن و برا منم دعاکنن تا شرایط برا همه جور بشه…آمین

[پاسخ]

م
۱۷:۰۹ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه عزیزان
من سخنان همه شما عزیزان را خواندم آخرین چیزی که انسان در زندگی از دست می دهد امید است. عزیزان توکل به خدا بکنید. خداوند رحیم و مهربان است. و روزی مسیری را پیش پای شما قرار خواهد داد آن روز نزدیک است. من دانشجوی دکتری بیوتکنولوژی هستم و بنده هم مثل شما و فعلا جایی بورسم نشدم اما امیدم به خداست. فراموش نکنید خدا خدا خدا

[پاسخ]

شکوفه
۱۷:۳۸ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان عزیز بیکار
منم مثل همه شما درد بیکاری داره دیونم میکنه از شهرم از کشورم ناامید شدم بخدا
تا بود با لیسانس حالا با مدرک ارشد دیگه نمیدونم چه بکنم

[پاسخ]

tala
۲۰:۳۲ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

با سلام خدمت همه ي دوستان اقا رضايي كه ليسانس فيزيك دارين و بعدش مديريت خوندين( به اين دليل مشخصاتتونو نوشتم كه چند نفر با اسم رضا نظر دادن) من شديدا نيازمند راهنمايي شما هستم اگه اين لطف رو بكنيد ممنونتون ميشم tala040404@yahoo.com

[پاسخ]

الی
۲۰:۴۷ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

سلام
با اینکه خیلی از نظرات و همین طور متن اصلی ناراحت کننده بود ولی من یه ذره خوشحال شدم که شرایط تقریبا برای اکثر جوونا یکسانه و من تنها نیستم. ;)
من هم در حال حاظر دانشجوی ارشد نرم افزار هستم و نگران از وضع موجود!!
دوستان من! ما ناچاریم که تلاش کنیم برای گذران زندگیمون و ناچاریم مثبت فکر کنیم و امیدمون رو در هیچ شرایطی از دست ندیم و بدونیم که معمولا آدما وقتی دست از تلاش برمیدارن که فقط 1 قدم تا موفقیت فاصله دارن.
من به عنوان خواهر کوچکتر از همه شما دوستان تحصیلکرده مملکتم می خوام که هممون از همین الان یه تصمیم اساسی بگیریم و به خودمون بگیم اگه روزگار سخت می گذره ما از اون سرسخت تر باشیم و به دنبال راهی بگردیم تا از این وضعیت نجات پیدا کنیم . من واقعا به این عقیده دارم که آدم به هر چی که عمیقا فکر کنه و اون آینده و موقعیتی که دوست داره داشته باشه توی ذهنش ترسیم کنه و هر روز اونو پرورش بدون شک به اون خواسته ش میرسه.
اگه آدم همیشه به این فکر کنه که من بی کارم ، بی پولم و … شک نکنید که بیکار و بی پول خواهد ماند!!!!
اجازه ندید که حتی این افکار و جملات منفی به ذهنتون خطور کنه.
پیشنهاد می کنم در کنار تلاشی که برای پیدا کردن کار مورد علاقتون می کنید این راهکار مثبت اندیشی رو هم به کار بگیرید و مار رو هم از نتیجه ش با خبر کنید.
دل من روشنه که همه به دنیای قشنگی که توی ذهنشون ساختن دست پیدا می کنن.
شاد باشید دوستان خوبم

[پاسخ]

خسته و تنها اما با اراده و قوی
۲۲:۵۰ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۲

دوستان من جای هیچ نگرانی نیست نا امید نباشید شما که جغرافیا خوندید باید بدونید ایران تنها کشور دنیا نیست!!!!
این همه سال درس خوندید یه سال هم اضافه بخونید نمره زبانتون رو بگیرید و بعد کل دنیا کشور شما میشه.
از طریق ایمیل به دنبال یه استاد تویه دانشگاه خارجی بگردید خودتون و توانمندیهاتون رو بیان کنید شک نکنید که اگه بخواهید می تونید بورسیه تحصیلی بگیرید و بعد برید هم بهتون پول می دهند هم امکانات… مدت زمان این کار با داشتن نمره زبان حدود 6 ماه طول میکشه… البته سعی کنید همیشه دنبال یه کشور خوب نباشید بلکه دنبال امکانات و مزایای خوب باشید… من دارم میرم جایی که بهم علاوه بر تحصیل رایگان در مقطع دکترا و تامین رایگان غذا و محل اسکان، ماهی دو میلیون توهم پول توجیبی می دهند به قول خودشون فول اسکلراشیپ

به عنوان یه نصیحت دنبال اهداف کوچک نگردید و قانع نباشید چون هیچ وقت رشد نمی کنید
مثبت اندیش نباشید چون سبب سستی در تلاش کردنتون میشه ضمنا بی رحم باشید اما یادتون باشه که نامرد نباشید…. در نهایت گود لاک

[پاسخ]

N.H
۱۰:۵۱ ~ ۲۱ مهر ۱۳۹۲

سلام. اين درد همه جوانهاي مثل ماست كه نه پارتي دارن نه سرمايه ولي چيكارميشه كرد سالهاي سال اين دردجوانهاهست ولي تواين دنيا هركس فقط به فكرخودش مطمئن باش هزاران هزار نامه با اين محتوابه دست مسئولين رسيده ولي كو … پس فقط خودت بايد به فكرخودت باشي باتوكل به خدا واميد به رحمتش ميشه ازكم شروع كرد 29سالت اگه بخواي به اين فكراباشي كه كسي كاري برات جوركنه مطمئن باش تا60سالگيت عمرت تواين خيالات ميگذره فقط به اين فكركن كه توتنهانيستي وموردتوزياد بدون توقع ازكسي وفقط باتوكل به اون بالايي مي توني موفق بشي تويك قدم بردار اون بدون هيچ پارتي چندين قدم برات برمي داره مطمئن باش موفق ميشي پارتي همه مابي پارتيهااون بالايي. ازهرجاتونستي باكم شروع كن خودش بركتشوميده

[پاسخ]

فروزان
۱۱:۲۰ ~ ۲۱ مهر ۱۳۹۲

آخه یکی دلش به حال این همه جوون بیکار بسوزه، بخدا از روی خوشی نبود که رفتیم دنبال تحصیل، سرمونو بالا گرفتیم و درس خوندیم ولی حالا سرافکنده شدیم، کجای دنیا با جووناش اینکارو میکنه!!!!!!!!!! اینه معنیه عدالتی که همه ازش دم میزنن

[پاسخ]

فيروزه
۱۳:۱۶ ~ ۲۱ مهر ۱۳۹۲

حرفهاي اقا يا خانوم خسته و تنها ولي با اراده و قوي رو من كه اثر گذاشت تصميم يه برنامه جديدو تو زندگيم گرفتم ايشاا.. همه ي جوونها از خستگي و تنهايي دربيان . موفق و پيروز باشيد

[پاسخ]

زینب
۱۳:۲۹ ~ ۲۱ مهر ۱۳۹۲

با سلام خدمت نگارنده عزیز و همه ی دوستان خودم
بنده هم کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی دارم. رشته ای که کمیاب و تقریبا میشه گفت بازار کار خوبی داره ولی متاسفانه من چون ساکن استان اصفهان هستم با داشتن حدود 5 سال سابقه کار کرتبط در بهزیستی-مراکز مشاوره و کمیته امداد و هم چنین سابقه 3 سال تدریس در مراکز علمی کاربردی و سوابق متعدد پژوهشی شاید باور نکنید ولی حقوق دریافتیم به حداقل اداره کار هم نمیرسه. واقعا خجالت میکشم وقتی درامدم رو ازم میپرسن.جلو خانواده دوستان و همسرم شرمنده میشم که بگم ماهیانه 472000 تومان حقوق دریافت میکنم حالا کاش کار تخصصی انجام میدادم دلم نمیسوخت کار بایگانی و اداری و … که نیاز به تخصص ارشد نداره.تازه اصلا مقالاتی رو که هم می نویسم واسه ادارمون ارزش نداره. به نظر شما اصلا انگیزه ای واسه زندگی-ادامه تحصیل و .. باقی میمونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهش میکنم فکری به حال ماها بکنید که تو اوج فقر و نداری درس خوندیم.

[پاسخ]

جوان ایلام
۱۷:۴۳ ~ ۲۱ مهر ۱۳۹۲

سلام
شریک غمتم زیلگت نچو امه د خدا یه رو کل لمان چیم سرکار
موقه که کل کس د سر شون خو بوگ
دکتر د شون دکتری
معلوم دشون معلمی
جارودر هم دشون خو

امیدوارم که تمامی جوانان ایران زمین تنها دقدقه زندگی داشته باشن نه دقدقه کار ومدرک و گرفتاری

دی دعاتان کم به مین وخوشال

[پاسخ]

مهسا مهندس مکانیک
۰۰:۲۱ ~ ۲۲ مهر ۱۳۹۲

سلام اگه اقایون نمیگن شما کارم میخوای و یک کم روشنفکر و جهانی فکر کنند؛منم الان دانشجوی ارشد مکانیکم اما دنبال کار هم بودم چون دوست دارم مستقل باشم امااااا چی بگم شما بهتر از من میدونید که کو کار! تازه این چند سال اخیر هم که تو رشته فنی که چه عرض کنم برا بانکداریم خانم بر نمیدارن،تازه جدیدا تخصص پزشکی رو هم سهمیه اقا رو زیاد کردن؛
میخوام بگم خواهشن به تخصص بها بدین نه به جنسیت و …..(به شعارهاتون هم عمل کنید)
غصه ما خانما که زیادتره وقتی این تبعیضهارو میبینیم!!!!!!!!!!

[پاسخ]

بهار
۱۲:۱۶ ~ ۲۲ مهر ۱۳۹۲

سلام دوستان، منم مثل همه ی شماها مشکلم بیکاریه، کارشناس ارشد منابع طبیعی هستم هرجاکه فکرشو کنین رفتم
نشد که نشد
خداخودش راهی جلوپامون بزاره

[پاسخ]

بنده خدا
۱۷:۱۱ ~ ۲۲ مهر ۱۳۹۲

تا زنده ایم این مشکلات رو داریم و هیچ جوری قابل جبران و حل شدن نیست.منم لیسانس دارم و کلی کتاب خریدم واسه ارشد بخونم ولی هیچ انگیزه ای واسه خوندن ندارم.کار با حقوق ماهی 100ت رو به هیچی و دست خالی بودن ترجیح دادم..!!!!

[پاسخ]

بینظیر
۲۲:۴۳ ~ ۲۲ مهر ۱۳۹۲

سلام
من علاوه بر بیکاری معدل خوبی هم ندارم لیسانس دارم اما سواد ندارم الان دارم تو مغازه تو بخش فنی کار میکنم الن 4ماه بون حقوق تازه منتم سرم میزارن لیسانس it هستم ولی 1دیپلم بیشتر از من حالیشه چون تو دانشگاه هیچی یاد نمیدن

[پاسخ]

نگار
۱۸:۰۹ ~ ۲۳ مهر ۱۳۹۲

خوبه که شماهاجایی رودرین واسه ی مراجعه برای کار
من با فوق لیسانس ژنتیک از دانشگاه اصلا جایی رو به جز3تا آزمایشگاه ژنتیک و پژوهشکده رویان ندارم
که اون ها هم میگن کادرمون تکمیله
سالانه 5نفردرلیسانس و10الی 20 نفر در فوق لیسانس فقط دانشکاه اصفهان در ژنتیک فارغ التحصیل میشن و همه هم دنبال کار به همین 4تا مرکز مراجعه می کنن
ماهم دردمون رو دل خودمونه

[پاسخ]

یه آریایی فرزند کورش
۲۱:۰۷ ~ ۲۳ مهر ۱۳۹۲

با سلام
معین یه ترانه میخونه محتواش اینه
مگه میشه کسی که تمام سرمایه های دنیا رو داره خودش فقیر باشه؟
کسی که فرش میبافد …. رو حصیر مشینه؟؟؟؟
بله ایم ما هستیم تو ایران اگه پارتی داری شاغلی وگرنه بیکاری… این همون اسلام میشه؟؟؟ تو کشور های دیگه عربها که شرایط جغرافیایی یکسانی با ما دارن بجای کوخ تو کاخن…. در اروپا وامریکا افراد با علم مشغول کارن نه با پارتی… این اسلام نیست؟؟؟ من فرزند بازنشته شرکت گازم تکنسین کامپیوتر بودم خواستم بجای پدرم مشغول بکار بشم گفتن برو لیسانس….بعدشم فوق لیسانس….الن فوق لیسانس کامپیوترم… بیکارم. تو آمریکا ثروتمند ترین ادما مهندسین نرم افزار کامپیوترن…….با علم.

[پاسخ]

بهروز
۱۱:۵۴ ~ ۲۴ مهر ۱۳۹۲

خدا لعنت کنه هرچی آقازاده است و داره با پارتی میره سر کار از ته قلبم از اینا راضی نیستم ؛من یکی مث خودت دردهامون یکی هس اما …

[پاسخ]

ساقی
۱۱:۴۱ ~ ۲۵ مهر ۱۳۹۲

سلام
منم مثل همه شما بیکار و بی پول. ارشد آمارم . به خاطر تحصیل کلی هم بدیهی دارم. ما دهه ی شسصتی ها شرایطمون از این بهتر نمیشه مگه یه معجزه ما رو نجات بده

[پاسخ]

me
۱۴:۳۱ ~ ۲۵ مهر ۱۳۹۲

پروردگارا ما جوانان را با امتحانات سخت محك نزن
دوست گرامي منم فوق ليسانس از دانشگاه شريف دارم يك ساله كه بيكارم تصميم گرفتم كارگري كنم نااميد نباشيد بر خدا توكل كنيد خدا روزي رسان است.ان شاالله خدا كمكمان ميكنه
در ضمن دوستان براي اينكه به اينده اميدوار باشيد و افكار خودكشی و … به ذهنتان نرسه و ايمانتان قوي تر بشه و از اين بن بست خلاص يابيم كافي است چند تا از كتاب هاي عارف واصل پروفسور حضرت علي اكبر خانجاني (ع) را از اينترنت دانلود نموده و مطالعه فرماييد تا نجات يابيد
ان شا الله

[پاسخ]

مهسا
۲۳:۲۹ ~ ۲۵ مهر ۱۳۹۲

me جان تورو خدا از شریف ارشد داری بیکاری جان هرکی دوست داری جواب بده راست میگی؟؟؟؟

[پاسخ]

کامران
۰۴:۵۳ ~ ۲۶ مهر ۱۳۹۲

سلام بر تو. و تمام دوستان.
متاسفانه مملکت ما ضوابط جای خودشو به هر طریقی با روابط عوض کرده.
من نمیخام بگم که نا امید نباش و نه میخام از کسی طرفداری کنم.
دوست عزیزم منم 29 سالمه فوق لیسانس مکانیک رو دارم از یکی از بهترین دانشگاه کشور اما به دلیل اینکه کسی رو نداشتم ( یا همان پارتی) خدا وکیلی 3 سال بیکار بودم. میدونم که چی میکشی. دیگه از ناچاری اومدم توی یه شرکتی دارم کار یه تکنسین فنی رو انجام میدم منی که معدل الف ( که بخدا علف هم ازش با ارزش تره) دارای 3تا مقاله ASI و چندتا تحقیق. واسه ماهی 500 کار میکنم.
به خاک مادرم قسم ، اگه پارتی نداشته باشی یا عضو تشکلات ( بسیجی و …. ) و اونطور چیزها که من نبودم. این میشه عاقبت کارمون.

که … خیلی ناراحتم . دستم رو کیبورد نمیچرخه. ایشلا خدا حق رو ازشون میگیره. اما ما نسل سوخته ایم دوستان.

بدرود.

[پاسخ]

nanok
۰۱:۳۱ ~ ۲۷ مهر ۱۳۹۲

سلام به همه دوستای خوبم.نمیدونید چقد خوشحالم که با اینجا و شما آشنا شدم.تجربیات و راهنماییهاتون برام مثل جواهر میمونه.خیلی وقته منم نا امید شده بودم و نمیدونستم بعد گرفتن لیسانسی که دوستش دارم ولی بی استفاد بود چیکار کنم که ادامه بدم برا ارشد یا بچسبم به کارایی که مورد علاقم بود ولی به دلیل16 سال درس ازشون محروم بودم .تا همین دیروز مصمم شدم برای ارشد بخونم و با رشته ی دیگه.وضعم داغون بود.الان که شما پیشنهاد کردین که پیگیری یه حرفه ای که دوستش داریم بهتر از وقت تلف کردن برا ارشدی که تهش باز میرسم به نقطه اول! برا همیین مصمم شدم که حتما علاقم به حرفه عکاسی و زبان رو پیگیر بشم.بینهایت از تجربیاتتون ممنونم.خیلی دنبال مشاور گشتم برا روشن شدن وضع حالم اما الان که شما رو پیدا کردم میارزه به همه مشاورا!!! ولی کاش زودتر با شما دوستای خوبم آشنا میشدم آخه یه موقعیت شغلی از دست دام برا تدریس.حیف شد.خانوادم باهاش مخالفت کردن بخاطر حقوق کمش(ماهی صد تومن).منم بیخبر بودم از وضع کار.ولی بهرحال روزای خدا زیاده.برای همتون از صمیم قلب دعای موفقیت و بهروزی دارم آخه یه جوون از افسردگی خارج کردین.بینهایت دوستون دارم.

[پاسخ]

nanok
۰۲:۱۴ ~ ۲۷ مهر ۱۳۹۲

راستی چیزی که یادم رف اینه که تو شهر ما فقط از بوی دود پالایشگاه و پتروشیمیش مستفیض میشیم!! کارش با نور چشمیهاس!! و اینکه برا یادگیری علاقم که گفتم خیلی باید هزینه کنم. چون فنی حرفه ای ما فقط منجق دوزی و گلدوزی یاد میدن..فقط برام دعا کنید از این راهم جا نزنم.چون دیگه واقعا… میشم! ایشالا که همه پسرا و دخترا کار گیرشون بیاد به حق 14تن.

[پاسخ]

کیخسرو
۱۱:۳۸ ~ ۲۷ مهر ۱۳۹۲

با سلام ،من هنوز این متن رو کامل نخوندم ولی از سر برگ و نظرات بعضی دوستان میتونم تا آخرش رو بفهمم .دوستان من کارشناسی مدیریت بازرگانی و ارشد مدیریت دولتی دارم 30 سالمه و بیکار از هر مدرک مربوط و نامربوط به رشته درسی هم که شما دیدین و شنیدین من دارم؛ هر دوره و طرحی از کارورزی و کارآفرینی هم کم نذاشتم شرکت در آزمونهای استخدامی هم که حسابش از دستم در رفته (به قول یکی از دوستان اگه همین هزینه های ثبت نام رو جمع میکردم میتونستم اونو سرمایه یه کار بی دردسر و آزاد کنم)تا حالا چند بار هم تو این ازمونها قبول شدم وتا مرحله مصاحبه و تشکیل پرونده هم رفتم ولی به لطف دوستان سهمیه ای و…..هیچی دیگه هنوز بیکارم .اگه بخوام درد دل کنم زیاده فقط یه ایده بیاین با هم از طریق همین ایمیلها تبادل ایده کنیم شاید فرجی شد چون اگه بخوایم به امید این ازمونها و آگهیها باشیم هیچ تغییری پیش نمیاد .منتظر شما هستم ایمیل من manvadostan@gmail.com

[پاسخ]

سجاد
۱۲:۱۴ ~ ۲۷ مهر ۱۳۹۲

امیدوارم آرشیو این نظرات برای مسئولین و نمایندگان مجلس ارائه گردد تا بفهمند که چه گندی زدند، البته اصلاً براشون مهم نیست، فقط جهت اطلاع براشون بفرستید.

[پاسخ]

nanok
۲۰:۵۱ ~ ۲۷ مهر ۱۳۹۲

سلام مجدد. یه پیشنهاد به اقا پسرای گل. میتونید فنی حرفه ای مهارت برق یاد بگیرید واقعا درامد زاس خداوکیلی.پسردایی من همش20 سالشه ولی بعد دیپلم قید دانشگاه زد و این حرفه رو یاد گرف.واقعا کارش سکه اس.سیم کشی جزیی یه خونه کمتر از600 تومن نیس.یه کلید برق وصل کردن ساده 10تومنه.الان با این سن کم سرمایه میلیونی داره اغراق نکردم.اصلا وقت سرخاروندن نداره.حتی با سیستمای هوشمند و مدار بسته کار میکنه.بد نیس شما هم امتحان کنید و توکل کنید به اوس کریم. دورش چندماه بیشتر نیس تازه رایگانم هس.ایشالا اینجا مکانی بشه برای ثبت موفقیت تک تک شما عزیزان.

[پاسخ]

سیما
۲۱:۰۶ ~ ۱ آبان ۱۳۹۲

باسلام، من هم کارشناسی ارشد جغرافیا گرایش جغرافیا و برنامه ریزی روستایی از بهترین دانشگاه کشور هستم.بعد از فارغ التحصیلی و برخوردی که از مسئولین دیدم در این دو سال امیدی را برای زندگی برام نگذاشته اگه پاداش درس خوندن اینه که سرکوفت بخوریم پس عدالت کجاست؟ منم خواهش میکنم ارشیو این نظرات را برای مسئولین و نمایندگان مجلس که همش درحال شعار دادن ارائه گردد گرجه میدونم بیشترسوژه خندیدنشون میشیم براشون متاسفم و خدا از بانیش نگذره.عزیزانی که عنوان کردن جغرافیا هم رشته است بهتر در جریان باشن تو این مملکت نه مهندسی و نه پزشکی و ونه هیچ رشته دیگه ارزشی نداره.یه خواهشی هم که دارم این دوست گرامی راهنمایی بفرماید برا دکتری چی بخونم که پام از دانشگاه نذاشتم بیرون استخدام بشم واقعا ممنون میشم دوست عزیزم.

[پاسخ]

سعید
۱۳:۰۸ ~ ۶ آبان ۱۳۹۲

سلام
سال 78 با رتبه 1100 منطقه2 سال اول رشته شیمی فردوسی مشهد قبول شدم دیگه حوصله پشت کنکور و واسه پزشکی خوندنو نداشتم
بعد از اتمام درس فوق لیسانس شیمی دانشگاه تهران قبول شدم و 86 فارغ التحصیل شدم تا برم سربازی بیام شد 89 و تا الان بیکارم
خیلی کار تحقیقاتی کردم تو ساخت آمفی تامین ها مواد منفجره
آخه این درسته؟بخدا اگه جنگ بود میرفتم جنگ بیکاری خیلی بده
همه جا رفتم همه جا رزومه دادم از دانشگاه, کارخانه تا پژوهشکده ها و حتی بنگاه های کاریابی هر جا خواستن رفتم گفتن ما سابقه کاری میخوایم یا کسی که بلد باشه با دستگاه های GLC ,.. حرفه ای بلد باشه دانشگاه ها نمیزارن ما با این دستگاه ها کار کنیم خودشون موار میگیرن کار میکنن نتیجه رو میدن,تا خراب نشه,منه جوون خودکشی نکنم چکار کنم؟یه راه حل بدین

[پاسخ]

سعید
۱۳:۲۱ ~ ۸ آبان ۱۳۹۲

سلام
بخدا به مرز خودکشی رسیدم اصلا حالم خوب نیست اصلا
تورو بخدا اگه کسی میتونه کاری سراغ داره کمک کنه بخدا تو زبان کامپیوتر مهارت دارم و خیلی چیزهای دیگهrabinhood641@yahoo.com ایمیل منه دیگه این آخرین امید منه بی جواب نمی مونه

[پاسخ]

یک راه حل و تکنیک ساده برای فرار از بیکاری و یاس
۱۴:۲۹ ~ ۱۲ آبان ۱۳۹۲

سلام به جوانان بیکار و بی پول و پارتی.من کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی با معدل 17/97دارم که هنوز شغلی متناسب با رشته ام پیدا نکرده ام باوجود فقر خانوادگی تمام هزینه های تحصیل و زندگی بر دوش خودم بوده وهست و گاهی نیز به دیگران کمک مالی میکنم .یک آپارتمان و یک قطعه زمین هم دارم و از لحاظ مالی خدارا شکر مشکلی ندارم و می خواهم راهش را به شما هم نشان دهم.نگذارید داشتن یک مدرک دانشگاهی شما را از ادامه ی زندگی و لذت بردن از ان مایوس کند ما درس خواندیم که شرایط بهتری را بدست اوریم و حالا این مدرک دارد شرایط قبل را هم ازمان می گیرد من تنها یک کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی نیستم بلکه یک آرایشگر درجه یک تحصیل کرده هستم از همین حالا بروید و شغلی آزاد وحرفه ای را بیاموزید و شاگردی کنید تنها یک سال بعد وقتی دیگران دارند اینجا درد دل می کنند شما هم مثل من به انها دلداری می دهید که دنیا به آخر نرسیده و می توانید راه های دیگر را هم امتحان کنید و اگر مسئولی به فکر نیست ما خودمان همچون رودخانه ها جاری می شویم وباغ زندگانی خود را ابیاری می کنیم. این تکنیک که مرا حرکت می دهد اینست:هیچ چیز در زندگی بالاتر از آرامش نیست من خود مسئول بوجود آوردن این آرامشم نه هیچ کس دیگر. بخدا با داشتن یک مدرک دانشگاهی که کاری برایش نیست دنیا به آخر نرسیده است دوستان من شما از طعنه های دیگران می ترسید در حالیکه باید بگویید ما تلاش کردیم برای بهتر شدن زندگی امان و اجازه نمی دهیم اکنون همان مدرکی که فکر می کردیم دلیل آرامش و پیشرفت ما می شود آن را از ما بگیرد.
کوچک شما هاشم

[پاسخ]

رضا
۰۰:۵۹ ~ ۳۰ آبان ۱۳۹۲

این درد هزاران جوانان مانند تو و منه مایی که به این امید که تحصیلات اونم از نوع با کیفیتش تو این مملکت جایی داره وقت و عمر جونیم برای قبول شدن در دانشگاه دولتی تلف کردیم من رضا هستم کارشناس ارشد اقتصاد 1.5 ساله که بیکارم شدم مدرکم شده مایه ننگ خودم و ابزار مسخره کردن اطرافیانم
واقعا چه کشور خوبیه ایران دارم میمیرم از این همه خوشی و لذت بخدا دارم میمیرم!!!

[پاسخ]

مهران
۲۱:۲۷ ~ ۳۰ آبان ۱۳۹۲

با سلام از همون اول حمال بازار می شدیم بهتر بود لااقل به یه گاری بهد ۲ سال هم به یه ماشین نیسان ابی می رسیدیم تا اینکه ۴ سال درس بخونی

[پاسخ]

ناشناس
۱۲:۱۸ ~ ۲۵ آذر ۱۳۹۲

برادرم تقریبا حرف دل من رو زدی منم با هزار آرزو و تلاش درس خواندم نتیجه اش همش ناامیدی و بن بست رسیدن آرزوهام تبدیل شد واقعا ما جوونا فرصتهایی بودیم که به تهدید تبدیل شدیم دعا می کنم یه روز این مشکلات برطرف شود.

[پاسخ]

احمد از اسفهلان
۲۱:۲۴ ~ ۱ دی ۱۳۹۲

قبر دهه شصتي هارو گودتر بكنيد,اخه ارزوهاي زيادي دارن كه با خود به گور خواهند برد.

[پاسخ]

امیررضا
۱۹:۳۵ ~ ۶ دی ۱۳۹۲

سلام
منم فوق لیسانس تو سال 87 گرفتم و فارغ التحصیل شدم از اون موقع نتونستم کاری پیدا کنم
یعنی حدود 5 سال پیش فوق لیسانس گرفتم اونم با معدل هفده و چندین مقاله بین المللی یعنی آی اس آی
به هر حال هیچ چی

[پاسخ]

معجزه یس
۰۱:۲۳ ~ ۱۱ دی ۱۳۹۲

سلام به نطرمن شما40تا سوره یس به مدت40روز نذرکنیدخیلی حاجت میده………حداقل اگرم به نتیجه نرسیدید کلی ثواب کردید.15دقیقه هم بیشتر وقت نمیبره.ولی معجزس.هرکی حاجتشوگرفت بنویسه

[پاسخ]

یاسمین
۱۲:۰۰ ~ ۱۱ دی ۱۳۹۲

درد دل شما دوست عزیز درد دل تمام جوونای بدون بند پ این مملکته
همگی تحصیلکرده و فوق لیسانس اما بیکار
همگی محتاج کاریم تا بیشتر از اینکه شرایط مادی مون رو سامان ببخشه ، شرایط روحی مون رو التیام ببخشه

[پاسخ]

تحصیل کرده بیکار
۱۳:۴۱ ~ ۲۰ دی ۱۳۹۲

سلام. منم با هزار بدبختی . بی پولی فوق لیسانس گرفتم از دانشگاه دولتی الان تو روی پدر مادرم شرمنده ام که فقط بودنم براشون غصه بوده و تو جامعه یه عده روز به روز پولدارتر میشن و اونایی که سطح پایین ان روز به روز فقیرتر و این تسلسل توی خونوادشون ادامه داره.
انگار دیگه باید عادت کنم به آرزوهایی که میمیرند. چی فکر میکردمو چی شد……….خدایا دیگه کم آوردم ……….

[پاسخ]

نام شما
۲۲:۴۳ ~ ۲۱ دی ۱۳۹۲

هیشکی به این ملت یاد نداده که بابا کارآفرین باشید شغل و درآمدو بسازید از خودتون چرا اینقدر منفعلید که یکی دیگه بیاد استخدامتون کنه وقتی همه چشمشون به دست یکی دیگس بایدم اینهمه بیکار وجود داشته باشه جای اینکه زانوی غم بغل بگیرید که کی مارو استخدام کنه و چشمتون به دست اون باشه به این فرک کیند که چکار میتونید بکنید که پول بیافرینید که از توش پول دربیارید یه کار مستقل هرچی که باشه

[پاسخ]

a.a
۰۰:۰۳ ~ ۲۳ دی ۱۳۹۲

سلام به همه
من فوق لیسانس برنامه ریزی توریسم هستم. بیکار و بی پول برای مدت 2 سال.
سعی میکنم مثبت فکر کنم و به آینده امیدوار باشم. تنها چیزی که کمکم می کنه به زندگی کردن فکر کنم. به هر حال توی جامعه ما تبدیل به یک فرهنگ شده بیکاری. حتی کسانی که 490 تومن حقوق وزارت کار هم می گیرند بای بکار به حساب آورد. چند روز پیش داشتم فکر میکردم که اگه واقعا این حقوق عادلانه است خوب چرا حقوق کارمندای وزارت کار رو بر حسب همین قانون پرداخت نمی کنند. البته من معتقدم که ما ها هم خیلی برخورد خوبی نداریم. چرا اعتراض اساسی نکنیم. چرا تلاش نکنیم حقمون رو بگیریم، چرا باید دست رو دست بگذاریم، . درد مشترک رو ملاک تلاشمون قرار بدیم. من واقعا متاسفم که ادعای آگاهی و فرهیختگی داریم، ولی فقط ادعا داریم. موقع عمل و جلو اومدن و اعتراض کردن همه جا می زنیم. چرا خودمون رو تغییر نمی دیم ؟

[پاسخ]

نگار
۱۵:۵۹ ~ ۲ بهمن ۱۳۹۲

منم 29 سالم، فوق لیسانس زیست، 3 ساله بیکارم گوشه خونه نشستم، کار واسم نیست اگه هم استخدامی هست منشی میخوان، یعنی بعد 8 سال تحصیلات دانشگاهی برم سر کار دیپلومه ها؟ رشتم هم خاک عالم بر سرش، تو هیچ خراب شده ی این مملکت نمی خوانش، رشته سبزی پاک کنی می رفتم کار بیشتر بود واسم، انقد عصبیم کسی دم دستم باشه خفش می کنم، هه شوخی می کنم، ولی جدی از زندگی خستم، زندگیم فکر کنم از من خستس!

[پاسخ]

امید
۱۵:۰۱ ~ ۱۰ بهمن ۱۳۹۲

سلام…خیلی سخته با زحمتو مشقت درس بخونی آخرش قد سگ بهت ارزش ندن.منم لیسانس حسابداری تموم کردم بامعدل بالای 18..دربدر دنبال کارمیگردم..و هروز نا امیدتر از روز قبل میشم..
و ب این جمله ایمان دارم..از ماست ک برماست..!!!حالا دردمیکشیم و خواهیم کشید

نسل سوخته ما شدیم

[پاسخ]

دستفروش
۰۱:۴۳ ~ ۱۱ بهمن ۱۳۹۲

صحبتی برا نوشتن نمونده
همه برادر و خواهرهای باسواد هم وطنم رو درک میکنم:
الا بذکر الله تطمئن القلوب

[پاسخ]

جهان
۱۵:۱۱ ~ ۲۷ بهمن ۱۳۹۲

درکت میکنم شرایط زندگی من شاید خیلی سخت تر از شما بوده و هست 29سالمه ارشد فیزیک با معدل 18 دارم و موندم بیکار بی پول وحیرون! خیلی از دوستام دکترا میخونن اما اونا هم نا امیدن و میگن از جذب و بورس خبری نیس و باید فوقش بری یه جا با چندرغاز و هزار منت و البته پارتی حق التریس بشی یا تدریس خصوصی کنی تو فامیل هم ادمای زیادی با ارشد رشته های مهندسی هستن که بیکارن دریغ از عمر رفته! آیا راه حلی هست؟

[پاسخ]

هادی
۱۱:۳۸ ~ ۵ اسفند ۱۳۹۲

سلام به همه عزیزان
من لیسانس الکترونیک از دانشگاه سراسری زنجان با معدل 15 گرفتم
وزارت دفاع استخدامی داشت،ثبت نام کردم،بهم زنگ زدن واسه مصاحبه،منتها اونجا رد شدم،اونم تقصیر خودم بود
واسه کسی که arm و fpga بلد باشه پایه حقوقش 1 تومنه
چرا انقد فاز منفی میدید؟
هرکس نشسته باشه شب امتحان حفظ کرده باشه و رفته باشه سر جلسه معلومه که تهش بیکار میشه
واسه کسی که حرفی واسه گفتن داشته باشه همیشه کار هست
یا علی

[پاسخ]

ساحل
۱۶:۰۶ ~ ۵ اسفند ۱۳۹۲

میدونین 24 سالمه احساس پیری میکنم انقد که حسرت و آرزودارم مردم از بی پولی دیگه نمیکشم .من یه مرده ی متحرکم

[پاسخ]

بی نام
۲۰:۳۲ ~ ۹ اسفند ۱۳۹۲

جناب آقای هادی که میگی معدلتون 15 هست و کاربلدی ..بنده لیسانس مکانیک دارم با معدل 17.80 و از دانشگاه لوح تقدیر دریافت کردم . به تعدادی از نرم افزارهای تخصصی رشته خودم تسلط کامل دارم ولی تو این مملکت فقط پارتی حرف اول و آخر رو میزنه .

[پاسخ]

m.m
۲۱:۱۹ ~ ۱۲ اسفند ۱۳۹۲

سلام بر تمام دوستان تحصیل کرده و بیکار…من لیسانس عمرانم و 11 ماه ِ که بیکارم…البته توو رشته خودم بیکار محسوب میشم…چند روز ِ غرورم رو گذاشتم زیر ِ پا و دارم میرم خونه مردم و واسه خونه تکونی ِ عید دیواراشون رو تمیز میکنم…خدا باعث و بانیش رو هرکی که هست لعنت کنه…

[پاسخ]

علی
۱۲:۲۶ ~ ۱۶ اسفند ۱۳۹۲

دورود بر تو که تونستی عاقبت درس خوندن تو این مملکت رو بگی

[پاسخ]

سيامك
۱۹:۴۸ ~ ۱۹ اسفند ۱۳۹۲

سلام. منم ليسانس مكانيك دارم . الان مدت 6 ماهه كه بيكارم.هرجا رفتم يا منو نخواستن يا اگه خواستن با حقوق اداره كار مي خوان. اخه با اين حقوق مگه ميشه زندگي كرد دوستان. كامنت هاي شما رو كه خوندم يه ذره اروم شدم چون ديدم اين فقط مشكل من نيست . تصميم گرفتم برم فني و حرفه اي يه كاري رو ياد بگيرم بعدش واسه خودم كار كنم به خدا هرچي باشه شرف داره كار تو رشته خودم…. اميدوارم مشكل همه حل بشه ……… بريد دوستان تو فكر خوداشتغالي

[پاسخ]

کوروش
۲۲:۳۹ ~ ۲۱ اسفند ۱۳۹۲

لیسانس کامپیوتر دارم . و برنامه نویس هستم . و بیکارم . شاید تنها سرمایه من یک لپ تاپ باشد .که برنامه های که نوشته ام را روزی در اختیار اشخاص بگذارم ولی افسوس .. هیچ کسی نیست که به حرف ما گوش بده .. جا های زیادی برای کار رفتم حتی پاره وقت هم کار کردم با حقوق ناچیز …گفتنی زیاد است ..

[پاسخ]

کامران
۱۳:۲۶ ~ ۲ فروردین ۱۳۹۳

سلام منم لیانس ریاضی ام ازدانشگاه سراسری وضعیت نابسامان ونبودن استخدامی رشته ام روبعدخدمت دیدم بااینکه سخت بودتغییررشته دادم والان دانشجوی ترم 2رشته مدیریت بازرگانی ام

[پاسخ]

نام شما
۱۱:۴۹ ~ ۱۰ فروردین ۱۳۹۳

منم ليسانس مكانيك دارم..چند ماهه دنبال كار هستم ولي كو كار . مي خوام برم تو كار دوربين هاي مدار بسته . كسي نميدونه در امدش چطوره ؟ ارزش داره برم ياد بگيرم يا نه ؟

[پاسخ]

بیکار
۱۰:۴۲ ~ ۱۵ فروردین ۱۳۹۳

جدا باید بشینیم ب حالمون گریه کنیم.چ کنیم اخه؟ لیسانس زبان دارم تو اموزشگاها با هزار منت تدریس میکنم جلسه ای 5 تومن. انصافه؟؟؟؟؟

[پاسخ]

پیام
۱۹:۲۶ ~ ۱۷ فروردین ۱۳۹۳

سلام دوستان قبل از هر چیز میخوام بگم که توکلتون به خدا باشه
من دارم فوق لیسانس ارزیابی میخونم 23 سالم هست بسیار درد آوره که حتی یک اورگان هم ازین مدرک تحصیلی حتی اسمم نمیبره برای استخدام خیلی سخته شما باز از رشتتون برای کار اسم برده میشه درکتون میکنم

[پاسخ]

AZ
۱۷:۱۴ ~ ۱۹ فروردین ۱۳۹۳

من فوق لیسانس حقوق بین الملل دارم و بیکار تر از هر بیکار عالم.ایتن متن عین درد و دل منه. خط به خطشو درک میکنم. تمام روزام بعد از فارغ التحصیلی به بطالت گذشته. از خودم بدم میاد که حقوق رو انتخاب کردم. نمیدونم چی بگم. بعضیا رو میشناسم که همزمان با من بودن ولی به خاطر پارتی که داشتن الات تو بهتین سازمان ها با حقوق عالی مشغول به کارن ولی من نه.هنوز بیکار و سرگردان به همره سرکوفت شنیدن از طرافیام.به این نتیجه رسیدم که هر کی تو ایران اتفاقا دنبال تحصیل علم نره،صداقت و شرافت نداشته باشه به همه جا میرسه . بدم میاد از ایران. ای کاش هیچوقت اینجا متولد نشده بودم. پولم ندارم که برم خارج از کشور.این از همه بدتره که مجبور باشی جایی زندگیئ گنی که واسه عقایدت شعورت و کلا خودت وزمانی که صرف تحصیل کردی و حالا تو یه شاخه ای متخصص شدی ارزش قائل نباشن و بزنن داغونت کنن.متاسفم واسه خودم و این کشور مسخره.

[پاسخ]

بی نام
۰۰:۰۴ ~ ۲۱ فروردین ۱۳۹۳

منم لیسانس مکانیک طراحی جامدات در یک شرکت پیمانکاری بدون بیمه مشغول به کار شدم اما بعد از 6 ماه کارکردن حق و حقوقم را به بهانه های مختلف ندادند و الان 8 ماهه دنبال کار هستم . کارهای فنی و مهندسی کم شده به طوری که 3 نفر از دوستانم با همین مدرک بیکارند.

[پاسخ]

حسرت
۰۰:۵۰ ~ ۲۱ فروردین ۱۳۹۳

نمیخوام بگم چی خوندمو چی چی چی.فقط میگم هر چی خوندید دیگه بسه دست به دامن خدا شید و منت خلق خدارو هرگز نکنیدنجات دهنده اونه نه این آدمای اطرافطون که هر روز به تعدادشغلاشون اضافه میشه.

[پاسخ]

kamrani
۲۲:۲۵ ~ ۲۲ فروردین ۱۳۹۳

هیج تعجبی نداره که انقدر فارغ التحصیل بیکار از جمله خود من وجود داشته باشه . بیکاری حتی به رشته های فنی و مهندسی هم نفوذ کرده و اگر همینطور پذیرش در رشته های فنی و مهندسی زیاد بشه آمار بیکاری فوق العاده بالا میره . بسیاری از شرکت ها و واحدهای تولیدی با مشکل تامین مواد اولیه مورد نیاز مواجه هستند که به علت تحریم ها نمی توانند خریداری کنند. فقط امیدتون به خدا باشه .

[پاسخ]

ali
۰۰:۳۴ ~ ۲۳ فروردین ۱۳۹۳

من لیسانس معماری دارم 5 سال هست بیکارم

[پاسخ]

علی
۲۳:۳۵ ~ ۲۴ فروردین ۱۳۹۳

سلام منم مثل شما هستم با این فرق که دیپلم دارم و 44 سالمه و مستاجر وبدهکار………….. اینقدر هست که اصلا نگم بهتره راستی چرا من باید زنده باشیم

[پاسخ]

حسنا
۲۲:۳۶ ~ ۲۶ فروردین ۱۳۹۳

خوبه که حداقل یه جایی هست که تحصیل کرده های بیچاره درد و دل کنن من لیسانس برق مخابرات دارم سه سال و نیمه بیکارم الان 27 سالمه اخه ما واقعا ایندمون چی میشه؟؟؟؟کی میخوایم کار کنیم ؟کی پول دراریم؟کی ازدواج کنیم؟اون وقت میگن چرا سن ازدواج بالا رفته………….به خدا خجالت میکشم از پدر و مادرم پول تو جیبی بگیرم!!!!!!!واقعا احساس پوچی میکنم ..

[پاسخ]

حسین
۱۴:۵۷ ~ ۲۷ فروردین ۱۳۹۳

سلام ببینید انسان باید به خدا توکل کند و درسته که میگین کار نیست ولی کارای دیگه ای هم هست شما میگین با فوق لیسانس نمی تونم به هرکسی یا به عبارتی به هر بی سوادی بله بگم ولی یادت باشه که شخصیت انسان وجود انسان هست نه درس خوندنش پس کاری مثل همبالی یا کارگری به کسی عیب نیس
حالا این حرفا چرت و پرت هست که میگین درس خوندیم باید کاری بهمون بدن که راجه به درس باشه ما درس رو می خونیم بخاطر علم اصلا شما می دونید برای چی زندگی می کنیم شاید الان بگید که علم و دانش به چه دردی می خوره من جوابتونو میدم علم و دانش برای کمک به کسی یا در خود زندگی کردن اصلا شما اگر درس دین و زندگی رو نمی خوندین آداب زندگی کردن رو بلد بودین الان بنده درس می خونم و در فامیلم کسانی هستند که درس نخوندند و خیلی هم پولدارن ولی بنده بخاطر علم و دانشم چیزایی می فهمم که اونا نمی دونن به عنوان مثال شما بالا نوشته بودین {امکانات نادر}خوب اگر کسی درس نخونده باشه اگه بهش بگین فکر می کنه که اسم یک شخص را گفتین در حالی که نادر به معنی کم یاب هست
یه پیشنهاد دیگه اگه نمی تونی کارگری کنی یه کار دیگه پیدا کن و یادت باشه که به خدا هم توکل کنی خدا اونقد مهربونه که مشکل همه ی بنده هاشو حل میکنه
التماس دعا حسین سالاری

[پاسخ]

حسین
۱۵:۰۰ ~ ۲۷ فروردین ۱۳۹۳

من به عظمت خدا فکر می کنم با همین علم دانشم که خدا خیلی مهربون خیلی بزرگ و کلی چیزای خدای مهربون

[پاسخ]

حمید
۱۸:۵۳ ~ ۲۸ فروردین ۱۳۹۳

رفایی نزنید که بوی ترحم بدن من رفتم درس خوندم فقط برا اینکه جوونیم حروم نشده باشه رشته ام الکترونیک بود واقعا لذت میبرم وقتی می بینم تو زندگی از یه سری چیزا که برا خیلیا معماس سردرمیارم همون موقع که رفتم دانشگاه جمع کل دفترچه ها رو که گرفتم می دونستم عاقبتش بیکاریه ولی رفتم چون برا کار و پول نبودم واقعیت کشور اینه چیزی به اسم اقتصاد اینجا وجود نداره هیچ چیزی رو نمیشه صد در صد بهش مطمن بود تعداد خونه هایی تو کشوره دو برابر جمعیت کشوره ولی خیلیا خونه ندارن هر کی پول دستش میاد میره خونه میسازه می فروشه چون درآمد داره کسی نیاز به خونه نداره ولی یه شغل شده خونه ساختن هیشکی نمیگه برم با پولم یه طرح صنعتی بزنم که یه مهندس شیمی یه مهندس برق بره سرکار مشکل مملکت ما اینه تو هیچ کشوری خونه سازی به این شکل صورت نمی گیره …..چرا خونه ای یک میلیارد ساخته میشه دو میلیارد فروخته میشه؟چرا جایی این جیزا ثبت نمیشه نرخ تورم خونه …….دلیلش اینه کسانی مسوول این چیزان نونی می خورن از همین راهه اگه یه قانون می اومد که براساس اون یه فرد نتونه بیشنر از دو خونه داشته باشه وضعیت کشور تغییر نمی کرد؟؟؟ مطمن باشید با همین یه بند قانون همه چی حل میشد

[پاسخ]

محمد
۱۴:۰۲ ~ ۳۱ فروردین ۱۳۹۳

در کلاس چهارم دبستان دوستی داشتم مردود شد و ترک تحصیل کرد و رفت و من درس خواندم و مهندس شدم!

او اینک یک دستگاه پروشه دارد و من یک دستگاه تناسلی!!

برو یه مهارت عملی یا نرم افزاری یاد بگیر بعد برو دنبال کار

[پاسخ]

بیکار افسرده
۱۸:۰۹ ~ ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

حرف دل ما رور زد ی؛ منم شرایطی م دقیقا مثه شما دوست عزیز با با مدرک ارشد در دانشگاه دولتی و با معدل 90/18 وبه عنوان دانشجوی استعداد خاموش فارغ التحصیل شدم ولی بخدا مخم هنگ کرده نمی دونم چکا کنم نه سرمایه ای، نه پشتوانه ای و نه هیچ چیز و هیچ کس دیگه به غیر خدا دوستای من که ازهمون دیپلم و پایین
ترک تحصیل کردن الان همشون خونه ، ماشین، پول و لز همه مهمتر ازدواج کردن به خیلی از چیزای دیگه به موقع بهش رسیدن و به قول شاعر اونا هفت شهر زندگی را طی کردن ما هنوز اندر غم یک کوچه اییم

[پاسخ]

جوان پیر
۱۵:۲۵ ~ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳

همتون برید خداروشکر کنید که روح و روانتون سالمه من که از دانشگاه معتبر و دولتی مملکت مهندسی مکانیک گرفتم 6 ماهه بیکارم الانم دارم یه کار غیر مرتبط انجام میدم با حقوق 200 تومن اونم واسه اینکه خونه نشینم که دق کنم و خونوادمو دق بدم
باورتون نمیشه از ترسم به خونوادم گفتم که حقوق قانون کار بهم میدن که غصشون نشه که بعد این همه زحمت و سختی درس و دانشگاه پسرشون رفته مفت داره خرحمالی میکنه
خدایی بریدم توی 24 سالگی پیر شدم
لعنت به هر چی درس و دانشگاهه

[پاسخ]

امیر.
۲۳:۴۳ ~ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳

سلام . بچه ها سلام . منم مثل شما دیگه خسته شدم خیلی خسته . مدرکمو از دانشگاه سراسری گرفتم . ولی کاری پیدا نکردم . از خودم بیزارم از این دنیای لعنتی . ولی بیشترین فکری که به سرم زده خودکشیه . چند سال زحمت همش بیخودو بی جهت . منم جغرافیا خوندم . خداحافظ دنیا

[پاسخ]

سینا
۰۲:۳۵ ~ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳

ای کاش هیچ وقت دانشگاه نمیرفتم . ای کاش از کودکی شاگرد مکانیک شده بودم.

[پاسخ]

شهرام
۱۶:۳۵ ~ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳

وای یعنی همه شما بیکارید ؟ خدای من ـ من تا سوم راهنمایی بیشتر نخوندم ـ از همون موقع کار کردم و الان که 32 سالمه همه چیز دارم ـ خونه زندگی ماشین زن ودو تا دختر گل ـــ ـ من گاهی پشیمون میشدم که چرا درسم رو ادامه ندادم ـ دوس دارم از همین الان دوباره ادامه بدم ـ

[پاسخ]

حمید
۰۲:۰۹ ~ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

سلام؛من ۲۶ سالمه و بیکار؛البته تا پیش دانشگاهی بیشتر نخوندم؛ مترجمی زبان هم قبول شدم ولی ثبتنام نکردم؛نمیدونم شایدم اشتباه کردم؛ به خدا خیلی از کارا رو امتحان کردم(کار که چه عرض کنم همون واژه حمالی بهتره)‏ ولی با این حقوقایی که میدن اصلا ارزش نداره این حمالیا؛ ولی چند وقتیه به فکرم رسیده برم آموزشگاه،آرایشگری یاد بگیرم ولی میترسم این همه هزینه واسه ثبتنام بدم ولی بعدش به دردم نخوره؛ اگه کسی تو آرایشگری سر رشته ای داره راهنماییم کنه ممنون میشم؛

[پاسخ]

ناشناس
۱۱:۰۶ ~ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

میخوام توصیه ای به کسانی که میخوان در رشته مکانیک وارد بشن . بهترین گرایش در حال حاضر در رشته مکانیک که بازار کار خوبی داره طراحی جامدات و سیالات هست که برای کارشناسی ناپیوسته باید آزاد بخونید ولی برای کارشناسی پیوسته دولتی هم داره .

[پاسخ]

سعید
۲۰:۴۱ ~ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳

بدترین لحظه زندگیم وقتی بود که برای استخدام یه جایی که فکر میکردم نسبتا خوبه رفتم و تو مصاحبه هم قبول شدم ولی آخرش گفت حقوق شما 607 هزار تومانه و باید یه چک ضمانتی 30 میلیون تومانی هم بیاری و نتونستم استخدام شم. خیلی از مادرم خجالت کشیدم وقتی با خوشحالی گفت چی شد قبولت کردن؟
گفتم نه

[پاسخ]

الهام
۱۴:۲۳ ~ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳

سلام منم بیییییییییییییییییییکار

[پاسخ]

مهسا
۰۰:۴۱ ~ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

سال 86 با رتبه 2000 دانشگاه دولتی صنایع غذایی قبول شدم از جنوب کوبیدم 24ساعت رفتم شمال غرب دانشگاه. سال 90 با رتبه 72 فوق دانشگاه شیراز قبول شدم و با کلی زحمت مهرماه دفاع کردم به این امید که میرم سر یه کار توپ! اما زهی خیال باطل.
حالا به سرم زده پزشکی کنکور بدم شاید تغییر مثبتی تو وضعیتم ایجاد بشه. شما میگید فکر خوبیه؟ آینده داره؟

[پاسخ]

سلیمانی
۲۲:۲۰ ~ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

مهسا خانوم تا شما بخوای پرشکی تموم کنی اونم اشباع شده بهتره دیگه قید درس خوندنو بزنی از من به شما نصیحت . پولتو الکی دور نریز.

[پاسخ]

سامان
۱۲:۴۵ ~ ۴ خرداد ۱۳۹۳

سلام به همگي ،من ميدونم كه بازار كار خيلي خراب شده و امثال ماها با فوق ليسانس ، يا هر چي بيكار هستيم،ولي تو را خدا اين همه سال درس خونديم ولي تا حالا شده براي فقط 10 دقيقه ساكت بشينيم و فكر كنيم چه انتظاري از خودمون داريم،مثلا يكي ميگه كاش رفته بودم شاگردي الان استا شده بودم و ….
اگر فقط 10 دقيقه روي اين فكر كني ميبيني الان چرا اينكارو نميكني
اگر نه همينطوري روزا ميگذره و ميبيني دوسال ديگم همينطوري فكر ميكني كه چرا نرفتي الان استا شده بودي.
بخدا اگر الان اينكارو بكني اگر يكي بيسواد 10 سال طول بكشه استا بشه تو دوساله ميشي، اينم فكر نكنيد يه جا استخدام نشديد بده ،اگر ميشديد مگر الان حقوق خوب ميدن،بخدا از اون شاگرده كمتر ميدن و خلاقيتتونو ميكشن، چرا فكر نميكنيم شايد اگه تو همين كاراي به ظاهر پست دست بزنيم استعدادمون شكوفا بشه و راه واقعي را پيدا كنيم، من اينكارو كردم كه ميگم ،من از شما نا اميد تر بودم و لي يه بار نشستم و فقط 10 دقيقه هميني كه گفتم روي كاغذ نوشتم و بهش فكر كردم و ديدم واقعا فقط براي اينكه نظر بقيه اين باشه كه من مثلا فلان كاره هستم دارم خودمو ميكشم كه يه جا استخدام باشم دلمو زدم به دريا،گفتم فقط براي خودم زندگي ميكنم و عيب و عار نيست كه كار ديگه اي بكنم ، حتي شده يه دستفروشي ساده، وارد يه كار شدم سال 90 و خدارو شكر راهي كه بقيه بايد سالها شاگردي كنن من 2 ساله رفتم ،واقعا همين كه ميدونيد شما باسواد هستيد باعث حس اعتماد به شما و همچنين اعتماد به نفستون ميشه الانم درامدم 8 برابر روزي شده كه تازه وارد كار شده بودم، اينقدر سطح فكرتونو پايين نيارين چون نتونستم استخدام بشم حالا بقيه ميگن فلان يا بيسار
حد اقل يه بار تست كنين ببينين دوست دارين يا نه چه طور ميخواين شما كه حركتي نميكنين خدا كمك كنه
عزت زياد.

[پاسخ]

رضا
۲۱:۳۰ ~ ۹ خرداد ۱۳۹۳

کارشناسی کامپیوتر بیکار بی پول افسرده شدم آدم خیلی شادی بودم ولی حالا چی..

[پاسخ]

نگاره
۰۰:۴۱ ~ ۲۲ خرداد ۱۳۹۳

سلام متن خیلی از دوستان رو خوندم.و همچنین متن آقای دانیال و خانم ّFarzaneh رو که خیلی جالب بود.من هم با 28 سال سن فوق لیسانس شیمی یک از دانشگاه های آزاد تهران هستم.یکی از زرنگترین شاگردای دوران مدرسه . الان تو یه شرکت هندی منشی هستم . با ماهی 700 هزار تومن و بیمه.تنها شانسم این بود که دو سال تلاش کردم کلاس رفتم زبان انگلیسی یاد گرفتم.وگرنه همین منشی شدن هم نصیبم نمیشد.خیلی برام سخته که بهم بگن با فوق لیسانس منشی شدی.یک سال ونیم سابقه کار دارم.از بازاریاب ساده شروع کردم.این پنجمین شرکتیه که میام.چند وقت پیش نا امید و بی انگیزه شده بودم.ولی تصمیم گرفتم که با این قضیه کنار بیام.کارمو قبول کنم و یه منشی خوب باشم چون اگه خوب کارکنی جای پیشرفت هست.مگه چه قد میشه هی ناراضی بود و جا عوض کرد . تو این ممللکتی که اوضاع کار نا به سامانه خیلی نمیشه بد و خوب کرد.نخبه بهترین دانشگاه ناراضیه چه برسه به بقیه. کار عار نیست.با پر توقع بودن تو این مملکت نمیشه به جایی رسید.باید صبر داشتو خیلی چیزهارو تحمل کرد. نه اینکه همش درجا بزنی و حسرت بخوری.با ید با علاقه از کارای پایین شروع کرد تا بالاخره شکوفا بشیم و به جایگاهی که میخواستیم برسیم یا حداقل نزدیک بشیم.. خداروشکر با این طرز تفکر جدیدم روحیم خیلی بهتر شده و ازطرف شرکت تحسین میشم و خیلی امیدوارتر به آینده. به امید موفقیت برای همه

[پاسخ]

آقای قربانعلی هستم
۱۷:۵۸ ~ ۳ تیر ۱۳۹۳

سلام منم لیسانس بیکارام 25 سالمه خودم یکسری کارهای کوچیک انجام میدم ولی دنبال درامد ثابت هستم و بالای یه تومن خوشحالم مثل شماها از دانشگاه معتبر مدرک نگرفتم مدرکمو … گرفتم

[پاسخ]

سعادتی
۱۱:۵۹ ~ ۷ تیر ۱۳۹۳

دانیال و نگاره خیلی خوب نوشتند ما بچه های ایرانی از بس که از همون اول دنبال راحتی هستیم و می خواهیم بهترین حقوق ، بیمه، مزایا، ساعت کاری را بگیریم درحالیکه توی دانشگاه هم فقط تئوری خواندیم حرفه بلد نیستیم کلی از رشته ها در ایران کاربردی نیست می خوای بیکار بشینی توی خونه برو مجانی جایی کار کن حداقل سابقه و تجربه بدست میاری . خواهر من تازه لیسانس زبان گرفته زبانش متوسطه داره توی مسجد و … مجانی درس می ده همه نزدیک خونه هستند کرایه مشین نمی ده اما تجربه کسب می کنه با محیط کار آشنا می شه حتماً توی همون کتر ، کار پیدا می شه بهتر از بیکار نشستنه توی خونست . من روز اول که رفتم سر کار توی یک شرکت کار کردم نه سابقه کار داشتم نه عملی کاری رو بلد بودم حاضر شدم با نصف حقوقی که دیگران می گیرند کار کنم از 9 ساعت کاری که برام مشخص شده بود 11 ساعت ازم کار می کشیدند بیمه هم نبودم اما تحمل کردم 6 ماه به همین وضع گذشت. حالا دیگه راه و چاه رو یاد گرفته بودم ، سابقه کار داشتم و … بعد رفتم توی یک شرکت دیگه تقریباً همون حقوقی که دیگران می گرفتم می گرفتم بیمه هم شدم اما ساعت کاریم به نسبت دیگران کمی بیشتر است خودم با کمال میل می مونم باید یک تفاوتی به نسبت دیگران داشته باشی تا بتونی توی کارت موفق بشی اگر قرار باشه همه مثل هم باشند پس کارفرما براش فرقی نمی کنه که کی باشه پس برای اینکه فرق کنه تو فرق کن به روز حرکت کن به جای زیرآب زنی، خاله زنک بازی ، چاپ لوسی، سرت به کار خودت باشه کمتر مرخصی برو کاری به کار کسی نداشته باش از زیر کار در نرو مهارتت رو به روز کن ، مردم که نمی آیند بگند خانم آقا بیا این کار، هر روز از صبح تا شب روزنامه بگیر برو بگرد پیدا می کنی .توقعت رو بیار پایین، چشم و هم چشمی هم تعطیل .

[پاسخ]

علی
۱۲:۳۰ ~ ۷ تیر ۱۳۹۳

ای بابا هی میگید کار نیست کار نیست خدایی چی بلدی که کار کنی ، اخلاق هم که نداری چون می گی بیکارم بی پولم و … از بس ای پدر و مادرا پول مفت دادن بهتون بد عادت شدین بله اینجوریه پول درآوردن که آسون نیست پدر بدبختت هم همینطور کار می کرد به زور پول می گرفتی واسه قر و فرت خرج می کردی . آقای شما که می گی بیکاری مستاجری زن و بچه داری اهل کار باشی می ری دنبال کار زنت شاغله نون زن خور شدی نشستی پای تلویزیون بیخیال کار. من لیسانس نقاشی دارم. فکر می کنید با این رشته کجا بهم کار می دن آموزش نقاشی در مهد کودک اونم به یه آقا، آموزشگاه ، مدرسه … کجا؟ تابلو بکشم کجا بفروشم چقدر مگه می خرند کجا بخرند ؟ این ها سوال ها و مشکالاتی بود که من باهاش برخورد کردم یکی منو برد توی یک اداره ساعتی کار می کردم کار اداری بیمه هم نبودم ساعتی معلومه دیگه نه اضافه کار نه تعطیلی نه مرخصی هیچی هیچی به امید اینکه استخدام بشم ماهی 300 تومان می گرفتم حدود 150.000 تومان می شد کرایه مترو تا کرج و اتوبوس و… 150.000برام می موند 1 سال گذشت خسته ناامید بودم کارم رو هم دوست نداشتم احساس حقارت می کردم اما باز هم خوشحال که دستم توی جیبم می ره یعنی پول توجیبی راستش خجالت می کشیدم از وضعیت کاریم که فامیل سوال می کرد همه هی می گفتن آخی آخی ناراحت می شدم اینجوی می گفتن. خلاصه بعد از یکسال که همه هی می گفتن درست می شه استخدام می شی دیدم این کار دفتری منون راضی نگه نمی داره به فرض اینکه استخدام هم بشم . همون کار اداری که می رفتم بعد کار رفتم سراغ کار هنری سرامیک شکسته یک دوره سرامیک شکسته رفتم چون رشتم نقاشی بود خیلی خوب می تونستم طرح رو پیاده کنم این نقطه قوت من نسبت به بقیه بچه های دوره بود رنگ شناسی بلد بودم توجه مربی هم به من جلب شد حتی توجه بچه های کلاس که موفق عمل می کردم عاشق این کار شدم علاقه زیادی داشتم زحمت زیادی داره اما حتی متوجه گذشت زمان هم نمی شدم . لحظه شماری می کردم زودتر از اداره خراب شده تعطیل شم برم سراغ کاری که تازه یاد گرفته بودم . الان 3 سال این کار را انجام می دهم کار اداری رو رها کردم با عشق و علاقه این کارها رو انجامی می دهم نمایشگاه های مختلف می زارم و شرکت می کنم فروشم هم بد نیست از حقوقی که توی این اداره ساعتی می گرفتم خیلی بیشتره و روحم شاده لذت می برم از کارم مطمئم تجربم بیشتر بشه درآمدم هم بیشتر می شه سفارش کار می گیرم یکم پول بیشتر بدست بیارم یک جایی رو اجاره می کنم که راحت تر بتونم کار کنم الان خونه هستم صدای کارم مزاحم اهل خونه می شه می خواهم کارم رو گسترش بدم هدف دارم انگیزه دارم چون از روی اجبار کارم رو انجام نمی دهم.

[پاسخ]

امیر
۱۷:۴۰ ~ ۱۰ تیر ۱۳۹۳

سلام علی جان

وقتی متنت را خوندم برات دست زدم و گفتم ایول به این پشتکار و امید.حرفت کاملا درسته دوستان برید دنبال علاقتون حتی اگر حقوقش کم باشه ولی دوستدارید در کارتون خلاقیت بدید.
من الان درس میخونم و بخاطر مشکل مالی پدرم ، میرفتم پیش داییم کار ولی چون اصلا کارم با درسم یکی نبود و اصلا جز علاقم نبود و فقط بخاطر پولش رفتم ، بعد 2هفته دیدم انگار این کار داره بهم فشار میاره و حالت نوشیدن زهر شده و انگار باهاش حال نمی کردم .این تجربه شد برام که برم دنباال علاقم نه کاری ک توش پول باشه ، چون کاری ک داخلش پول باشه ولی علاقه نباشه ادم بعد یک مدت زده میشه و میبره از خودش و زندگیش ولی کاری ک بهش علاقه داشته باشه حتی اگر حقوقشم کم باشه تلاش میکنی ک افزایشش بدی و دوستان من سنی ندارم و 23سالمه ولی اگر دیدید با درستون همون کار گیر امد که خدا رو شکر و برید جلو چون جز علاقتون هست ولی اگر دیدید نشد هر ادمی در وهله اول یک علاقه داره و در حالت دوم یک علاقه دیگر برید سمت علاقه دوم و به حقوقش فکر نکنید ..چیزی که هست چون ما بی پولیم دوس داریم زود پولدار بشیم و کار پرپول بدست بیاریم ، کار هم مثل زن میمونه ادم تا کلش داغه یک علاقه کاذب داره ولی در حین گذر زمان علاقه کم میشه پس مواظب باشید.
و چیز دیگر یکه میخواستم بگم ، ادمایی مثل ما پول را محافظ و جزیی می دانند که بهشون اعتماد بنفس میده پس مواظب باشید ادم پول دوست باید باشه ولی پول پرست نباید بشه ….
نترسید، درضمن در این محیط ما همه افسرده هستیم و این وجه اشتراکه پس نباید بگی چرا من افسردم..یک کتاب هست بخونید به اسم ” لطفا موفقیت را باور بکنید ” از محمود نامنی
ی چیزی بگم که فکر نکنید اینده اونطوری که پیش بینی میکنید ، بوجود میاد…با اینده فکر بکنید ولی زیادی جو و رویایی نباشید که داغون بشید :D
وقتی سر یک کار جدید برید ، بخاطر جو کاذب دروجودتان ، برای خودتون بخصوص اینده پیش بینی میکنید .من وقتی رفتم مغازه داییم ، برای اینده پیش بینی کردم که باپول هام چی کارا بکنم و یک سال اینجا کار میکنم و کلی فکر داشتم ولی بخاطر زده شدن نسبت به کاری که علاقه نبود بعد 2 ماه و خورده ای کار از اونجا امدم بیرون..

علاقه+پشتکار+امید+شادی بودن+بودن د رکنار خانواده + افکار مثبت و درکنارش عمل = انجام هدف و موفقیت

فقط یک نصیحت که تجربه کردم ، اگر از کاری کم بگذارید ، شک نکنید که در اینده از ی جا میزنه بیرون .
اول علاقه نخست ودر صورت نبود امکانات و شرایط برید سمت علاقه ثانوی
یاحق -فداتون

[پاسخ]

مهدی
۱۹:۵۱ ~ ۱۱ تیر ۱۳۹۳

سلام دوستان
اشتباه بزرگی که کردم چهارسال ونیم وقتم رو دانشگاه پیام نور رشته حقوق هدر دادم فقط گول اسم این رشته رو خوردم .دوستان و همکلاسیا بعد از فارغ التحصیلی اکثرا رفتن خدمت .الان وقتی میبینمشون یا بیکارن یا دارن تو کتابخونه ها برا وکالت وقضاوت میخونن یا مشاغل ازاد یا ….من یه سال قبل از فارغ التحصیلی برای ارشد خوندم قبول شدم ولی الان ترم سه بیست وشیش سالمه با یک اینده کاملا مبهم محیط کاری من هم هیچ ربطی به درس وتحصیلم نداره بیشترمربوط به واکسن طیور تو مرغداریا هست .بعد از دوماه از سیصد ازتومن به بالا نمیره.همکارا هم اکثرا لیسانس مثل من یا لیسانس کامپیوتر یا برق بیکار . یه مشت عملی دربه داغون دلقک خلاصه ادمای درجه سه جامعه که فقط سالمشون منم بگذریم.براستی جامعه ای که پارتی حرف اول رو میزنه به چه سمتی خواهد رفت؟

[پاسخ]

محمد
۱۶:۵۸ ~ ۱۴ تیر ۱۳۹۳

فوق لیسانس الکترونیک دارم از بهترین دانشگاه دولتی با معدل 18.11، دوران تحصیل همه پروژه های درسیمو به طور کامل تحویل می دادم. پروژه هایی که انجام می دادم از همه بهتر بودند. ولی چه فایده پروژه ها و نرم افزارهایی که کار کردم به درد بازار کار ایران نمی خوره. 5 ماه از فارغ التحصیلیم می گذره، به هر دری زدم روزنامه، اینترنت، دانشگاه، کاریابی و دوست و آشنا، هنوز بیکارم. خرجمو از کمک هزینه طرح های پژوهشیم در می یارم. آخرش تصمیم گرفتم برای تابستون یک دوره فنی و حرفه ای ثبت نام کنم تا شاید فرجی بشه. ما بچه های دهه 60 واقعا سوختیم. هیچ امیدی به تشکیل خانواده و ازدواج ندارم. دوست دارم تا آخر عمرم مجرد باقی بمونم. دوست دارم جمعیت ایران به زیر 10 میلیون برسه. برای همین هم قصد تشکیل خانواده و فرزندآوری رو ندارم. این طوری برای نسل آیندمون که قراره درس بخونن و کار پیدا کنند خیلی بهتره…

[پاسخ]

محمد
۰۲:۲۹ ~ ۱۹ تیر ۱۳۹۳

دانیال
فرزانه
امیر(تیرماه)
علی(تیرماه)
و چند تا بچه های دیگه که اسمشونا فراموش کردم
یه جریان کوچیکی راه انداختند اما پرانرژی
من 23 سالمه و اوله راهم.چیزایی که یاد گرفتم اینه که
رشته و حرفه ی کاری میتونه متفاوت باشه.اینقدر نباید اسم رشتمونا یدک بکشیم.
یه زمینه ی کاری که دوست داریم یاد بگیریم و ازش درآمد کسب کنیم

[پاسخ]

محمد
۰۴:۰۸ ~ ۳۰ تیر ۱۳۹۳

من جوانی 29 ساله دانشجوی ترم آخردکتری در یکی از بهترین دانشگاههای کشور هستم با بیش از 10 مقاله آی اس آی رتبه 1 آزمون دکتری رتبه 8 ارشد ولی پول ندارم ازدواج کنم به خود ارضایی مبتلا شده ام و افسردگی گرفته ام. نمیدانم چه وضعیتی است همه جا واسه هیئت علمی درخواست داده ام. استادهای خودخواه می گویند نیاز نداریم. اگه نیاز ندارید پس چرا اینقدر دانشجوی دکتری میگیرید بی انصافها…

[پاسخ]

سحر
۰۱:۰۷ ~ ۳۱ تیر ۱۳۹۳

سلام برهمگی.منم تمام هم سن و سالام ازدواج کردن باورتون نمیشه میخوان عروس و داماد بگیرن اما منه احمق رفتم درس خوندم نه کار نه شوهر حالا هی میگن پاک باشید .یا صاحب الزمان تو رو خون شهدای کربلا قسمت میدم ظهور کن خسته شدیم .

[پاسخ]

علی
۱۱:۲۹ ~ ۱ مرداد ۱۳۹۳

من بدبخت رفتم مهندسی منابع طبیعی صنایع چوب و کاغذ خوندم کاش پام شکسته بود و نرفته بودم 35 سال سن و بیکار حتی 2 ریال خم از درس خوندن در نیاوردم.فقط میگم کاش بمیرم کاش بمیرم

[پاسخ]

زینب
۰۰:۱۷ ~ ۳ مرداد ۱۳۹۳

سلام.متاسافنه منم یک سالی هست که فوق لیسانس گرفتم و دربه در دنبال کار هستم حتی کارایی که اصلا ربطی به رشته ام ندارم…اول رشته ی محض خوندم بعد بهم گفتن بهتره بری توی رشته های الهیات ارشد بگیری خیلی خوبه واسه تدریس… تا رفتم ارشد اخلاق گرفتم واسه تدریس فقط دکتری میگیرن و یا کسایی که بتونند مجوز بگیرند..مجوز هم زیر 30سال نمیدن… 25ساله هستم…توی بد وضعیتی هستم…به قول سحر خانم همه وقتمون رو گذاشتیم روی درس حالا نه کار و نه شوهر…باید حرفای بقیه رو هم تحمل کنیم…

[پاسخ]

بی نام
۱۷:۴۴ ~ ۵ مرداد ۱۳۹۳

به خدا از این همه تبعیض در این جامعه خسته شدیم . من با مدرک فوق لیسانس دارم کارگری میکنم کار واسه من عیب نیست ولی تبعیض و نبودن عدالت در این جامعه منو آزار میده . افسردگی گرفتم از نیش و کنایه های فامیل از اینکه سنم رسیده به 30 نه خونه دارم نه زندگی .

[پاسخ]

امیرحسین
۱۲:۱۶ ~ ۸ مرداد ۱۳۹۳

سلام دوستان
من الان دانشجو هستم ولی میخوام یک حرفه را بلد بشم و به هیچی علاقه ندارم و دیدم کسایی که به کاری که میکنن علاقه ندارن ولی میرن و یاد میگیرن.

دوستان اگر حرفه ای مد نظرشون هست میشه راهنمایی بکنن؟؟

[پاسخ]

عرفان
۰۳:۳۷ ~ ۱۱ مرداد ۱۳۹۳

سلام
دوستای عزیز من لیسانس طراحی جامدات دارم ولی به دلیل نداشتن رابطه و پارتی دارم تو یک کارخانه صنعتی کارگری و باربری میکنم موقع کار 1 دقیقه هم نمیتونم استراحت کنم بی دین ها دارن به جای 3 نفر ازم کار میکشن دارم داغون میشم شب ها هم از شدت کمر درد خوابم نمیبره من چون پارتی نداشتم این بلا سرم اومده طرف با دیپلم انسانی با 4 تا برگه به عنوان آمارگیر میاد بالای سرم و منو مسخره میکنه مرگ بر بی عدالتی دیگه خسته شدم ههینطور به خودم میگم دیگه فردا نرم سر کار ولی اگه نرم چطوری مخارجم رو تامین کنم ؟؟؟؟؟؟ ای خدا به دادم برس …………..

[پاسخ]

محمد
۱۰:۴۸ ~ ۱۴ مرداد ۱۳۹۳

با سلام 10 سال است که با مدرک کارشناسی برنامه ریزی روستایی فارغ التحصیل شدم ولی متاسفانه هنوزم بیکارم توی شرکتها هم نمی تونم کار کنم چون اکثرا همه آشنا هستند آدمو مسخره میکنند آخه اونهای که پنجم ابتدای در س رو ول کردن و به دنبال کار رفتن دارن یواش یواش باز نشست میشن ما تازه دنبال کاریم به همین خاطر 10 سال است با هزار خفت و خواری میرم میدون برای کارگری در حالی که خودم حداقل 100 نفر از آشناهارو میشناسم که دیپلم هم ندارن ولی کار اداری دولتی دارن طرف خانواده بسیجی یا رزمنده یا شهداست با هیچ محدودیتی سنی معدلی وارد عرصه کار میشه گناه ما چیه پدر و مادرمون رو از بچه گی از دست دادیم تا اونم نمیدونم بره جبهه یا سپاهی ارتشی بشه ما هم بتونیم از تحصیلات استفاده کنیم

[پاسخ]

محمد
۱۱:۱۶ ~ ۱۴ مرداد ۱۳۹۳

دلیل اصلی بیکاری در کشور ما بی توجهی دولتها به روستا هاست چندین سال پیش نصف جمعیت ایران در روستاها زندگی می کردند در حالی الان قریب به یک چهارم جمعیت در روستاها زندگی میکنند اینم دلیلش مشخص است تمام شهرکهای صنعتی نزدیک شهرهای بزرگ توسعه پیدا کرده خوب مشخصه وقتی دولت توی روستاها اشتغال زایی نمیکنه و روز به روز به جمعیت روستاها افزوده میشه بالاخره نتیجه میشه جامعه امروز ما که اکثر شهرهای زیر 50000نفری کشور مارو شهرستانی ها تشکیل میدهند یعنی به دلیل عدم توجه به روستاها ست که این مشکلات پیش آمده دوستان من صادقانه یک مطلبی رو به شما عرض میکنم اکثر کارمندان دولتی ما را آدمهای دیپلم و بیسواد که با پارتی کار پیدا کردند و فقط به فکر گذراندن وقتشون هستند تا سر ماه برسد تا حقوق دریافت کنند تشکیل داده است خوب توقع بیش از این هم نمیشه از این دولت داشت من منظورم دولت فعلی یا دولت خاص نیست منظورم پرسنل کارمندان ادارات دولتی است علی الخصوص توی شهرستانها ا

[پاسخ]

امیر
۰۲:۵۴ ~ ۱۷ مرداد ۱۳۹۳

دلم گرفته بخاطر اینکه تویه ایران زندگی می کنم هیچی برنامه نداره همین طور دانشجو می گیرن اصلا هم شعورشون نمیرسه که بابا بعدش چی…………………

[پاسخ]

مریم
۱۳:۲۵ ~ ۱۸ مرداد ۱۳۹۳

آره بهت حق میدم ناامیدباشی منم مثل توام ولی باوجودی که پسرهستی بازم شرایط خیلی خیلی بهترازمن داشتی،توپدرومادرت بالای سرت بودن وخانوادت حداقل کاری که ازدستشون برمیومدحمایت مالی بود که من نداشتم وباهزارالتماس وروزدن به این واون تونستم هزینه دانشگاه آزادمودربیارم البته چون یه برادرکوچیکترداشتم وتنها سرپرست وحامیش بودمجبوربودم توشهرخودم دانشگاه برم که همزمان هم سرکاربرم.بعدکارشناسی ارشدموتوی نزدیکترین دانشگاه به محل زندگیم انتخاب کنم که بتونم برموبیام بخدای محمدقسم دوست من بعضی مواقع برای کرایه برگشتم روبه کمیته امدادمیزدم که بافجیع ترین وضع باآدم برخورد می کردند.خلاصه باهربدبختی بودارشدموبامعدل بالای 18 البته فقط سه ترمموتموم کردم بخاطرنداشتن پول یک سال ونیم هس که فقط وایسادم ازدورتماشا میکنم که چی بشه تقی به توقی بخوره یه فرجی بشه بتونم پایان نامموبگیرم که کاراشم خودم توخونه نصفونیمه انجام دادم.خلاصه دوست من سرتودرد نیارم الانم اون داداشمو فرستادم خدمت سربازی خودمم توی یه دفترهواپیمایی ماهی300دارم کارمیکنم که 152هزارش واسه قسط وام دوره ارشدم که گرفتم هست 50تاش به اضافه یارانمون واسه خرج ماهیانه خدمت داداشم مابقیشم میمونه واسه خرج زندگی پس ببین که بدترازتوهم هست،خالام ازمن میشنوی فکرای احمقانه انتحارروبندازدور،هنوزم واسه یادگیری کارآزاددور نیست بسم الله بگو وشروع کن،من به همه جانامه نوشتم حتی ریاست جمهوری ولی هیچی توش درنیومد،مطمئنم یک میلیونم من رونزدی دوست من،بای

[پاسخ]

مریم
۱۰:۱۷ ~ ۲۲ مرداد ۱۳۹۳

سلام دوست من آره بازمنم خواستم بهت خبربدم که دانشگاه آزاد شهرستانها چه پردیس چه غیره نیرو میخواد برو گوگل استخدامی دانشگاهها روجستجوکن راهنماییت میکنه،من که فک کنم تابخوادپول دستم برسه وپایان ناممو بتونم بگیرم دیگه شرایط سنی واسه استخدام رونداشته باشم،برودنبال استخدامی ها حتی اگه بیرون شهرخودت باشه.بقول مابوشهریا بختواقبالت هرجا بلند شد برو دنبا لش.بای دوست من

[پاسخ]

امیر
۰۸:۴۵ ~ ۲۳ مرداد ۱۳۹۳

دیگه به جایی رسیدم که از بی حوصلگی و ناامیدی تو گوگل سرچ کردم درد دل بی پولی که به اینجا رسیدم.
یک جوانم
سربازی رفتم مدرک دانشگاه دارم
جدا از دانشگاه کار طراحی گرافیک و تیزر تبلیغاتی انجام میدم
عصبی شدم
خرج و دخل به هم نمیخوره
با این همه اخبارهای ناامید کننده که از صدا سیما و رادیو پخش میشه قضیمون شده مثل زندان بی در
بابا تا کی بدبختی
این مسئولان پس چه غلطی میکننن فقط بلدن اختلاس و دزدی کنن؟
تو ایران هر کی به فکر خودشه و هر کس به جایی برسه زیر دستاش رو له میکنه
من یک جوونم نمیتونم حرفمو در مملکتی که ادعای آزادی بیان میشه بزنم چون روزگارتو سیاه میکنن
من یه جوونم ولی نمی تونم ازداواج کنم ولی دولت از اونطرف طرح افزایش جمعیت گذاشته
طرف نون خودشو نمی تونه در بیاره اونوقت یکی دیگه رو بکنه سربار خودش
مشکلات جنسی و بی پولی تو مملکت ما بیداد میکنه
چطور یه جوون به گناه و خلاف راه پیدا نکنه؟
لعنت بر این زندگی
اگه خودکشی گناه نبود همین الان خودمو خلاص میکردم

[پاسخ]

سحر
۰۳:۰۱ ~ ۲۵ مرداد ۱۳۹۳

تو این زمونه اگر میخواهی دشمنتو نفرین کنی باید بگی الهی بری دانشگاه درس بخونی با معدل بالا .

[پاسخ]

احسان
۰۴:۰۴ ~ ۲۵ مرداد ۱۳۹۳

ای خدا خودت به دادمون برس
فقط و فقط به خودت امیدوارم
ای خدای مهربان خواهش میکنم کمکمون کن

[پاسخ]

یه جوون بیکار
۱۰:۵۲ ~ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳

یه روز غمگین و افسرده و درمانده از سر بیکاری تو گوگل سرچ کردم بیکاری بی پولی، که این صفحه باز شد و من تازه فهمیدم که فقط خودم نیستم که با مدرک فوق لیسانس با معدل 19/30 از دانشگاه بوعلی که اسم استعداد درخشان و نخبه جامعه رو یدک میکشم تنها نیستم. هرچند دوستان از خوندن پیامهاتون ناراحت شدم ولی تازه به عمق فاجعه پی بردم. دوستان گرامی یه کشوری مثل چین 20 برابر ما جمعیت داره بعد میشه اقتصاد اول دنیا!!!!! به این میگن مدیریت و تدبیر….. از ماست که بر ماست…..!!!!

[پاسخ]

بیکار
۰۳:۵۲ ~ ۳۱ مرداد ۱۳۹۳

دوران بچگی و نوجوانی با ارزو و رویا درس خوندیم تا مثه …. بشیم, اخرای تحصیل فهمیدیم ارزوهامون بر فناست قرار نیست نثه هیچکس باشیم یه ادم معولی هستیم
تو سربازی طاقت اووردیم و گفتیم تکبرو بزار کنار توالت شستیم و منتظر مرحله بعد که دوباره شروع کنیم وحالا
حالا اخ از حالا که فهمیدیم حتی یه ادم معمولی هم نتوننستیم بشیم, کسی که یه روزی هزار ارزو داشت امروز فقط یه غرور شکسته داره
بچه دیرو امروز مرد شده ولی مردی که صدای شکستن و خرد شدن غرورشو تو نگاه دیگران حس میکنه
دیالوگ فیلمای بچگیمون شد حسه امروزمون:
کمرم شکست

[پاسخ]

رضا
۰۵:۲۰ ~ ۲ شهریور ۱۳۹۳

به خداوند سوگند از پا نمی افتم تا زمانی که بتونم زحمات پدر و مادرم رو جبران کنم.

[پاسخ]

زینب
۲۱:۵۶ ~ ۹ شهریور ۱۳۹۳

سلام به همگی، منم اتفاقی زرم بیکاری این صفحه باز شد ،بچه ها نم و دوستم شیرین به این نتیجه رسیدیم که زگهواره تا گور باید دانش بجوییم ،چیزی نمونده 30 سال از زندگیم گذشته بقیش هم همیطوری میگذره میگم اگه دکترا بگیریم بعد چه گلی باید بسر بگیریم ، آخه میگن کارآفرینی مثلا تو رشته زیست یا ریاضی یا رشته های محض چه کاری هست بیافرینیم ،چرا در دانشگاه رو نمیبندن مردم یه فکر اساسی برا زندگیشون کنن چرا همش دکترای آموزش محور و آزاد و علمی کاربردی میگیرن در صورتیکه برا روزانه و دولتیشم کار نیست این نشون میده که مردم رو سر کار گذاشتن، اصلا کی میدونه ما چه زجری کشیدیم تا به اینجا رسیدیم هیچکی نمیدونه .

[پاسخ]

نا کام
۲۳:۱۷ ~ ۱۲ شهریور ۱۳۹۳

منم داغونم. 7 ماهه فوق لیسانسمو گرفتم اما کاری پیدا نمی کنم.. شاید برم منشی مطب بشم با 450 هزار تومان حقوق. کاری که 10 سال پیش قبل از گرفتن ارشدم میتونستم برم..بادیپپلم.. کاش درس نمیخوندم…. به خیلی ها نمیگم ارشدم…خدا کمکمون کنه

[پاسخ]

مهدی
۱۴:۴۵ ~ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳

خدایا پناه میبرم به خودت مرا به حال خودم رها نکن همیشه سعی کردم درست زندگی کنم به سمت کار خلاف و گناه نرم ولی دیگه به انتهای خط رسیدم حتی به خودکشی فکر میکنم ولی از ترس گناه این کار و عذابی که در پی داره تا حالا اقدام به این کار نکردم ولی دیگه بریدم از این همه بی عدالتی ، تبعیض ، توسری خوردن ها

[پاسخ]

یه بدبخت روانی
۱۴:۲۷ ~ ۲۲ شهریور ۱۳۹۳

سلام من ارشد صنایع دارم میخونم سه ساله بیکارم دارم روانی میشم توروخدا اگه کسی جایی رو سراغ داره بگه

[پاسخ]

علی
۲۱:۱۳ ~ ۴ مهر ۱۳۹۳

مسولین و نمایندهایی که زمان کاندید هی تبلیغ میکنید . تو رو خدا اینقد کار افرینی نکنین … یه کمم به فکر خودتون باشین بابا … میترسم از دست برین … اون وقت کسی نمیتونه جاتون رو بگیره … بابا یه دو تا دانشگاه بزنین کاسبی کنین … اصن به جون خودتون هر چی میگردم همه تحصیل کرده ها سر کارن …این چه وضیه … مردم از عدالت

[پاسخ]

فرهاد
۲۱:۲۹ ~ ۴ مهر ۱۳۹۳

توانا بود هر که دارا بود ز ثروت دل پیر برنا بود . تهیدست به جایی نخواهد رسید اگر چه شب و روز محصل بود. ندانست فردوسی پاک زاد که شعرش در این ملک بیجا بود

[پاسخ]

امیر
۲۱:۵۲ ~ ۶ مهر ۱۳۹۳

سلام دوستان..من دکترای علوم سیاسی دارم..دارم نابود میشم..هرجا میگردم کار پیدا نمیکنم..وزارت امور خارجه هم استخدامم نمیکنه با اینکه دو تا زبان هم بلدم ولی دستم به هیچ جا بند نیست..میخوام ازدواج کنم ۳۰ سالمه ولی پول ندارم
آخه چه کار کنم؟..به کی بگم دردمو؟..پس کو این همه ادعای دولت؟..پس کو انقلاب زیبای ۵۷؟..من دارم نابود میشم دارم میمیرم چرا کسی نمیفهمه حرفامو؟

[پاسخ]

میثم
۲۱:۵۸ ~ ۶ مهر ۱۳۹۳

من کارشناسی ارشد رشته فیزیک دارم و خدمت هم رفتم و الان ترم ۳ دکتری فیزیک هستم.هر جا رزومه دادم کار پیدا نکردم.دردم رو به کی بگم؟آموزش پرورش هم آزمون میگیره ولی نمیدونم چرا یه دیپلم قبول میشه توش ولی یه فوق لیسانس قبول نمیشه.آخه تا چه حد پارتی بازی؟
ما پول نداریم حتی ماهی یه بار دوسیخ کباب بخوریم.باید چکار کنم؟یکی راهنماییم کنه؟باید با مدرک ارشد برم بستنی بفروشم و زمین تی بزنم؟
بابا بخدا ما از فلسطین و سوریه گشنه تریم،بخدا ما از سومالی و تاهیتی گشنه تریم.به کی بگم دردمو؟من زن میخوام؟کار میخوام؟چرا هیچ مسئولی جوابگو نیست؟

[پاسخ]

مسعود
۱۸:۱۵ ~ ۷ مهر ۱۳۹۳

سلام
من فوق لیسانس مدیریت صنعتی دارم الان ۳ ماهه سربازیم تموم شده ولی هر جا میرم سابقه کار میخوان
نمیدونم چی بگم از این همه ناعدالتی و تبعیض
چرا هیچکس به فکر ما جوونا نیست ما گناهمون چی بود که درس خوندیم به اصطلاح کاره ای بشیم ولی حیف ……
در سن ۳۰ سالگی باید با مدرک فوق لیسانس مسافرکشی کنم

[پاسخ]

فوق لیسانس بیکار
۲۲:۱۱ ~ ۷ مهر ۱۳۹۳

منم فوق لیسانس از دانشگاه دولتی تهرانم، ۱ ساله دنبال کارم ولی هیچییییی….دارم روانی میشم آبروم پیش فک و فامیل رفته حالم داره از زندگی بهم میخوره

[پاسخ]

ابوالفضل
۱۳:۳۷ ~ ۱۰ مهر ۱۳۹۳

سلام
درسته وضعیت کاری فوق العاده بحرانی شده ولی امنیت هنوز درایران وجود داره و باید باز خدا را شکر کرد.من لیسانس مکانیک گرایش طراحی جامدات دارم و کلی خرج و مخارج تازه در شهر دیگری که باید هزینه خوابگاه هم میدادیم ولی هر چی دنبال کار گشتم پیدا نکردم ولی نامید نشدم و رفتم حسابداری کلاس های آزاد یاد گرفتم والان حسابداری انجام می دهم با ماهی ۶۰۰ هزار تومان . دوستانی که میگن به سوریه نباید کمک کرد سخت در اشتباه هستند مطمئن باشید بعد از سوریه ولبنان نوبت ایرانه که دچار اشوب شود .

[پاسخ]

سحر
۲۳:۲۳ ~ ۱۱ مهر ۱۳۹۳

سلام متن شما و بقیرو تا اونجا که شد خوندم
منم اردیبهشت ۹۲ فارغ التحصیل شدم از رشته شهرسازی یعنی الان یک سال و خورده ای میشه . امسال میخواستم واسه همین رشته برنامه ریزی شهری که شما خوندید ارشد شرکت کنم
در حال حاضر که کار نیست. بخوام بخونم وقت، هزینه، استرس درس بکشم آیا قبول بشم یا نه؟ به فرض که قبول شدم….بعد کلی سختیای ۲ سال خود ارشد و استرس واسه امتحان و هزینه و وقت و…باز کار هست یا نه؟؟؟ خیلیا میگن خوندن ارشد بدون دکترا مثل لیسانس میمونه …یعنی اگه قصد دکتری داری باید ارشد بخونی…
نمیدونم ارزشش داره بخونم واسه فوق یا نه…
آینده واسم مبهم….واسه هممون مبهمش کردن
اومدیمو خوندم و کارم نبود ….دیگه میشه قوز بالا قوز!
از اول تابستون میخوام شروع کنم بخونم اما انگیزه ندارم :(

[پاسخ]

سعید
۰۸:۲۰ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۳

من لیسانس زبان دارم. در رشته ما به دلیل ورودی های فوق العاده زیاد و بی برنامه تعداد فارغ التحصیلان بیش از حد زیاده. مشکل ما اینه که اکثر بچه ها بخصوص خانمها حاضر میشن عملا بدون دریافت هیچ پولی در آموزشگاه ها تدریس کنن و به اینها افراد رشته های دیگه و حتی کسانی که اصلا دانشگاه نرفتن رو هم اضافه کنید و اینجوری میشه که الان بهترین آموزشگاه های ایران اگه یه نفر با دکترا هم بره تدریس کنه (که هستن) نهایتا در اخر ترم یعنی ” دو ماه ” ۶۰-۷۰ هزار تومان گیرش میاد حالا حساب کنید که مثلا طرف چنتا کلاسم بتونه بگیره خودتون حساب کنید که در ماه با کسر هزینه ایاب و ذهاب حدودا ماهی ۱۰۰ – ۱۵۰ هزار تومان داره. البته هیچ کس از این افراد به اصطلاح مدرس حاضر نمیشن به دیگران بگن که در واقع برای همچین مبلغی این کارو میکنن. حالا این وسطم یه عده صاحبان اموزشگاه جزء ثروتمندان هر شهری میشن!!!
البته یه کانون زبان هست که هی بگی نگی یه حقوق بخور و نمیری میده اما فووووق العاده ورود به اونجا سخته بخاطر…
من بعد فارغ التحصیلی یه مدت رفتم تهران کارگری اما با اون ساعت کاری و اون دستمزد و اون فشار کارهای سنگین بعد یک سال یه چیزیم از جیب خودم خرج دکتر کردم. پس کسی اینجا نیاد حرف از زحمت و تلاش و کارگری کردن و این حرفا بزنه.
ببینید ماها بخصوص دهه ۶۰ ها اکثرا اضافه هستیم در جامعه هرکاریم ک بکنیم نمیتونیم جایگاهی تو جامعه برای خودمون به دست بیاریم. چون جامعه امروز ما تعداد کمی نقش داره برای پر کردن که اونم میرسه یه افراد بالادست. پس ناراحت نباشید و مثل من سعی کنید نیازاتونو به حداقل برسونید، و بالاخره یه روز رحمت خدا میرسه و ما در دنیای دیگه که ابدی هستش به حقوقمون میرسیم.

[پاسخ]

ارشد استعداددرخشان بیکار
۱۵:۴۶ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۳

سلام ، منم وضعیت دقیقا مثه شما رو دارم با سی سال سن و مدرک ارشد بعد از یکسال بیکاری مجبور شدم برم جایی که نمی شناسنم کارگری کنم خدا به همه ما رحم کنه

[پاسخ]

مریم
۱۱:۰۲ ~ ۲۱ مهر ۱۳۹۳

منم یه فوق لیسانس بیکارم.
از یکی از بهترین دانشگاه های دولتی کشور
حتی تو شرکت های خصوصی هم ناز و افاده میان واسه کار
پشیمونم از درس خوندن. فقط همین …

[پاسخ]

غریب بارون زده
۱۸:۵۷ ~ ۲۲ مهر ۱۳۹۳

بنده نخبه هستم
۱۸سال شاگرد ممتاز بودم
ارشدمو از تربیت مدرس گرفتم
بیکارم
انگیزه ادامه تحصیل ندارم
حقوق همسرم کافی نیست
نمی تونیم خوب بخوریم بپوشیم مهمونی بریم یا بگیریم
ادم به کی بگه ؟

[پاسخ]

غریب بارون زده
۱۸:۵۸ ~ ۲۲ مهر ۱۳۹۳

می خوام برم کار افرینی
اما اونم سرمایه میخواد
با چه انگیزه ای دکترا بخونم

[پاسخ]

ميلاد.
۱۹:۳۸ ~ ۲۷ مهر ۱۳۹۳

سلام .منم بیکارم سال ۸۸درس تموم کردم ..افسوس.افسوس.افسوس,افسوس.آدمی.بودم.که.از.سیگارم.متنفر.بودم ولی از بیکاری دست به هرکاری زدم چون ازفقر درس خوندم تابه جای برسم عقده پول داشتم ولی آخرش هیچی شدم یه معتاد …بازم خداراشکرکه.زن.نگرفتم.دخترمردمم.بیچاره.کنم.ولی.ناامید.نباشید.امید.از.نون.شب.واسه.ما.فقرا.واجب.تره

[پاسخ]

بی نام
۰۱:۵۹ ~ ۵ آبان ۱۳۹۳

سلام دوستان
من الان نزدیک به دو ساله بیکارم درس خوندم که بتونم در آینده سرم را بالا بگیرم اما حیف و صد حیف که الان … اما مژده دوستان ظهور اقا امام زمان علیه السلام نزدیک است باور کنید این سختی ها و مشکلاتی که استکبار جهانی برای ما ایجاد کرده تا ابد نخواهد بود و روزی فرا می رسد که صاحب زمان ظهور خواهد کرد و حکومت عدل را در زمین برقرار می کند . اللهم عجل لولیک الفرج

[پاسخ]

rahim
۲۱:۰۱ ~ ۸ آبان ۱۳۹۳

سلام دوستان. ما دهه شصتی ها کلا از زندگی هم زده شدیم اخه زندگی بعد از این همه درس خواندن که حالا بیکار باشیم و شرمنده خانواده باشیم چه فایده داره. من و خواهرم و خانمم فوق لیسانس هستیم و بیکار بیکار . انگیزه دکتری هم وقتی پارتی نداریم نیست. خدا لعنت کنه کسی رو که میخاد با فنا کردن جوانان تحصیلکرده مملکت رو از بیخ بسازه.

[پاسخ]

محسن
۲۲:۱۶ ~ ۱۲ آبان ۱۳۹۳

سلام به همه ی دوستان
بیشتر کامنت هارو خوندم دلم برای همه جوون های مملکتم میسوزه که به خاطر داشتن حداقل ترین چیزا مثل کار وازدواج این طوری باید زجر بکشن هیچ چیزی بدتر از بیکاری نیست ادمو از پا درمیاره کاری که از دستم برنمیاد فقط براتون دعا میکنم

[پاسخ]

ارشد بیکار
۱۶:۴۲ ~ ۲۸ آبان ۱۳۹۳

درس خوندیم سربلند باشیم سرافکنده شدیم
درس خوندیم مایه افتخار برای خانواده باشیم ،شدیم سربار خونواده
درس حوندیم زندگی با عزت داشته باشیم زندگی ذلت بار داریم
درس خوندیم احترام و شخصیت داشته باشیم تو جامعه، هر روز طعنه می خوریم و تحقیر میشیم از طرف جامعه
(البته واسه کسانی مثل خودم که تو شرایط سخت و فقر درس خوندند و هیچ پارتی به غیر خدا ندارند بیشتر صدق می کند)
اما نا امید نباشیم؛ امیدی هست چون خدایی هست.

[پاسخ]

انسان
۱۰:۱۱ ~ ۲۹ آبان ۱۳۹۳

ما دهه شصتی ها بهتره مثل پاشایی سرطان بگیریم بمیریم تا همه راحت بشند.

[پاسخ]

من
۰۳:۲۸ ~ ۳۰ آبان ۱۳۹۳

آقا من نظرات همتونو خوندم(چه قد بیکارم من ههه)
ولی با این وجود یه چیزی خیلی برای من عجیبه مثلا یکی می گه بیکارم سربازی رفتم و متاهل!!!!!!
مگه به آدم بیکارم زن می دن ؟؟؟
من اگه یه دختر کورم داشته باشم حاضر نیستم به بیکار شوهرش بدم

[پاسخ]

شاهین
۱۷:۵۷ ~ ۳۰ آبان ۱۳۹۳

سلام منم مثل شما بودم تاینکه راهکارم جواب داد راهکار:یادتون باشه ما فقط پول نداریم چون حقمون روخوردن پس سرتون رو بالا بگیرین وخودتون ومدرک دانشگاهی رو درست وبا افتخار معرفی کنید واین جامعه بیسواد وتازه به دوران رسیده رو ازنقاط ضعفش تخریب کنید واجازه تحقیر وترحم بهشون ندید نتیجه وتجارب علمی رو مفت در اختیار هیچ کس قرار ندهید وهیچ وقت نگید تو دانشگاه چیزی یاد نگرفتیم بگید شما لیاقت ندارید که از ما بهره مند بشید

[پاسخ]

بی نام
۱۱:۱۴ ~ ۲ آذر ۱۳۹۳

به خدا بعضی وقت ها فکر خودکشی به سرم میزنه و وقتی به این فکر میکنم که مادرم غصه میخورد از این کار منصرف می شوم . با مدرک کارشناسی مکانیک با تسلط به نرم افزارهای این رشته هیچ امیدی نیست .

[پاسخ]

رضا
۱۶:۴۳ ~ ۲ آذر ۱۳۹۳

سلام قصه تلخ منو فراموش نکنید.۳۳ سالمه بیکارمجرد م کارشناسی مو با کارگری گرفتم .به امید استخدام به ارشد ادامه دادم تا امروز که دانشجوی ترم آخر هستم به علت مشکل مالی هرچی التماس کردم به دکترین مسعول دانشگاه ه فرست یک ماه اجازه پرداخت بهم ندادن وبدون یک زره احساس مسلمانی بیرونم کردن الان رو تخت خوابگاهم فردانیستم دوست دارم خونم درراه جوونای هم وطنم بدم راهی جز خود کشی ندارم

[پاسخ]

آرزو
۱۱:۳۸ ~ ۸ آذر ۱۳۹۳

سلام منم ۲۶ سال سن ئدارم و یک سال و۴ماه درسم تموم شده و ارشد ریاضی دارم وقت کردید برای هر چه زودتر راحت شدن از دست این زنگی دعا کنید

[پاسخ]

امیر
۰۴:۳۳ ~ ۱۰ آذر ۱۳۹۳

با سلام به همه دوستان
نویسنده این سطور غم انگیز من بودم، هر چند تمایلی به انتشار و پخش نامه نداشتم و در واقع قصد چنین کاری را نیز نداشتم و فقط هدف من از نوشتن این نامه که برای اکثر سایت ها و خبرگزاری ها ارسال شد، این بود که دوستان عزیزی که در کار خبر و اطلاع رسانی هستند معضل بیکاری را جدی بگیرند و در این باره بیشتر مطلب بنویسند ولی بهرحال در چندین سایت منتشر شد و من هم گله ای نکردم و البته بازخوردهایش هم بسیار بر من تاثیر گذاشت از صحبت های دوستان عزیز و کامنت های همدردی گرفته تا پیگیری نهاد ریاست جمهوری و البته باید بگم که فقط از طرف نهاد ریاست جمهوری با من تماس گرفتند و یک سری اطلاعات ازم خواستند و دیگر هیچ خبری ازشان نشد، این از نامه و حواشی…اما از خودم بگویم، با اینکه یکسال و یک ماه از زمان انتشار نامه میگذرد ولی وضع من بدتر از پارسال شده است.دوستان عزیزی هستند که میگویند باید دست به کاری بزنی و …اما فراموش میکنند که همه جا تهران نیست!من در شهری کوچک و بسیار محروم زندگی میکنم هیچ فرصت خاصی نیست که بتوان خود را مشغول کرد.در این یکسال و اندی کل آگهی های استخدام را خواندم ولی هیچ کدام برای من کاری به ارمغان نیاورد. همین الان که دارم این مطالب را می نویسم کل دارایی من ۱۳ هزار تومان است که حتی به اندازه شارژ یکماه اینترنت خانگی نیست و البته تا ده روز دیگر اینترنت من تمام میشود و حتی نمیتوانم آگهی های استخدامی را دوباره بخوانم.من هنوز در خانه ی پدری ام زندگی میکنم و هنوز پدرم با همه ی شرایط بد جسمی اش کارگری میکند و هنوز شرمنده نگاهش و دستانش هستم.واقعاً شرایط سختی هست.بن بست که میگن همینجاست…خلاصه این که من از لحاظ روحی نشکستم ولی ارتباطم را با دنیای دوستان، اقوام، فامیل و حتی برادرانم قطع کردم زیرا که تنهایی را در حال حاضر بهترین تسکین میدانم.من هم ارداه دارم من هم امید دارم من هم آرزوهای کوچک و بزرگ دارم من هم فهمیدم دیگر نمیشد به مدارک بی ارزش دانشگاهی بالید من هم میتوانم غرورم را قربانی کنم و بسیاری چیزهای دیگر که در این مدت یکسال یاد گرفتم ولی دوستان من باور کنید شرایط وقتی جور نباشد هیچ کاری نمیتوانی انجام بدهی…مثلاً من اگر تهران بودم میتوانستم خودم را جایی مشغول کنم ولی وقتی دستم خالی است چطور به تهران بروم؟کجا اقامت کنم؟و بسیاری سوالات بی جواب دیگر…فقط میدونم که باید صبر کنم ولی میترسم دیر بشه…البته من قید تشکیل خانواده را زدم و نگران دیر شدن این یکی نیستم نگران اینم که تا کی میخواهم سربار خانواده باشم.خیلی نگرانم راجع به این، بن بست همینجاست، درست پیش من، درست خود من!

[پاسخ]

صادق
۱۷:۵۰ ~ ۱۰ آذر ۱۳۹۳

سلام و درود به دوستان عزیز و همدرد خودم.
اگه ازین چیزایی که میخوام براتون بگم ناراحت میشید واقعاً منو ببخشید.
من از آغاز تحصیل از دوران ابتدایی تا دوران دبیرستان جزو شاگرد اول ها در مدرسه بودم.همیشه با معدل ۱۹ به بالا.به خاطر علاقه ای که به رشته حقوق داشتم و در خانواده مذهبی بزرگ شدم اما پدرم یک معلم ساده آموزش پرورش بود و با هیچ کله گنده ای نسبت نداریم.دوست داشتم که در رشته حقوق تحصیل کنم تا قاضی شوم!!!
در کنکور سال ۸۷ با رتبه ۱۷۰۰ دانشگاه دولتی رشته فقه و حقوق اسلامی قبول شدم.بعد از آن به خدمت سربازی رفتم.اما وقتی برگشتم فهمیدم اوضاع خیلی خیط تر از اونیه که فکرشو میکنم!هرچی آزمون وکالت و قضاوت دادم قبول نشدم.الانم ازدواج کردم اما کار ندارم و از سر اجبار یه مغازه خدمات کامپیوتری زدم که کرایشو زوری درمیاره!!! دو تا از همکلاسیا دوران راهنمایی و دبیرستانم را میشناسم که چندسال مونده بودن تا ما بشون رسیدیم.اسم خودشونم زوری میتونستن بنویسن.یکیشون خالش تو بانک رفاه بود.الان رفته اونجا دستش بند شده و اون یکی که واقعاً از نظر اخلاقی و درسی دچار انحراف بود انقد پاچه خواری کرد و پارتی جور کرد تا الان دستش تو بانک مهر اقتصاد بند شده و براخودش ماشینو خونه و زن و زندگی داره.اونوقت منه بدبخت که جز نماز و قرآن و واجبات دینی چیزی تفریحم نبود و اینهمه علاقه مند به درس بودم و همه تو فامیل میگفتن تو یه چیزی میشی هیچی نشدم.واقعاً برای مسئولین کشور متاسفم.واقعا خیلی از جوونا دارن تو آتیش حماقت بعضی از مسئولین میسوزن.خیلیا پیر شدند و با مدارج بالای علمی به جایی نرسیدند.خدا خودش کمکمون کنه.امام زمان خودش بیاد و همه این بی عدالتی ها را نیست و نابود کنه.

[پاسخ]

سیمین
۱۷:۲۹ ~ ۱۴ آذر ۱۳۹۳

سلام میخواستم پیشنهادی به نویسنده این دردنامه بدهم گفتید که شما فارغ التحصیل ارشد جغرافیای شهری هستین از دانشگاه تهران برای دکترا به هیچ وجه این گرایش را ادامه ندهید بلکه گرایش جدیدی در دنیا باب شده به اسم طراحی شهری که گرایش تاپی در تمام دنیاست میتوانید یک درخواست با توجه به مدرک ارشدتان به یکی از دانشگاه های خارجی بدهید احتمال بورس شدن شما بسیاربسیار بالاست این گرایش گرایش بسیاربسیارتاپی در همه جای دنیاست و اگر با مهارت وخلاقیت باشید احتمال موفقیتتان در ایران هم بسیار بالاست چرا که میتوانید یک شرکت تاسیس کنید و با کمک چدند تا از دوستانتان پروژ ه هایی که شهرداری ارائه میدهد را بردارید برای تاسیس شرکت نیاز نیست ابتدا دورخیز بردارین از اتاق کوچک خانه خودتان هم برای دفتر کاریتان برای شروع استفاده کنید خیلی خوب هست . یا با چندتااز دوستانتان که وضع بهتری از نظرمالی نسبت به شما دارند شریک شوید بازم میگم طراحی شهری گرایش بسیار تاپی در دنیاست حتی در کشور ترکیه برای جذب توریست از این گرایش استقبال گسترده ای میشود یتوانید ابتدا هم به کشور ترکیه بروید بعد از پیشرفت هرجای دنیا که خواستین. یکی از دوستان من مشکل شما رو داشت الان برای خودش تو ترکیه بهترین زندگی را دارد .

[پاسخ]

سیمین
۱۷:۳۴ ~ ۱۴ آذر ۱۳۹۳

حتی شده برای به دست اوردن هزینه سفرتان از کارگری هم مضایقه نکنید . به جای بیکار نشستن و فکر الکی کردن پاشین و برای فراهم کردن مقدمات کارتان توکل به خدا کنید و یه پول وپله ای دست وپا کنید با کارگری با منشیگری با لوله کشی با شوفری با نجاری با هرچی

[پاسخ]

اسمان
۱۷:۵۹ ~ ۱۴ آذر ۱۳۹۳

اقای رضا که پول شهریت ونداری چرا خودکشی اونم به خاطر مسائل کوچیک. چرا از خداوند کمک نخواستی که بهترین دوست و رفیق و یاور فعلا میتونی پیش دوستات یا همکلاسیات تو اتاقای اونا بگذرونیدرکنارش دنبال یک کار کوچیک باشی میتونی به مسئولین خوابگاه یاد انشگاهتون بگی عوض پول خوابگاه یا دانشگاه براتون کار میکنم حتی کار خدماتی هم باشه مشکل نداره تو بوفه دانشگاه یا خوابگاه وایسا کمک دست صاحب بوفه یا هر کاری که خودشان بگن.

[پاسخ]

اسمان
۱۸:۰۵ ~ ۱۴ آذر ۱۳۹۳

اقای امیر چرا نمیری رشته طراحی شهری بخونی چرا توشهر خودتون موندی برای کار برو مرکز استانتون

[پاسخ]

اسمان
۱۸:۰۷ ~ ۱۴ آذر ۱۳۹۳

چرا در خواست نمیدی برا کشور ترکیه شاید برای دکترا بورست کردن در تونصورت همه هزینه هات و خودشون میدن از شهر خودتون دل بکن برو اونجا بمونی سال دیگتم مثل امسالت رشته طراحی شهری هم کار داره هم رشته تاپیه

[پاسخ]

نام شما
۱۸:۰۹ ~ ۱۴ آذر ۱۳۹۳

تو اون شهر کوچیک خبری نیست هنوزم دیر نشده عین پیرمردهای ۶۰ ساله حرف میزنی برای فراهم کرده هزینه های اولیه برو یه شهر بزرگتر دل از شهر خودتون بکن

[پاسخ]

آرشان
۱۶:۳۱ ~ ۱۵ آذر ۱۳۹۳

الهی فدای همتون بشم من که انقدر مظلومو ناامیدو تنهایید،درست عین خودم..
ای کاش کاری از دستم بر میومد تا برای همتون اشتغال فراهم میکردم تا انقدر غصه نخورید… لعنت به این دولتمرای نامرد و بی همه چیز کشورمون که فقط به فکر خودشونو بچه هاشونو دورو وریاشونن. تا این دنیا هست این بیشرفا سر کارنو بچه هاشون حال دنیارو میکنن ما ها هم با ی لیسانس و ۳۰ سال سن بیکاریم نه میتونیم خانواده تشکیل بدیم نه انگیزه برای مفید بودن داریم از همه بدتر ههمون شرمنده نگاه پدرو مادریم و دم پیریشون سربارشون شدیم جای دستگیریشون. وضعیت اشتغال تو این مملکت شده ی بحران جدی که ههمون تو آتیشش داریم میسوزیم لعنت به مدیرای این مملکت ی مشت پفیوز مفت خور که همیشه آخورشون پره بقیه جونا هم بیکارو الاف. ی لحظه فکر کنید همین لاریجانیه الدنگو نگاه کنید ۴۰ ساله مدیره (صدا سیما ، مجلس ، انرژی اتمی و…) آخه اینا بازنشستگی ندارن؟ این مملکت کم متخصص جوان نیازمند کار داره که این مفت خورا ۴۰ ساله دارن همه جارو مدیریت میکنن؟؟؟ اینا درده ؟ به کی بگیم؟ کی میشنوه..
و اما در آخر ی بیت شعر میگم که دردو دل ماها همه جونای بیکار به مسئولین الدنگ این کشوره : ” گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من…. آنچه به جایی نرسد فریاد است “

[پاسخ]

حمید
۲۱:۰۳ ~ ۱۵ آذر ۱۳۹۳

سلام به همگی. من انقدر نوشته ها زیاد بود نتونستم بخونم. من درکتون میکنم همتونو منم مثل شماهام اما چندتا فرقم باهاتون دارم.۱٫پدر من از لحاظ مالی وضعش بد نیست اما حمایت نمیکنه ازم ۲٫من مثل شما سواد ندارم یه دیپلم ردیم. من درس نخوندم چون میدونستم با درس به جایی نمیرسم. اما داداشا ابجیا درد هممون یکیه پول.منم با هزارتا بدبختی پول در میارم.آرزوهای هممون پر پر شد خودمون سوختیم از مسئولین که هیچ کمکی دریافت نمیشه اما یکی رو داریم بالا سر اونم خداس.شاید اون دستمونو بگیره شاید غمو غصمونو بفهمه.از ته دل ارزو میکنم همتون مشکلاتتون حل بشه شما هم برای دلم و غصه های بی پایانم دعا کنید.یا حق

[پاسخ]

مريم
۰۴:۳۷ ~ ۲۳ آذر ۱۳۹۳

۲۴سالمه فوق لیسانس الکترونیک هستم با شرط معدل برا ارشد تو یکی ازدانشکاه های تهران قبول شدم وقتی برکشتم شهرم دنیا تو سرم خراب شد الان ۸ماهه جا نمونده نرم. ۱طرح داشتم تو اداره برق شهرمون کساییو دیدم که حتی نمیدونن برق جیه ماهی ۲٫۷۰۰حقوق(کامند ساده) میره تو جیبشون کسی که یه خطبرنامه نویسی بلد نیس اونوقت ما که زحمت کشیدیم کور شدیم دربه در دنبال کار میکردیم.امروز انقد ذهنم مشغول هست ساعت ۵ صبح هست هنوز نتونستم بخوابم.شرمم میاد بکم از کشوری هستم که هیج عدالتی نداره شرمم میاد بکم من با تمام مقالاتو زحمات خودمو خونوادم هیج جایی برا خودم ندارم شرمم میاد بکم بی عدالتی خفمون میکنه.خجالت نمیکشن میکن جوان ازدواج کن.با کدوم بول من الان بول یه حلقه ندارم کی قراره بول محضر منو بده بول حلقه بده؟ اونی که میخوره و میخوابه کلان بول به حسابش میره دم از اسلام میزنه و مملکتو با این اسلام داغون کردن جوونت برا اینکه زندکی شروع کنه به کار نیاز داره.اکه توانایی اشتغال زایی ندارید اقا بزنید در این دانشکاهارو تخته کنید که کند زدید به زندکی همه مابجااینکه ۷سال عمرمونو تباه کنیمو اخرش سربار خونواده باشیم یه حرفه یاد میکرفتیم و ادم میشدیم.خستمون کردید.خدا ازتون نکذره

[پاسخ]

maryam
۰۴:۵۷ ~ ۲۳ آذر ۱۳۹۳

yani be vallah ghasam jonemono azamon bgiran behtar az ine ke hamamon zendeim vali mesle morde.kash began sali chan hezarta faroghe tahsil ghatle am mikonim.hameye javoona afsorde hame narahat in che vazeshe.alan pahlo madarm khayyati yad mogereftam vazam in nabod ye khayyate maher shodeboodam.heyfe on hame herso joshi ke khordam ta ye kalam biahtar yad begiram.heeeeeeeeeeeyf.ke chi beshe?
man misozam age ye roooz zendegi nasibam beshe bachamo nemizaram bara dars energy bezare.
avvalesh nemikhastam inja coment bezaram goftam baramon pa pich mishe baad goftam beshan papich az in bishtar mage mishe?tavarrom har rooz bishtar az dirooz bikari har rooz bishtar az dirooz kie ke sedaye maro beshnave.harchi adame biorzast hamashon estekhdame rasmi to edarat.onvaghtbe man migan boro monshie ye mosht adam avazi sho bara mahi 250 bedune bime.ba in madrakam mani ke mitonam beram borce sham bara kashvari mesle kanada vali chon nadaram nemitonam bara kheili az karash eghdam konam.keshvaraye pishrafte mennate elmo mikeshan be in migan jahane sevvom tahsil kardash bishtar az marakeze karishe chon sare har kohiam daneshgah gozashtan ta be jiba bishtar pool bere.harchi bache faghir fogharast khodesho mikoshe ta bere sarasario daneshgahaye top bekhone.baad maha hichi nemishim chon partio pool nadarim vali hamon ye mosht adami ke to kelas hamishe radife akhar mineshestano khalafe madrese boodan bara khodeshon kas mishan bedone zahmat.khodaya be haghe in arbeine hoseyni bara ma ham ye
fekri bokon ke joz to hichkaso nadarim.

[پاسخ]

maryami
۰۵:۰۹ ~ ۲۳ آذر ۱۳۹۳

onaike fek mikonid torkie khabarie.vaghti pool nadari hich khabarinist.torkie bikhe goshe mast vaghti pool nadari bara dars sahle bara ab khordan ham nemitoni beri.torkie borsie kone faghat hazineye tahsil mide dar zemn torkie ham az magoshnetare.az door mibinido fek mikonid chize khasie onja age jaibood ye fekri bara bikaraye khodesh mikard.mano bors kard vali natonestam beram.alan daneshgah barghe shahre khodamam bara doktora bors mikone vali bara che omidi?bekhonam che goli be saram konam???????? vaghti heyate elmi barnemidaran.nakone bikari dige madrake foghelisanse bargh ba moaddele 17.06 az danesghahe khaje nasir adine tosi ghabol nemikone?

[پاسخ]

صادق
۱۵:۱۹ ~ ۲۴ آذر ۱۳۹۳

٣١ سالمه فوق لیسانس جغرافیا متاهل بیکار کارم شده بچه داری اخه یک دختر دارم خرج خانه من رو پدرم می ده اونهم یک بازنشسته ارتشه گذران زندگیمون به سختیه آز جوش تمام موهای سرم سفید شده بخدا مرگ آز این زندگی بهتره

[پاسخ]

مرتضی
۱۱:۲۵ ~ ۲۵ آذر ۱۳۹۳

هی
غصه نخور داداش ما هم هستیم
منم ارشد جغرافیا دانشگاه تهران میخونم ولی انصافا هیچ امیدی نیست .تا الآن چند بار تصمیم به ترک کردنش گرفتم ولی نشد.
فعلا دور همی مشغولیم.

[پاسخ]

اسماعیل
۲۲:۴۷ ~ ۲۵ آذر ۱۳۹۳

دارم دیوونه میشم نه میتونم برم مهمونی به خدا هر موقع تو کوچمون میرم از نگاه همسایه ها اذیت میشم . ۱۸ سال درس خوندن واسم هیچی نداشت جز افسردگی در سن ۳۰ سالگی . چند ماهی هست به فکر این هستم برم سراغ شیشه بیخیال بشم خیلی سخته به خدا بیکاری روح و روان آدم رو داغون میکنه .

[پاسخ]

سیمین
۱۴:۴۸ ~ ۲۷ آذر ۱۳۹۳

باور کنید من خودم ترکیه بودم که این ومیگم کار اونجا زیاد هست من سه سال اونجا زندگی کردم اصلا ایران نمونید از من گفتن بود. باور کنید هزینه زندگی تو ترکیه از ایران خیلی ارزونتره

[پاسخ]

naser
۱۴:۱۴ ~ ۳ دی ۱۳۹۳

ای…
درد زیاده و علاج دردی نیست خیلی از جوونای مملکت ما آرزو دارن از کشور برن به امید زندگی بهتر که یکشم خودمم ولی حیرون موندیمو منتظر روزای بهتر بعضی از آقایون نمیودونن با شغلهاشو چیکار کنن و خیلیا مثل منکه پارتی نداریم هاج و واج موندن آخه خدا مگه انصافه؟

[پاسخ]

moji
۲۱:۱۵ ~ ۴ دی ۱۳۹۳

وقتی دیپلم گرفتم از اون بچه زرنگای مدرسه بودم بعد از دیپلم بدون کلاسای کنکور دانشگاه قبول شدم
با اون سن کم از خوزستان رفتم آباده درس خوندم اونجا هم جز زرنگا بودم
خلاصه خیلی دو ترم قبل از دوستام فارغالتحصیل شدم
بعدش سربازی ، دو سالی موندم خونه کار گیرم نیومد دوباره رفتم ادامه تحصیل دادم
و باز بیکارم در شهری که ۲۰ درصد نفت وطنم رو تولید میکنه
شدیم یه آدم بی عرضه و بی مسئولیت و…
چندتا آزمون استخدامی قبول شدم مصاحبا گر گفت سابقه کار؟
گفتم : ندارم
گفت: سوالی نیست. تشریف ببرید
خودتونو جای من بذارید … فکر نکنم هیچ کس حال منو تو اون لحظه درک کنه
ناراحتم برای تمام شب هایی که تا صبح نخوابیدم برای درس خوندن
نا راحتم برای عمری که تلف شد

[پاسخ]

سربار خانواده
۲۳:۴۸ ~ ۷ دی ۱۳۹۳

سلام منم مدرک کارشناسی ریاضی داشتم با این فکر که عمران خوبه رفتم مدرک ارشد عمران گرفتم ولی همچنان بیکار . البته من هیچ گاه از شکست نترسیده و نمی ترسم و با قدرت افکار خود را به پیش می برم ، بالاخره باید با تمام سختی ها و تحقیر شدن ها مبارزه کرد . برای همه و خودم آرزوی امید و تلاش شبانه روزی می کنم.

[پاسخ]

محبوبه
۰۱:۰۷ ~ ۸ دی ۱۳۹۳

من هم وضعیتی مشابه شمارو دارم. اگر فساد اقتصادی تو مملکت از بین بره ما هممون کار مناسب پیدا میکنین. اللهم عجل لولیک الفرج

[پاسخ]

مهرداد
۱۱:۱۲ ~ ۹ دی ۱۳۹۳

من متنو خوندم ، خیلیم ناراحت شدم ، ولی به نظر من حقیقت اینکه مشکل اصلی جمعیت زیاد جوانان کشور ، جمعیت ایران تو اوایل دهه ی پنجاه ۳۰ میلیون نفر بود به طوری که اوایل دهه ی شصت شد ۴۲ میلیون نفر و اوایل دهه هفتاد هم شد ۵۸ میلیون نفر و اوایل دهه ی هشتاد هم شد ۶۷ میلیون نفر و اوایل دهه ۹۰ هم شد ۷۶ میلیون نفر که الانم ۷۷ میلیون هستیم ، این افزایش جمعیت طی ۴۳ سال حدود ۲٫۵ برابر بوده در حالی که توی این مدت مشابه صنایع و دیگر مشاغل به اندازه جمعیت رشد نکردن ، الان همه ی این افراد بیکار هم بزنن تو کار آزاد هم بازم مشکل پیش میاد ، به نظر من این کشور با این وضعیت مدیریتی و این امکانات توانایی امرار معاش این جمعیت و نداره

[پاسخ]

ساناز
۱۸:۲۹ ~ ۹ دی ۱۳۹۳

سلام.من یه دخترجوونم. مشکله من بی پولیه من یه دماغه بدفرم دارم همه توخیابون مسخره م میکنن پولم ندارم عملش کنم.واقعا دیگه خسته شدم مگه من خواستم که دماغم اینجوری شه که حالا ملت مسخره م میکنن

[پاسخ]

احمد
۱۷:۵۷ ~ ۱۰ دی ۱۳۹۳

سلام
من ارشد جغرافیا و برنامه ریزی توریسم از دانشگاه تهران هستم. سه سال فارق التحصیل شدم. بیکار و بی پول هستم. روزگار سختی دارم . به هر دری زدم بسته بود. نمی دونم چه آینده ای در پیش دارم . من ادم خیلی منظمی توی درس خوندن و کارام بودم. الان دیگه خبری نیست. خسته شدم یه کم هم نا امید. می دونید دوستان دانش در ایران کم ارزش ترین معیار برای انتخاب آدم هاست. می گن که توانا بود هر که دانا بود. اما دانایی گاهی ناتوانی میاره، گاهی دلزدگی میاره. گاهی ناامیدی میاره. از نظر من تحصیلات جرم بزرگیه در ایران. من نمی دونم که چرا ما هیچ وقت نمی تون مدر کنار هم اعتراض کروهی داشته باشیم. چرا با هم یکی نمیشیم تا حرف دلمون رو بزنیم. تاریخ ثابت کرده که اعتراض گروهی همیشه تغییرات بزرگی رو در پی داشته. البته هر چیزی هزینه ای داره اعتراض هم هزینه داره. مثلا اینکه باید خیلی چیزا رو به جون بخری تا حرفت رو به کرسی بشونی. چرا ما نمی تونیم یکی شیم تا مشکلاتمون رو به گوش مسئولان برسونیم. من به جد خیلی مصر هستم که یک اعتراض همه جانبه نسبت به موضوع بیکاری خودمون رو پیگری کنم اما نمی دونم بهترین راه یکی کردن فارق التحصیلان بیکار چطوریه. من نمی خوام آشوب راه بیوفته فقط اعتراض همه جانبه و پایدار. امیدوارم که یه روزی به این نتیجه برسیم که بهترین راه حل مشکلات ما دهه ۶۰ های بیکار و بی پولی و تنها اینکه با هم و کنار هم صدامون رو به گوش مسئولین برسونم. البته مطمئن هستم که نامه و نامه نگاری در ایران جایگاهی نداره که با او بتونیم مشکلاتمون رو حل کنیم. باید خودمون دست به کار شیم.

به امید روزی که هیچ تحصی ل کرده و تحصیل نکرده بیکار و بی پول در ایران و هیچ کجای دنیا نداشته باشیم. بیکاری ریشه خیلی از مشکلات فردی و اجتماعی هستش.

[پاسخ]

حسام
۰۳:۱۰ ~ ۱۱ دی ۱۳۹۳

منم کارشناسی ارشد برق گرفتم.متاسفانه از همان ترم اول ارشد فهمیدم کار نیست اما بخاطر اینکه دانشگاه آزاد هزینه انصراف ازم میخاست بگیره انصراف ندادم و همزمان رفتم کارگری جوشکاری با هزار بدبختی یه پراید گازسوز خریدم و باهاش کار کردم. یه مقدار پول جمع کردم و سرش وام گرفتم و فقط به امید اینکه بعدا با این پول و فروش ماشینم یه کار آزاد دیگه راه اندازی کنم. از استخدام با ارشد نا امید شدم. شرکت ها هم سه ماه یکبار پول میدن که اصن صرف نداره.. برید مسافرکشی کنید از صفر شروع کردم..

[پاسخ]

بهار
۰۸:۳۸ ~ ۱۵ دی ۱۳۹۳

سلام بچه ها منم ۲۲سالمه لیسانس مدیریت صنعتی دارم تویه کارخونه معتبر کار میکنم البته اشنا داشتم وگرنه صفر سابقه بودم..حقوق اداره کاره ولی فعلت برای منی که مجردم کفایت میکنه شغل دومم دارم که تویه ارایشگاه کارمیکنم.کاملا سردرگم که ارشد بخونم یانه….شماهایی که دم از بیکاری میزنین حتما به حقوق کم قانع نیستین.ازکم شروع کنید به بالاترشم میرسین.چندتا نرم افزاریاد بگیرین یه کوچولو زبانتونو قوی کنین کار پیدا میشه قبول دارم اوضاع خوب نیس ولی بخواین و تلاش بکنین.

[پاسخ]

مجی
۱۵:۵۵ ~ ۱۵ دی ۱۳۹۳

سلام دوستان منم مثل شما بیکارم

[پاسخ]

sara
۱۴:۵۰ ~ ۱۶ دی ۱۳۹۳

بچه ها از صمیم قلب با خدا دوست بشید کمکمون میکنه شاید بگید ای بابا چه قدر خدا خدا کنم ولی اینو باور دارم اگه از صمیم قلب با خدا رفیق بشید همه راهها از جایی که فکرشو نمیکنید باز میشه،خدا صاحب این دنیاست روزی هم دست اونه.(۴۰شب به نیت کارخوب و با درآمد سوره یوسف بخونید اگه یه شب فراموش کردید دوباره از اول باید شروع کنید)دست خدا بالای همه دستهاست،توکل واقعی کنید و برید دنبال کار ،حضوری برید با رییس شرکتها حرف بزنید رزومه ارسال کردن کار ساز نیست،این بار قوی با اراده متفاوت با گذشته. راستی مهارتهای رشتتون هم یاد بگیرید.یا صاحب الزمان ادرکنی

[پاسخ]

بی پول
۰۲:۲۹ ~ ۲۰ دی ۱۳۹۳

سلام من دانش اموز دوم انسانیم و شونزده سالمه هیچ پولی ندارم کامپیتور بخرم چرا باید در خانه ی دو سه تا کامپیوتر باشد ولی بعضی ها مثه من حتی تلوزیون هم نداشته باشه این متن رو از یه کافی نت میفرستم و به قول دوستمون دردو دله

[پاسخ]

نام شما
۰۰:۰۸ ~ ۲۱ دی ۱۳۹۳

من فکرهای زیادی تو سرم که میتونم هم برای خودم هم برای بقیه اشتغال درست کنم ولی سرمایش و ندارم

[پاسخ]

زندگی=مرگ
۲۰:۰۵ ~ ۲۲ دی ۱۳۹۳

منم مثل تمام شماها بیکارم و هیچ پولی ندارم اما من کورد هستم و شنیدم که اقلیم کردستان عراق به تمام کوردها از جمله کوردهای ایرانی که در جنگ با داعش شرکت کنن پول میده اگر درست باشه بدون شک خودمو به کردستان میرسانم.

[پاسخ]

فریاد
۱۴:۴۴ ~ ۲۳ دی ۱۳۹۳

بابا دنیا به سمت کارگروه در بخش خصوصی هست. از مسئولین محترم تقاضا مندم با امکان سنجی کشور به داد من وامسال بنده رسیدگی کنند.
پیشنهادات
۱- اگر به به نقشه ژئوپولتیکی و اکوسیستمی کشور عزیزمان نگاهی بیاندازیم متوجه میشویم که کشاورزی باید محدود شه.
۲- صنایع کوچک تولیدی جواب نداده ونمیدهد چون ما فرهنگ کار گروهی بسیار ضعیفی داریم و پایدار هم نیست. دولت فرضا با امکان سنجی مثلا مواد خام پتروشیمی طرح های قوی را تزریق مالی کنه.بعد شهرک صنعتی خاصشم را که فقط منحصرا در این زمینه هست معرفی تا لیسانس شیمی بدون افقش چی هست.
۳-فرض مثال گل محمدی ایران بهترین عطر را داد هر سال باید کشور فرانسه از طریق واسطه ها اسانس خالص گل محمدی را
مفت خری کنه بعد ببره در ادکلن واسپری صنایع وابسته اش دوباره بفروشه به ما افراد نالان؛ خوب عقل سلیم میگه دولت وظیفشه امکان سنجی کنه بعد شهرک صنعتی مخصوص(حتما) معرفی تا این سرمایه دار بتونه بفهمه افقش چی هست.
۳-نیروگاه برق بادی، خوب امکان سنجی شه کجا بادش مطلوبه اعلام شه تا سرمایه دار وضعش معلوم شه.بچه های قوی برقمون بدونن کجا باید پیگیر شن
۴- تولید لامپ الای دی مگه چقدر فضا میخواد. بابا مسئولین ارج بنهید
۵- برای جرم قاچاق حکم سنگین مالی نگذارید فایده ندارد. اول ۲ سال اطلاع رسانی کنید بعدش ….. تا حساب کار دستشون بیاد
۶- تولید چادر مشکی بابد در ایران باشه ننگه که از چین وارد کننده باشیم.میدونید اینهارو دولت اگه در صنایع وسیع دنبال نکنه بخدا شکست میخوره
۷- کشت گلخانه ؛همتون گوگل مپ را سرچ کنید خدایی بالای کشور ایران را نگاه کنید اولین چیزی که می بینید مشما وپلاستیک گل خانه های روستایی رو میبینید حداقل ۳۰۰۰ متر پلاستیک کشیده مرتب؛ مگه گاگارین می خواهیم فضا بفرستیم؛
۸- خوب بابا تحریم تاثیر گذاشته اما دولت باید وارد بشه(صنایع کوچک زود بازده جواب نمیدهد) بخدا ایرانی باغیرت هست بخدا ایرانی نجیبه
۹- تولید کولر های آبی؛ به کشور عراق سر بزنید دربرق مشکل دارن بخدا از کولر های آبی ما استفاده میکنند
۱۰-معادن که چه عرض کنم باید ایتالیا بیاد از گناباد و قائن و طبس خراسان رضوی سنگ رو بار کنه تراش بده با چند برابر بفروشه؛ باید دولت سرمایه گذاری کنه
۱۱-تولید لنز عدسی چرا در ایران باید ۲ شرکت وارد کننده باشد؛ مگه ما متخصص کم داریم.
بهترین معادن ماسه و رس شهر سلماس از ماست دنبال چی میگردید ای دولت ؛ بابا من که هیچی ندارم با کدوم پول بیام امکان سنجی کنم بابا کارگروه تشکیل بدید
۱۲- آمار طلاق را دریابید. الان این یارانه ای راکه بعضی ها میگیرند صرف رفتن مصاحبه شغلی میکنند
۱۳-بخدا نجابت این دخترهای ایرانی و ما پسرهای ایرانی را در هیچ کجا پیدا نمیکنید. بها بدهید
۱۴- اولین اقدام عملی سیستم کارگروهی را با اجرای یک همایش رایگان در هر شهری اعلام نمایید. طرح های خوب در این همایشها دریافت ، حتی میتوانید آورده سرمایه را از خود همین جوانان کمک بگیرید.
بخـــــــــــــــــــــــدا میتوانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم

[پاسخ]

فریاد
۱۷:۰۲ ~ ۲۳ دی ۱۳۹۳

فریاد “لیسانس حسابداری هست بعد از ۸ سال ادامه تحصیل داده. سختی کشیده اس.اما شعارش این هست که می توانیم.

[پاسخ]

منحرف
۰۱:۰۵ ~ ۲۸ دی ۱۳۹۳

نگران نباشید شما هم ماشین شاسی بلند و خونه تو بالا شهر میخرید.راههایی برای موفقیت تمام تحصیل کرده ها در ایران هست که باید کمکم تو دانشگاهها تدریس بشه و تحصیل کرده های عزیز یاد بگیرن
مثل : دروغ ، کلاشی ، کلاهبرداری ، اختلاس ، مال مردم خوری ، دزدی ، زیرآب زنی ، پاچه خواری ، رشوه دادن و…
با تلاش برای یادگرفتن این روشها حتما تو ایران سر یه کار خوب میرید و موفق میشید . هنوز خیلی زوده به فکر خودکشی و … نباشید فقط بیشتر تلاش کنید و پشتکار داشته باشید. پازل سختی نیست راهشو پیدا میکنید.

[پاسخ]

مهسا
۱۲:۳۸ ~ ۲۸ دی ۱۳۹۳

سلام به همه دوستان بنده و همسرم بعد از سالها رنج و عذاب تونستیم برای خودمون یه شغل آزاد دست و پا کنیم با مدرک لیسانس سالها در دانشگاه و مدرسه بهمون قبولاندن ثروت بهتر از علمه ولی دروغه الان حاضر نیستم ادامه تحصیل بدم و یک سکه بی ارزش برای دانشگاه ازاد خرج کنم چون ارزش نداره با اینکه توانایی مالی ادامه تحصیلو دارم امیدوارم همه جوونای هموطنم خوشبخت و سعادتمند بشن

[پاسخ]

مجتبی
۱۲:۳۶ ~ ۴ بهمن ۱۳۹۳

داره حالم از خودم به هم میخوره ۱۸ سال درس خوندم با کلی ارزو حالا که میخوام مشغول به کار بشم یکی بهم میگه باید از طررف ارگانی یا معرفی شده از طرف کسی باشی که خودش اصلا سر رشته تو شغلش نداره اصلا یک برگ مطالعه تو شغلش نداشته و مشغول به کارش کردند امیدوارم یه روزی رئس جمهوری بیاد که یه کاری بکنه ببخشید خیلی خیلی ببخشید این وضعیت که باعث عقب موندگی ایران شده درستش کنه یکی میبینه ۵کلاس درس خونده مهندس فضای سبز یک شهر ه یا حضرت عباس یادم نمیره همه چی به هم ریخته استخوان و به الاغ میدن بخوره کاه به سگ میدند که بخوره اگه هر کی تو تخصص خودش مشغول به کار بشه بی کاری تموم میشه جای فارق التحصیلارو کسایی گرفته اند که یا با پارتی شغل به دست اوردند یا اندازه یه کارگر ساده هم حرفه ندارندو باز جای یک مهندسو گرفتد

[پاسخ]

صادق
۲۱:۴۹ ~ ۶ بهمن ۱۳۹۳

سلام همدردان من نیز مانند شما دارای مدرک فوق لیسانس حقوق جزا و جرم شناسی هستم
با معدل ۱۷/۲۸ صدم و با نمره دفاع ۱۸فارغ التحصیل شدم
اما به علت معافیت پزشکی نه استخدام می کنند و نه می توانم در هیچ آزمونی ( وکالت و قضاوت و سر دفتری اسناد رسمی ) شرکت کنم
دارای معلولیت هستم
رئیس اداره بهزیستی می گوید چرا حقوق خواندی ؟ حقوق به درد ما نمی خورد !!!!!
از شدت بیکاری و بی حوصلگی مجبورم پادو محضر باشم
همه فکر می کنند که بی سوادم
آه چقدر سخت است که هنگام بهره برداری از علم و تلاش در راه کسب علم نمی توانیم انجامش دهیم !!!!!

[پاسخ]

سید محمد حسن بلاغتی پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۰۳ ب.ظ:

من خودم لیسانس الهیات فقه ومبانی حقوقم تقصیر ریاست محترم جمهوری و وزارت نیرو هست که کار دولتی از جوانان بریدن بجای اینکه بفکر جوانان باشند دزدی در این مملکت زیاد میشه اقای رییس جمهور پارتی بازی و الله حق الناسه که شما اوردید روکار که نمیگذارید جوانان به بهانه نداشتن بودجه بروند سر کار دولتی اقای رییس جمهور اگر دزدی نمیشه این پول هایی که تو مجلس برا خودتونه از کجا اوردید در این مملکت دزد زیاده بچه ها منم امثالی مثل شما هستم دست فروشی میکنم

[پاسخ]

بیکار
۱۱:۱۰ ~ ۷ بهمن ۱۳۹۳

من شوهرم ۲۸ سالشه از صبخ میره سر کار و دیروقت میاد خونه دانجوی دکترای عمران سازه هست
کار نیست، شرکتشی که توش کار میکنه ۸۰۰، ۹۰۰ میده در حالی که ملیاردی در میاره و الان هم دارن تعدیل نیرو میکننش بعد ۶ ماه کار کردن
۲ سال دنبال کار بود تا همین هم پیدا کرد
تمام مقاطع رو هم دولتی و مثلا در بهترین دانشگاه ها خونده
ادمی که دنبال پول حلال باشه تو این کشور به جایی نمیرسه
پشیمونم از این که نرفتم از ایران
شرایطش داشتم، تازه بابت تحصیل اونور به دانشجوهای خوب پول هم میدن
ما تو خرج اولیه زندگیمون موندیم، هیچ کس هم نمیفهمه
همه با گذشته مقایسه میکنن، میگن شما بعد دو سال ازدواج چرا مسافرت نرفتین، چرا تفریح ندارین…چرا انقد سخت میگیرین چقدر درس و کار
کسی باور نمیکنه از نداریه حتی…
ماهی ۵۰۰ اجاره میدیم و اگر انواده ها کمک نمیکردند الان

[پاسخ]

اسما
۰۰:۳۱ ~ ۹ بهمن ۱۳۹۳

نامتونو خوندم وخیلی متا ثر شدم منم تو خانواده پرجمعیت به دنیا اومدم ولیسانس علوم اجتماعی هستم پارسالم فوق قبول شدم نرفم برا چی برم با این همه هزینه مالی وبا این بیکاری امیدوارم خدا مشکل همه جوونهاروحل کنه شمام امیدتون بخدا باشه با خودکشی هیچی حل نمیشه امیدوارم این مسولین کاری بکنن فردا تو قیامت پاسخ گون

[پاسخ]

ناشناس
۱۵:۰۷ ~ ۱۱ بهمن ۱۳۹۳

سلام من سال ۸۶ مدرک لیسانسمو گرفتم دو سال به دنبال کار گشتم سال ۸۸ تونستم منشی یه شرکت بشم با هزار و یک مشکل همچنان منشی ام این ششمین شرکتی که توش کار میکنم البته در شهر دیگه … من شوهرم دانشجوی دکتراست و بیکار . مشکلات زیاده اما عزیزان من هیچ وقت ناامید نشید توکلتون به خدا باشه .تو خونه نشینید من اون دو سالی که دنبال کاربودم صبحها مثل یه کارمند میزدم بیرون و موقع ناهار می اومدم خونه تمام ادارات و شرکتها رو رفته بودم کلی هم مسخرم کردن … چند جفت کفش پاره کردم چون میدونستم باید هر طور که هست کار پیدا کنم ….

[پاسخ]

امیدوار
۱۴:۲۵ ~ ۱۳ بهمن ۱۳۹۳

اللهم عجل لولیک الفرج … خدایا در ظهور آقا و سرورمان امام زمان علیه السلام تعجیل بفرما الهی آمین

[پاسخ]

آشنا
۰۴:۲۶ ~ ۲۱ بهمن ۱۳۹۳

کارتون خیلی زشته که نظرهایی که حرف حق رو میگن پاک میکنید
با این کارتون مشکل حل نمیشه
به امید ظهور آقا و اسلام واقعی

[پاسخ]

ا
۲۰:۵۳ ~ ۲۷ بهمن ۱۳۹۳

تا زمانیکه پارتی در این مملکت باشه و ۳هزارمیلیاردها پول توسط رحیمی ها خورده بشه و بجای اعدام ۵ سال حبس براش ببرن همین افتضاح ادامه داره

[پاسخ]

امیر
۰۶:۴۰ ~ ۷ اسفند ۱۳۹۳

من فقط دوس دارم بمیرم بچه ها ما هیچیییییی نشدیم خیلی بدبختیم اینهمه بخون اخرم بیکار بیپول آبروم رفت تو فامیل

[پاسخ]

امیر
۰۶:۴۵ ~ ۷ اسفند ۱۳۹۳

یعنی میشه من بمیرم؟ سر بیکاری به کسی که عاشقش بودم گفتم به خواستگارت جواب مثبت بده.عذاب وجدان گرفتم چقدر بمونه به پای منه بی پول.زندگیه من دیگه خراب شد من فقط منتظر مرگم .کاش یه قرصی پیدا میشد بدون درد ادم میکشت

[پاسخ]

فائزه
۱۲:۵۶ ~ ۹ اسفند ۱۳۹۳

سلام دوستان…من هم ۲۴ سالمه..لیسانس مهندسی کامپیوتر از دانشگاه سراسری….
دلم گرفته….بیکارم تو خونه…مستاجریم..بابام گارگره….داداشم مریض شده……عشقمم بهش نرسیدم…..داغون داغونم..
حتی کرایه رفت و امدمو ندارم….من هم بزرگ ترین اشتباه زندگیم دانشگاه رفتن بود….همه اش میگم قدیم ملت مهندس میشدند ی ارج و قربی داشتند حالا با من مثل ی کارگر هم حتی رفتار نمیشه کاش مدرک نداشتم لااقل اینهمه حرص نمیخوردم….

[پاسخ]

امیر
۰۰:۱۲ ~ ۱۰ اسفند ۱۳۹۳

من میگم باید(آره باید) دولت حمایت کنه،دقت کردی بچه های وزارت بهداشت یا کمن یا اصلا نیستند اینجا، میدونی چرا ؟ چون دولت پشتشونه،طرف دانشگاه آزاد رشته پرستاری میخونه دولت مجبورش میکنه میگه بعد از فارغ التحصیلی باید ۲ سال بری طرح با حقوق پایه حدودا ۱٫۵ میلیون تا من مدرکت رو بهت بدم حالا بچه های سایر رشته ها از بهترین دانشگاه ها فارغ التحصیل میشن بیکارند.مقصر ما نیستیم دولته میدونی چقد وقت ما صرف خوندن دروس بی کاربرد شده در حالی که میتونست خیلی بهتر از این باشه.جدا از کاربردی نبودن دروس اساتید هم قوی نیستن و اصلا کار از دانشجو نمیخوان که البنه اونا هم حق دارن اگه بدونی واسه هر ساعت تدریس به اساتید حق التدریس (که جزو تحصیل کرده های مملکت هستند دیگه) چقد میدن خنده ات میگیره.سلامتی همه مسولان با فکر و بر اساس بند پ رییس شدن……بزن لع….. رو

[پاسخ]

سعید
۰۱:۱۱ ~ ۲۰ اسفند ۱۳۹۳

گاهی نمی شود، که نمی شود،که نمی شود،گاهی نگفته اجابت می شود.دوست عزیز همیشه خدا رو ببین وخدا رو بخون.من بعد از۲سال اندی بیکاری مفرت ،در رحمت به رویم باز شد.خدا به دل شکسته خیلی خوب حال میده.یادت باشه اخر شب ها خدا منتظر امثال مثل من وتوست.خدارو از ته دلت صدا بزن،صداشو میشنوی.(به خودش قسم)

[پاسخ]

تکتاز
۱۴:۴۶ ~ ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

بلخره یه روز خوب میاد یه روز خوب میاد که…..

[پاسخ]

نگین
۱۸:۱۱ ~ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴

ار۰ یه روز خوب مییاد ولی ما دیگه اون روز نیستیم اگرم باشیم عصا به دست

[پاسخ]

رضا خاکزاد
۰۰:۱۷ ~ ۱۶ فروردین ۱۳۹۴

قابل توجه اونایی که میگن کاشکی میرفتیم کار یاد میگرفتیم شما بشمارید
برق کشی ساختمان فول صنعتی متوسط
نصب دوربین مداربسته. اعلام حریق. سانترال. شبکه.درب اتوماتیک.دزدگیر منازل این همه کار بلدم کو کار چون سرمایه ندارم
الان ۲۳ سالمه پدرم از کار افتاده است من توسن ۱۲ساالگی وارد برق شودم و دیپلم برق صنعتم چون سنم کمه کسی باورش نمیاید این کار ها رو بلدم از زندگی سیرم دوست دارم هرچه زودتر بمیرم

[پاسخ]

سعید
۲۲:۵۰ ~ ۱۷ فروردین ۱۳۹۴

سلام به همه بچه ها خدا قوت من ترم اخر ictهستم من با نظر دانیال موافقم انسان باید ی فنی یاد بگیره به همین منظور رفتم فنی حرفه ای دوره برق صنعتی گذراندم و خدارو شکر مدرکشم گرفتم و الان کاراموزی میرم در یک شرکت مهندسی برق نا امید شیطون و شما باشجاعت برید جلو و فقط دستون رو زانوی خودتان باشد و به این فکر باشید که از کجا شروع کنم و چگونه یک کارافرین شم تااینکه به نهادهای دولتی فکر کنید تا براتون کاری کنند در ظمن چرا تا وقتی که کارتو لیسانس معلوم نشده بریم سراغ فوق و دکترا به نظر من کار بیهوده ای بیشتر خواندن از لیسانس ممنون از توجهتون

[پاسخ]

فرزاد
۱۱:۳۷ ~ ۲۱ فروردین ۱۳۹۴

با سلام بنظر منم رشته مدیریت جهانگردی جز مظلوم ترینهاست

[پاسخ]

یک دو
۱۰:۰۶ ~ ۲۳ فروردین ۱۳۹۴

دو راه دارید
یک اینکه کلا مدرک رو بسوزونید و بی خیالش شی
دوم اینکه به پای مدرک بسوزی و خودت دود شی

[پاسخ]

ریحانه
۱۲:۰۹ ~ ۲۴ فروردین ۱۳۹۴

ما چرا درس میخونیم ؟ اونایی که خانواده های پولدار دارن رو کاری ندارم ولی واقعا مایی که برای هزینه رفت و آمد دانشگاه های مادر این مملکت مشکل داریم برا چی با این بدبختی درس میخونیم ؟؟؟ دست آخر با مدرک ارشد یکی از دانشگاه های مادر این مملکت بهت بگن وزیتور شی

[پاسخ]

امیدوار به اون دنیا
۰۶:۳۲ ~ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

سلام بنده هم یه خانم سی ساله هستم ارشد مدیریت. معدل بالا و البته بیکار .با کلی زحمت و هزینه درس خوندم و حالا به هر کسی برای کار می سپارم کلا از صفحه روزگار محو میشه و دیگه نمی بینمش.اصلن مشکل اینه که ما چرا بدنیا اومدیم ؟غیر از غصه خوردن هدف دیگری در خلقت ما بود یا نبود؟دلم خوشه سی سال از سنم گذشته و نهایتا سی سال دیگش مونده اگه شانس بیارم زودتر دق نکنم.این دنیا که گذشت خدا کنه اون دنیا جامون خوب باشه.راستی آهای کسایی که تبعیض در استخدام میذارید و حق رو ناحق می کنید ببینید چقدر آه جوون پشتتونه.آماده هستید که در پیشگاه خدا دیر یا زود جواب ما جوونا رو بدید؟ خدا ازتون نگذره.

[پاسخ]

ی بدبخت
۱۷:۵۹ ~ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

بدبخت ترین آدما کسایی بودن که رشته مهندسی پزشکی خوندن. ارشد مهندسی پزشکی تو دانشگاه سراسری با معدل ۱۸ بیکااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار

[پاسخ]

sogand
۲۱:۳۹ ~ ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

ای بابا بخدا من ترم چهارمهندسی مدیریت پروژه بودم انصراف دادم به دلیل بی پولی نمیتونمم ازدواج کنم چون پول خرید جهیزیه ندارم خب ما و امثال ما باید بمیرن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

یک وکیل دادگستری
۱۰:۳۸ ~ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

برادر عزیز سلام نامه ات مرا بسیار متاثر کرد این مشکل خاص شما نیست .مشکل جوانان این مرزو بوم است باید ههمون به در گاه احدیت دعا کنیم شاید دستی از غیب برآید و کاری بکند.توکلت به خدا باشد خدا خیلی مهربان است نامید نشو و خدار ا صدا بزن حتما ” گره از مشکلت می گشاید.

[پاسخ]

حنا
۲۱:۴۲ ~ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

به نظر من برنامه ریز ای کشورمون باید همون سالهای ۸۰باید به فکرنیروی این همه جوون می بودن وقتی که خودشون خبرداشتن که ادارت ونهادهای دولتی استخدام شدن توش کمه باید به نیروی جونا جهت میدادن به سمت کارای دیگه نباید میذاشتن این همه جوون اینجوری هدربرن اگر نیرومون ازهمون پانزده سالگی به سمت کاری میرفت که برامون فایده داشت الان این همه عذاب نمیکشیدیم چراباید توکشورما قشرفقیرهمیشه فقیر بمونه راست میگه استادمعین کسی فرش میبافه روحصیر باشه اخه تاکی باید نسلهامون اینجوری هدر برن به خدا اگه توکشور ما مسی ورونالدو هم زندگی میکردن الان اونی نبودن که هستن چون هرجفتشون فقیر بودن اون ماچه به سرجوونهامون اوردیم صددرجه ازاونا بااستعدادتر وپاکتر چه فایده بهنظرمن هرراهی که الان میتونه باهاش روزی حلال دربیاره همونودنبال کنه ست رودست نذاره شاید اینجوری بیشتر پیشرفت کرد کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ناامید نشن وضع برای همه همینه

[پاسخ]

نا امید
۰۱:۴۲ ~ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

خدایا چرا بیکار نشستی؟ هان؟!!!
چرا همه ی ما ها رو لعنت نمی کنی تا راحت شیم، تا راحت شی.
چرا یه عذاب بزرگ نمیفرستی که کل این کشور مزخرف با تمام آدماش ( چه ظالم و چه مظلوم) نابود شن. این همه استرس رو برای چی تحمل می کنیم؟
چرا هیچ وقت جواب نمی دی؟
چرا از اول تاریخ توی دنیای تو یه عده قلیل ثروتشون سر به فلک می زنه و یک عده کثیر زندگیشون تماما استرسه و حتی به نون شب هم محتاجن؟
چرا هیچ وقت نشد بشنویم توی یک جامعه اکثر مردم رفاه نسبی دارند و گروه کمی فقیرن؟!!
چرا اینقدر این دنیات بی عدل انصافه؟
چرا ما رو نمی کشی راحتمون کنی؟
خود کشی عرضه می خواد که ما نداریم، همه نعمت های دنیات مال خودت، بهشت تم صدقه سر اونایی که حتی تو هم براشون پارتی بازی می کنی!
ما رو بکش و نابودمون کن، طوری که اصلا نبودیم. مطمئنم از نبودن ما به هیچ جای نظام خلقتت بر نمیخوره.
من دیگه طاقت ندارم. “بار امانتت” مال خودت. به کی بگم من دیگه نمی خوام باشم نه توی این دنیات نه اون دنیات. همشن مال خودت.
دنیا و برزخ و بهشت و جهنمت مال خودت، بیخ ریشت! دست از سر من بر دار.

[پاسخ]

ر. ب
۱۶:۳۹ ~ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

چی بگم، منم فارغ التحصیل ارشد مکانیکم، معدل ۱۷٫۳۳ بیکار، الان هم الاف کسایی هستم که بهشون کار سپردم. هر وقت بهشون زنگ می زنم هم تازه یادشون میاد که گفتم دنبال کارم. آخرش هم میگن کار نیست.
به نظر من اینه که الاف این مملکت شدم. اول میگن تحصیلات، وقتی تحصیلات درست میشه میگن معدل خوب، بعد میری برا کار میگن سربازی، دوباره میری بعد میگن سابقه کار. جالب اینجاست که یه جا رفتم که سابقه نمیخواست دید همه رو دارم گفت نامزد داری……!
خدایا توکل بر خودت

[پاسخ]

محمد
۲۰:۵۹ ~ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

شاید اگر عربی و فارسی و اجتماعی و فلسفه ودرس های بیخود دیگری که وقت و عمر ما را هدر دادند ،نبود فرصتی پیدا میکردیم برای کسب مهارت در کارهای دیگر.
مثلا تافل میگرفتیم.آیلتس میگرفتیم.
یا اگر آموزش و پرورش با مراکز فنی و حرفه ای رابطه بهتری داشت و مراکز فنی و حرفه ای کیفیت بالاتری داشتند ، امروز مهارتی داشتیم که با آن میتوانستیم به کشورهای دیگر هم مهاجرت کنیم و درآمد خوبی هم داشته باشیم. تا اینکه امروز یک مهندس الکی مترادف با پهلوان پنبه باشیم.
زورم می آید وقتی مامور شهرداری که ۴ کلاس سواد درست و حسابی ندارد من را تحدید به جمع کردن بساطم میکند.

[پاسخ]

محمد
۰۱:۵۷ ~ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

علی (ع)فرموده است :در علم و ادب بکوشید چه آنکه عالم ، عزیز و گرانقدر است ، اگر چه خاندان بزرگی منتسب نباشد ، اگر چه فقیر بی بضاعت باشد ، و اگرچه جوان باشد.

منبع : شرح ابن ابی الحدید ، جلد ۲۰ ، ص ۳۳۲،کلمه ی ۸۱۴

دوستان عزیز که میگین درس خواندیم و ۳۰سال سن داریم و بیکاریم…درس رو برای این بخونید که خدا رو بهتر بشناسید و بتونید بهتر عبادت کنید و مقامتون پیش خدا بالا بره
بعضی هاتون میگید که ما ناامید شدیم و حتی به خودکشی فکر میکنیم در حالی که بدترین بنده ی خدا کسی است که از رحمت خدا ناامید شود…به خدا توکل کنید و بدانید خدا همیشه میبینه و میشنوه و روزی خواهیم مرد…پس بدونید با تحصیل علم وقتتونو تلف نکردید بلکه اینهمه سال عبادت کردید…تحصیل علم عبادت است
مهم روزی حلال است نه درامد زیاد
پس اگه شغل مناسب پیدا نکردید باید بشینید ناامید بشید؟
کل این زندکی یک امتحان الهی است…هیچوفت شکایت نکنید و به رضای خدا راضی باشید ..
غم های روزگار را پایانی است پس بساز و صبر کاخ تا پایان پزیرد
خدا هممونو عاقبت بخیر کنه انشاالله…یاحق

[پاسخ]

fardin
۰۰:۰۶ ~ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

منم کارشناس ارشد مدیریت هستم،۲۴ سالمه،دوره ۶ ماهه رفتم و حسابرسی سه شرکت رو انجام دادم،جز اعدادی برتر بودم و بدون کنکور ارشدم رو خوندم با معدل ۱۹،اما تو این دوره حسابرسی با حقوق کارگری،کارفرما م در ازای معدل و مدرک تازه ناسزا هم میخواند بهم تحویل بده،با حقوق ناچیز این کار رو انجام دادم تا به قول کارفرماها و پیم وناهار رزومه ای و سابقه ای داشته باشم وسطای کار سر افتادم که یکی از همکاران کل کل تخصصم و دانشم تو حسابرسی رو در اختیارش به دلیل پیشرفت کار گروهی و به امید گرفتن پروژه های بعد قرار دادم،سه برابر من حقوق میگیره و اخلاقش هم عین کارفرما م به دور از انسانیتهواست،خلاصه با اینکه تو زندگی شخصی هم مشکلات و درهای زیادی داشتم و نمییتوانم بیکارراربشینم با اومدن پروژه دوم و این همه حق خوری و حق کشی و رفتن سود تو جیبای ادمای نالایق خودم،خودم را بازنشسته و بیکار کردم و ادامه ندادم الانم بیکارممممممممبر بمونم

[پاسخ]

fardin
۰۰:۱۲ ~ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

ولی خداییش به نون شب با کار رفتن محتاج نیستم،اما از نظر روحی خیلیهایشان شدیدتر بهکار نیاز دارم.به هرحال دلنوشته منو بسار متاثر کرد،به امید روزی که نالایق ها برن کنار و عدالت برقرار شه و استعدادهای مملکت مدیریت بشه و برای شما نز بهترین کار وثروت،.در کوچکترین روزنه ها خدایی هست که همواره مشکلات رو ممیبینی هموطن من

[پاسخ]

یه نادم
۱۴:۴۳ ~ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

من ارشد مهندسی برق از دانشگاه صنعتی خواجه نصیر دارم با معدل ۱۷٫۴۰ و نمره پایان نامه عالی و ….
فقط می تونم بگم که خیلی احساس شرم و شرمندگی دارم،
واقعا عدالت خدا کجاست، چه کسی گفته افرینش دنیا عادلانست؟!!!

[پاسخ]

خسته روزگار
۱۸:۴۸ ~ ۳ خرداد ۱۳۹۴

سلام دوستان منم ۲۵ سال دارم لیسانس حقوقم بیکار بی پولم.اعصابم خورد شده از بس باید منتظر بمونم ببینم پدرم دو هزار میزاره تو جیبم یا نه واقعا خجالت اوره جوونی همسن سال من منتظر باشه باباش بهش پول بده و نظاره گره هدر رفتن نیرو و عمر جوونی باشی و بیکار بمونی واقعا شانس هم نداریم جوونای حدود بیست سی سال پیش بهشون پیشنهاد کار میدادن و انتخاب میکردن که برن چه اداره ای و حالا این دوره زمونه باید نابود بشی تا بری سر یه کاری واقعا من گاهی به خودکشی فکر میکنم خیلی تأسفباره جوونای مملکت ته خونه باشن و پیرمردا سر کار…یه مسائلی هم هست که به دنبال بیکاری واسه جوونه مشکل ایجاد میکنه الان خود من و مطمئنم جوونایی مثه منم هستن که این مشکل دارن که بخاطر بیکاری نمیتونن زن بگیرن و فشار روحی خیلی زیادی روشونه ….واقعا تأسفباره که یه جوون مثه من به این مسئله اشاره کنه ولی خب دیگه جوون هستیم و پر انرژی و کنترل اون سخته همه شما مطئنم حرفمو درک میکنید.و جمله آخر اینکه دارم روانی میشم از بیکاری و خجالت از اینکه از بابام پول تو جیبی بگیرم…خدانگهدار

[پاسخ]

حسن
۱۲:۴۰ ~ ۴ خرداد ۱۳۹۴

سلام.من کمتر از اونی هستم که به شما بزگواران راه روش یاد بدم.اگه یه ذره توقعهاتون رو پایین بیارین(غرور کاری و مدرک نداشته باشید)راحتر میشه کار پیدا کرد. اول کاری زیاد سخت نگیرید.من کاردانیمو در مدت ۳٫۵سال گرفتم.شبا سر کار روزا دانشگاه.تقریبا نصف خرجی خونواده ۵ نفری با من بود + خرج دانشگاهم+قسط یک وامی که باهاش خونه خریدم.اتمام کاردانیم با اخرین قسط خونه و کار پیدا کردنم باهم تو ی ماه شد.همه اونایی که مدرک دارن رو درک میکنم دوستانم هستند خیلی به حرفاشون گوش دادم.براتون ارزوی موفقیت دارم

[پاسخ]

اکبر
۱۵:۱۸ ~ ۶ خرداد ۱۳۹۴

سلام، من فارغ التحصیل کامپیوتر هستم ولی مثل شما فکر نمی کنم. خودم یه شرکت با خلاقیت خودم ثبت کردم و نرم افزار تولید می کنم و به بازار می فروشم. مولد کار باشید نه جویای استخدام. استخدام کنید، مجبور نیستید استخدام بشید. کار آفرین باشید، نه اینکه دنبال این باشید که کی بهتون کار می ده. کاری انجام بدید که خاص و خلاق باشه. رشته ای انتخاب کنید که نیاز روز بازار کشور باشه. از انتخاب رشته های بی کاربرد دوری کنید. منفی گرایی نکنید. همش دنبال تئوری نباشید. دنبال تجربه مفید باشید. آدم های موفق مثل بیل گیتس، ادیسون ، شکسپیر و غیره را الگو کنید. اگه خلاق و خاص و عملگرا باشید، حتی اگه کارم گیرتون نیاد، کار آفرینی می کنید. به فکر این باشید که چطوری می تونید یه دفتر، مغازه، شرکت یا یه کارخونه شخصی بزنید. مشکل درون خود شماست، انتخاب شما غلط بود، همه مشکلات رو گردن دولت نندازید. بزرگترین دشمن هر کسی، خودشه. شما دارید تاوان اشتباه خودتونو می دید، انتخاب خودتون اشتباه بوده. حرفایی که نوشتم کاملا بر اساس تجربه مادی و تجاری شخص بنده بوده است. من یه آدم موفق هستم انتخاب درستی داشتم. ببنید کسانی که الان کارآفرین هستند و صاحب یه شغل آزاد و مستقل، از کجا و چگونه شروع کردند. خلاق بودند. علم و خلاقیت در کنار هم می تونه به ثروت و تجارت تبدیل بشه. هوش تجاری خود رو تقویت کنید.

[پاسخ]

اکبر
۱۵:۵۲ ~ ۶ خرداد ۱۳۹۴

ازتون خواهش می کنم دیدگاه مرا سانسور نکنید. چون می خوام به کشورم خدمت کنم. برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود نداره، چون یا راهی خواهند ساخت یا راهی خواهند یافت. آدم های زیادی هستند که کار آفرین و مولد کار بودند. خودشون برای خودشون کار و شغل و درامد درست کردند.

[پاسخ]

شهلا
۲۲:۲۷ ~ ۶ خرداد ۱۳۹۴

واااااااای اینا همش حرف دل منه……… کارشناسی فناوری اطلاعات بیکاااااار …. دارم تو خونه دق میکنم اخه من با بدبختی درس خوندم کی جوابگوه؟؟؟ اون همه با کادر کثیف و هرزه دانشگاه جنگیدم با معدل ١٨ فارغ التحصیل شدم …… من چیکار کنم کار میخوام پول میخوام ….. خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

[پاسخ]

۰۰:۵۴ ~ ۷ خرداد ۱۳۹۴

من ۱۸سالمه امسال کنکور دارم منتطرم کنکور بدم از فرداش برم سرکار حداقل پول تو جیبی داشته باشم بتونم خرج دانشگامو بدم..ای بابا دردو دلا زیاده چی بگم آخه :-(

[پاسخ]

علی
۲۳:۵۲ ~ ۸ خرداد ۱۳۹۴

آقای اکبر و آقای حسن به خدا توقع من بالا نیست . با اینکه با معدل ۱۷/۸۰ رشته مهندسی مکانیک فارغ التحصیل شدم به حقوق با در آمد ۶۰۰ تا ۷۰۰ تومان هم راضی هستم ولی نیست ! خدا خودش شاهده چقدر به این در و اون در زدم ولی فایده نداشت افسرده شدم … همه ی فکر و ذکرم شده ظهور آقا امام زمان . آقا چرا نمیای به خدا قول میدم نوکر خوبی باشم . برای جان دادن برای تو آقا آماده ام . من که این دنیا رو نداشتم حداقل اون دنیا را داشته باشم .

[پاسخ]

مریم
۱۴:۰۵ ~ ۱۲ خرداد ۱۳۹۴

میگم اینهمه آدم تحصیل کرده بیکار بیاین دور هم جمع بشیم عقلامونو رو هم بگذاریم شاید تونستیم یه کاری بکنیم، چون یک دست صدا نداره، بهتره به جای آه و ناله کردن یه فکر اساسی کنیم

[پاسخ]

بهناز
۲۱:۴۷ ~ ۲۲ خرداد ۱۳۹۴

۲ ساله فارغ التحصیل شدم از یکی از بهترین دانشگاههای دولتی با هزار امید و آرزو ارشد خوندم مقاله دادم…وقتی ارشد قبول شدم از فرط خوشحالی یه کاری تو یه شرکت معتبر داشتم ول کردم اومدم ارشد بخونم..ولی حالا که تموم کردم دیکه اون کارم ندارم…به هر دری میزنم بسته اس…دارم دیوونه میشم تازگیا احساس نفس تنگی تو قسمت قفسه سینم میکنم…احساس میکنم خدا هم از مشکلات من خسته شده…اگه همین یه زره ایمانو نداشتم شاید تا حالا خودکشی کرده بودم…هیچ امیدی به این زندگی ندارم..وقتی کسی ازم میپرسه چکار کردی میخام آب شم برم زمین …که یه عمر بهترین دانش آموز مدرسه و کلاس و بهترین دانشگاهها بخوون آخرش هم هیچی خونه نشین مث پیرزنهای بازنشسته که فقط تو خونه میشینن…تو دلم دارم خون گریه میکنم به حال خودم..من جوونیم که تو ۲۷ سالگی پیر شده..احساس ۷۲ ساله ها رو دارم..هیچ شوقی تو دلم نمونده…

[پاسخ]

فاطمه
۱۹:۳۷ ~ ۲۸ خرداد ۱۳۹۴

منم کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم پایه از دانشگاه چمران و شهرکرد گرفتم متاهلم و کلی دنبال کار گشتم ولی عاقبت یه کاری به فوق دیپلم آزمایشگاه میدادن پیدا گردم انقدر حقوقش پایین بود و دو شیفت که همسرم نگذاشت برم و به اصطلاح من شیر کرد که واسه دکتری بخونم الان مشغول خوندنم ولی با کدوم انگیزه واقعا عصبی میشم وقتی میبینم این همه درس خوندم و آخرش هیچی

[پاسخ]

زهرا
۱۲:۰۸ ~ ۲۹ خرداد ۱۳۹۴

سلام.نا امید نباشید اگر جای من بودید چطور زندگی میکردید؟هم درس خوندم هم کار کردم برای پسر ها که کار بیشتر و آزادتر هستند من درس میخوندم وام میگرفتم در کنارش با ماهی ۲۰ هزارتومان کار میکردم همیشه دنبال کار بودم هرچی هر جا باهر حقوقی باید کار میکردم کرایه میدادم تا به محل کارم برسم بعضی وقتا برام هیچی نمیموند ولی زمانی که لیسانسمو گرفتم دیگه اینقدر تجربه داشتم که الان دو ساله یک جای ثابت دارم کار میکنم با ماهی ۷۰۰هزار تومان ولی دیگه این پولهارو لازم ندارم چون خرجی ندارم و اونقدر صرفه جویی کرده بودم که زندگی کردن رو یاد گرفتم تمام پولم پس انداز میشه.اون چیزی که الان بهش نیاز دارم کارمه اگر بهم بگن بهت حقوق میدیم نیا سر کار قبول نمیکنم .توی دانشگاه باید یاد بگیریم که چطور زندگی کنیم ن اینکه بعدش با مدرکش پول در بیاریم .درد و دل با دوستان خوبه ولی شنونده ی اصلی کسی هست که شما رو به وجود آورده با اون دردو دل کنید آیا مارو فقط بخاطر همین به وجود آورده ………..

[پاسخ]

سلام
۰۰:۲۱ ~ ۱ تیر ۱۳۹۴

۲۲سالمه ترم آخر دانشگاه هستم مدرکم نقشه کشی ساختمان با نرم افزارهای صنعتی مثل اتوکد و ۳dmax خودمو آشنا کردم که آخرش هیچ به جز چندتایی دانشجو با من تماس گرفتن برای تحویل پروژه

[پاسخ]

محمد بی کس و کار
۱۸:۵۲ ~ ۱۴ تیر ۱۳۹۴

سلام بنده نیز مثل شما همیشه شاگرد ممتاز مدرسه بودم دانشگاهمو تو پیام نور رشته مدیریت بازرگانی تموم کردم کارشناسی.. الان دوساله دنبال کارم و چیزی گیرم نیومده. روز به روز ناامیدتر میشم. یه پیکان داشتم خواستم مسافرکشی کنم ۱۰ لیتر بنزین زدم ۹۵۰۰ تومن دراوردم و ۵۰۰ تومن ضرر کردم. گاز هم گذاشته بودم همش ماشین خرج در می اورد موتورش خراب میشد بازش کردم. الان به هر دری میزنم به در بسته میخورم و مثل شما ناامیدم. سال ۹۴ هم داره نصف میشه و من همچنان دربه در کوچه های تنهایی و بیکسی. به هر شغلی فکر میکنم میبینم از دست من برنمیاد( مثلا برم کنار خیابون دست فروشی کنم که هم شهرداری گیر میده و پول میخواد هم روم نمیشه ) یه کتاب هم در مورد دلنوشته هایی برای خدا نوشتم که پول زیادی برای چاپ و انتشارش میخوان و ندارم .. بنظرتون بالاخره خودکشی خواهم کرد یا نه؟ خودمم مانده ام سردرگم… تا کی صبوری..؟ خدا میداند. نمیدانم چه خاکی بر سرم بریزم

[پاسخ]

امیدرجائی
۱۶:۳۹ ~ ۱۵ تیر ۱۳۹۴

باسلام خدمت تمامی دوستان عزیز
من امیدرجائی کاردان ساختمانم
سال۸۳ که از سربازی اومدم ، رفتم شدم کارگر صفر نقشه برداری
سال۸۴ رفتم توی یک شرکت راهسازی و عرضه ی خودمرونشون دادم و شدم سرپرست عملیات ابنبه ی فنی
خلاصه تا سال۸۸ توی اون شرکت راهسازی بودم و شغلهای مختلفی رو تجربه کردم و سال ۸۹ توی یک شرکت سد سازی بودم و از سال۹۰ توی یک شرکت ساختمانی با عنوان رئیس دفتر فنی مشغولم
اینو خدمت همتون باید عرض کنم که باید از صفر شروع کنید
الان من ۱۰ سال سابقه ی بیمه دارم
توی کارمم جدی ام
آدم خشکی نیستم اما توی کار با کسی تعارف ندارم
شماها هم باید از صفر شروع کنید و پرتوقع نباشید
بذارید کارتون حرف بزنه نه مدرکتون
بی خیال مدرک بشید
کارکنید

[پاسخ]

آینا
۰۴:۴۷ ~ ۱۶ تیر ۱۳۹۴

دوستان واقعا ناراحت شدم فکر میکردم فقط خودم این مشکل و دارم المپیادی بودم وانتخاب رشته دانشگاه سراسری ام سیستم سنجش هنگ کرد وی رشته شهر بیخود برا قبولی اومد ناچار رفتم آزاد که مهندس بشم ونتیجه زحماتم ببینم که الان منم بیکار وافسرده ام ورزش میکردم اما انقدر زور افسردگی ام زیاد شد که اونم ازدستم رفت کار مسیولین بی فکر نیست خدا باید کار امثال مارو درست کنه به امید اون روز

[پاسخ]

آرش
۱۱:۲۲ ~ ۱۸ تیر ۱۳۹۴

منم لیسانس ادبیات دارم
چنتا مرگ فوری رو برسی کردم
امیدوارم زودتر به نتیجه برسم

[پاسخ]

ستاره
۰۲:۵۳ ~ ۲۰ تیر ۱۳۹۴

سلام دوستان منم با رتبه اول کارشناسی ارشدمو از یه دانشگاه دولتی گرفتم و عطای دکترای بدون کنکورو به لقاش بخشیدم الان که این نظراتو دیدم متوجه شدم که چقدر آدمای مثل من زیادن تو این مملکت. خدا به حق این شبای عزیز عاقبت همه مونو به خیر کنه

[پاسخ]

مهتاب
۱۹:۰۱ ~ ۲۱ تیر ۱۳۹۴

فارغ التحصیل رتبه یک مهندسی شیمی ارشد از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و بیکار…متاسفم برای ایرانی که روبه نابودیست، اونایی که میگین توقعاتتون رو پایین بیارین، با بهترین مدرک، نگهداری از کودک در منزل هم انجام دادم، خیلی درد اوره
شرم باد بر مسئولین بی کفایت،بالاخره زمان جواب پس دادنشون اون دنیا فرا میرسه،اگر دین داشته باشن البته!

[پاسخ]

یاسر
۰۰:۵۷ ~ ۲۴ تیر ۱۳۹۴

من هم لیسانس کامپیوتر دارم
پس از ۶ سال کار در شرکت های کامپیوتری که در زمان کارمندی بود چیزی جز بخور نمیر اون هم بزور بدست نیاوردم. پس از آن با چند نفر شریک شدم که بدتر از قبل شد و بعد از دوسال و خورده ای چند میلیون بدهی بالا آوردیم. بماند که کلی بعد از دانشگاه کتاب خوندم تا مثلا کارم راازدست ندم و بروز باشم و ساعتهای زیادی پشت کامپیوتر وقتم هدر رفت وسوختم و ساختم. خدا لعنت کند باعث و بانی این وضع را …

[پاسخ]

علی
۲۲:۴۴ ~ ۳۱ تیر ۱۳۹۴

داداش گلم منم مثل شما کارشناسی کامپیوترم رو با معدل ۱۶٫۷۰گرفتم و سربازیم رو رفتم الان ۵ماهی هست سربازیم رو تموم کردم و دنبال کارم ولی کو کار راستش به این نتیجه رسیدم دانشگاه در زندگی الان وقت تلف کردنه.

[پاسخ]

تنهام
۲۱:۳۵ ~ ۱ مرداد ۱۳۹۴

به امید این سال ۸۶رفتم خدمت که تو اداره ای کار کنمو بین کار تحصیل که پیشرفت کنم دیدم نه از این خبرا نیست پس رفتم دانشگاه وانم تموم شد یک سال تمام خداوکیلی خوندم برا استخدامی اخه مگه این اولویتا میزارن جایی ادم استخدام شه بیخیالش شدم رفتم تو تعمیر لامپ کممصرف ۶ماه بعد دیدم نمیصرفه بیخیالش شدم رفتم ور دست اوسایی برقکاری بعد ۲ما فهمیدم مال اینکار نیستم بیخیالش شدمرفتم ۲سال تویه شرکت پشتی سازی پشتیارو میفرستادیم عراق بد نبود تحریما که اومدن شرکت برشکسته شدبیخیالش شدم افتادم تو تعمیرات لوازم خونگی صوتی تصویری ۲سال اوسای نامردم هروقت جای مهم بود که میخواستم یاد بگیرم کسافت عوضی میگفت علی برو یه ۲کیلو گوجه برام بگیر واسه خونه میخوام میرفتم میومدم میدیدم درسته وسیله خیییییلی بلا اینطوری و امثالکم سرم اوورد بیخیالش شدم رفتم واسه ادامه تحصیل بین درسم کار کردم رفتم تو یه کافه تریا پیتزا و کافیشاب یعنی ۳ماه بودم اونجا تازه داشتم یاد میگرفتم کا صاحبش مرد اونم بیخیالش شدم تا ترم ۲لیسانس خوندم اصلا روحیه نداشتم انصراف دادم افتادم تو کار کافیشاب رفتم مدرک بین اللمللی کافیشاب رو گرفتم تو تهران اونم نامردای تهرانی اصلا چیزی یاد نداد افتادم تو بازار به عنوان کافی من دیدم بابا اصلا هیچی بلد نیستم خیلی بازار پیشرفته تر بو د هر جا میرفتم واسه استخدام کافی من میگفت باید ماهر باشی و سابقه کار داشته باشی اونم هیچ یه هیج الان ن میتونم مغازه بزارم چون سرمایه ندارم ن حوصله دارم برم وردست کسی چیزی یاد بگیرم چون دیگه از شاگردی بدم میاد ن میتونم استخدام جایی شم چون پارتی ندارم ن دیگه کشش درس خوندنو دارم اصلا اسم ازدواج هم که میشنوم حالم بهم میخوره چون حوصله دردسر رو ندارم

[پاسخ]

؟
۰۲:۴۳ ~ ۲ مرداد ۱۳۹۴

سلام دوستان.من کنکور ارشد برق دادم احتمالا شهید بهشتی یا اصفهان قبول میشم.با این اوضاع به نظرتون برم دانشگاه یا برم سربازی.اگه برم سربازی، میترسم بعدا پشیمون بشم .گیج شدم، لطفا کمکم کنید

[پاسخ]

الهام
۱۳:۳۲ ~ ۲ مرداد ۱۳۹۴

بیکاری خیلی زجر آوره خدایا به داد دل بیکارا برس ای خدای چاره ساز تو هستی تو چاره سازی خدایا کمکمون کن به فریادمون برس امیدمون تویی خدایا فقط تو خداااااااااااااااااااااااااا

[پاسخ]

مرتضی
۱۷:۲۰ ~ ۲ مرداد ۱۳۹۴

فعلا که بیکاریم ایشالله آقازاده های مملکت هم طعم بیکاری رو بچشن بفهمن درد بقیه رو!!!!!! بگید آمین

[پاسخ]

sia
۱۰:۰۲ ~ ۳ مرداد ۱۳۹۴

سیاست این بوده،جونهای این مملکتو با چند تا کتاب سرگرم کنند،تا در آینده مشکل درست نکنند،حالا هم خیلی موفق بودن

[پاسخ]

یاد خدا
۰۱:۵۲ ~ ۵ مرداد ۱۳۹۴

سلام میکنم.ولی این سلام با اه و ناله بود
من بارها وبارها به اون خدای عزیز گفتم که ای خدای مهربان و کریم الهی بحق آقا امام زمان هرکسی داره این جوون های عزیز و گرانبها رو تو دانشگاه سرگرم تحصیل میکند و اینده شان کلمه بیکاری رو پیشانیشون نوشته . الهی که اون مسولین پاسخگوی اون روز قیمت باشند.فقط خدا از دل من میداند و بس.من نه پدر داشتم نه مادر با تمام سختی ها و دوری خانواده درس خوندم و خودم خرج دانشگاه در آوردم …..آلآن فوق لیسانس کشاورزی دارم فعلا کارم درمورد رشته ام نیست
من از مسولین ابن کشورم بیزار و دلشوره گرفتم
فقط از خدای مهربان خواسته ام و میخواهم که آن شاالله بحق اقا امام.زمان دکتری مو خارج تحصیل کنم و همون جاهم بمونم و مقیم اون کشور بشم.ولی افسوس افسوس که این کشور عزیز دست چه کسانی میچرخد که نه ب علم بها میدان نه ب جوون ها
فقط پارتی پارتی
اما پارتی من فقط اون خداس.و خدا به داد اون دانشجویانی که با سختی و بدبختی درس خوندن برسد
ای خدای مهربون از کشورم نمیگذرم ولی از مسولین بی وجدان در ترکم.خودت شاهد باش شاید کسی مثل من تو زندگی سختی نکشید باشه که خودم بودم و خدای خودم .چه بی پولی های که نکشیدم چه گریه هایی که بخاطر بی مادری نکردم چ گرسنگی های که نچشیدم
چ غربت هایی که تحمل نکردم چ افسردگی ها و پریشانی ها و تنهایی های که نچشیدم فقط خدا داند .ای مسولان خدا بحق امام زمان ازتون نگذره که آنهمه پارتی بازی نکنید الهی پول بیت المال خرده تان نشود که درک نمیکنید شرایط من و امثال من را.
باشد اون روزی که خودتان به خودتان ببالید……
دوستان نصیحت برادرانه فقط هیچ وقت اون خدایی که بر همه چیز شاهد وگوآه ست از یاد نبرید حلال مشکلات اونه نه بنده هاش.
خدانگهدار همه بنده های با وجدان وبا ایمان و دانشجویان سخت دیده

[پاسخ]

احمد
۰۰:۴۱ ~ ۱۴ مرداد ۱۳۹۴

سلام .
من نمیخواستم نظر بذارم ولی مجبور شدم سرگذشت خودمو بنویسم.
من دیپلم ریاضی دارم با معدل بالای ۱۹ تو تمام مقاطع تحصیلی هم شاگرد اول بودم ولی موقع انتخاب رشته خیلی اتفاقی عاشق رشته علوم انسانی شدم و رشته اقتصاد رو انتخاب کردم همه دوستان و آشنایان به خاطر این کارم سرزنشم میکردن. ولی من توکل به خدا کردم حالا که همه رشته ها بیکارن حداقل چیزی رو که دوست دارم بخونم . آخرای لیسانس فهمیدم عشق اصلیم رشته ی علوم سیاسیه و آرزوم این شد که دیپلمات بشم به خاطر همین تغییر رشته دادم و تو کارشناسی ارشد رتبه تک رقمی آوردم و برای دانشکده وزارت امور خارجه دعوت به مصاحبه شدم و بعد از ۳ مرحله مصاحبه قبول شدم و بعدش جذب وزارت خارجه شدم . الانم دانشجو دکترام . هدفم از این نوشتار این بود که هیچ وقت به خاطر شغل درس نخوانید فقط از روی علاقه درس بخوانید مطمئن باشید ضرر نمیکنید و خدا رو فراموش نکنید . یا علی

[پاسخ]

مهدی
۱۹:۳۹ ~ ۱۴ مرداد ۱۳۹۴

جون داداش چقدر آدم تحصیل کرده بیکار تو این سایت پیام گذاشتن

[پاسخ]

مهدی
۱۹:۴۸ ~ ۱۴ مرداد ۱۳۹۴

منم لیسانس برق هستم وقتی دیدم از درس نه کار گیرم میاد نه پول تصمیم گرفتم هر کاری که از دستم بر میاد انجام بدم و الانم هم از زندگیم راضی هستم.قرار نیست چون چند سال درس خوندم بقیه عمرم رو از دست بدم و همش حسرت بخورم .بالاخره توکلم به خدا هست و معتقد هستم اگه خدا بخواد همه چیز به انسان داده میشه و اگه نخواد هیچ چیزی نصیب انسان نمیشه. پس همیشه به خودش توکل کردم و راه زندگیمو ادامه دادم

[پاسخ]

نام شما
۰۳:۳۴ ~ ۱۸ مرداد ۱۳۹۴

لیسانس عمران هستم ۲۹ ساله و بیکار یک سال و نیمه که خدمتم تمام شده اما نه به این راحتی که دارم اینجا مینویسم اما خدا رو شکر سالم ازش بیرون اومدم اینو اونایی که بدون پارتی خدمت رفتن میفهمند اما خدا به من خیلی کمک کرد این روزا وقتی بازار میرم میترسم چه گرگهایی که در پوست انسان نمیبینی ،شیادی که جنسش رو با هر قیمتی که دلش بخواد به مشتریش میندازه و کسی هم نیست که برای این کار باز خواستش کنه مغرور ،پولدار ، بیرحم و حرام خور، امیدوارم خدا به هممون کمک کنه.

[پاسخ]

آرش
۰۰:۳۷ ~ ۲۲ مرداد ۱۳۹۴

سلام
من دیگه طاقت ادامه دادن ندارم.
اوضاع مالی خانواده ام هم به شدت بحرانی شده.
هیچ جا کار نیست. لیسانس میکروبیولوژی دارم با معدل بالا ، برنامه نویسی هم بلدم و چند تا کار انجام دادم ، اما دیگه همون هم پیدا نمیشه.
من واقعا خسته شدم ، نه گذشته درست و حسابی داشتم ، نه حال خوبی دارم ، نه آینده روشنی.

من حقیقتا یک قدم تا خودکشی و رهایی از این زندگی نکبت که ناخواسته واردش شدم فاصله دارم.

[پاسخ]

بیتا
۲۰:۰۹ ~ ۲۸ مرداد ۱۳۹۴

دوستان عزیزم منم سه ساله مدرک کارشناسی ارشدمو با معدل ۱۸/۲۵ از دانشگاه روزانه گرفتم. استخدامی آموزش وپرورش هم شرکت کردم اما بعد پشیمون شدم چون روزی که شروع کردم به خوندن،تمام روزهای پر استرسی که برای کنکور پشت سر گذاشته بودم؛ برام تداعی شدن و با خودم گفتم ی نفر ظرفیت، اصلا ارزش خوندن نداره. تنها دلخوشیم به ۷ سال سابقه کاری هستش که اونم مدیون داداشمم . من الان ۳۴ سالمه. یعنی نصف زندگیمو با درس و بلاتکلیفی پشت سر گذاشتم و الان تو فکر ی کار آزادم.برای همه ارزوی شادی و موفقیت میکنم.

[پاسخ]

عباس
۱۱:۱۵ ~ ۲۹ مرداد ۱۳۹۴

بعضی از دوستان که بنده هم با آنها همدرد هستم صحبت از خودکشی می زنند !! سعی کنید ارتباط خودتون را با خدا بیشتر کنید و به روز آخرت و قیامت ایمان بیاورید که در آن اعمال انسان ها چه خوب و چه بد به اندازه ی دانه خردلی سنجیده خواهد شد . کسانی که ما جوانان را به این روز سیاه نشاندند در قیامت یا همین دنیا سزای اعمال خود را خواهند چشید . این دنیا مادی است و بی ارزش و فقط محلی است برای امتحان ما و خوش به حال کسی که با صبر و ایمان از این آزمایش سربلند بیرون آید .

[پاسخ]

بهرام
۰۱:۴۶ ~ ۳ شهریور ۱۳۹۴

اینکه این بلا سرمون اومده و الان بیکاریم فقط به خاطر انتخاب های خودمون بوده و هیچ کسی مقصر نیست و یکی هم به خاطر طرز تفکر غلطی که در مورد درس و کار داریم . درس هم یک هدف برای رسیدن به پول بود ولی واقعیت اینه که بعد از چهار سال متوجه شدیم که اشتباه کردیم و به قول معروف ورشکست شدیم. ولی آیا باید تا آخر عمر زانوی غم بغل بگیریم و بگیم چون با درس نشد دیگه هیچ کار دیگه ای نمیشه بکنیم . نه آقا مگه من چقد بیشتر از یه دیپلمه درس خوندم من چهار سال بیشتر از اون درس خوندم . ۲۰ سال یا ۳۰ سال که عقب نموندیم ۴ سال یه راهی رو رفتیم الان متوجه شدیم اشتباه کردیم. آقا از نو شروع کنید به نظر من چیز زیادیرو از دست ندادیم. یه دوست داشتم شروع کرد یه طرحی رو اجرا کرد چند سال کار کرد بعد ۶ سال کلی بدهی به بار آوورد و آخر سر هم ورشکست شد. ولی با پشتکاری که داشت سراغ خیلی کارای دیگه رفت الان هم خودشو جمع کرده. اونم ۶ سال زحمت کشید آخرش هم شد هیچ ولی  چون می دونست آخر دنیا نرسیده دوباره شروع کرد و الانم اوضاش روبراه است. همیشه به من میگه راه های بدست آووردن پول زیاده فقط باید حرکت کنی. من هم کاردانی الکترونیک دارم و کارشناسی برق قدرت چند تا هم مدرک فنی . الان هم مرتبط با رشته خودم کار نمی کنم . اصلا هم ناراحت نیستم .  مدتی کارگر ساختمان تهران با افغانی ها کار کردم. رستوران کار کردم. برق کاری کردم. کارگر شرکت خیارشور بودم. گل فروشی کردم. همه ی اینا که دارم میگم بعد گرفتن لیسانسم بود وقتی که متوجه شدم کار نیست. جدیدا هم افتادم تو کار صادرات گوسفند به  کویت و امارات . روی هر گوسفندی که صادر می کنیم ۵۰۰ هزار تومان داریم. هر سه ماه ۵۰۰ گوسفند میخریم و میفرستیم . حالا شاید بگید چطوری و از کجا شروع کردی. یک ماه مونده بود به عید روزنامه همشهری گرفتم گفتم دم عید بهترین کار نظافت چیه هم پولش خوبه و هم هر خونه ای برم انعام و عیدی میدن . شروع کردم  یکی از منازل که رفتم طرف تو کار صادرات بود. بعد اینکه فهمید روستاییم خلاصه بگم بهم گفت برم گوسفند خوب واسش گیر بیارم من فقط واسش گیر میاووردم و اون صادر می کرد و درصدی هم به من میداد بعد مدتی با کمک خودش یه کارت بازرگانی گرفتم و الانم واسه خودم صادر می کنم. درس هم یک هدف برای پولدار شدن هستش نشد هزار راه دیگه وجود داره. هر کاری که بگی اولش سخته فقط باید طرز فکرتو در مورد کار درست کنی و نترسی و فقط به خودت فکر کنی و از حرف این و اون نترسی قراره که برا خودتون زندگی کنید . وایسی هیچ کس نمیاد از سر دلسوزی به شما کار یا پول بده. فقط خودتی و خودت . پدر مادر خودت الان خودتی، ضعیف النفس نباش بذار اعتماد بنفس داشته باشی اگه یه کاری رو شروه کردی و خسته شدی زود خودتو نباز . شروع کنید به حرکت . خیلی معذرت میخام که اینو میگم شما باید با اون کسی که مرده و داخل قبره باید یه فرقی داشته باشی اگه تو هم حرکت نکنی یعنی با مرده داخل قبر هیچ فرقی نمی کنی تازه تو مصرف کننده هم هستی. پس حرکت کن . 

[پاسخ]

بیکاردنبال کار
۱۲:۳۹ ~ ۵ شهریور ۱۳۹۴

ممنون ازنوشته هات چون حرف دل منوگفتیدمنم بیکارم لیسانس حسابداری بیکارکه باهزاربدبختی درس خونده برادربیکارلیسانس مهندسی مکانیک که پدرومادربامزدکارگری ونداری به چه ماروبه دانشگاه فرستادندچه شبهاکه بیدارماندیم درس خوندیم شماهایی که اون بالا نشستید یه فکری به وضعیت ماکنیدآیاواقعا حق اونایی که باهزار آرزو میرن دانشگاه اینه اگه اینه دراین دانشگاههاروپلمپ کنیدمایی که پارت نداریم چیکار کنیم بدبختی بکشیم خداخودش کمکمون کته

[پاسخ]

Yones
۱۴:۰۷ ~ ۶ شهریور ۱۳۹۴

چی بگیم والا الان بیکاری فارغالتحصیلان اینقد زیاده که اونایی که ادامه ندادن بهمون میخندن…خوش به حالشون حق دارن حداقل رفتن یه حرفه ای رو یاد گرفتن…اما ماها چی کل زندگی و وقتمون رو گذاشتیم واسه درس و دانشگاه و بعدشم سربازی…الانم بیکاریم به کنار جوانی رو هم از دست دادیم رفت…نه کار نه امید نه پول ونه جایگاه اجتماعی درست وحسابی…تبدیل شدیم به مصرف کننده و کنج خونه نشستن…..این یعنی آخر فاجعه….

[پاسخ]

انسان خسته
۲۳:۴۳ ~ ۹ شهریور ۱۳۹۴

من کاردانی میخوندم امامتاسفانه نتونستم ادامه بدم بعدازیکسال رفتم خدمت سربازی بعدازخدمت ۸ماه تویه شغل ازادباهفته ای ۵۰۰۰تومان کارمیکردم بعدش رفتم تویه شرکت الیاف مصنوعی وبه مدت ۴ماه مشغول به کارشدم بعدازاون پارتی من یه کارپیمانکاری خوب برام جورکردالان ۵ساله که اونجامشغول به کارم وماه به ماه حقوقموبه موقع میریزن ازدواج کردم والان یه بچه دارم واززندگیم راضی هستم فکرشوبکنیداگه میخواستم مثل شمااینطورادامه تحصیل بدم الان به احتمال زیادموقعیتم مثل شمابوداماخداروشکربادرس نخوندن پیشرفت کردم توکلتون به خداباشه بزنیم به شغل ازاداماکوسرمایه انشالله که مشکلتون حل بشه به هرحال بایستی سعی کنین حتی اگه شده یه جابیگاری کنین که بهترازبیکاریه که حداقل یه مهارتی یادبگیرین برادران محترم

[پاسخ]

سحر
۱۸:۲۴ ~ ۱۲ شهریور ۱۳۹۴

من فوق لیسانس حسابداری با معدل ۱۸/۵ دارم و لالن یک سال و نیم فارغ التحصیل شدم حتی برای حق التدریسی ماهی ۲۰۰-۳۰۰هزارم راضی بودم برم ولی اونم شده مافیا.
جالبه دنبال هر چی میرم نمیدونم جرا دیر میرسم اینم از فوق لیسانس دیگه دکترا رو کجای دلم بزارم با این بیکاری

[پاسخ]

بیکار
۲۳:۴۵ ~ ۲۱ شهریور ۱۳۹۴

یه عمره درس خوندم سختی کشیدم فوق لیسانس گرفتم از دانشگاه دولتی
۳۰ سالمه من نباید شغل داشته باشم من نباید زندگی کنم من نباید ازدواج کنم
بخدا خیلی سخته تو ۳۰ سالگی دارم کارگری میکنم کارگر ساختمان

[پاسخ]

saeed
۱۳:۵۸ ~ ۲۳ شهریور ۱۳۹۴

کشوری که مدیریت آموزش پرورشش فقط اسمشه همینه.بعدشم جواب اون آقایی که میگه از صفر شروع کن..رفیق مشتی باحالا من ۲۰ سال درس نخوندم برم صفر شم!!!!من آیندم از کی بگیرم.توصیه من به همه اینه.از ایران شده بابدبختی برید فقط برید هر جا شد بهتر از اینجا

[پاسخ]

محمد
۱۵:۵۲ ~ ۲۳ شهریور ۱۳۹۴

من هم سال نود ارشد گرفتم بعد ۱۶ ماه خدمت کردم
الانم دو سال و نیمه بیکارم. خدا میدونه چه روزایی پشت سر گذاشتم. امسال دکتری قبول شدم واسه فرار از بیکاری. کار
غیر مرتبط و آزاد و تولیدی و همه چی رو تجربه کردم ولی نشد. الان با سی سال
سن بیکار و مجردم. بخدا اگه معتاد میشدم بهتر حمایتم میکردن.
اومدم وام گرفتم گذاشتم تو بانک واسه کار تولیدی فرداش موسسه میزان هم پولمو خورد و ورشکست شد. به من بگید به خاطر چی
باید عذاب بکشیم تا این حد.

[پاسخ]

یک شاکی
۲۳:۲۸ ~ ۲۵ شهریور ۱۳۹۴

باورم نمیشه این همه آدم با شرایط خودم. این جوری مطمین میشم کهمشکل از ماها که رفتیم درس خوندیم نیست. ما اون زمان کاری کردیم که فکر میکردیم و بهمون گفتن درسته. مثلا اگه میرفتیم شاگرد مکانیک میشدیم تهش چی میشد. به کجا میرسیدیم. مشکل بیکاری امروز نتیجه ضعف مدیریتی در اصول اقتصاد ایرانه.و البته به کارگیری و استخدام های بر اساس روابطه. همین چند روز پیش شنیدم سرهنگ فلانی پسرش با یه مدرک فوق دیپلم شده معاون فلان شعبه سرپرستی بانک … اینجاست که دیگه نمیتونی دروغ های روزانه اینا رو تحمل کنی. باورم نمیشه که به خاطر تحصیل کردن که یه زمانی ارزش بود تباه شدیم نه به خاطر مثلا اعتیاد

[پاسخ]

بابک
۱۹:۰۱ ~ ۲۹ شهریور ۱۳۹۴

دوست عزیزم منم مثل تو ام فقیر و بدبخت. رتبه ۹ ارشد بودم رتبه ۵ دکتری و رزومه . ولی تو مصاحبه ردم کردن چون دانشجوی خودشون نبودم. همونجوری که تو ۴ تا مصاحبه شغلی دولتی ردم کردن. ولی من فکر خودکشی نمیکنم انتقاممو میگیرم الان فهمیدم اشتباهم این بوده که تو تمام زندگیم فکر کردم همه کارا حکمتی داره.

[پاسخ]

فرناز
۲۳:۳۷ ~ ۳۱ شهریور ۱۳۹۴

دوست عزیز منم ارشد نرم افزار با معدل الف هستم،ولی الان به فکر دوره کمک پرستاری هستم یا خود کشی دیییییییییییییوانه شدم بقران در آرزوی مرگم مرگ یک انسان بدبختم که به پوچی رسیدم خدا به فریادم برسه

[پاسخ]

آرش
۱۱:۴۶ ~ ۳ مهر ۱۳۹۴

من فوق لیسانس عمران و بیکار
مهارت هم دارم ولی هر جا میرم طبق معمول آشنا میخان که ندارم
دوستان عزیز بخصوص محصلین دبیرستانی خواهش میکنم انسانی و یا ریاضی نرین
اگه درستون خوبه برین تجربی چون پزشک بشین کار هست و آقازاده ها هم تنبل تر از اون هستن که بیان رشته سخت پزشکی بخونن و جای شما رو اشغال کنن
اگه درستون خوب نیس برین فنی حرفه ایی و یا بازار تا هنری یاد بگیرین

[پاسخ]

رامین پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۰ ق.ظ:

تو پزشکی باید پول داشته باشی سهام بیمارستان خصوصی بخری تا بهت کار بدن اصلا به مدرک نگاه نمیکنن

[پاسخ]

نیما پاسخ در تاريخ مهر ۸ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

دوست عزیز کجا فوق لیسانس بهت دادن؟ تجربی مساوی پزشکی نیست.

[پاسخ]

ali
۲۳:۱۸ ~ ۵ مهر ۱۳۹۴

درود بر شما برادر محسن .خدا قوت

[پاسخ]

سعید
۰۰:۳۹ ~ ۸ مهر ۱۳۹۴

سلام به دوستان خوب و مهربونم.منم فارغالتحصیل رسشته عمران و دانشجوی کارشناسی ارشد سازه هستم.وضع من بدتر از همه شماهاست.هرجا میرم میگن کار نداریم.یه جایی دیگه میریم میگن ماهی ۳۰۰۰۰۰ هزار تومان.آخه ما درد دلمون رو به کی بزنیم.متاهل هم هستم.وضعیت مالیم هم خوب نیست .ولی چون عاشق شدم عقد کردم.ای خدااااااااااااااااااااا واقعا صدای ما جووونای پاکو عزیز رو نمیشنوی.گناه ما چیه .گناه این جوونها چیه.چرا نبایستی ای خدا به ما کمک کنی.ای خدا تورو به جون عزیزترین کسی که دوسش داری کمک کن ما جوونهارو.تمام این ایران شده پارتی.خسته شدیم به خدا.من با مدرک فوق لیسانسم نمیتونم یه پروژه بردارم.اونوقت یکی که سواد نداره تو شهرم داره کا شهرداری میگیره.میرم میگم آقای شهردار یکار به ما بدید ولی کو گوش شنوا.خدا یاااااااااااا به ما کمک کن.دستمون رو بگیر.دارممممممممممممم دیوووونه میشم از بیکاری.خدایا تورو به دست بریده حضرت ابوالفضل یه نگاهی به ما جوونهای بیکار بکن.به یه کار خوب عنایت بفرما تا سرمون رو جلوی خونوادمون بلند نگه داریم.خدایا دمت گرم کمک کن.

[پاسخ]

نام شما
۲۰:۵۱ ~ ۱۱ مهر ۱۳۹۴

توصیه من به دوستانی که هنوز انتخاب رشته نکرده اند این هست که برن حسابداری … همه جا یک حسابدار میخوان … من با مدرک کاردانی علمی کاربردی حسابداری ماهی یک میلیون تومان در آمد دارم باز بهتر از مهندس و دکتر بیکار هست

[پاسخ]

بینام
۱۶:۵۸ ~ ۱۲ مهر ۱۳۹۴

منم کارشناسی معماری دارم ۲۷ سالمه با یه آینده مبهم,تو این کشور تا وقتی که آقازاده ها هستن برای منو امثال من کار نیست
وقتی که دنبال کار دولتی هستی به جای اینکه از تخصص و رشته ات سوال کنن میپرسن نماز جمعه چند رکعته نمیشه بیش از این انتظار داشت
مشکل مملکت ما اینه که کسی سر جای خودش نیست,از اون بالا گرفته تا این پایین که ماها هستیم

[پاسخ]

امیر
۰۳:۱۴ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۴

چقد من و امثال من زیادن!! بنده هم فوق لیسانس معدن از دانشگاه دولتی هستم تو ۲۴ سالگی ارشد گرفتم و بعدشم بلافاصله رفتم سربازی.به ما ک رسید شد ۲۱ ماه!! الانم سالگرد ترخیص از خدمتمه و بیکاااااار. از همون اول خودمونو تلف کردیم مخصوصا امثال ما ک این رشته ها رو خوندن!

[پاسخ]

فاطمه
۱۹:۰۸ ~ ۱۷ مهر ۱۳۹۴

با سلام . مشکل از ما و فرهنگ ماس . کاش پدر و مادرها بچه هارو از سن ۱۵ سالگی با انواع هنرها و کار اشنا میکردن ن اینکه اونها در انواع کلاسهای کنکور ثبت نام کنن .درس خوبه .اما کار حتما نباید مطابق با درس باشه. من الان ۳۰ سالمه کاش از ۱۵ سالگی دنبال چند تا هنر میرفتم درسم رو هم میخوندم .

[پاسخ]

رضا
۱۲:۳۷ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۴

سلام منم همین مشکل و دارم ولی رشته ی من مهندسی صنایع گرایش مدیریت اجرایی هستش هر جا میرم سابقه کار میخوان دیگه نمیدونم باید چیکار کنم به خدا خسته شدم حرف شما حرف دل منه ۳ سال کارگری کردم آخرشم هر کجا میرم سابقه میخوان خب از یه جایی باید شروع بشه دیگه.به قول دوستمون دیگه نا امید شدم و فکرای خودکشی و نا امیدانه به سرم میزنه

[پاسخ]

سمیه
۱۶:۵۵ ~ ۲۳ مهر ۱۳۹۴

چ قدر همدرد داریم من و خواهر برادرام من و خواهرم هیچ شما رو ب امام حسین برای دادا شام دعا کنید

[پاسخ]

سمیه
۱۷:۰۷ ~ ۲۳ مهر ۱۳۹۴

داداشم وپسر یکی از اقوام هم سن بودن داداشم درس خون اون تنبل کلاس داداشم کنکور داد و دولتی قبول شد اون یکی اونقدر تو اول دبیرستان موند تا بی خیال درس شد و رفت خدمت چون باباش پارتی داشت تو کلوپ سپاه و داداشم لب مرز افغانستان اونم با لیسانس داداشم با خدا و مومن شد و اون دارای سو سابقه ای ک واقعا خجالت میکشم اینجا بگم چکار کرد

حالا اون چون اباش پارتی داشت رسمی یکی ار کارخونه های اطراف اصلا بذار بگم تو بسیج کارخونه سیمان زیر کولر داداشم با لیسانس برق داره تو ی شرکت کارگری میکنه

والا همون ایمانش نگهش داشته من بودم دیوونه میشدم

[پاسخ]

iman
۰۳:۰۱ ~ ۲۵ مهر ۱۳۹۴

با خواندن متن اشک توی چشمام جمع شد با داشتن فوق لیسانس مخابرات بیکارم نه پولی نه پشتوانه ای و هیچ چیز خدا همه کسایی که عامل بدبختی ما جوان ها هستند را نابود کنه دلم ترکید دردهامون را به کی باید بگیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

خسته بیکار
۱۲:۲۶ ~ ۲۶ مهر ۱۳۹۴

با خواندن این متن، واقعا وضعیت زندگی خودم و درس خوندنم جلوی چشمانم مرور شد. منم فوق لیسانس زیست شناسی از بهترین دانشگاه ایران را دارم و واقعا این مدرک را با سختی به دست آوردم و خیلی هم رشته ام را دوست دارم، می خواستم یکی از بهترین افراد در این رشته باشم ولی با این شرایط بیکاری دارم دچار افسردگی میشم، هر جا مراجعه می کنم می گن رشتت به درد نمی خوره و چرا اصلا این رشته را خوندی؟ ….. واقعا نمی دونم چیکار کنم. خدا عاقبت همه ی ما جوان ها را به خیر بگذرونه و فکرهای پوچ و باطل را از ما دور بگرداند.

[پاسخ]

شیوا
۱۳:۳۸ ~ ۲۶ مهر ۱۳۹۴

بنده هم فوق لیسانسم ولی دوساله بیکار توی خونه نشستم.من و خیلی از جوانهای هم سن وسالمون وضعیتمون همینه مثل اینکه هیچ راهی واسه رهایی ازین وضع وجود نداره،ارگانهای دولتی هم جدیدا به جذب افراد بازنشسته روی اوردن معلوم نیست عاقبتمون چی بشه،اصلا اینده ای می تونیم داشته باشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

علی
۱۹:۳۳ ~ ۳۰ مهر ۱۳۹۴

سلام بر تموم جوونای این مملکت. من فوق لیسانس سم شناسی پزشکی دارم. هفت ماهه دنبال کارم. حتی دنبال کارای خدماتی رفتم. به جون خودم یه بار برای خدمات رستوران رفتم دیدم ۵۰ نفر اسم جلوم گذاشت و گفت اینا هم برای همین کار اومدن اکثرشون هم تحصیل کرده اند. شمارمو گرفت و گفت بهت زنگ میزنم ولی دیگه زنگ نزد. صد تا شرکت برا کارگری رفتم یا حقوقش کم بود یا بیمه نداشت یا هم سرویس رفت وبرگشت نداشت. تازه اش برای همین کارا نیز هزارتا متقاضی هست.هممون وضعمون مثل همه. تمام تلاشمو برای پیدا کردن کار دارم میکنم. امیدوار باشید.

[پاسخ]

اميد پاسخ در تاريخ شهریور ۷ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۴ ب.ظ:

سمشناسی پزشکی که دیگه بیکار نیست؟؟؟

[پاسخ]

هلی
۲۱:۳۱ ~ ۳۰ مهر ۱۳۹۴

من از آینده ی میترسم…
دانشجویه ترم ۳ برق قدرت

[پاسخ]

فریبا
۰۹:۱۶ ~ ۴ آبان ۱۳۹۴

سلام منم فوق لیسانس حقوق دارم الان ۳ساله دنبال کارم و به جایی نرسیدم آخرین جایی که رفتم ۱۲ساعت کار بدون بیمه ماهی ۳۰۰هزار بود که اونم ۱۱۳ نفر ثبت نام کرده بودن که فقط۳ نفرمیخواستن!!!!!شدم سوژه تمسخر بیسوادای پولدار فامیل

[پاسخ]

میری
۱۶:۵۰ ~ ۵ آبان ۱۳۹۴

سلام بر تموم جوان های عزیز هموطنم
من هم سال ۸۶ فوق لیسانس ریاضی گرفتم همه از دانشگاههای خوب دولتی، تا برم سربازی بیام شد سال ۸۸ و بعد هم پیگیر کار…. دوره دانشجویی به دلیل فقر مالی تاستان ها کارگری ساختما ن میرفتم و تونستم با پولهاش کامپیوتر بخرم و تو دانشگاه کار دانشجویی میکردم، یادم اونوقت ترمی ۱۲هزار تومن گرفتم تو سایت دانشگاه کار دانشجویی و برنامه نویسی یاد گرفتم.
بعد از سال ۸۸ میگفتن با مهندسی کار پیدا نمیشه با ریاضی میخوای بری سر کار…
تو یکی دو تا شرکت خصوصی کامپیوتری شروع کردم ادامه برنامه نویسی ماهی ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار گیرم میومد
هی چند تا آزمون بانک و دولتی شرکت کردم همه رو هم جزو نفرات اول بودم ولی رد میشدم البته به دلیل پارتی بازی و …
در سال ۹۰ هم ازدواج کردم و با بی پولی سوختم و ساختم …
آخر سال ۸۹ آزمون استخدامی دولتی دادم و نفر اول شدم و با کش و قوس فراوان سال ۹۳ استخدام دولت شدم
الان هم از دولت ماهی ۱ میلیون ۲۰۰ هزار حقوق میگیرم و از برنامه نویسی ماهی ۳ میلیون درآمد دارم….
امیدتون رو از دست ندین
مهارت هاتون رو اضافه کنید حتی آشپزی و کامپیوتر و …

تو اوایل این صفجه هم متن آقای دانیال رو حتما و حتما کامل بخونید
موفق باشید

[پاسخ]

iranazad
۱۱:۴۳ ~ ۷ آبان ۱۳۹۴

سلام . من تحصیلات خاصی ندارم . دیپلمه هستم و الان هم ۳۸ سالمه متاهل و کارمند یکی از شرکت های پتروشیمی هستم . اعتراف می کنم که بوسیله یک آشنا که خودش پیمانکار تامین نیروی شرکت بود وارد کار شدم اما بخدا قسم از اونجائی که توسط این آشنا می تونستم کارمند کارهای دفتری بشم، ترجیح دادم که نظافتچی باشم . وقتی هم دلیلشو پرسیدند گفتم میخوام خودمو توکار نشون بدم. اطمینان کسب کنم و رشد کنم . همین هم شد . فقط یک سال و چندماه کارکردم اما چنان تو کار خودمو نشون دادم که بعد از اون مدت مسئول یه بخش از محل کار شدم . الان هم کارمند یکی از مراکز مهم شرکت هستم و این رو مدیون لطف خدا، حمایت خانواده و زحمات خودم می دونم که سعی کردم تا اونجا که ممکنه خالصانه کارکنم .
اینا رو گفتم که بدونید برای کار کردن بقول بعضی ها باید از صفر شروع کنید . بی خیال مدرک بشید ولی در کار کردن چنان رفتار کنید که دیگران به مهارتهاتون نیاز پیدا کنند و به عمق دانشتون پی ببرند . اونوقته که میتونید به یه کار خوب دسترسی پیدا کنید .

[پاسخ]

الی
۱۸:۲۷ ~ ۷ آبان ۱۳۹۴

واقعاااااا؟
منم دانشجو نرم افزارم.تصور نمیکردم پیدا کردن کار حتی با حقوق پایین انقد سخت باشه .
امیدوارم ی کار در خور شخصیتتون نصیبتون بشه انشاالله

[پاسخ]

زهرا خانوم
۱۸:۳۲ ~ ۷ آبان ۱۳۹۴

دوستانبه نظرم اگه واقعا دنبال ی شغل پردرامد هستین وقتتونو برای تحصیل کردن هدر ندین برید ی حرفه ی درست و حسابییاد بگیرید .من خودم ی نفرو میشناسم دیپلمه و گچ کار ساختمان .درامدش از صدتا کارمند تحصیل کرده بیشتررررررره

[پاسخ]

استاد حق التدریس اسیر پرکار بدون حق و حقوق
۱۶:۱۷ ~ ۸ آبان ۱۳۹۴

سلام ،من استاد حق التدریس دانشگاه دولتی هستم پانزده ساله که دارم تدریس میکنم و تقریبا هر سال استاد برتر میشم در حالیکه الان هنوز نه بیمه هستم نه استخدامم می کنند.
در تمام این سالها فقط وعده ی استخدام میدن و با این شیوه از من و امثال من سوء استفاده میشه.
حقوق ما کمتر از ماهی ۳۵۰ هزار تومانه تازه همه درآمدم خرج کارهای پژوهشیم و نوشتن کتاب و ارائه مقاله میشه .
با این همه امتیاز ،موقع استخدام که شده بازم رییس دانشگاه با پر رویی تمام میگه من نمیام فامیل فلان رییس را رها کنم و شما را استخدام کنم.
برای من تا حالا هزار تا شرط مختلف گذاشته اند که اگه این امتیاز را داشتید استخدام میشدید، حالا که همه امتیاز ها را بدست آوردم، با کمال نا باوری می بینم یک نفر از اقوام معاون دانشگاه را استخدام کردند که هم تازه از راه رسیده هم امتیازی نداره با معدل پایین از یه دانشگاه سطح پایین!
نه راه پس داریم نه راه پیش! نه رومون میشه به کسی بگیم چقدر حقوق میگیریم بعد از این همه درس خوندن و شاگرد اول شدن. نه بعد از این همه سال استادی می تونیم کار دیگه ای شروع کنیم.
نه جرات اینکه بگیم نامردا تا کی فامیل بازی و بی عدالتی؟! پس شایسته سالاری یعنی چی؟ همه استخدامها از بین اقوام خودشونه.
درسهای سخت تر را ما تدریس کنیم و حقوق و مزایا برای آدمهای بی لیاقتی بشه که نه توان علمی دارن نه کار درست حسابی میکنند. جور بی لیاقتی اونا را هم ما باید بکشیم. صدامون دربیاد یه ساده لوح بدبخت دیگه را جایگزینمون می کنند تا دوباره یکی دیگه از اقوامشون فارغ التحصیل بشه و استخدامش کنند.
کاش کارگری کرده بودم و اینهمه شب بیداری و بدبختی نمی کشیدم.
یکی به داد ما برسه! هیات عالی جذب هیات علمی! یکم وجدان!

[پاسخ]

محسن
۲۰:۲۴ ~ ۸ آبان ۱۳۹۴

منم مثل خودت یه فارغ التحصیل بیکارم. کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی از دانشگاه ملی ایران.معدل۱۷٫کوچکترین کاری پیدا نکردم. مدرکم رو پاره کردم وزندگی نوی را آغاز کردم. تمام گذشته ات رو فراموش کن واز نو اغاز کن. کار دولتی تموم.

[پاسخ]

حسین.
۱۷:۲۸ ~ ۹ آبان ۱۳۹۴

سلام دوستان منم لیسانس مدیریت دارم سال۹۱فارغ التحصیل شدم البته موقعی که دیپلم گذفتم یه کاری اداری واسه خودم ردیف کرده بودم تقریبا مراحالش ره به بهبودی بود ولی متاسفانه به حرف دیگران گوش کردم نرفتم فقط توصیه من اینه که هرکاری میخواهی بکنی فقط با عقل خودت برو فلانی میگه اینکار بده درامدش کمه گوش تنکن الان ۱۸ماهه که یکی کارخانه های ایران خودرو مشغولم اونم متاسفانه روبه تعطیلی بود با شایعه ای که پخش کردن ماشین نخرید ارزون میشه تقریبا کارمون شروع شده

[پاسخ]

امیر رضا
۱۷:۱۹ ~ ۱۱ آبان ۱۳۹۴

دوستان سلام
با سالها تجربه تو کشورهای دیگر اینو میگم بهتون … تمام دوستانی که از لیسانس به بالا دارن و اکثرا به فکر خود کشیو مردن هستند فقط برند اقدام کنند برای کار تو کشورهای استرالیا ، سوئد ، کانادا .. شما حداقل ۴ سال درس خوندید تا لیسانس گرفتید . ۲ ماهم روش تا ایلس بگیرید . ببینید ما بیشترین جمعیت جوون و حتی تحصیل کرده رو تو دنیا داریم .. اونم با این اوضاع اقتصادی ایران به فکر کار نباشید اینجا که نیست اونم با این سطح وسیع جوانان تحصیل کرده . که به قول دوست فرانسویمون که اومده بود ایران میگفت من باورم نمیشه که ایران انقدر جوون تحصیل کرده یه کشور داره … دختر عمه من لیسانس برق داشت . این بدبخت که البته الان فوق خوش بخت هست :) یک سال ، شایدم بیشتر تو تهران دنبال کار گشت که نبود ، آخرش هم منشی یه شرکت کوچیک . یادمه حوالی تجریش شد . بعدش فکر کرد و راهنمایی گرفت و رفت تو ۲ ماه ایلتس گرفت و درخواست کار برای سوئد . این اتفاقا تو سال ۲۰۱۲ افتاد ، باورتون نمیشه اگر بگم تو سال ۲۰۱۳ ایشون مدیر یه قسمت تو volvo با نزدیک به ۳۰ نفر زیر دستش هستند شد . چند وقت پیش ازش پرسیدم حقوقت چنده ، خندید نگفت بهم ولی گفتم از ۱۵ملیون بیشتره یا کمتره ، گفت بیشتره :) گوش کنید دوستان دوری از خانواده سخته براتون ، از دوستاتون، دوست جدید پیدا میکنید اونم بهترش از این دوستای دوست نما که ریختند تو اینجا که البته خودمونم شاید جزوشون باشیما :) … ولی فکر کنم اندکی دوری از خانواده و دوستاتون میرزه تا به خودکشی برسید و فقط بگید نمیشه نمیشه نمیشه .. چرا میشه ، خوبشم میشه برید ۲ ماه ایلتش بخونید .. کلید تو این دوره زمونه اینه و هیچ

[پاسخ]

علی
۰۹:۴۷ ~ ۱۳ آبان ۱۳۹۴

من هم بیکار هستم به خدا بعضی موقع می خوام خودکشی کنم چه کسی باید جواب ماها راباید بده

[پاسخ]

مجید
۰۶:۳۸ ~ ۱۴ آبان ۱۳۹۴

سلام
من هم مدرک فوق لیسانس از دانشگاه تهران دارم و الان دانشجوی دکتری هستم و البته متاهل. پس از یک سال بیکاری، یک شرکت خصوصی من رو استخدام کرد به طور قراردادی و پس از ۴ ماه دوباره بیکار شدم و حقوقم رو با شکایت گرفتم و دوباره روز از نو روزی از نو.
در نهایت سعی کردم از نبوغ خودم استفاده کنم. ۲ ساله به اتفاق همسرم که ایشون هم یک نخبه بیکار هست، کار پایان نامه و مقاله نویسی انجام میدیم و تا حالا حداقل کار ۱۰۰ نفر رو راه انداختیم و اونها هم جیب ما رو پر کردند. دو ماه پیش یک آپاراتمان دو خوابه ۸۰ متری خریدیم و هنوز ۲۰ تومنی در بانک داریم و به فکر خرید یک ماشین خوب در آینده ای نزدیک هستیم. اجازه ندادیم بیکاری و بی پولی خوشبختی رو از ما بگیره و تمام آرزوهای گذشتمون داره تحقق پیدا میکنه.
به تمامی دوستان نخبه ای که توانایی این کار را دارند توصیه می کنم وجدان رو کنار بگذارند و زندگی خودشون رو آباد کنند. توی این کشور اگر گرگ نباشی به عنوان یک بره خورده میشی.
پیروز باشید

[پاسخ]

سکوت
۱۵:۲۲ ~ ۱۴ آبان ۱۳۹۴

ون زمانی که به فکر افزایش جمعیت نسل ما بودن فکر نمیکردن قراره جنگ به این زودی تموم بشه و زنده بمونیم. اون لعنتیایی که حرف از امید تو جامعه میزنین معلوم میشه هیچ خبری از حال و روز مردم ندارین. یک جوان سی ساله تحصیل کرده که تو این سن هیچ اندوخته مالی نداره به چی امیدوار باشه. مگه ما چقدر قراره عمر کنیم. بیاین مارو قتل عام کنین راحت بشیم سه ساله بیکارم

[پاسخ]

فرامرز
۰۱:۲۲ ~ ۲۰ آبان ۱۳۹۴

سلام..دوستان عزیز وضع بازار کار بسیار بسیار اسفناکه..من خودم کارشناسی مکانیک خوندم..بیکار دوسال تمام..رفتم دوتا نرم افزار مکانیک یاد گرفتم که تو رزومم باشه..بدردم نخورد..بعد دوسال با کلی سفارش و پارتی بازی تو یه شرکت خصوصی شروع به کار کردم تو واحد تعمیرات مکانیک..الان ۴ ساله اینجام..خدارو شکر پیشرفتای خوبی کردم..از کارگر فنی شدم سرپرست مکانیک..حقوقم نزدیک به ۲ تومنه..تو این ۴ سال مثل چی کار کردم..شبکاری..خستگی حقوق کم..دستای سیاه و کثیف..بوی گند عرق..تا اینکه کار یاد گرفتم..حالا دیگه دستگاهی چیزی خراب میشه من فقط نظر میدم و چند نفر رو میفرستم تا تعمیرش کنن..نیاز بود خودم هم دست به آچار میشم..تو این ۴ سال زبان انگلیسیم رو هم تقویت کردم چون تو رشته فنی بدرد میخوره..توصیه من به شما دوستانی که فنی خوندید اینه که به جای ارشد زبانتون رو قوی کنید و سابقه کار بدست بیارید..حتی شده با حقوق کم..خیلی کم..بعد پیشرفت میکنید..تو صنعت سابقه حرف اول رو میزنه نه مدرک و معدل..کاربلد بودن..ایشالله ۵ سال سابقه رو رو کنم دنبال یه شرکتی هستم که اگر جور بشه بتونم برم حقوقم دوبرابر اینجا میشه..پس سابقه کاری و زبان رو فراموش نکنید..برای بقیه رشته ها هم تجربه ای ندارم که در اختیارشون قرار بدم..موفق باشید و پیروز

[پاسخ]

م
۱۶:۳۵ ~ ۲۰ آبان ۱۳۹۴

خوب منم ۳۱ سالمه و بیکارم البته نفهمی از خودمونه ما باید میرفتیم حوزه درس میخوندیم اونوقت بیکاری در کار نبود!! خخخخخ

[پاسخ]

بیکار بدبخت
۰۴:۰۲ ~ ۲۳ آبان ۱۳۹۴

سلام
من مثل خیلی از شما فوق لیسانس دارم
سال ۸۲ رفتم دانشگاه و تا سال ۹۰ فوق لیسانسم رو با هزار بدبختی گرفتم

بعدش ۱۶ ماه رفتم سربازی اونم توی نیروی انتظامی ! که دو زار برا مدرک ارزش قایل نیستن و مثل بیسوادها خدمت کردم!
سربازیم ک تموم شد چون تو شهر ما کار نبود مجبور شدم برم تهران دنبال کار بگردم،همه شرکت ها سر زدم ولی با تعجب میگفتن برا کار اومدی!!
آخرش با پارتی برام عسلویه تو یه شرکت پیمانکاری با روزی ۱۲ ساعت کار(از ۶ صبح تا هفت عصر)کار جور شد،چند ماهی اونجا بودم
ولی بعدش شرکت تعدیل نیرو کرد و مجبور شدم برگردم شهرمون.
الان یک سال و دو ماهه ک بیکار شدم باز،تو شهر ما ک کارنیس،پولم ندارم برم خونه ای تو تهران اجاره کنم و دنبال کار بگردم،آزمونهای استخدامی هم ک همش فرمالیتس،پول و جنم کار آزادم ندارم،واقعا نمیدونم چیکار کنم،افسرده ته خونه نشستم،منتظرم یه معجزه ای بشه،ازدواج هم کردم!!و خانمم از بیکاریم خیلی ناراحت و افسردس
خدا ب دادمون برسه
لطفا نظرمو نمایش بدید

[پاسخ]

امین
۲۱:۴۴ ~ ۲۳ آبان ۱۳۹۴

دوستان عزیز شما میگید حرفه ایی یاد گرفتن بجای درس خوندن.من لیسانس ماشین آلات دارم سربازی رفتم و متاهل.هم زمان با درس حرفه هم یاد گرفتم.نزدیک به ده سال کار تعمیرات سخت افزار کامپیوتر کردم تازه به همراه گوشی موبایل.ی مغازه جای خوب کرایه کرده بودم ک اینقدر بازار خراب شده پول کرایه هم در نمیومد و بستمش.حرفه های دیگه مثل عکاسی DSLR و آموزش گیتار و پشتیانی سرور اداریم دارم اما با اجازتون الان روزی دوازده ساعت تو آژانس منتظر مسافرم.

[پاسخ]

رضا
۰۱:۱۰ ~ ۱ آذر ۱۳۹۴

خدا لعنت کنه باعث وبانیشو تو افغانستان زندگی میکردیم بهتر از این وضعمون بود

[پاسخ]

رها
۱۳:۵۰ ~ ۷ آذر ۱۳۹۴

سلام,منم دردم بابقیه مشترکه,منتهی فرقش اینه که من کلا از همه چی ناامیدم,کلا مث ی مرده متحرک میمونم تو این دنیا.اما ازخدا میخوام به ما که جواب نداد,جواب بقیه رو بده.

[پاسخ]

سپیده
۱۶:۴۹ ~ ۷ آذر ۱۳۹۴

سلام به دوستان همدردم. واقعا ادم نمیدونه چیکار کنه. با بهترین معدل دیپلم بگیر. کارشناسی و ارشدتو در بهترین رشته اونم دولتی و روزانه بخون. اخرشم بشین تو خونه . من نمیدونم این چه زندگی و عدالتیه

[پاسخ]

من
۰۱:۱۱ ~ ۱۲ آذر ۱۳۹۴

اگه بخاطر خانوادم نبو شاید تا حالا خودمو از این زندگی بیهوده خلاص کرده بودم فقط عذاب!!

[پاسخ]

اورنگ حسن پور
۱۳:۱۹ ~ ۱۸ آذر ۱۳۹۴

سلام دوستان عزیز من کارشناسی برق قدرت دارم و به والله هم از دنیا هم از خودم بدم میاد ۲۷سالمه مجرد بی پول بیکارداغون خسته….موندم چیکار کنم به قران انقدر اینور اونور رفته خسته شدم کار نیست بیهوده نزارین کسی درس بخونه الان من تو این فکرم که اینده من چه میشه

[پاسخ]

هدی
۱۳:۱۶ ~ ۲۲ آذر ۱۳۹۴

سلام ، منم یک دختر ناشنوا هستم و فوق دیپلم ماشین ابزار هستم .
چندبار رفتم دنبال کارپیداکردم مردم میگن ناشنوا اینجا اصلا کار نمیدن .
بیست سال بهزیستی به من اصلا کمک نمیکنن و نگاه نمیکنن .
خانواده ام بیکاریم و خیلی خسته شدم

[پاسخ]

پرستو
۰۷:۴۹ ~ ۲۵ آذر ۱۳۹۴

منم ۳۲سالمه اکثر وقتم را واسه درس گذاشتم اونم یه رشته سخت زیست شناسی ؟فوق لیسانم هم سلولی تکوین ولی الان که بر میگردم به عقب میبینم کاش اینهمه راه طولانی را ادامه نداده بودم،انوقتی که همه دنبال خوشی و شوهر کردن بودن منم دنبال درس بودم الان نه کار واسم پیدا میشه نه موقعیتهای قبلی ازدواج پس با درس همه چیا از دست دادم،ولی اخرش امیدوارم میگم خدا بزرگ .دوستانی که دانشجو هستید راه منا ادامه ندید درس در کنار زندگی باشه که چند سال دیگه مثل الان من نشید .

[پاسخ]

حسین.
۲۱:۳۸ ~ ۲۸ آذر ۱۳۹۴

سلام درسته که منم درس خوندم خیلی به خودم امیدواربودم حتما یه کاره میشم ولی الان تویه شرکت خصوصی شعبه ای ازایران خودرو مشغولم با حقوق قانون کار ۱۰ماهه نامزد شدم باورکنید ماهی ۵۲۰تومن وام میدم نه میتونم عروسی کنم نه میتونم خونه بگیرم ازیه طرف هم میگن عروسی کن موندم ۲۰۰تومن هم اجاره بدم میشه ۷۲۰تومن الان قانون کار ۸۲۰تومنه با۱۰۰تومن چطور زندگی بچرخونم من جوان ۲۷ساله اونم تو این گرونی اگه درس نمیخوندم مطمعن ام که حداقل خونه ای میداشتم چونکه بیکار نمی موندم همه چی را توراه درس خرج کردم باورکنید تا ظهر میرفتم سرکار بعدش مستقیم میرفتم دانشگاه یا وسط کا ر اجازه میگرفتم یه ساعت میرفتم کلاس لعنت براونایی که با پارتی میرن سرکار هیچ چی هم نمیدونه نفری میشناسم رفته فلان اداره اخه با چه سوادی به خداانصاف نیست اونی که پدرش یا فامیلش فلان جاست پسرش هم اونجا باشه
دردم خیلی زیاده نمیخوام وقتتونو بگیرم

[پاسخ]

ویدا
۰۲:۳۰ ~ ۲۹ آذر ۱۳۹۴

سلام بچه ها میدونم چه حسی دارید من از روز فارغ التحصیلیم تا الان که هیچ کاری پیدا نکردم فقط چون متاهلم ومجبورم خرج زندگیمو درارم با مدرک گرافیک کارشناسی چاپ و ارشد پژوهش هنر هنوز بیکارم و تنها اب باریکه زندگیم درست کردن جعبه اونم یواشکی بدون اینکه اشناهام بدونن انجام میدن واقعا از روی پدر مادرم خجالت میکشم خیلی افسرده شدم ولی چندتا از دوستام که تاکاردانی خوندن الان به واسطه مادرشون معلم پیش دبستانی یا اموزشگاها هستن واقعا حالم از خودم دیگه بهم میخوره احساس میکنم خیلی زودتر از بقیه پیر شدم ۲۸ سال دارم

[پاسخ]

ريحان
۲۱:۳۵ ~ ۳۰ آذر ۱۳۹۴

سلام به همه
منم یکی از بی کار های این مملکت ام دو ساله به دنبال کار شب و روز ندارم هر جا بگی سر زدم کارخونه، شرکت خصوصی، دولتی همه سابقه ی کار میخوان وقتی زحمت های شبانه روزی که برای قبولی توکنکور و بعد هم درس های دانشگاه یادم می افته دلم خون می شه .به هر جایی که امکان داشت سر زدم هر جا ….سه ماه دیگه ۲۸ ساله می شم.هنوز دارم فکر میکنم وقتی بزرگ شدم چه کاره میشم!!!!!!!!!یه چیزی که بین صحبت های اکثریت بود “خودکشی” …..نباید این قدر ضعیف باشیم …..شاید الان از دستم عصبانی شده باشید….من درک می کنم چون منم دو ساله شب و روز ندارم حتی یک روز از این دو سال رو هم دست از جستجو نکشیدم ……ولی به خودکشی فکر نکردم ….من پدر ندارم با اینکه خیلی صرفه جویی می کنم اما بالاخره مجبور می شم از مادرم پول بگیرم.خیلی سخته ….ولی باز هم امیدم رو از دست نمیدم!!!!!!!!

[پاسخ]

AT
۱۴:۲۸ ~ ۳ دی ۱۳۹۴

کارشناس IT .معدل ۱۸٫۷۰/بیکار
۲ساله فارغ التحصیل شدم حتی به کارهای مضخرف و پیش پا افتاده هم راضی شدم اما همشون سره کارم گذاشتن .
بعد از ۲سال هنوز دارم قسط های شهریه دانشگاهیم و میدم.
گاهی نمیشود که نمیشود……………………..

[پاسخ]

نام شما
۱۵:۲۷ ~ ۳ دی ۱۳۹۴

مملکتی که سردمداران آن به جای اینکه خود را مسئول بدانند ، مدام به تحصیلکردان دانشگاهی خود برچسب پخمه و تنبلی و بی مهارتی میزنند باید شاهد بی آبرویی خود در آینده ای نزدیک باشند . چرا که شیعه را نابود کردند به واسطه کارهای احمقانه خودشان و با ظهور آقا و سرورمان امام مهدی علیه السلام خوار و ذلیل خواهند شد . دوستان برای ظهور آقا امام مهدی علیه السلام دعا کنید .

[پاسخ]

نام شما
۲۱:۳۳ ~ ۳ دی ۱۳۹۴

سلام به همه بابا اوضاع شما که خیلی از ما بهتره داداش من فوق لیسانس روابط بین الملل بیکار خودم لیسانس زیست شناسی بیکار داداش بزرگترم دیپلم بیکار .بابام ۶۰سالش بعد کارگری میکن تا خرج مارو بده هرجا سر میزنیم خبری نیس ولی اصلا روحیمو از دست ندادم خدابزرگه چرخ گردون میچرخه .بلاخره زندگی روی خوششم به ما نشون میده نا امید نباشید

[پاسخ]

ali
۱۴:۵۷ ~ ۶ دی ۱۳۹۴

احسنت برادر محسن

[پاسخ]

محمد
۱۶:۴۵ ~ ۶ دی ۱۳۹۴

:( از خودم بدم اومد ، شما چقدر سخت زندگی میگذرونید و افرادی مثل من تویه رفاه هستیم و کار هم معمولا برامون هست :( از همتون عذرخواهی میکنم که امثال من کارهای شما رو که حق شماست میگیرن با یک لیسانس یا حتی دیپلم:( ، ان شا الله شما کار خوب پیدا کنید و با خدا باشید یا علی ما رو هم دعا کنید فکر کنم دعای شما از ما خیلی بهتر میگیره :(

[پاسخ]

خشایار
۰۶:۴۹ ~ ۱۱ دی ۱۳۹۴

وضعیت منم مثل شماست ، لیسانس شیمی هستم ، ارشد دولتی یه دانشگاه خوب قبول شدم اما رهاش کردم ، دوباره رفتم یه دانشگاه پولکی جزواتو باز میکنم اصلا نمیفهمم نه که نبلدم دیگه نمیخوام یاد بگیرم خیلی سعی میکنم مطالعه کنم ، ولش میکنم ، دانشگاهو انتقالی میدم .. اصلا شدم که همش میگم هیچی تهش نیست ! تو این کشور شاید ۵۰ درصد بتونن برن سر کار باسختی و پارتی ، اگرم بتونم برم بازم کل رو باید سنجید وضعیت داغونیه برای تمام جوانا ،خوددرگیری پیدا کردم افکارم… دارم میبینم قلعه خرابه ،هر چیر دلیلی داره و مقصری! اون بالابالایه! قبلن به خودم میگفم چرا آدما کارای بدی میکنن وقتی راه درست هست انتخابای خراب و راه کجو میرن تو کار شغل زندگی … مثلا چرا عده ای میشن منافق و طرف کشور دشمن ما میرن ، میرن تو منوتو کار میکنن مجری ضد ایران میشن ، صدای آمریکا ، اصلا هر چیزی فقط فکرشو بکن…، با این که آشکارا راهرو میبینن باز به اشتباه میرن! چرا!؟ یاد فیلم بتمن میفتم که جوکر غوغا کرد توش به یاد اون سکانس سخن مشاور، بتمن گفت: جوکر کیه ، چرا خلافکارا رفتن سراغ جوکر که شهرو به جنون بکشونه ؟ مشاور بتمن: این نتیجه کار شماست بهشون فشار آوردید اون ها هم از سر ناچاری و درماندگی رو به کسی آوردند که درست درکش نمیکردند (جوکر) جوان ها رو ناچار کنید هر کاری خوا و ناخا دست میزنند ، این طور نمیمونه واسه این دولت ،طوفان در راه است ! هیچ چیزجاودانه نیست جز نام نیک

[پاسخ]

sسیما
۱۴:۳۹ ~ ۱۲ دی ۱۳۹۴

سلام به همه هم درد های خودم .منم مثل شما.با این تفاوت که من الان که ۲۵سالمه و ازترم ۳ارشد انصراف دادم له این نتیجه رسیدم که راهی که تا الان اومدم اشتباه بودع و رسته مناسبی انتخاب نکردم وگرنه حداقل با پارتیم که پدرمه میتونستم برم بانک .ولی رشته ام به دردش نمیخوره .کار به جایی رسیده که شوهرم با رتبهصد هزار سراسری که رفت إکآزاد و برق خوند به منی که رتبم شد ۸۰۰۰میگه اگه میرفتی پیام نورحسابداری بهتر از این بود .راستم میگه ولی خیلی بهم برخورد .کلی گریه کردم.به آقایون نمیتونم توصیه ای کنم ولی به خانما توصیه میکنم برن کلایهای هنری و فنی حرفه ای یه چیزی برا خودشون یاد بگیرن.قبل از کنکور ارشد ۵ماه رفتم کلاس خیاطی .فایدش از ۴سال کارشناسی خیلی بیشتر بود .حداقل لباس تنمو خودم میدوختم اونم خیلی قشنگ.الانم مبخوام برم کاراهای معرق و مشبک چوب بسازم و وایسم تا توی نمایشگاهه جایی بفروشم .

[پاسخ]

نام شما
۱۵:۲۹ ~ ۱۲ دی ۱۳۹۴

اشتباهم این بود که گفتم دولتی به هر قیمتی.

[پاسخ]

شهریار
۱۱:۱۰ ~ ۱۶ دی ۱۳۹۴

سال ۹۲ پست شد این مطلب هنوزم بیکار هست
خود من کارشناسی معماری دارم اما یکار
۸ ماهه میرم مصاحبه های مختلف میگن سابقه کار می خوایم…
آخه من که تازه درسم تموم شده تا یه جا شروع به کار نکنم سابقه از کجام بیارم؟

[پاسخ]

حسین
۰۰:۰۱ ~ ۲۲ دی ۱۳۹۴

لیسانس شهرسازی رو با اون همه هزینه گرفتم روز شب پروژه دیگران رو توی دانشگاه انجام میدادم تا خرج تحصیلم رو بدم بعدش رفتم خدمت چشمتون روز بد نبینه افتادم نیروی دریایی ارتش اونم کجا کنارک روی نقشه ایران چک کنید ببینید کجاست بالاخره تموم شد حالا هم که کنار دل ننه و بابام هیچی دیگه دم همه گرم مخصوصا مسئولین خدمتگذار واقعا دمتون گرم کاشکی پدر من کارگر بی سواد نبود مادرم بی سواد نبود شاید میزد تو سرم بچه تو غلط میکنی درس بخونی برو یه کاری یاد بگیر لعنت به این زندگی ۲۵ سالمه ولی …

[پاسخ]

مسعود
۰۱:۴۵ ~ ۲۷ دی ۱۳۹۴

مطمئنم هیچکدومتون به اندازه من تنهایی و بیکاری تحمل نکردین، من ۳۵ سالمه هنوز مجردم و یک ریال دارایی ندارم و هنوز بیکارم اما بازم خداروشکر که میتونم راه برم و کارهای خوب انجام بدم یا به خدا فکر کنم

[پاسخ]

Soheil
۰۲:۱۰ ~ ۲۷ دی ۱۳۹۴

جوونی ۲۲ساله هستم و لیسانس ict دارم البته مسلط به شبکه هم هستم و دوره دیدم رزومه هم دارم اما متاسفانه کار نیست و مشغول بازاریابی هستم که به سختی پول در میارم.
اما به لطف مسولین به قدری اوضاع خراب شده که هیچ کاری امنیت شغلی نداره واقعا خیلی ناراحتم، منه مهندس، منی که تحصیل کرده ام چرا باید شغلم بازاریابی باشه؟ چرا به خاطر نداشتن کار محکم نمیتونم دست عشقمو بگیرم برم سره خونه زندگیم؟ چرا کار محکم واسه خانواده شهدا و آقا زاده هاس؟ مگه ما آدم نیستیم؟ مگه ما جوونای بدبختی که عمرمون داره تلف میشه دل نداریم؟ گناهمون چیه که خانواده شهید نیستیم؟ واقعا برای خودم که یک ایرانی هستم متاسفم. :'(

[پاسخ]

سپیده
۱۵:۱۸ ~ ۴ بهمن ۱۳۹۴

اصلا کار نیست جز پارتی… یا اینکه سهمیه داشته باشی … خیالتونم راحت کسی نیس حتی به این مطالب نگاه هم کنه همین که خودشونو خانوادشون تو رفاهن کافیه منم لیسانس و فوقمو یکی از بهترین دانشگاه های سراسری کشور گرفتم الان ۲۴ سالمه بدون ماهی هزار تومان درامد! اگه یه روزی بچه دار شم اصلا نمیذارم بره درس بخونه

[پاسخ]

سمانه
۱۵:۲۰ ~ ۴ بهمن ۱۳۹۴

کاش تو یه کشور اروپایی دنیا میومدم یا لااقل اونقدی پول داشتم که برم…واقعا خسته و ناامید و افسردم…

[پاسخ]

علی
۰۰:۲۱ ~ ۶ بهمن ۱۳۹۴

ارشد کشاورزی از دانشگاه تربیت مدرس تهران رتبه دوازده ارشد. دارای چندین مقاله و دو کتاب که جهاد دانشگاهی تهران چاپ شده. نمونه استانی سربازسازندگی ۸۷ به سلامتی الان که سال ۹۴ هستش خیابان متر میزنم بیپول بیکار فقط کم مونده دیوانه بشم

[پاسخ]

جاوید
۱۶:۱۶ ~ ۶ بهمن ۱۳۹۴

خدا لعنت کند کسانی که با ما اینچنین کردند و ما فریب نسلهای قبلمون رو خوردیم و نردبانی شدیم برای رشد و تعالی آنها . برادر عزیز من هم همدرد تو هستم ( ارشد آب و هواشناسی دانشگاه تهران ) . نمیدونم چرا تو زندگی هر چی به ما میرسه بد و بی ارزش میشه . مثلا همین درس خوندن ، با اخلاق بودن و …. . الان تو بد وضعیتی هستم هر لحظه ممکنه کاری دست خودم بدم . بدجوری تنها و بیکار و بی پول شدم . امید و آرزوهایم همه مردن .

[پاسخ]

علی
۲۳:۴۴ ~ ۶ بهمن ۱۳۹۴

سلام دوستان
وقتی این نامه رومیخوندم انگارعزیزترین کسمو ازدست داده بودم خیلی غم انگیزه .
وقتی دیپلمو ازرشته فنی برق قدرت گرفتم رفتم دنبال کاروتوکارتابلوسازی برق صنعتی ۸ماهی مشغول شدم بیمه هم بودم بعدبه اجباروسرزنشهای خونواده کاروول کردم وافتادم توخط دانشگاه الانم ۲۴ سالمه لیسانسم وبیکار.وقتی به شغل ازدست دادم فک میکنم دیوونه میشم ! … میدونید چرادیوونه میشم ؟!چندروزه پیش رفته بودم همون شرکت دیدم کسی که زیردست من کارمیکردالان توشرکت سهیمه هم ازدواج کرده وماشین وخونه و… .ومنم تازه بعداین مدت اگه دیوونه خیابونا نشم بتونم روحیه افسردمو بدست بیارم تازه باید دنبال کارباشم .نمیدونم اونایی که سنشون ازمن بزرگتره چی میکشن .ازاینکه عمرت تو راه درس ودانشگاه هدربشه وسنی ازت گذشته باشه و بعنوان یه مردحتی نتونی براخودت تکیه گاه باشی خیلی سخته .

[پاسخ]

هادی
۲۳:۳۳ ~ ۱۳ بهمن ۱۳۹۴

دوست عزیز این درد شما، درد مشترک تمام دهه ۶۰هاست. بچه هایی که زمان حال خودشون رو به امید آینده خراب کردنو دنبال درس رفتن.به آینده که رسیدند دیدند نه راه پس دارند و نه راه پیش. متاسفانه الان هم روند مدرک دهی طوریه که مملکت شده پر از لیسانس و فوق لیسانس. یه زمانی درس و مدرک ارزش داشت.اما الان همه لیسانس دارند، چه شمایی که مثل ما کشتی خودتو قبول شدی و توی دانشگاه هم خوندی و چه مثل این بچه هایی که مفت میرن دانشگاه و مثل …………. میان بیرون.کسانی رو میشناسم که رفتن نگهبانی و رفتگری و… ولی من همزمان با اونا رفتم دنبال درس.الان اونا با این اوضاع دانشگاه کارشون رو دارن و مدرک لیسانس هم گرفتنو توی قسمت اداری شاغلن ولی من از بیرون دارم فکر میکنم چه غلطی بکنم که دستم جلوی بابام دراز نشه. متاسفانه این همه آزمون استخدامی میزارن اصلا حواسشون به پیر شدن دهه ۶۰ نیست و شرط سنی هم میزارن!!.من جاشون بودم تمام امتحانات رو فقط برای دهه ۶۰ها میزاشتم که عمرشون فنا شد.بچه هایی که از ازدواج و …. هم موندن.حیف این همه جوان لایق و تحصیلکرده.حییففففف….!!!!!!

[پاسخ]

حسین.به علی
۰۸:۱۵ ~ ۱۵ بهمن ۱۳۹۴

سلام دوست عزیز توکه چندان سن وسالی نداری من ۲۸سالمه توکه تازه فارغ التحصیل شدی این همه درد میکشی ببین من چی کشیدم

[پاسخ]

محسن
۲۳:۳۸ ~ ۲۱ بهمن ۱۳۹۴

سلام به همه
من از همه بیشتر درک میکنم شماهارو،کارشناسی ارشد عمران هستم دکتری قبول شدم اما بخاطر اینکه متاهلم نرفتم.زندگیم داره به جدایی میکشه هرجا میرم واسه کار میگن چندسال سابقه داری میرم سابقه درست کنم میگن پون کار اجرایی بلد نیستی سابقه رد نمی کنیم واست.زندگی واسه یه عده پولداره ما فقط اومدیم پندسالی تو فقر باشیم و بمیریم..با این حال خدایا بازم شکرت

[پاسخ]

Fatemeh
۱۹:۴۰ ~ ۲۴ بهمن ۱۳۹۴

سلام بچه ها من دیپلم ریاضی دارم خیلی هم درس خون بودم سال ۹۳دانشگاه دولتی کاشان قبول شدم نذاشتن برم واسه همین انصراف خوردم تو این ۱سال رفتم اموزشگاه خیاطی برای اینکه هه دوره هاشو ببینمو بعدشم برم دنبال دوره طراحی لباس مدرک اونم بگیرمو مزون بزنم یعنی همون ۴سالی که صرف دانشگاه کنم روی مزون سرمایه گذاری کنم بعدشم کنارش تحصیل کنم ولی الان دوستامو گه میلینم دانشجوان و حتی اونایی که نمره هاشون همش تک بود الان دانشجوان ناراحتم بنظرتون چکار کنم؟سرمایه گذاری روی حرفه و تجارت یا درس؟

[پاسخ]

f
۱۲:۵۱ ~ ۲۶ بهمن ۱۳۹۴

سلام. من برا کار میخوام بیام تهران رشتم حسابداریه یک ماهی هست که خدمتم تموم شده البته میخوام بیام تهران همه نظراتو خوندم سنم از استخدام گذشته طرف دیپلم نداره تو شهرمون داره تو بانک کار میکنه یکی دیگه تا کاردانیشو گرفت رفت استخدام بانک آینده شد اونوقت ماها که دیگه هیچی ولی یه توصیه میکنم همه نظراتو خوندم همه رو برید آیلتس یا تافل بگیرید تا بتونین برید از این کشور خراب شده اگه تو آینده فرصتی بشه حتما اینکارو خواهم کرد .

[پاسخ]

نام شما
۱۴:۳۶ ~ ۲۶ بهمن ۱۳۹۴

سلام کار فقط برای اونهایی که پارتی دارن وجود داره به درس هیچ اهمیتی نمیدن.به بچه های ریس و روئسا نگاه کنید

[پاسخ]

مینا
۱۶:۲۰ ~ ۲۷ بهمن ۱۳۹۴

سلام من خودم الان تو یه موسسه ی دولتی مشغول بکارم با پارتی هم رفتم ۱/۸۰۰ هم حقوق میگیرم و لیاقتشم داشتم بیمه هم هستم.

[پاسخ]

ali
۲۳:۲۳ ~ ۲۷ بهمن ۱۳۹۴

سلام دوستان ،منم لیسانس مهندسی رباتیک وفوق لیسانس مهندسی برق قدرت دارم ،به نظرم ایران جای زندگی نیست،فقط دراین حد بهتون بگم که تو بنیادملی نخبگان نیروهای مسلح با آدم بدتر از یه گوسفند رفتار میکنن،نمیخوام داستان تک تک شمارو تکرار کنم،اطلاعات بیشتر با مراجعه حظوری به این سازمان وکسب تجربه عزیزانم.

[پاسخ]

اکبر
۱۶:۵۴ ~ ۲۸ بهمن ۱۳۹۴

سلام من متولد ۶۲هستم دیپلم گرفتم سال۸۱رفتم استخدام از معاینه ردم کردن. رفتم. معافیت بگیرم گفتن سالمی دوباره رفتم خدمت سربازی تموم کردم اومدم استخدام بشم بازم مثل همیشه همه جا پارتی از لحاظ فیزیکی ذهنی سالم کارگری میکردم که صدتا از سالمای استخدامی قویتر زیر گرما سرما دووم میاوردم که مثلا یه اسم مریضی گذاشتن الانم تو این ملمکت واسه کارگری هم کار نیست ای خدا همه کار بلدیم پس مسولین کجا هستن چرا کسی به فکر ما نیست دردمونو به کی بگیم چجوری خرج خانوادمو دربیارم دیگه فقط دیوانه میشم شرمنده خانوادمم

[پاسخ]

ناصر
۲۰:۰۹ ~ ۳۰ بهمن ۱۳۹۴

الان ماچیکار باید بکنیم براتون مدال افتخار بهتون بدیم ازخودمتشکر

[پاسخ]

ناصر
۱۹:۴۵ ~ ۲ اسفند ۱۳۹۴

مخاطب کامنت بالا بامینا بودم

[پاسخ]

سحر
۱۱:۲۸ ~ ۳ اسفند ۱۳۹۴

به نظر من الان یا باید درس نخوند و یا اگه کسی میخواد درس بخونه رشته ای بخونه که ایندش تضمین کنه الانم رشته تجربی حرف اول میزنه ! تمام شاخه ها تجربی کارایی داره از علوم ازمایشگاه بگیر برو تا پرستاری و بهترینش ک دندون پزشکی ! ۵ سال بشینی درس بخونی رشته خوب قبول بشی خیلی بهتر از این ک سال اول بری دانشگاه به هوای زود تموم کردن تو رشته کشکی ک اخرشم بشه بیکاری و بدبختی!!بیشتر کامنتارو ک خوندم اکثرا توی رشته ها مهندسی و انسانی تحصیل کردن ک الان ارزشی نداره. به نظر من اگه کسی نتونه یه رشته بدردبخور بخونه بهتره بره تو بازار کار یا یه حرفه فنی یاد بگیره دنبال چیزی بره ک استعدادش داره (میدونم تو بعضی موارد هزینه گزاف داره ها )انقدر دانشگاه ها زیاد شده هرروز ی اسم جدید باب میشه !!!ایران فقط شده مدرک گرایی هرکسی ک فکرش بکنی یه فوق لیسانسی داره ! اشتباه ما دهه شصتی ها این فقط مدرک گرفتیم!واسه کسی ک اینده کاری میخواد باید فوت وفن یاد بگیره دوتا حرفه یاد بگیره ک کمک حال ایندش باشه ! هممون رفتیم دانشگاه حالا انگار ک چخبره . خیلیا با ورزش وهنر وموسیقی به جاهایی رسیدن ک فکرشم نمیشه کرد ! اشتباه از خودمون بدون اینده نگری رفتیم نشستیم درس خوندیم و این شده حال و روز ههممون !
خدا لعنت کنه تمام کسایی ک این شرایط واسه جوونای ایران درست کرد
هرروز یه دانشگاه جدید
ظرفیت پذیرش بیشتر از تعداد صندلیای کلاسا
کلی هزینه و وقت
این مدرک پوچ تقدیم شما با معدل ۱۹٫۹۹
پولش تو جیب اقا زاده ها
:) یه لبخند ملیح
حالا برو بزار لب کوزه ابش بخور !

[پاسخ]

صوت ادم
۲۳:۰۴ ~ ۸ اسفند ۱۳۹۴

بچها خداوند متعال راشکر که در کشوری اسلامی هستیم ودر گشور امنیت وارامش داریم وانشا الله مشکل بیکاری هم به همت مسئولین حل می شود….

[پاسخ]

فرشید
۱۰:۲۳ ~ ۹ اسفند ۱۳۹۴

سلام. به نظر من پارتی موهبت الهی است من خودم پارتی دارم.پارتی وسیله ای است که هم این دنیا رو داری هم اون دنیا رو.کسایی هم که پارتی ندارن اگه میتونن از کشور خارج شن.

[پاسخ]

arvin
۲۰:۴۱ ~ ۱۳ اسفند ۱۳۹۴

سلام , من خودم ۲ سال در یک شرکت خصوصی کار می کردم با حقوق وزارت کار الان ۹ ماهه که به خاطر حقوق کم و کار زیاد بیرون امدم و هیچ پس اندازی ندارم و اصلا پشیمان نیستم که استفا دادم در این ۹ ماه شرکت های زیادی مصاحبه رفتم که ۳۰% این شرکت ها خیلی معروف بودند اما همین طور که گفتند پارتی مهمه حتی شرکت های کوچیک و به نظر من همین پارتی کشور ما رو از همه چی عقب انداخته . ولی پارتی همه چیز نیست شما مثل من امید وار باشین واز نه شنیدن نترسین و باور داشته باشین که هیچ کس برای آدم کاری انجام نمیده جز خود آدم

[پاسخ]

مژگان
۱۸:۴۲ ~ ۲۳ اسفند ۱۳۹۴

سلام من متولد۶۹ام کارشناسیه شیمی اراک.خیلی دبرسم خیلی دنبال کارم اما تا حالا پیدا نکردم.به سرم زده خودم یه کاریو شروع کنم.یعنی میشه یا …

[پاسخ]

مریم
۰۰:۴۰ ~ ۲۵ اسفند ۱۳۹۴

،سلامبقیرو نمیدونم ولی من باشما کاملن موافقم دوست عزیزم<۳گ

[پاسخ]

قاسم
۲۰:۱۹ ~ ۱۳ فروردین ۱۳۹۵

سلام شکرخدا بیکار تحصیلکرده زیاد هست فقط من یکی نیستم تو ماهشهر زندگی میکنم که هزاران شرکت پتروشیمی داره ولی لز شانس بد پارتی نداریم که مشغول بشیم درس خوندن در ایران و بدون پارتی اصلا بدرد نمی خوره تا دیپلم بخونی بهتره من لیسانس دارم ولی برادرم تا دیپلم بیشتر نخوند رفت تو کار بنایی که الان اوستاست و من زیر دستش کارگری می کنم ولی پدرمو در اورده الان۳ماه یه ریال بهم نداد با اینکه از صاحب خونه پول میگیره چکار کنم مجبورم سکوت کنم همین کار بنایی هم به زور گیر میاد

[پاسخ]

بیکس
۰۱:۳۰ ~ ۱۴ فروردین ۱۳۹۵

بابا کم ناله کنید برید یک بسته قرص خواب بخرید.بیخیالتون میکنه.خسته نشدید از این همه ناله که سرانجامی نداره!!!!زیاد فکرکنیم روانی میشیم بسته دیگه.که متاسفانه روانی هم شدیم.وبه قول دکتر شریعتی این تنها درد من است…

[پاسخ]

بزرگترین گناه: ناامیدی
۱۳:۵۱ ~ ۱۴ فروردین ۱۳۹۵

با سلام خدمت دوست عزیز.توصیه من به شما برادر بزرگوار اینه که در تمام موقیعتهای زندگی همیشه محکم باش و خدا رو فراموش نکن،معضل داشتن مدرک تحصیلی و دنبال اون بیکار ماندن بحثی دراز دارد اما عمر شما در حال گذر است به خدا توکل کنید و پشت میز نشینی یا کارهای سطح پایین را رد نکنید پلکان ترقی را بابد پله پله بالا رفت.

[پاسخ]

j
۱۳:۳۶ ~ ۱۶ فروردین ۱۳۹۵

واقعا مملکت ما، مال پیرمردهاست که فقط به فکر شکم خودشان هستن.
دولت ما اصلا به جوانان فکر نمیکنن.
انشالله این دولت و امثال اینا نابود بشن

[پاسخ]

سحر
۱۳:۳۵ ~ ۱۷ فروردین ۱۳۹۵

منم یه دختر ۲۷ سالم
لیسانس زیست شناسی سلولی و ارشد بیوتکنولوژی میکروبی
بی کاری افسردم کرده حالم واقعا بده . همش با خودم میگم واسه هیچی این همه تلاش کردم؟؟این دیگه چه شرایط مزخرفیه؟ کشور ما با افغانستان و پاگستان چه فرقی داره؟؟ خدا ازشون بپرسه….

[پاسخ]

A
۱۰:۱۱ ~ ۱۹ فروردین ۱۳۹۵

سلام من ترم آخر عمرانم با این اوضاع ارشد بخونم یا نه

[پاسخ]

ع اح
۱۳:۵۵ ~ ۲۱ فروردین ۱۳۹۵

سلام منم ی جوون ۲۵ ساله با مدرک کارشناسی ارشد
به خدا تا پول نباشه هیچ کاری نمیشه کرد حتی کارآفرینی
من امید دارم اما وقت خیلی تنگه!!!!

[پاسخ]

مریم
۱۷:۵۲ ~ ۲۴ فروردین ۱۳۹۵

سلام .موقعی که ما ثبت نام کردیم برا کنکور ۱/۵ میلیون نفر ثبت نام کردند وقتی فارغ التحصیل شدیم برای ۱ شغل ۱۰۰نفر هجوم بردند تازه اگه پارتی بازی نکنند و در پیری هم مشکل ما احتمالا بیمه خواهد بود

[پاسخ]

رها
۱۹:۲۲ ~ ۲۸ فروردین ۱۳۹۵

سلام اره برو ارشد عمرانت و بگیر بیا به ما ملحق شو فیضش و ببریم. مخاطبم a هست. بنده خدا فکر نان باش که خربزه اب است

[پاسخ]

A
۱۶:۴۱ ~ ۳۰ فروردین ۱۳۹۵

با سلام خدمت رها . آخه استادام همش میگن ارشد خیلی خوبه و دستتون برای کار بازتره ولله ما هم گیج شدیم تو این دوره و زمونه چه کار کنیم

[پاسخ]

صادق
۱۵:۱۸ ~ ۳۱ فروردین ۱۳۹۵

من هم سابقه کار دارم و هم لیسانس ولی اینقدر اوضاع اقتصاد خرابه که اصلا کار برام پیدا نمیشه..۳۳سالمه و خرج زندگی میدم…موندم جلو خانوادم خجالت میکشم

[پاسخ]

میلاد
۲۰:۳۵ ~ ۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

من میلاد هستم.کارشناسی نرم افزار دارم.دانشگاه تربیت معلم قبول شدم.ولی بورس معلمی رو با بازی با قوانین و خوردن حق مظلوم از بچه های ورودی ۸۹ گرفتند.من درد بیکاری رو چشیدم.فقط تا میتونید قوی باشید.افسرده نشید.که اوضاعتون بدتر میشه.به خدا توکل کنید.تلاش کنید.تلاش.من هم به خدا پارتی نداشتم.آخرش هم رفتم توی سپاه پاسداران و ستوان دوم شدم.از کارم خیلی راضی نیستم.ولی ناراضی هم نیستم.چون لا اقل در واحد فاوا(فناوری اطلاعات) کار میکنم.کارم تا حدودی به تخصص ام ربط داره.ولی به هر حال من بیشتر به درد معلمی میخوردم.تا نظامی گری.اینجا ایرانه.به همین خاطر استعداد ها از بین میرن.نمیگم من نخبه ام.ولی من اگه معلم بودم خیلی شادتر و موفق تر بودم.ولی …
امیدوارم جوون های دهه ۶۰٫هم دهه ای های عزیز خودم همشون راهشون رو پیدا کنند.دنبال راه فرار از بیکار باشید.به هیچ وجه به هیچ کاری نه نگید.اجازه ندید افسرده شید.

[پاسخ]

مهدی
۲۳:۱۵ ~ ۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

سلام حرف دل همه کارو زدی
با اینکه دوسال از حرفات میگذره ولی وضع ما دهه ۶۰ اینا همه یکسانه من الان ۲۶ سالمه میخواستم کاردانی ترک تحصیل کنم چون متوجه شدم کسی دیگه به لیسانس اهمیت نمیده از ۲۰ سالگی دوس داشتم کار کنم به بابام گفتم سرمایه بده مغازه بزنم ولی نداد گفت باید کار اداری گیر بیاری درس خوندی که چی؟ من که جوونم متوجه میشم که وضع چجوریه متاسفانه بابام هنوز متوجه نیست بدون پشتوانه مالی و بدون پارتی فکر نکنم بشه جایی کار پیدا کرد

[پاسخ]

مهدی
۲۳:۱۷ ~ ۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

من فقط یک نصیحت دارم به جوونا که درس و تعطیل کنین و عمرتونو تلف نکنین خیلی دلم میخواد دانشگاه های دوزاری این مملکت درشون تخته بشه اگه جای ۶ سال درس خوندن تو دانشگاه برین سرکار کارگری حتی راحت ۳۰ میلیون میتونین داشته باشین واسه اول جوونیتون نه مثل من که الان ۲۶ سالمه دو قرون ندارم تو حسابم

[پاسخ]

hiu
۰۲:۱۵ ~ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

من فوق الکترونیک دارم متاسفانه سال ۸۵ که ما کنکور دادیم رشته های مهندسی مثل برق،مکانیک ،عمران و it و…… مد شده بودن و میگفتن که پول تو این رشته ها است!!!!!!!!!!اما علاوه بر این که پول تو این ها نیست اصلا به درد مملکت مصرف کننده ای مثل ایران نمیخورن و هیچ کارایی ندارن
بنابراین اگر من رفته بودم رشته دندان سازی خوانده بودم الان پول پارو میکردم جون همه سراغ دندان مصنوعی می آیند
از ما که گذشت
ولی اگر کسی میخواد تو ایران زندگی کنه ببینه نیاز جامعه در چیست و به سمت رشته ای که در آن زمینه وجود دارد درس بخواند
انشاالله که مشکلات حل شود و تمامی جوانان فارغ التحصیل به کار گرفته شوند

[پاسخ]

رها
۱۷:۴۱ ~ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

با سلام خدمت تمام دوستان. اینجا ایرانه یک کشور عقب مانده جهان سومی نه کشورصنعتی، کشوری که بودجه اشتغال جوانانش از تمام بخش ها کمتر است اگر کار بود با همان لیسانس می رفتید سر کار نرخ تحصیلات عالیه جوانان ایرانی از امریکا بیشتر یا حتی برخی کشورهای پیشرفته چرا؟؟؟ چون کار هست میرن سراغ کار هرکس هم عاشق علم بود ادامه میده. اینجا هم ایران دوازده میلیون جوان بیکار که هر سال اضافه میشود و دریغ از کمترین توجه به حوزه کار و اشتغال جوانان درس خواندن و ادامه دادن در این کشور هیچ ارزشی ندارد اگر تونستید که بعید میدونم اول کاری دست و پا کنید بعد اگر دوست داشتید ادامه تحصیل بدید. این کنکورای ارشد و دکترا رو گذاشتن برا گول زدن جوونا که عمرشون پشتش تلف بشه یکدفعه به خودشون بیان که دیگه پیر شدن و کارم بیکار

[پاسخ]

مرده
۰۰:۵۱ ~ ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵

واسه خودم متاسفم، وای بر ما

[پاسخ]

پیمان
۰۰:۱۳ ~ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

سلام دوستان
من هم مثل بیشتر شما سه سال میشه ارشد حسابداری گرفتم و خدا رو شکر که شغلی در خارج از کشور در تخصص خودم پیدا کردم اونم بدونه پارتی . میخاستم بگم که متاسفانه بیشتر ما که مدرک گرفته ایم بدنبال استخدامی میرویم که در این وقت اصلا شغل مناسبی نیست جدا از درامد کم و دیکر مسایل. اما فقط با کمی پشتکار و به کار انداختن فکر و جسم می توان شروع بکار شد (هر کاری) .

[پاسخ]

اشکان
۰۳:۵۴ ~ ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

سلام
جناب رها. حرف هایتان حرف دل منم هست ولی میگی چه کنیم. به خدا تنها امیدم به اینه بشینم ارشد بخونم شاید فرجی بشه. از وقتی سربازیم تموم شد یک ساله که بیکارم. از بس نیازمندیها و سایت ها را زیر و رو کردم کلافه شدم. ۲۷ سالمه دریغ از یک ریال پس انداز. نمی دونم چه آینده ای در انتظارمه. حتی از مرگ هم دیگه ترسی ندارم. واقعا بی انگیزم.

[پاسخ]

محمد
۱۰:۲۸ ~ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

منم لیسانسم و متاهل بیکارم معماری خوندم
رفتم تو شرکت پدر زنم یه کاری میکنم که اصلا به رشتم ربطی نداره ۳ سال بیکاربودم

[پاسخ]

فتانه
۱۴:۵۸ ~ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

با سلام
دستان من صحبت های همتونو خوندم میخوام بگم شما ها اگه واقعا میخواین کار یاد بگیرین باید توقعتونو ÷ایین بیارین من خودم ۳ساله که شاغلم سال اول کارم خوب نبود بدون بیمه اما تحمل کردم سال دوم یه شرکت مطرح و برند استخدام شدم بیمه هم شدم کارو قشنگ یاد گرفتم حالا سومین سال کارمه تو یه شرکت عالی با حققوق و مزایای خیلی خوب فقط با تلاش و پشتکار خودم و توکل و کمک خدا اصلا نگران نباشید تلاشتونو بکنید ضمنا من عین خیلی از شماها دانشگاه دولتی هم درس نخوندم پارتی هم نداشتم اما ناامید نشدم و الان دارم موفقیت خودمو روز به روز میبینم در حالی که یه روز عین شماها فکر میکردم ضمنا یادم رفت بگم من یه حسابدارم و خدا رو شاکرم پس تلاش کنید هنوز هم راهی هست

[پاسخ]

رضا پاسخ در تاريخ تیر ۴ام, ۱۳۹۵ ۳:۵۲ ب.ظ:

ماشاله

[پاسخ]

علیرضا پاسخ در تاريخ تیر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۳:۳۵ ق.ظ:

کجای کاری ۶میلیون بیکار هست فقط کلاهتو بنداز بالا… منم ارشد کنترل بیکار معدل ۱۸.۷

[پاسخ]

بابک
۱۳:۰۴ ~ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

منم فوق لیسانس کشاورزی هستم. ۲۹ سال سن. بی کار. بی پول. هر جا میرم یا سابقه میخواد یا باید روی کار تسلط کامل داشته باشی. انقدر متقاضی زیاده که وقت نمیذارن برای آموزش. تو این دانشگاه ها هم که فقط یه مشت اراجیف یادمون دادن

[پاسخ]

فرهاد
۱۹:۱۳ ~ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵

منم ۳۱ ساله ی مجرد فوق لیسانس بیکار دهه سوخته ایم ؛ از بیکاری دیگه خسته شدم ولی نا امید نیستم البته قید کار مدرک زدم به خدا هر جا برای کار حتی در حد مدرک دیپلم هم میرم جور نمیشه نمی دونم چکار کنم الان در وضعیتیم حاضر به انجام هرکاری در هرجای دنیا هستم البته اگه پول قابل قبولی بدن اینم ایمیلم :farhad.ka22@gmail.com
برای همه دوستان آرزوی کامیابی دارم

[پاسخ]

خسته
۰۲:۵۶ ~ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

من هم همین شرایط را داشتم و دارم بیکار که با گذشت سن و در سن ۳۲ سالگی دیگه امیدی هم به زندگی ندارم بیشتر به خودکشی فکر میکنم فقط یک مدرک گرفتم بدون تجربه – حالا هم همه ارزو های بر باد رفته – خودکشی هم دل میخواد که من ندارم من که اضافه بودم در این هستی و باید نیست بشم اما جرات ندارم شاید یک روزی جراتش را هم پیدا کردم

[پاسخ]

محمد
۰۹:۴۶ ~ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

حالا صبر کنید تا سه سال دیگه این مملکت یکی میشه مثل عراق و سوریه و یمن …این تازه اول کاره سختی ها و بلاهای زیادی در راه است . اللهم عجل لولیک الفرج

[پاسخ]

مرمر
۲۱:۲۶ ~ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

این مدرک دکتری و آزمون دکتری هم شده دکان برای دانشگاهها که پول در بیارن …..کسری بودجه شون رو میخوان از فارغ التحصیلان بیکار کارشناسی ارشد دربیارن…..فقط می خوان وقت ماها رو تلف کنن و هر بار با یه چیزی سرگرممون کنن …… یکی نیست بگه از همون اول پولی رو که می خواستین بدین به این دانشگاهها که ماهارو تو دوره روزانه بپذیرن میدادید به خودمون تا بهاش یکاری راه بندازیم…ولی چه بگویم

[پاسخ]

عاطفه
۱۴:۵۶ ~ ۶ خرداد ۱۳۹۵

من دانشگاه خیلی خوبی درس نخوندم و لیسانسم.ولی از وقتی ۱۸ سالم بود دنبال کار بودم تا الان کا ۲۷ سالمه هر جا شد رفتم..حالا من فکرم این بود که رستم حسابداریه برم تجربه کسب کنم فقط نشینم بخونم حتی بدون حقوق منو قبول نکردن..فقط بشینین فک کنین .بدون حقوق …!تا فقط کار یاد بگیرم

[پاسخ]

سوخته
۱۳:۳۰ ~ ۱۱ خرداد ۱۳۹۵

با سلام خدمت همه دوستان منم ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دارم سال ۹۱ مدرک گرفتم هر دو مقطع هم دانشگاه دولتی خوندم ولی بیکارم درد من از درد این دوستان خیلی بدتره من متاهلم و یه بچه دارم با اجبار خونواده ازدواج کردم هر جا هم میرم کار نیست الانم هیچکس حمایتم نمی کنه بخدا الانم به حدی داغونم که نمیدونم چی میگم ینی در حدی که تمرکزمو از دست دادم فقط می خوام بحرفم شاید یکم آروم شم الان خودمومو نفرین می کنم که چرا ازدواج کردم بخدا باز اگه مجرد بودم می رفتم یه شهر بزرگ که بتونم از صفر یه حرفه ای یاد بگیرم ولی افسوس که چاره ای ندارم الانم۳۰ سالمه و فقط میگم خدایا اگه هستی باعث و بانی این وضعیتو به سزای کارش برسونی ینی از خودم می پرسم ینی ممکنه جهنم سختر از این شرایطی که توش هستم باشه

[پاسخ]

ابوالفضل
۰۰:۱۲ ~ ۱۴ خرداد ۱۳۹۵

منم مدرک ارشد دارم. اوضاعم بدتر از شما نباشه بهتر هم نیست. هرجا رفتم فقط سابقه کار میخوان. الانم دعاگوی بی عقلی خودمو و مسببین این وضع هستم.

[پاسخ]

رضا
۱۲:۳۲ ~ ۱۵ خرداد ۱۳۹۵

درس خواندن بهترین روش برای پیر کردن نسل دهه ۶۰ بوده تا مشکل اشتغال نداشته باشند

[پاسخ]

سحر
۱۲:۵۴ ~ ۱۷ خرداد ۱۳۹۵

خدا لعنت کنه باعت وبانی این همه مشکل و که با زندگی وجوونی جونای مملکتمون دارن بازی میکنن!
کامنتا بیشتریا خوندم و به قول دوست عزیز (سوخته)
ممکنه جهنم سخت تر از این شرایط کنونی باشه؟!

[پاسخ]

ریحانه
۰۱:۱۸ ~ ۱۸ خرداد ۱۳۹۵

سلام

بنده هم مثلا مهندس صنایع هستم

بیکارو افسرده و در مرز نابودی و خودکشی

[پاسخ]

سینا
۱۷:۲۸ ~ ۲۴ خرداد ۱۳۹۵

فقط یک راه داره برای رسیدن به حقتون باید اعتراض کنید مثل معلما و بازنشسته ها

[پاسخ]

نیلوفر
۱۵:۳۷ ~ ۳۰ خرداد ۱۳۹۵

سلام منم دختری هستم که دارنده لیسانس مامایی ام وبا کلی بدبختی برای گذراندن سال دوم طرحم به محل زندگیم انتقالی گرفتم.کلی در سال اول طرحم بدبختی کشیدم به امید اینکه بعد دوسال منو تمدید طرح کنن. ولی توجیه بی دلیل اختیاری بودن طرح و بازکردن راه برای پارتی های خودشون،آب پاکی رو روی دست من ریختن که تمدید طرح نداریم بماند که حسادتهای بقیه در محیط کاری به اقدام من برای تمدید طرحم نیز موثر بوده. خیلی داغونم بعضی وقتا میگم من چقد بدبختم . چقد خودمو اذیت کردم.خدایا خودت کمکم کن

[پاسخ]

مینا
۰۱:۲۹ ~ ۳ تیر ۱۳۹۵

ای کاش واسه همه مون کار خوب پیدا میشد .ای کاااش ……..

[پاسخ]

الهام
۰۱:۳۳ ~ ۳ تیر ۱۳۹۵

من کارشناسی ارشد عمران آب و سازه هیدرولیک دارم دعوت به مصاحبه شدم برا دکترا همین رشته اما بیکارم و افسرده دیگه به هیچی امید ندارم

[پاسخ]

یه بدبخت خرخون
۱۴:۳۰ ~ ۳ تیر ۱۳۹۵

سلام دوستان منم متاسفانه در بهترین دانشگاه ها درس خوندم و با معدل ۱۸ فارغ التحصیل شدم. الانم بیکار بیکارم چون جای ما ادمای بی سوادی توی ادارات استخدام شدن که حتی بلد حرف زدن نیستن. متاسفانه الان حتی مردهایی که کار دارن هم دنبال زن کارمند می گردن…خداروشکر خداجونم نه بهم گار دادی نه میتونم ازدواج کنم پس زودتر خلاصم کن از دنیا

[پاسخ]

محمد
۲۲:۲۷ ~ ۳ تیر ۱۳۹۵

سلام
پسری هستم متولد ۱۳۷۱ فوق لیسانس مدیریت بازرگانی. الان پذیرش گرفتم برای دکتری مدیریت توریسم در خارج از ایران. ۳۴ مقاله در کشورها ی مختلف چاپ کردم. عضو بنیاد نخبگان به عنوان پژوهشگر و تا الان ۲ کتاب چاپ کرده ام ولی بیکار و آس و پاس. فقط دعام کنید بمیرم. با این شرایط حتی ۱ ریال هم ندارم برای رفتن.
تنها راهم شده خودکشی.😢😢

[پاسخ]

محمد
۱۲:۵۵ ~ ۴ تیر ۱۳۹۵

سلام
پسری هستم متولد ۱۳۷۱ فوق لیسانس مدیریت بازرگانی. الان پذیرش گرفتم برای دکتری مدیریت توریسم در خارج از ایران. ۳۴ مقاله در کشورها ی مختلف چاپ کردم. عضو بنیاد نخبگان به عنوان پژوهشگر و تا الان ۲ کتاب چاپ کرده ام ولی بیکار و آس و پاس. فقط دعام کنید بمیرم. با این شرایط حتی ۱ ریال هم ندارم برای رفتن.
هر کاری هم که فکر کنید کردم از نظافتچی بگیر تا کار در نونوایی و …
تنها راهم شده خودکشی.😢😢

[پاسخ]

فرشته
۰۳:۲۰ ~ ۸ تیر ۱۳۹۵

منم فوق لیسانس بیکارم. شرمنده خانوادم هم هستم. کاش هیچوقت نرفته بودم دانشگاه…
خدایا ما خودکشی نمیکنیم بخاطر گناهش ولی خودت آخه یکم حکمتهات رو با خواسته های ما هم جهت کن. حق ما رم از مردم مظلوم فلسطین و لبنان و … بگیر. والا مظلومتر از همه خودمونیم که نصف مردممون به خصوص جوونا هرروز داریم آرزوی مرگ میکنیم.

[پاسخ]

برباد رفته
۲۱:۲۱ ~ ۸ تیر ۱۳۹۵

به نظر من گور ما دهه شصتیا را باید عمیق تر دفن کنند تا ارزوهامون و با خودمون به گور ببریم.

[پاسخ]

شکوه منش
۲۳:۲۱ ~ ۱۲ تیر ۱۳۹۵

سلام
من می خواهم برای کنکور دکتری علوم سیاسی آماده شوم و امسال موفق نبودم
سطح زبانم اصلا خوب نیست. کلاس هی گرامر زبان استاد نیک پور هم رفتم و کتابشان را مطالعه کردم ولی متاسفانه درصد منفی زدم البته شاید مشکل از من بود که با این جور کلاس های کدینگ مشکلم حل نشد
لطفا اگر کتاب و کلاس مناسبی برای کنکور دکتری می شناسید اطلاع دهید به این سایت سر می زنم
با تشکر

[پاسخ]

سجاد
۱۳:۴۹ ~ ۱۴ تیر ۱۳۹۵

مدیریت صنعتی باشه هم اشکال نداره دوستان و بهم خبر بدید

[پاسخ]

N.b
۰۰:۴۴ ~ ۱۵ تیر ۱۳۹۵

اتفاقی به این مطلب بر خوردم. منم مثل بقیه دوستان ارشد دارم و بیکار. به هر دری بگی زدم اما هیچی هر جا میریم میگن حداقل ۲سال سابقه کار مرتبط. اخه چرا هیچوقت تو این مملکت به جوونا اعتماد نمیشه چرا هیچوقت بها نمیدن.
فقط خدا بدادم برسه. دیگه نمیدونم چیکار کنم. برام دعا کنید برای منو امثال من…

[پاسخ]

اسمان
۱۳:۰۲ ~ ۱۵ تیر ۱۳۹۵

سلام اقا

تو تلگرام کانال های بسیار عالی در رابطه بازبان هست که مشکل شما رو حل میکنه. مثل کانال های اقای شیخ الاسلامی که خودشون تحصیل کرده امریکا هستن یا سایر اساتید واقعا عالیه کانال های اموزش زبان خیلی زیاد خیلی و از صفر تا صد زبان رو اموزش میده. جنابعالی نگفتید زبان شما در چه سطحیه؟ شما باید بر اساس سطح زبانتان کتاب مطالعه کنید

[پاسخ]

بی شانس
۱۵:۴۱ ~ ۱۵ تیر ۱۳۹۵

بابا برید حال کنید منم یه زمانی بی کار بود و غصه می خوردم ولی الان تو یه شرکت استخدام شدم از کارم اصلا راضی نیستم هر روزم میاد بالا سرم بهم تشر می زنه محیط کارم شده محیط استرس
۱۰ ساعت هم در روز کار می کنم هی به خودم میگم بیام بیرون ولی می گم نههههه باید سختیشه تحمل کنم تا یه سابقه اس کسب کنم ولی الان دلم خیلی هوای اون موقع که بی کار بودم و کرده ولی بی کاری هم خوب نیست هر چیزی به انداره خودش (دنبال ماری برید که ساعت کاریش کم باشه و استرس نداشته باشید که حد اقل تا دو سال کار کنید نگران هم نباشید کار پیدا می شه فقط خودتونو ابدیت کنید الان دیگه هیج جا به مدرک نگاه نمی کنه می گن چی بلدی فقط برید دوره های اموزشی بگذرونید مثل حسابداری .برنامه نویسی دورهاشم دو سه ماه بیشتر نیست بعد کار راحت پیدا می شه اگه به امید این نشستی که من فوق لیسانس دارم باید پام رو پام باشه هیچ وقت پیدا نمی کنید کار کردن واقعا سخته تلاش می خواد

[پاسخ]

ایرانی ام
۱۳:۲۶ ~ ۱۷ تیر ۱۳۹۵

فوق لیسانس کامپیوتر – نرم افزار ۲۵ سال سن دارای درآمد ماهیانه صفر ریال در مملکت اسلامی ایران!!!!!
خدا لعنت کنه این شرایط رو که ۲۰ سال تمام درس بخونی آخرشم بی کار شی.

[پاسخ]

خطاب به محمد متولد 71- مدیریت بازرگانی
۲۲:۰۵ ~ ۱۸ تیر ۱۳۹۵

به نظر میاد آدم مستعدی هستی و به رشتت علاقمند هستی. اگر فقط مشکلت پول هست یه راه ارتباطی بذار تا به یکی از موسسات خیریه معرفیت کنم پولت جور بشه برای ادامه تحصیل بری خارج

[پاسخ]

هایده پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۳ ق.ظ:

من سال اول دبیرستانم پولی ندارم که بد ای ثبت نامم بدم دوست دارم رسد بخوانم ولی فقیری ول مان نمیکند

[پاسخ]

علیرضا
۱۶:۲۰ ~ ۲۰ تیر ۱۳۹۵

دانشجوی مهندسی برق توی یکی از دانشگاه های خوب کشور هستم. هیچ آینده ای نمی بینم. منزوی شدم. من احمق فکر کردم اگه شدم مهندس پوله که پارو می کنم.

[پاسخ]

مهدی
۰۷:۳۴ ~ ۲۴ تیر ۱۳۹۵

هر کسی اینجا داستان خودش رو داره …لطفا اونایی که نفسشون از جای گرم در میاد واسه دیگران نسخه نپیچن…

[پاسخ]

دهه شصت
۲۲:۱۱ ~ ۲۹ تیر ۱۳۹۵

منم ۳۳ سالمه و دختر کارشناسی برق خوندم و امسال ارشد میخوام ادامه بدم البته می دونم شهریور نتایج بیاد و قبول بشم اصلا انگیزه ای ندارم که بخوام درس بخونم کامنت های شما ها رو هم خوندم ناامیدتر شدم
کار نیست و اونی هم که هست انقدر کم هست و هزاران متقاضی که به ماها نمی رسه
بدتر هم اینه که پسرها دنبال ادم شاغل می گردن برای زندگی
خدا خودش به فریاد ماها برسه

[پاسخ]

فرشاد
۱۲:۲۵ ~ ۶ مرداد ۱۳۹۵

سلام دوستان بیشتر کامنت هارو خوندم جالبه کامنت ها از سال ۹۲ تا به الان سال ۹۵ هیچ فرقی در محتویات نداره،یعنی میشه گفت مشکلات مملکت نه این که حل نشده بلکه روز به روز بیشتر شده،من روم نمیشه بنالم از بیکاری چون شما عزیزان که کامنتاتون رو خوندم خجالت کشیدم بگم منم غصه بی کاری دارم،دوستان یک جمله زیبا در انجمن ترک اعتیاد دیدم ……..اگر میخواهی کسی را بکشی امید را ازش بگیرید……مسئولین و و و خوب امید رو ازما گرفتید

[پاسخ]

فرشاد
۱۲:۲۸ ~ ۶ مرداد ۱۳۹۵

بچه های دهه ۶۰ گل ما فقط یه چی ندیدیم همه چیرو تجربه کردیم از بدبختی و و و فقط با جنگ جهانی سوم کامل تر میشه مطمئنن این اخرین هدیه میشه برا ما دهه ۶۰ ها

[پاسخ]

نیرینی پاسخ در تاريخ آبان ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۹:۲۳ ب.ظ:

چرا دیگه بچه که بودیم همش صدای موشک و بمباران تازه ما تهران بودیم منم ارشد زبانشناسی پیام نور تهران جنوب تازه قبول شدم یک رشته چرتیه که خدا میدونه ترمی دو میلیون شهریشه و من بیکار میخوام انصراف بپدم بازرگانی و نرم افزار بخونم بلکه راهی باز بشه الان فقط پارتی حرف اولو میزنه این همه سال به جای درس خوندن باید میرفتم دنبتل پارتی

[پاسخ]

آنتی کرایست
۲۳:۱۹ ~ ۸ مرداد ۱۳۹۵

امیدوار باشید و از خداوند بخواهید که منجی عالم بشریت را بفرستد و بتهای آخرالزمان را نابود کند . بتهایی که در لباس دین ظاهر شده اند

[پاسخ]

چشم انتظار
۰۷:۴۸ ~ ۱۲ مرداد ۱۳۹۵

سلام منم فوق لیسانس حسابداری دارم با معدل ۱۸و ۳۴صدم . از بچگی چشمم ضعیف بود. بانک کشاورزی قبول شدم تمام مراحل مصاحبه ها همه رو اخر سر بهم گفتن چشمت ضعیفه منع استخدام داره برو خونه بشین. الانم بی کارم مدرک ای سی دی ال دارم چهار سالم .زبان خوندم و زبانم خوبه. خرج دکتری دانشگاه ازاد.زیاده دولتی هم که خیلی سخته. خلاصه. با این همه توانایی نشسم خونه چشم انتظار لطف خدا

[پاسخ]

حسن
۰۴:۲۸ ~ ۱۸ مرداد ۱۳۹۵

بنده هم فوق لیسانس فارغ التحصیل رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری هستم و بیست ونه سال سن دارم

[پاسخ]

حسن
۰۴:۳۰ ~ ۱۸ مرداد ۱۳۹۵

بنده هم فوق لیسانس فارغ التحصیل رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری هستم و بیست ونه سال سن دارم بیکار هستم

[پاسخ]

14 سال التماس
۲۱:۳۳ ~ ۱۹ مرداد ۱۳۹۵

دوست عزیز من هم مثل تو شرایط بدی دارم. من هم سی و سه سال سن دارم و دانشجوی ترم آخر دکتری هستم. بعد از اخذ مدرک لیسانس به دری زدم کار پیدا نشد، نشستم برای فوق لیسانس درس خوندم با رتبه یک در آزمون ارشد پذیرفته شدم. سال ۸۹ فوق لیسانس گرفتم. باز به هر دری زدم کار پیدا نشد. نشستم برای دکتری خوندم و مقاله نوشتم و سال ۹۱ تونستم وارد مقطع دکتری بشم. سال اول تصور می‌کردم دیگه مشکلاتم تمومه یه جایی بورس می شم. حتی به دانشگاه های دورافتاده هم راضی بودم اما نشد. اما یک سالی هست که دوباره ناامید شدم و توی یه شرکت دارم به واقع کار یک پادو رو انجام میدم. مدیر ما مدرک لیسانس از دانشگاه آزاد داره. دقیقا هم سن منه. وقتی سلام می کنم جواب سلاممو نمیده. همکارا و مافوقهای من همه فارغ التحصیل دانشگاه آزاد یا پیام نور هستند. با من شبیه به یک برده رفتار می‌کنند. پشیمونم از دکتری خوندن. اگه فوق لیسانس بودم تا این حد از رفتارهای اونا درد نمی‌کشیدم. به خاطر یه لقمه نون غرورم زیر پای یه عده آدمه که با خوش شانسی به اینجا رسیدن. هر شب با گریه می خوابم. کار پایان نامم ناتمام مونده. از یه طرف نگران پایان نامه هستم واز یک طرف باید به خاطر یه لقمه نون پادویی کنم و تحقیر بشم. نمی‌دونم ما تا چند سال زنده هستیم و چرا باید از حداقل استانداردهای زندگی محروم باشیم در حالیکه یه عده آدم بی لیاقت دارن حقوقهای چند ده میلیونی می گیرن و حتی جواب سلام ما رو نمیدن. چهارده ساله که از خدا می خوام کمک کنه ولی این شغل پادویی جواب تمام التماسهای من به خدا بوده.

[پاسخ]

بیکار عصبی
۱۲:۲۳ ~ ۲۱ مرداد ۱۳۹۵

سلام امروز سومین سالی هست که من با لیسانس حقوق بیکارم…حالا ممکنه بعضیا بگن لیسانس حقوقی و بیکار؟؟اره لیسانس حقوق و بیکار چون سنی نداشتم تصمیمم عوض کردن رفتم حقوق و علاقه ای ندارم نمیتونم مطالعه کنم و آزمونی قبول بشم چون خوشم نمیاد از این رشته بی روح..ولی آیا حقم نیست به عنوان یه جوون دارای انرژی کار حداقل گوشه ای از یه سازمان دولتی با اون حقوق های کمشون کار کنم؟؟؟من بعضی موقع فکر میکنم آیا این سی میلیون کارمند دولتی همه با پارتی رفتم سر کار..نمیدونم ولی در حدی بدم از هر کارمند دولتی میاد که دوست دارم خفشون کنم چون اکثرشون بل پارتی رفتن سرکار و من بدبخت حتی حق ندارن جز این سی میلیون نفر باشم…بخدا بعضیاشون ارزش سلام کردن هم ندارن بعد خیلی از جوونا مثه خودم داریم پیر میشیم و هنوز زندگی تشکیل ندادیم واقعا سخته جوونای بیکار فقط حال من میفهمن که با بیست و شش سال سن هنوز پول جیبم نمیتونم در بیارم و راحت وسیله مورد علاقه ام بخرم..درسته همه خانوادهامون پول جیبی مختصری یهمون میدن ولی اون پول مثه آب جوشه که میریزن تو حلق آدم خیلی سخته نیروی کار داشته باشی بعد بابات بهت پول بده بخدا اون لحظه آب میشم میرم زیر زمین ولی چاره ای نیست با اینکه ما جنوبی هستیم و کار آزاد مزخرف ک بتونی فقط نون شب دراری ولی آیا انصافه چهار سال درس بخونی بعد بری کارگری؟؟؟ولی در کل اگه کار خوبی گیر نیاد مجبورم برم کارگری….همین مشکل بیکاری باعث شده کم کم از حالت انسانی خارج بشم و بعضی موقع ها به خیلی کارای حیوونی فکر کنم خب حق بدین بیکاری این بلا سر آدم میاره جوونای بیکار درکم میکنن…با اینکه همه میگن آدم خوبی هستم ولی گاهی اوقات این فکرای پلید میکنم..اگر عدالتی باشه خدا حق ما جوونا رو از این مسؤلین میگیره که این بلا سر ما جوونا اوردن…بیکاری حتی باعث شده خیلی از اطرافیانم ازم برنجن..مادرم که گاهی اوقات برام گریه میکنه منم عصبی میشم و در و پیکر خونه رو میارم پایین ولی اینکارا جز داغون کردن خودم و اطرافیام هیچی در پی نداره….بعضیا بهم میگن حسود ولی بخدایی که الان داره تایپ کردنمو میبینه و خودش میدونه حسود نیستم چون حسود ارزوی نابودی شرایط دیگران میکنه ولی من این نظر نسبت به دیگران ندارم فقط از این اعصابم خورد میشه چرا من و امثال من که بیکاریم نمیتونم مثه فلان شخص بریم سر کار دولتی…آیا فقط حق اوناست؟؟؟مگه ما چه گناهی کردیم؟؟؟اینم یکی از عوارض بیکاری….یکی دیگه از عوارض بیکاری غریزه جنسی که طبیعیه جوونیم و نیاز به تخلیه جنسی نداریم ولی چون شاغل نیستم و زن ندارم گاهی اوقات در حد جنون روانی میشم و باید خودم کنترل کنم…خلاصه بیکاری باعث شده از زمین و زمان بدم بیاد از تمام کسایی که واسم فاز مثبت نگری و نصیحت میان متنفرم چون خودشون شرایطشون خوبه ما رو درک نمیکنن فقط حرف میزنن متنفرم…تنها چیزی که باعث میشه از این دنیا کمی رها بشم یه نخ سیگار اونم پنهانیه که یه دقیقه آرومم میکنه..حتی احساس میکنم دیگه خدا هم ازم بدش میاد …بعضیا میگن نمیدونم احساسات خوبتو بنویس تا خوبی ها و انرژی های مثبت بیاد سراغت ولی این چه حرفیه والا اگه شانس داسته باشی همون بدو تولد میشی بچه یه خانواده پولدار که حسرت کار کردن نخوری…متنفرم از خودم از این دنیا از آدمای مثبت نگر مزخرف که شرایطشون خوبه و مثبت نکری میکنن بگو اخه اگه وضعیتت خوب نبود باز مثبت نگری میکردی؟؟؟خلاصه بگم سرتونو درد نیارم این نوشته های یه جوون بدبخت که بیکاری باعث شده رهاییشو فقط تو جوون مرگ شدن ببینه…خدا به همه جوونای بیکار مثه من صبر بده که یه پارتی ندارن که با یه فرصت شغلی اونا رو نجات بده فقط فقط فقط همین بخدا دنیا از هم نمیپاشه اگه یه شغل گوشه ای از یه سازمان گیر ما بیاد ….خداحافظ

[پاسخ]

مصطفی
۱۵:۳۵ ~ ۲۲ مرداد ۱۳۹۵

سلام دوستان من هم یه جوان بیستوهفت ساله ودانشجوی ترم اخر فوق لیسانسم دوسالم خدمت سربازی رفتم مدرک کامپیوترای سی دی ال یک ودوروهم دارم اما به هردری زدم هیچ کاری گیرم نیومدازبچه گی بانون کارگری بزرگ شدم خداشاهده ازبس کارگری کردم خسته شدم هیچ امیدی به زندگی ندارم دارم دق میکنم حتی ارزوی ازدواج ویه زندگی پاک ومعمولی به دلم مونده اخه مگه من چی میخوام فقط یه شغل که بتونم باهاش زندگی کنم همین خداازمسعولین بی شرفی که این وضع روبرای من وامسال من بوجوداوردنگذره این همه جوانا بیکاروبدبخت توی کشور دارن ازبیکاری وبی پولی دق میکنن اونوقت یه مشت بی مسعول بی شرف میلیاردمیلیارددزدی میکنن یامیریزن توحلقوم عربای نامردخداانتقام ماروازشمابگیره

[پاسخ]

دانشجو
۰۰:۳۰ ~ ۲۳ مرداد ۱۳۹۵

سلام من دانشجوی رشته بازرگانی گرایش بازاریابی هستم و بیکار. متاسفانه تو جامعه ی ما مدیریت روی منابع انسانی به درستی انجام نمیشه و به دلیل افزایش جمعیت ، تعداد افراد متخصص و جویای کار از تعداد سازمان ها،شرکت ها، ادارات، و دیگر مجموعه ها بیشتر شده در نتیجه میشه چی؟ میشه تعداد نیروی انسانی بیشتر. تعداد سازمان ها برای خدمت و استخدام کمتر و این روند افزایش نیروی انسانی رو به رشد هست و همچنان سازمان ها و….برای استخدام کم !!!از طرفی فشرده شدن رقابت در بازار کار میدان رو برای افراد تازه کار سخت میکنه چون تجریشون کمه .مشکل بیکاری افراد برمیگرده به کمبود فضا های کافی برای کسب و کار و رشد زیاد نیروی کار که باید با یک چشم انداز درست توسعه پیدا کنند

[پاسخ]

اسمان
۱۴:۳۵ ~ ۲۳ مرداد ۱۳۹۵

با سلام خدمت تمامی دوستان. کامنت های همه شماها رو خوندم و واقعا متاثر شدم. درست هیچکس از نصیحت کردن خوشش نمییاد و متنفر من در پی نصیحت کردن شما عزیزان نیستم چون خود منم از قضیه مستثنی نیستم و شرایط مشابه خیلی از شماها رو دارم. فقط چند جمله به تمام شما دوستان میگم. اولا اینکه یه چندتا از ناراحتی ها و مشکلات زندگیتون و که با غم و غصه و حسرت برطرف شده برا خودتون مرور کنید خدایی فقط یکیش و بگید، غصه معجزه کرده یا کار درست کرده. چرا یه کانال تو تلگرام راه نمیندازید و چرا حداقل سرمایه هاتون و روی هم نمیریزید یه کارگاه یا کار کوچیک راه بندازید. ماشاء الله انواع و اقسام مهندس، مشاور حقوقی، حسابدار، مدیر و مترجم هم هست دیگه لازم نیست نیروی کار هم استخدام کنید حتی برخی کامنت ها رو که میخوندم هم بعضا افرادی بودن که ذهن خلاق و ایده برای کارافرینی داشتن اما سرمایه نداشتن . قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود فکر کنید از این جمع هر نفر سیصد هزار تومن کمک کنه و همچنین نفرات بعدی که اضافه میشه . یه شرکت یا کارگاه کوچیک راه بندازید و بقیه رو هم در عوض سرمایشون یا سهیم کنید یا به عنوان نیروی کار در کنار هم کار کنید. با دست روی دست گذاشتن و غصه خوردن هیچ مشکلی حل نمیشه

[پاسخ]

لطفان همه بخونید مفید
۱۹:۴۲ ~ ۲۴ مرداد ۱۳۹۵

سلام منم فوق برق م الان اشپزم دیدم بیکاری فایده نداره .همه ما مشکلمون اینه فقط سفت درسو چسلیدیمو در کنارش هیچ یاد نگرفتیم .دولتو لخیال اونا فقط یکی میخواد جیب خودشونو پر کنه دانشگاه م منبع در امد عالیه در حد درامد نفت و واقعان متاسفم واسه کسی بخواد ادمه تحصیل اونم ارشد یا دکتر بده واسه اینکه صاحب کار بشه اول کار بعد تحصیل.اما چاره کار چیه .کای کار وجود داره حتمان که نباید رشته خودتون باشه چندشو میگم .اول بازیاب شبکه سرمایه یم نمیخواد این شغل فقط واسه افرادیه سرو زبون و فامیل ها قشر متوسط متونی از طریق شرکت بخری بهشون بفروشی با تخفیفف فروان دوم کسا ی که تویه نوشتن مقاله پایان نامه تبحر دارن میتونن از طریق زدن یک سایت راحت کسب در امد کنن سوم کلاس های فنی حرفه ی تو رشته مختلف رایگان اموزش ببنید بعد دوباره اموزش تخصصی تر ببنید کلاس های پولی تا صاحب تخصص تو یه کار باشید لطفان فقط سطح توقعوتونو بیارید پایین تر کسی جز خودتون نمیتونه دستونو بگیره تلاش کنید به در بسته خوردی یه کار دیگه شروع کن اول ببین تویه چه چیزی مسلط تری بعد برو اون کارو ادامه بده البته بعد از اموزش ها

[پاسخ]

فاطمه
۱۱:۲۶ ~ ۲۶ مرداد ۱۳۹۵

دوستان سلام
من که از بیکاری در حال نابودیم
لیسانس شیمی کاربردی
ارشد شیمی الی
انصراف از دکترا
خودم برا خودم یه کار کوچیک دست و پا کردم اینقدر از اتحادیه و اماکن و ……. ازار. و اذیت دیدم که جمعش کردم
روانم داغونه

[پاسخ]

فرشاد
۱۷:۰۷ ~ ۲۶ مرداد ۱۳۹۵

آقای بیکار عصبی دقیقا دقیقا حرف دل خیلی از ماها رو زده و من فقط به این ایمان دارم که گاندی بلاخره با سکوتش تونست حقش رو بگیره مطمئنم ما هم حقمون رو میگیریم اما کی معلوم نیست،مثلا میگن تحریم ها برداشته شد هههه کدوم تحریم ها بابا عمر جوونی ما رفت حالا یادتون افتاده گند زدید به زندگی همه ما جوون ها گند زدید به اینده ما به جوونی ما

[پاسخ]

یاشار
۱۷:۰۷ ~ ۲۶ مرداد ۱۳۹۵

سلام دوستان ☺
ببینید درست میگید شرایط سخت و خردکنندست…
منم مهندسی برقم رو گرفتم و ۳ سال دنبال آزمون و مصاحبه وزارت نیرو بودم اما نخواستن و نشد…
اما و اما…
ما باید آستینا رو تو این شرایط بزنیم بالا… با اینکه درس خوندیم کار مناسب گیر بیاد ولی خب نیست…
باید بریم تو کارگاه و کارخونه کار کنیم و از صفر شروع کنیم…و بدونید خدا بزرگه و دست گیر…
دارم میرم سمت پارس جنوبی تا تو شرکت نفت کار کنم….تو جهنم و دشت های تفتیده جنوب….
حقوق هم زیاد نمیدن در حد ۱٫۵٫٫٫
اما امیدم بخداست…
بجای نشستن بلندشید حرکت کنید…از شما حرکت از خدا برکت.

[پاسخ]

نگار
۰۱:۱۵ ~ ۲۷ مرداد ۱۳۹۵

منم ارشد مدیریت صنعتی هستم معدلم ۱۷/۴۲ شده، بیکارم، شرایط اقتصادی افتضاحه، به هر دری زدم کار پیدا کنم اما نشده، دلم میخواد کمک خرج خانوادم بشم😢😢😢 این همه درس خوندیم اما بیکاریم و بدبخت، خدایا از توام دیگه ناامید شدم😢

[پاسخ]

بیکار بی پول آواره
۲۲:۱۱ ~ ۲۷ مرداد ۱۳۹۵

سلام دوستان بیکار منم اومدم تا تنها نباشید. منم فوق لیسانس مهندسی معدن بیکار بی پول آواره ام هیچ پولی ندارم هیچ، تازه بدهکار هم هستم.
امیدوارم برای هممون کار خوب پیدا بشه.

[پاسخ]

kowsar
۱۹:۵۰ ~ ۲۸ مرداد ۱۳۹۵

خیلی ناراحت شدم واقعا وضع همه اینجوریه. من ارشد الکترونیک هستم وقتی لیسانس بودم رفتم یه شرکت واسه کار گفتن باید ارشد باشی در حالی که دوستای ارشدم رو رد کرده بودن باز ناامید نشدم ارشدم خوندم رفتم همون شرکت گفتم ارشدم اونام گفتن باید دکترا باشی واقعا دیگه خستم از این مملکت واقعا چرا مارو به درس خوندن تشویق میکنن وتو بچگی ازمون میپرسن میخوای
چیکاره شی ؟عقل داشتم میگفتم بیکار میشم الانم از گفتم ناامید نبودم

[پاسخ]

محمدرضا
۲۳:۱۷ ~ ۲۹ مرداد ۱۳۹۵

سلام دوستان.من یک کار خیلی خوب داره نصیبم میشه.از الان شغل آیندم تامین شد/پسر عمم که۱۸سالشه و برای دیپلم گرفتنش خودم درسش دادم هم درس های عمومیشو و هم درس های تخصصیشو/ شاگرد یک فروشگاه بزرگ هست که تقریبا پسر عمه بنده میچرخونش میخواد من رو که ارشد برق قدرت دارم رو ببره زیردستش کارکنم/اونی که به زور وپول دادن به معلم هاش وکمک های خودم دیپلم گرفت گفته بعداز درست باید بیای آخرش زیر دست خودم کار کنی شاگردم شی/یعنی اون فهمید .ما تحصیل کرده ها هنوز نفهمیدیم/ خدایا خودت فقط خودت عاقبت مارو به خیر کن

[پاسخ]

هم وطن
۱۲:۲۳ ~ ۳۰ مرداد ۱۳۹۵

سلام بچه ها
منم پسری ۲۶ ساله هستم لیسانس حسابداری
بیکار .حتما میگی مگه میشه حسابدار بیکار باشه
بله میشه.هر جا میری یا سابقه کار میخوان یا حسابدار خانم که هم حسابدارش باشه و هم منشی
پس کی ما دهه ۶۰ ها میخواییم روز خوش ببینیم
چرا به ما رسیدگی نمیکنن
چرا امار فکر کردن به خودکشی انقدر زیاده
از اول این سایت تا این پایین ببینید چند نفر گفتن به خودکشی فکر میکنیم.
چرا دولت توانایی ایجاد شغل نداره
چرا یکی باید ماهی ۲۷۰ ملیون حقوق بهش بدن
و یه کارگر بدبخت ساختمون ماهی ۸۰۰ هراز تومن
مگه ما جوون ها چی میخواییم
همه کسایی که تو اینجا چیزی نوشتن یه شغل ساده میخوان
یه منبع درآمد
چرا انقدر سن ازدواج بالا رفته
چرا مسئولین فکر نمیکن تا ۳۰ سال دیگه ایران یه کشور پیر میشه.

[پاسخ]

رامین
۲۳:۴۸ ~ ۲ شهریور ۱۳۹۵

به همان میزان که سواد بالا میره تکنولوژی ام رشد میکنه و رباتها و کامپیوترها و شبکه های هوشمند جایگزین انسانها شده بیکاری ام طبیعتا بالا میرود اگر دولت جلوگیری کند از ورودش میگن الاغ سوار عقب مونده جهان سومی هستیم اگه اجازه ورود بده بیکاری بالا میره و میگن دولت بیکفایت است و نمیتونه کار درست کنه واقعا روزگار عجیبی است
ولی واقعا تا وقتی کنکوری هستیم دنبال تست مشاور پشتیبان معلم خصوصی و جزوه کنکوری هستیم مدیریت و پرورش را یاد نمیگیریم نتیجه اش این میشود که یک مدرک میگیریم میذاریم درکوزه

[پاسخ]

یک پسر
۱۶:۲۷ ~ ۴ شهریور ۱۳۹۵

منم شرایطم مثل شماس ولی امیدوارم سعی خودمو، برای پیدا کردن کار میکنم امروز رفتم یه فروشگاه پوشاک با مدرک لیسانس نرم افزار باید شیشه مغازه رو تمیز میکردم که مدیر فروشگاه همسن خودمه دیگه وضعیت ببین اگر تا آخر شهریور کار پیدا نکردم میرم سربازی ولی ناامید نمیشم اینقدر میگردم تا کاری که با شرایطم بخور پیدا کنم امیدوارم و میتونم ولی نه اینجور کارایی

[پاسخ]

ایوب
۲۰:۱۵ ~ ۴ شهریور ۱۳۹۵

منم لیسانس کنترل و مخ کامپیوتر .البته بی کار و با وضعیت مالی ضعیف

[پاسخ]

رامین
۲۱:۴۵ ~ ۸ شهریور ۱۳۹۵

نا شکری نکنید من که اخبار تکنولوزی را دنبال میکنم تا ۱۰ . ۱۵ سال اینده ۶۰ درصد مشاغل نابود میشوند در تمام کشورهای دنیا
نیروی کار ارزان تر از چین وجود دارد ؟بازم داررند همین کمشم از دست می دهند با اتوماسیون سازی تمام کارهایی که جنبه خدماتی دارند نیاز به فکر خلاقیت ندارند مثل رانندگی فروشندگی
حتی جراحی و داروسازی در حال منسوخ شدن هستند با ورود تکنولوزی های جدید در واقع در اینده کسی ادر اثر ببماری جنگ تصادف نخواهد مرد اکثر مردم خودکشی خواهند کرد در اکثر کشورهای پیشرفته چون درامدی برای امرار معاش ندارند

[پاسخ]

Javad پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۳۵ ق.ظ:

حالت خوبه😐

[پاسخ]

Mohsen
۲۲:۳۴ ~ ۸ شهریور ۱۳۹۵

من هم مثل همه شما عزیزان با مدرک دانشگاهی بیکار و بی پول هستم
اینده خوبی واسه کشورمون نمیبینم
فقط میتونم بگم اللهم عجل لولیک الفرج

[پاسخ]

عسل
۰۰:۵۸ ~ ۹ شهریور ۱۳۹۵

با سلام خدمت همه شما دوستان. یه چیزی میخوام بگم نارتحت نشید چون حرف ححححححححسسسسسسسااااااااااااااااااااابببببببببببببببببببببببه. یعنی شماها حاضرید به خاطر بیکاری هزار جور افکار نا امیدکننده و خودکشی به ذهنتون بیاد اما کار نکنید…چون درس خونید و در شان شما نیست…اصلا از همین امروز بیخیال مدرکتون بشید و فکر کنید که یه آدمدیپلمه یا اصلا بیسواد هستید و هیچ وقت رنگ دانشگاه رو هم ندیدید…چون آدم های بیسواد الان جابگاه و ثروت زیادی دارن که اهل علم و قلم و پژوهش تو خواب شبشونم نمیتونن ببینن….پس ببینید اونا چیکار کردن و ازشون درس بگیرید آدم های بازاری و کاسب از هوشش و شامه اقتصادیشون استفاده میکنند …اینقد ژست آدمهای تحصلیکرده و درس خوندرو نیاین چون به کارتون نمیاد و هیچکس یه قرون کف دستتون نمیندازه…پس زرنگ باشید مثل اونها گرگ و تیز باشید…مظلوم بازی رو بزارید کناره…برید تو بازار…از حرفه بازاریابی شروع کنید…نگید کار نیست نود درصد کسانیکه شرکت بازرگانی دارن خودشون زمانی بازاریاب حضوری بودن…یه رررررررررااااااااااااااااااااه براتون هست همینجور زانوی غم بغل بگیریر و پاشین و بشینید و بگید ما چه بدبختیم و خوزتون و خانوادتون رو از این وصعیت بیچاره تر و نا امیدتر کنید…یا همین الان شان و شخصیت دانشگاهیتون رو بزارید کنار اصلا مدرکتون رو بندازید یه جایی که تا سالها نتونید پیداش کنید و کلا بدبختیخای گذشته رو فراموش کنید….هرچی بوده تموم شده….کار خریدو فروش رو یاد بگیرید …ببینیدمردم چطور دادوستد میکنن …حتی از شاگردی دم مغازه شروع کنید چون اگه الان شروع کنی مطمئنا خودت یه روزی تو همین کار مغازه میزنی …چمو خم کارو یاد بگیرید ..اگرنه میتونی همینجور منتظر استخدامی دولت بشینی تا موهاتون عین دندوناتون سفید بشه…یکم عرضه ازخودتون نشون بدید…این قد مظلوم و بی دست و پا نباشید…خواهر من بیست سالشه به خاطر اعتماد به نفس و سرو زبونش. سه ماه فروشنده تلفنی زعفران بود بعد شد مدیر فروش همون کارخونه و همه همکاراش به سرشقسم میخورن تو هر جلسه با برندهای معتبر خواهرمو با خودشون میبرن و تو اون جلسه خودشون ساکت میشینن و تماشا میکنن…الان برج یک و پانصد ثابت میگیره…و به این فکر افتاد که شرکت تو زمینه مواد غذایی بزنه..و میخوایم اینکارو شروع منبم فقط رو حساب اعتبار و مهارت خواهرم…بلاخره باید از یه جایی شروع کرد…چون پادویی کردن یا طی کشب بهتر از نامیدیه.

[پاسخ]

Badbakht
۰۴:۴۲ ~ ۹ شهریور ۱۳۹۵

سلام من کارشناسی برق هستم از دانشگاه تبریز ساکن تهرانم،تازه فارغ‌التحصیل شدم برای ادامه تحصیل نه پول دارم نه کاری تونستم پیدا کنم که ادامه تحصیل بدم،شبا با ماشین بابام میرم مسافرکشی امروز سر یه خیابونی واستاده بودم داشتم چایی میخوردمو به بدبختیام فک میکردم که یه نفر با هیکل خیلی بزرگ درحالیکه داشت فحش می داد بهم تزدیک شد و گفت چرا اینجا واستادی بعد تا بیام جواب بدم شروع کرد به کتک زدن و فحاشی به من بعدا که رفتم جلوتر داخل ماشینو نگاه کردم اونایی که اونجا بودن بهم گفتن این یارو هرشب یه روسپی میاره اینجا میفروشه.بغض کرده بودم نمیدونستم چی بگم سوار ماشین شدمو رفتم،
از وقتی فارغ‌التحصیل شدم هرروزم بدتراز دیروزش بوده،بخدا زیر بار بیکاری بی‌پولی حرف‌های خانواده و اینجور اتفاقا دیگه نمیتونم دووم بیارم.آخه چرا
کی باید جوابگو باشه
من آدم تنبلی نیستم بخدا من حتی توی خدمات مجالس زمین تی زدم ظرف شستنم ولی نمیتونم خرج تحصیلمو دربیارم
تنها چیزی که زندگیمو گرفته ناامیدیه#ناامیدی

[پاسخ]

ابراهيم
۱۱:۲۷ ~ ۹ شهریور ۱۳۹۵

سلام بنده هم ارشدج برنامه ریزی شهری دارم فارغ التحصیل سال۹۰ازدانشگاه معتبر- آخرش رفتم کارگری ساده و حمالی – تا اونجا بعد ازیه سال کارگری و آشغال جمع کنی مشغول تو همون شرکت محل جمع آشغال شدم و ازرشته خودبهری نبردم

[پاسخ]

ابراهيم
۱۱:۳۳ ~ ۹ شهریور ۱۳۹۵

البته اینوهم بگم ها تافل زبان دارم تامنو به عنوان مترجم شرکت خارجی استخدام کردندوالااگه فقط جغرافیا بودوای به حالم تازه اخرهرسه ماه امکان عدم تمدید قرارداد داره کارگری فصلی شدم اشغال جمع کردم و حمالی تا..

[پاسخ]

ابوالفضل
۱۴:۵۶ ~ ۹ شهریور ۱۳۹۵

میخواستم در جواب خانم عسل بگم خیلی درست گفتی دمت گرم

[پاسخ]

effat
۱۲:۲۴ ~ ۱۰ شهریور ۱۳۹۵

منم یه لیسانسه بیکارم خانوادم می گن واسه ارشد شرکت کنم اما می ترسم پس ازصرف کردن این همه هزینه و عمر باز هم بیکار بمونم

[پاسخ]

shahram
۰۳:۵۳ ~ ۱۲ شهریور ۱۳۹۵

منم فارغ التحصیل رشته جغرافیا و برنامه ریزی گردشگری – برنامه ریزی گردشگری منطقه ای از دانشگاه ازاد واحد علوم و تحقیقات تهران هستم. و با سن ۳۲ سالگی هنوز هیچ کاری، متاسفانه پیدا نکردم. اولا؛ واقعا برای وزارت اموزشگاه عالی کشورم ، متاسف ام که این توانایی رو نداره که فارغ التحصیلان را وارد بازار کار کنه و دوما برای دولت محترم ؛ عمیقا متاسف ام که وقتی ملاحظه می کند که نمی تواند شغل ایجاد کند ، حداقل برود از تجربه ۲۰ کشور صنعتی جهان کمک بگیرد. بالاخره اونها تجربه مفیدی در این زمینه ها دارند. و بهتره به جای همگرایی با کشور های بدتر از ایران ، برود با کشورهای توسعه یافته تعامل و هم فکری های مفید صورت دهد. بنظرم دهه شصتی ها، فقط باید حسرت یک زندگی را بخورند. / واقعا چه باید گفت جز حی هات.

[پاسخ]

مجید
۱۳:۰۷ ~ ۱۲ شهریور ۱۳۹۵

سلام
منم مثل همه شما فوق لیسانس جغرافیا برنامه ریزی شهری هستم ولی تا الان که ۲سال از فارغ التحصیلیم میگذره نتونستم جایی مشغول کاربشم.
ای که دستت میرسد کاری بکن………………..جان رسیده بر لبم

[پاسخ]

بهار
۱۵:۴۴ ~ ۱۵ شهریور ۱۳۹۵

سلام
هممون مثل هم هستیم من ۵سال دنبال کارم اما چون پارتی ندارم کارم نمیتونم پیدا کنم.از همه چیزم خسته و نا امید شدم.این وضع جوانای مملکتمونه .انقدر فرم پر کردم که فایده ی هم نداشته. خدا خودش کمکمون کنه. البته تا وقتی رابطه ها باشه وضع همینه شایدم بدتر

[پاسخ]

hamid
۲۰:۰۳ ~ ۱۵ شهریور ۱۳۹۵

سلام رفقا….لیسانس نرم افزار دارم بیکار.میخاستم واسه ارشد بخونم دیدم فایده نداره.الان سی سالمه ولی هنوز زندگیم ثبات پیدا نکرده.اونهایی هم که میگن با سی سال سن برو شاگردی کن تا کار و فن یاد بگیری آخه مگه میییششششه با سی سال سن بری از صفررررر.بخدا خیلی سخته.مخ من که نمیکشه حاضرم برم مسافرکشی…ما اومدیم تواین دنیا که نابود شیم بریم
دهه شصت = حسرت . رویابافی . تنهایی . غصه . استرس . بی پولی . روانپریشی . امیدمان روزبروز داره ته میکشه

[پاسخ]

ناصر خطاب به بانوان
۱۴:۱۳ ~ ۲۰ شهریور ۱۳۹۵

به زنان ایرانی محترم میگم که من با اشتغال زنان مخالفم تو شرایط رکود همین اندک مشاغل را به اقایان که سرپرست خانواده محسوب میشن باید داد. یا اینکه قانون اساسی را تغیر داد و هزینه خانواده به عهده هر دو جنس باشه. بالاخره مرد سربازی میره و خرج با او است تازه ……..
البته من خودم شاغلم با مدرک دیپلم استخدام شدم و و حین کار فوق دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس گرفتم ولی هنوز حقوقم با مدرک دیپلمه که حدود ۴ میلیون میشه که ناچیزه
دوستان گلم وارد کار ازاد بشید وقتی کار دولتی نیست. پس انداز کنید و پس انداز تون سرمایه گذاری کنید

[پاسخ]

ناصر
۱۴:۱۸ ~ ۲۰ شهریور ۱۳۹۵

راستی من لیسانس برق و فوق اقتصاد را دارم دوستان پس انداز کنید و پس انداز تو بورس سرمایه گذاری کنید و به جز درامد ناشی از کار درامد جانبی داشته باشید و چند منبع درامد داشته باشید.
یه نکته ظریف : اقایان زمان ازدواج زن کمتر زیبا اختیار کنند. زن زیبا ولخرج و پر توقع است و با مصرفگرایی شانس موفقیت مالی شما را کاهش میده. همچنین مدیریت خرد اقتصاد خانواده به زنان محول کنید تا انرزی شما برای مسایل مهمتر ازاد باشه

[پاسخ]

ناصر خطاب به اقای بدبخت
۱۴:۲۱ ~ ۲۰ شهریور ۱۳۹۵

برادر من شما را کتک زدند و از خودت دفاع نکردید فکر نمی کنید همین روحیه عدم جنگ دگی شما یک عیب است مرد باید دلیر باشه چه برای کسب روزی چه دفاع فیزیکی از خود

[پاسخ]

ناصر خطاب به خانم عسل
۱۴:۲۶ ~ ۲۰ شهریور ۱۳۹۵

خواهر من کلیات حرفهای شما درسته. ولی این نکته را در نظر داشته باشید که کل اقتصاد چه بازار ازاد و چه دولتی در یک رکود و عدم تقاضای برای فروش محصولات مواجه است و در نتیجه به مازاد نیروی کار رسیده اند
راهکار حذف قاچاق و کاهش واردات و کاهش نرخ بهره بانکی و کنترل جمعیت و جذب سرمایه خارجی و جذب تکنولوژی و گسترش خصوصی سازی واقعی و فزایش سهم ما از فروش نفت و سیاستهای انبساطی و مراوده با دنیا و عدم ایدلوژی ضد جهانی و …….است

[پاسخ]

amir
۱۷:۵۵ ~ ۲۰ شهریور ۱۳۹۵

دوستان کار توی اداره نیست
کار اگ توی مملکت نیست خودتون بسازین
من کاردانی نرم افزارم
خودم دارم برای خودم کار میکنم با حقوق بالا و بدون پارتی
ارزوی کار دولتی مسخره ترین ارزوی یک انسان میتونه باشه
دولت به ادم حقوق نمیده ک
برین یه فکری به حال خودتون بکنید
خودتون مقصر هستید که رشته های بیخود انتخاب کردین
و اونایی هم که میگن نرم افزار هستن و کار نیست چرت میگن چون من الان با مدرک کاردانی خیلی جاها میتونم کار کنم ولی دوست دارم برای خودم کار کنم
بدرود

[پاسخ]

ناهید
۲۲:۰۴ ~ ۲۲ شهریور ۱۳۹۵

منم هستم. با مدرک دکتری. از دانشگاه تهران. شاگرد برتر. ……………. پشیمان از تحصیل. مثلا این آقا که رشته اش جغرافیا یا تاریخ یا علوم سیاسی یا …..باشه چطور برا خودش کار بسازه؟ تنها راهش کارگری هست که با تحصیلا ت میشه همان ….

[پاسخ]

ناصر خطاب به ناهید خانم
۰۴:۲۹ ~ ۲۳ شهریور ۱۳۹۵

سرکار خانم ناهید میشه بفرمایید هدف شما از تحصیل در مقطع دکتری چه بوده؟ شما که شاغل نبودید چرا فوق و بعد دکتری اخذ کردید؟ از طرفی مقطع دکتری در دنیا فقط جهت تدریس و تحقیق است ایا از شما از طرف مرکز علمی دعوت شده بود.
به نظر من زنان دهه شصت تحت تاثیر تبلیغات فمنیستها به شدت جاه طلب شدند در حالی که کشور فقدان شرایط زیر ساختی است

[پاسخ]

mehdi
۱۹:۰۴ ~ ۲۴ شهریور ۱۳۹۵

سلام دوستان واقعاخیلی سخته درس بخونی ولی اخرش بیکارباشید😥منم امسال میرم۹درسمم خوب نیست هیچ لاقه ای به درس ندارم میخام ترک تحصیل کنم ۱۶سالمه.برم یه کارفنی شروع کنم به نظرتون راه درستیه؟😊ممنون میشم راهنماییم کنید.😘

[پاسخ]

آرش پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۵ ۱:۴۵ ق.ظ:

آفرین عزیزم من بعنوان آدمی که هم تحصیل کردم هم شغل آزاد داشتم بهت پیشنهاد جدی میکنم برو سراغ بازار آزاد،خدمت هم نرو که ما که رفتیم پشیمون هستیم،برای شروع اما برو از کارهایی آغاز کن که آینده دار باشه،و یادت باشه هر شغلی که انتخاب میکنی دو تا نکته رو حتما مراعات کن که تجربه عمر منه که میگم،اول اینکه حتما پادویی رو از کنار یه آدم قوی شروع کن یعنی تو هر صنفی برو بهترین و سخت گیر ترین آدم رو انتخاب کن چون پله های ترقی رو چند تا یکی طی میکنی،دوم اینکه آدم های قوی خیلی خیلی خیلی سخت گیر هستن اما فقط طاقت بیار،همین ،حالا من چند تا کار میگم انتخاب کن،اول املاک،دوم بازار موبایل چون ته نداره،سوم داروخانه،چهارم مکانیکی،قصابی،آرایشگری و و و امیدوارم موفق باشی و به سن ما رسیدی دغدغه چند هزار تومن ناقابل مثل ما نداشته باشی داداش کوچیک عزیزمج

[پاسخ]

ناصر
۱۳:۴۶ ~ ۲۵ شهریور ۱۳۹۵

مهدی اقا باهوش باش. شما الان ۱۶ سالت است. ۱۰ سال دیگه وارد بازار کار میشی. شرایط ان موقع را بسنجید. ان موفع فرصت ها بهتر است پیک جمعیت از دور خارج می شود و رقابت اسان میشه. یه رشته مورد علاقه ات را ادامه بدهید

[پاسخ]

اسمان
۱۸:۴۴ ~ ۲۵ شهریور ۱۳۹۵

با سلام
اقا ی ناصر به نظر می رسد که حضرتعالی خیلی کاردان و علامه دهر خودتون رو فرض کردید . اگر در یک جامعه ای عدالتی وجود داشته باشد درس خواندن حق هم زنان یک جامعه و هم مردان یک جامعه است اینگونه تاختن به جامعه زنان و حقوق انان از سوی فردی که مثلا تحصیل کرده یک مملکت است واقعا تاسف بار است. خیلی از همین دختران و زنان نان اور یک خانواده هستند مگر فقر زن و مرد می شناسد خیلی از همین دختران و زنان در خانواده هایی زندگی می کنند که با نان کارگری یا حقوق نهصد تومنی و چندرغازی کارمندی زندگی می کنند مثل خود من یا دوستان من که از شدت بیکاری و فقر افسردگی گرفته ایم و گوشه خونه نشسته ایم حتی پول یک ازمایش ساده را هم نداریم پول تحصیلمان را با بدبختی جور کردیم.متاسفم برای جامعه ای که قانون ان بیشتر تبعیض را در مورد حقوق زنان قایل می شود و مردانی که تحصیل کرده هستند و طرز فکر امثال شما را دارند. مگه یک دختر برای ازدواج به جهیزیه نیاز ندارد همون جهیزیه ای که شما اقایان و فامیل هایتان مارک ها و برندهای ان چنانی می خواهید و بیشتر زنان را بخاطر نداری و بدبختی و نداشتن تکیه گاه از خانه بیرون می کنید ، چرا چون یک زن مستقل تحصیل کرده کم تر توسری خور هست تا یه زن با تحصیلات پایین بدون تکیه گاه چه از نظر مادی و چه خانوادگی. جامعه مریض، زن و مرد نمی شناسد وقتی ویروس و عفونت سراسر یک جامعه را فرابگیرد زن و مرد نمی شناسد همه را مبتلا می کند .لطفا قبل از بیان عقایدتان کمی فکر کنید.

[پاسخ]

اسمان
۱۸:۵۳ ~ ۲۵ شهریور ۱۳۹۵

تمام دارایی من چهل هزار تومن یارانه است که سر ماه دولت واریز می کند به حسابمان که ان هم سه ماهی یک بار به من تعلق می گیرد که ان هم بخاطر فقر سه ماهی یک بار از طرف پدرمان به ما داده می شود خواهر من ازدواج کرده و برای قسط فرش و ماشین لباسشویی و جاروبرقی یارانه ما بابت قسط می رود و سایر هزینه ها که حوصله باز کردن بحث را ندارم ۲۷ سال سن دارم بیشترین پول تو جیبی ام تا این سن ده هزار تومن بوده است جدای از این یارانه که سه ماهی یک بار چشممان به جمال ان روشن می شود به سه زبان مسلط هستم و حتی دست فروشی هم کرده ام این رو از بابت خاطر جمعی جناب ناصر عرض می کنم، که دیگر نگران نباشید حق شما اقایان را نمی خوریم و جای شماها را در ادارات غصب نمی کنیم.

[پاسخ]

ناصر خطاب به خانم اسمان عزیز
۰۱:۳۰ ~ ۲۶ شهریور ۱۳۹۵

با سلام به شما
اول اینکه من به برابری زن و مرد کاملا متقعد هستم و دهها کتاب در مورد فمنیستها و لیبرال دموکرات ها و سوسیال دموکرات ها و ….خوانده ام. نظریه فمنیسهای چون سیمین بولوار و هانا ارنت و …. مطالعه کردم. اگر من به زنان ایرانی اهمیت نمی دادم که زحمت مطالعه ان را به خودم نمی دادم با اینکه تحصیلات من درمهندسی برق و اقتصاد بوده اما کلی کتاب در فلسفه و علوم اجتماعی خوانده ام
دوم اینکه هموطن من شما یا ایسم محافظه کاری قبول کن یا لیرالیسم را. به زبان اسانتر یا سنتی باش یا مدرن.
در نظام مدرن رابطه زن مرد بر اساس برابری استوار است حال اینکه برابری نه فقط در حقوق بلکه در وظیفه هم برابر هستند.

[پاسخ]

ناصر خطاب به خانم اسمان عزیز
۰۱:۴۹ ~ ۲۶ شهریور ۱۳۹۵

در مدل سنتی این رابطه براساس نابرابری و سلسله مراتب تنظیم شده است یعنی حقوق نابرابر در کنار وظایف نابرابر.
حال شما بانوی محترم ایرانی مگر خون شما از خون زن المانی قرمز تر است؟ شما وقتی بحث حقوق میشه خانم مدرن میشین ولی وقتی صحبت وظیفه میشه سنتی!!! ایا این ریاکاری نیست؟ ایا من مرد ضد زن هستم؟ که می گویم صادق باشید
زن المانی مهریه نمیگیرد نفقه نمی گیرد تازه پنجاه درصد خرج خانه هم به عهده می گیرد. تازه خدمت سربازی هم به عهده هر دو جنس است نه فقط مرد. حال زنان ایرانی زرنگ تشریف دارند می خواهند بدون پرداخت هزینه به حقوق برابر برسند.
اما وضعیت شما و کلا زنان خودسرپرست متفاوت با زنان همسر دار است. اول اینکه به عنوان هموطن امیدوارم با تلاش به شرایط مناسبتری دست پیدا کنید و دوم اینکه اولویت شما خود سرپرستان همانند مردان است

[پاسخ]

آرش
۰۲:۴۰ ~ ۲۶ شهریور ۱۳۹۵

سلام
اسم من آرش،لیسانس بیکار مثل همه،کامنت ها رو خوندم،جگرم سوخت،بمیرم برای دخترانی که با تحمل نداری و سختی این همه درس خوندن تا کمک خانواده بشن اما نشد،
خود من بعد درس و سربازی داشتم مسافر کشی می کردم با ماشین بابام که یکی از فامیل ها اومد گفت بیا بازار ،دلم میخواست ارشد بخونم و کانون وکلا شرکت کنم اما پدرم خیلی ریز گفت من خودم به ماشین احتیاج دارم،با اینکه می دونستم اون فامیل بازاری آدم عوضی هستش ولی با نا امیدی رفتم پادویی،نه صبح تا ده شب،تعطیلی هم به تشخیص شب تعطیلات صاحب کار،از اون بدتر تحقیر هایی که بخاطر درس خونده بودن میشی ،انقدر طاقه های پارچه جابجا کرده بودم که کمرم عیب کرد،توالت شستن و طی زدن و حمل بار هایی که دو سه نفر احتیاج داره هم که کار هر روز،با.این سن هم باید بدو بدو می رفتیم هرروز بقالی سیگار براش بخریم،جلوی کس و ناکس چایی بزاریم، بدترین قسمت اما گردن کج کردن برای گرفتن حق خودم بود که آخرش پولمو خورد، انقدر افسرده بودم که شبا از درد کمر نه ولی از تحقیر روزمره گریه می کردم،تا انقدر بهانه های صاحب کارم زیاد شد که با کوچکترین عکس العمل من منو انداخت بیرون و پولمو خورد،خونه نمی تونستم بنشینم،ی روز که داشتم پرسه میزدم تو خیابون های مرکزی شهر یه وانت ،بار داشت و یکی گفت بار خالی می کنی،به جیبم نگاه کردم،دیدم چیزی ندارم گفتم آره،خالی کردم گفت بهت نمیاد باربر باشی منم شرایطم رو گفتم طرف گفت تا شب عید پیش ما کار کن، انبار کفش بود،اونم سه نفر آدم می خواست ولی من علیرغم کمر درد کار کردم کار کمرم به جایی رسید که شبا حس می کردم پاهام بی حسه ،عید هم که شد شناسنامه و حقوقم رو گرفتم و تا الان بیکارم،کمرم درد می کنه و نمی تونم کار سنگین انجام بدم وگرنه از کار ترسی ندارم،پولی هم ندارم خرج کمرم کنم ،بیمه سلامت هم م نمی دونم چجوریه ولی با دو تا سرما خوردگی و یه آزمایش تا حالا دویست هزار تومن بیشتر خرج کردم که دیگه الان واقعا پولی ندارم ته جیبم،تنها یاور من اما تو این مدت دختر بی نظیریه که هم سطح خودمه و مشکلات اقتصادی خودشو داره و درس می خونه با مشقت،اما ما ازدواج هم نمی تونیم بکنیم با این وضعیت،الان هم در به در دنبال کار نگهبانی یا همچین چیزی هستم که بیمه داشته باشه حد اقل،فقط روی صحبتم با مسئولینه،تمامی خاندان شما شاغل هستن اونم با در آمد های عالی،رانت و اختلاس و حقوق نجومی و وام و ویژه خواری هم نوش جونتون ،فقط ترو به طفل صغیر امام حسین نیاین بگین اوضاع خوبه،ترو جان همون بچه هاتون که با ماشین چند ده میلیونی میان از کنار ما که شلوار کهنه تنمونه رد میشن نگین درست میشه،ترو پیغمبر نگین مردم همراه ما هستن،به خدای محمد مردم می فهمن،شما به شعور مردم توهین نکنید،می خورید نوش جونتون بخورید ولی مردم رو خر فرض نکنید

[پاسخ]

آرش پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۹ ق.ظ:

خاستم بگم من امروز با پارتی رفتم ی جا که از هفت صبح تا هفت شب بدون تعطیلی با حقوقی که معلوم نیست کی پرداخت می کنن کار کنم بازم نخواستن و سابقه بهانه کردن

[پاسخ]

اسمان
۱۵:۲۰ ~ ۲۷ شهریور ۱۳۹۵

با سلام

این اخرین بار است پاسخ شما را می دهم اولا جناب اقای ناصر ما در ایران زندگی می کنیم نه غرب و شرایط زندگی کاملا متفاوت اولا نفقه ای که به زن تعلق می گیرد بابت کارهای منزل حالا که شما در مورد زنان غربی صحبت می کنید عرض کنم که در جامعه غرب زنان غربی مخصوصا کشورهای اسکاندیناوی از بقیه خبر ندارم بابت شیردادن به فرزندانشون هم میتونن طلب دستمزد کنن یا بابت کار کردن در منزل حقوق دریافت می کنن اگر به اقایان باشد ترجیح می دهند همان نفقه چندرغازی را پرداخت کنند و لی حقوق خیر. بعد زنان المانی هم همسرانشون از اونها یخچال ساید بای ساید و ماشین لباسشویی تمام اتوماتیک ال جی و تلویزیون صفحه تخت ال. ای. دی و اینها نمی خوان در کل جهیزیه نمیخوان. اگر در ایران هم کار برای همه وجود داشت مطمئن باشید زنان ایرانی هم بیشتر دوست داشتن مستقل باشن تا اینکه بخوان هرماه دستاشون و پیش همسراشون دراز کنن شما دارید یک کشور توسعه نیافته با فرهنگ متفاوت رو با جامعه صنعتی و فرهنگی که ۱۸۰ درجه با فرق دارد مقایسه می کنید ما در اییییییران زندگی می کنیم. سربازی مال اقایان هست بله اما اینجا دیه زن نصف دیه مرد اما المان نه ارثیه زن نصف اما المان نه اینها هم هست. اگر پدری فرزندش را به قتل برساندفقط حبس و دیه ولی اگر مادری این کار را انجام دهد اعدام. اینجا زن چیزی به اسم امنیت ندارد ولی در جامعه غرب با بدترین شکل ظاهری در اذهان عمومی حاضر شوند امنیتشان از ما در اینجا بیشتر است. شما گویا همیشه فقط یکطرفه به قاضی می روید و راضی بر می گردید اصلا قصد پاسخ دادن نداشتم فقط سخنان شما ممکن است تصویر بدتری از حقوق زنان از انچه که هست ارائه بده لازم دیدم پاسخ بدم. هموطن گرامی اگر انصاف و عدالت باشد نه زن جای مرد را تنگ می کند و نه مردی جای زنی را البته منظورم از عدالت همون عدالت نسبی هست که در جوامع اروپایی هست.پایدارباشید

[پاسخ]

علی
۱۳:۲۷ ~ ۲۸ شهریور ۱۳۹۵

سلام دوستان فقط خواستم بهتون بگم که برا همتون متاسفم که بااین طرزفکراتون کسی که بخاطر استخدامی دردولت درس ودانشگاه میره واقعان ادم بی مغزیه ساده بهتون بگم اگه قرارباشه همه استخدام بشن که باید همه کارمند بودن مگه ایران به چند میلیون کارمند نیاز داره یاساده بهتون بگم کشورچین یک میلیاردو دویست میلیونو خورده ای نفرن وبااین حال اقتصاد اول جهان و دارن نکنه که میگیگین الان همشون به دولت وصلن نه عزیزان من کارمندهای دولت چین حتی به ده میلیونم نمیرسه درحالی که ایران باهفتادو خورده ای میلیون نفر بالای ده میلیون نفرشان به دولت وصلن واستخدامن میدونید مشکل پس رفت ایران کجاست اینه که همه بعد گرفتن مدرک از دولت کارمیخوان ولی از خودشون نه اگه تویی که دنبال ترقی خودتو خانوادتو ایرانت هستی درس خوندی مدرک گرفتی مغزت کار میکنه برو کارافرین شو هم به دولت کمک کن هم به خودتو ایندتو شهروروستات من خودم ۲۶سالمه تو یه روستای کوچیکو فقیر بزرگ شدم مدرک تحصیلی هم ندارم مدرکم سیکل سوم راهنمایی درسال ۹۰/۸/۱۵با ۱۰میلیون وام ۳۰درصد
کارمو شروع کردم وتو کارمم موفق بودم تونستم هم به خودم هم به کشورم و مردمم کمک کنم الانم چهارتا کارمند دارم و یک منشی یه ابدارچی دارم که تو تاشون کارشناسی خوندن و دوتاشونم ارشد
مدیریت تجارت دارن ویک مشاورو یک وکیل شخصی که ماهانه ۲۶میلیون فقط حقوق کارمندامه وحدود۲۰نفر کارگردارم که با بیمه وحقوقهاشون ماهانه ۳۰میلیون هم مزد اوناست درنتیجه من ماهانه ۶۰میلیون فقط حقوق کارمندامو کارگرامه که میدم بس درواقه
نتیجه میگیریم میشه ولی خودتون نمی خواین ینی میخواین فقط از دولت نه از استعادو تواناییهای خودتون چرا من با این بیسوادی
خودم الان به ۳۰خونواده مزد میدم به یک کشور منفعت میدم ولی شما با مدرک کارشناسی یا ارشد نمیتونید دوستان برید کمی فک کنید هرکی میگه دولت همایت نمیکنه دروغه تو خونه میشینید و میگید نه بابا فلانی گفت من این کارو کردم دولت همایتم نکرد به حرف فلانی گوش ندین من از ته دل میگم واقعان دولت همایتم داره میکنه چون برا اونم نفعی دارم برا اقتصاد کشورش برا مردمش من بیکار نیستم که نشستم اینجا اینارابراتون نوشتم نه عزیزان من الانم کلی کارم عقب مو نده ولی بخاطر شما عزیزان این هارا نوشتم ولی دلم برا شما جوونا میسوزه برا یه بارم که شده به حرف این برادر ۲۶سالتون کنید اگه ضرر دیدین تا اخر عمر نفرینم کنید ولی اگه به قله موفقیت رسیدین هروقت به موفقیتتون افتخار کردین برا
موفقیت منم دعا کنید بلندشین از همین الان شروع کنید برادرکوچکتان علی.التماس د عا یا علی موفق باشید.

[پاسخ]

آرش پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۵ ۱:۴۴ ق.ظ:

علی آقا مشکل امثال من دقیقا رفتاری هست که امثال شما دارین،رفتار طلبکارانه،شما اگه سیکل داری و کار آفرین شدی آفرین،ولی من جوون که کارگری کردم و لیسانس دارم و دست بر قضا صاحب کارم آدمی بوده که طی فضای عالی کسب و کار دولت خاتمی یه تکونی خورده و بقیش درجا زده،و تلاش می کنه خودش رو بیش از چیزی که هست نشون بده،شما اگر کارمندات ازت راضی بودن آفرین داری،با کی داری صحبت می کنی به نظر خواد؟من خودم تو این فضای مسموم کسب و کار شروع به کار کردم و کارم خوب بود ولی الان ده میلیون چک برگشتی دارم از مردم و هشت میلیون بدهکار هستم،مشتری ها هم ندارن بدن ،شما اگه نمی گفتی سیکل داری هم همه می فهمیدن،در ضمن اولین کار آفرینی هستی که می بینم انقد بیکار ه که درد دل مردم رو بخونه

[پاسخ]

محسن پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

داستان امشب بسی خندیدیم دمت گرم

[پاسخ]

ناصر
۱۴:۱۸ ~ ۲۸ شهریور ۱۳۹۵

خانم اسمان جوابتان درست ولی بی ارتباط به مساله که من مطرح کردم بوده است.
تمام حرفهای شما و مثال هایتان همان جمله ی خودم بوده که در نظام سنتی حقوق نابرابر در مقابل تکالیف نا برابر است و در مدرنیته هر دو حقوق و تکالیف برابر است. و چیز جدیدی نگفتیدید.
پیشنهاد من به زنان ایرانی عزیز اینه که معامله کنید حقوق مدرن را با سنتی. این بهترین فرمول است. مثلا حق طلاق را بگیرید و مهریه را پس بدید. حق اشتغال را بگیرید و نفقه را پس بدهید و …….
این درست است
موفق باشید

[پاسخ]

علی
۲۰:۵۸ ~ ۲۸ شهریور ۱۳۹۵

سلام من میخوام در دل کنم هرکی دوست داره ببینه .
من لیسانس زبان انگلیسی هستم چهار سال تدریس کردم با ماهی ۲۰۰ هزاز تومن اونم هر سه ماه . حتی موسسه زبان پسرانه داشتم دو سال خرجشو دادم هیچی برداشت نکردم از جیب دادم اما نگرفت . من سال۹۰ ازدواج کردم .همسرم ( همسرخیلی با گذشت مهربان )از یه استان دیگه هستش بنده خدا کارمند شرکتی بود استعفا داد امدیم تو شهر خودم پیش پدر مادرم باشیم (سالی که موسسه زبان داشتم ) دوسال موسسه زبان نگرفت .همسرم تو استانش تو یه اداره استخدام شد ما رفتیم استان همسرم . خونه خودمونو دادیم اجاره رفتیم تو شهر دیگه اجاره نشین شدیم . من هم دو سه کار عوض کردم بلخره تو یه اداره ای راننده استیجاری شدم . کارم خوب بود . مشکل من پدر مادرم بودن چون تو شهرشون تنها بودن و سن بالا من هر روز نگران و ما ماهی یکبار یا دو بار مصافت ۹ ساعت رفت امد میکردیم . من ادم عاطفی هستم و نگران پدر مادر . اشتباه من از اینجا شروع شد که انتقالی همسرمو گرفتم واسه شهر خودم (با اینکه میدونستم تو شهر خودم بیکار میشم اما به خاطر نگرانیم برای پدرو مادر به خودم میگفتم وظیفه منه کنارشون باشم سنشون بالاست ) الان امدم تو شهر خودم یک ماه نیم دوباره بیکارم و کاملا افسرده از اشتباهی که کردم . زندگیم بد نیست (همسر خیلی مهربان فداکار )و اجاره نشین هم نیستم .ولی بیکار و کم درامد و بی حوصله…. (سختی کشیده بودم کارهم برام جور شده بود هرچند ربطی به رشتم نداشت اما از بیکار و از ماهی ۳۰۰ هزار تومان بهتر بود ) اگه سرتونو درد اوردم ببخشین .

[پاسخ]

سینا
۱۹:۵۳ ~ ۳۰ شهریور ۱۳۹۵

دوستان عزیزم اگه فکر میکنید که با لیسانس تو هر رشته ای با سر و کله قبولتون میکنند سخت در اشتباهید
موقع دانشگاه رفتن هدفتون رو مشخص کنید بعد وارد شید
من کسی رو میشناسنم که با هدف وارد پروتز درمانی شد و الان یکی از موفق ترین ها تو ایرانه

[پاسخ]

ابوالفضل
۲۳:۱۵ ~ ۳۱ شهریور ۱۳۹۵

سینا لطفا وقتی از اوضاع فعلی ایران خبر نداری اظهار نظر نکن . به قول معروف خودتو نخود هر آش نکن

[پاسخ]

خدایا کمک کن
۱۶:۲۸ ~ ۱ مهر ۱۳۹۵

۳۴ سال دارم مدتی با فوق دیپلم معماری به عنوان تری دی کار بسیار قوی مشغول به کار شدم پس از آن تصمیم کرفتم تا برای شرایط بهتر کارشناسی خود را نیز دریافت کنم…..من جز کسانی بودم که علاوه بر دروس دانشگاه خو دباعشق کتاب های مفید را تهیه می خواندم به کلاسهای نرم افزارهای ……هم رفتم ….اما افسوس که کاری ندارم ….تک تک این واژه ها را با اشک می نویسم از پدرم خجالت می کشم ….گه گاهی هم سن مرا به رخ می کشد که سنت فلان است ….گاهی فکر می کنم آرزوهایم همه سوخت آرزوی داشتن همسر آرزوی آرام شدن در آغوش همسرم داشتن فرزند کمک کردن به نیازمندان ….من چیز زیادی نمی خواهم فقط نیازهای اولیه زیستی یک انسان احتمالا روزی که بمیرم از بی پولی معلوم نیست حتی مرا کجا به خاک می سپارند ، از خودم نفرت پیدا کردم

[پاسخ]

یک مهندس به درد نخور
۱۰:۳۰ ~ ۴ مهر ۱۳۹۵

سلام به دوستان عزیز
من از بچگی همیشه فکر میکردم اگر ادم تحصیل کنه خیلی خوبه برای همین از اول ابتدایی تا دوم دبیرستان معدلم بیست بود و توی بهترین مدارس تحصیل کردم.زمان ما رشته ریاضی خیلی طرفدار داشت از اول دبیرستان همیشه به رشته مهندسی برق قدرت فکر میکردم برای همین بزرگترین اشتباه زندگیمو گرفتم و وارد دنیای ریاضی شدم{ای خدددااا}با معدل دیپلم ۱۸ و قبولی در دانشگاه رشته برق و با علاقه تموم کردم با خودم گفتم اگه انگلیس یاد بگیرم شاید بهتر استخدام بشم برای همین کلی پول و وقت صرف ایلتس کردم و با نمره ۷ قبول شدم اما ازون جایی که دانشگاه ها ظرفیتشون رو بردن بالا با خودم گفتم برم سربازی بهتره با اینکه ارشد برق هم قبول شده بودم.بله دوران خیلی مقدسو مزخرف سربازی رو شروع کردم در پادگان شهدای کرمانشاه و تازه فهمیدم در این مملکت با گونی سیب زمینی هیچ فرقی ندارم و اصلا مهم نیستم با کلی عقده سربازیم تموم شد به فکر رفتن به خارج از کشور افتادم حتی یکی دو جا پذیرش شدم ولی به خاطر وضعیت مالی نتونستم برم و پدرو مادر معلممو ترک کنم روزهای اخر سربازی بود که یه رزومه پر کردم و فرستادم برای یک شرکت پتروشیمی و درجا به خاطر زبان پذیرش شدم ماه اول فکر کردم بدبختیام تموم شده و دارم خوشبخت میشم از اونجایی که ادم متدینی بودم و فکر میکردم خدا روزی را میدهد برای همین پدرو مادر عزیزم از دخترای فامیل یکیو انتخاب و من ازدواج کردم و دینمو کامل کردم و روزهای اول کار بود که قرار بود مسول برق شرکت و تلفنهای خارجی باشم ولی به لطف تحریم ها شرکت روز به روز وضعیتش خرابتر میشد ناگفته نماند که حقوق دریافتی من ماهی ۷۰۰هزارتومان بود که من قبلا فکر میکردم یه مهندس خیلی حقوق خوبی بگیره که اشتباه بود گفتم سابقه میشه واسم یکسالی کار کردم درمیام خلاصه مشکلات زندگی اجاره و…. هیچ شرکت هم درحال تعطیلی یعنی حاظر بودم با اون حقوقم وایسم ببینید چقدر بدبخت بودم دو ماه گذشت نگهبان مریض شد چون تلفن خارجی نداشتیم و شرکت هم تولید نداشت شدم نگهبان چون متاهل بودم و نیاز داشتم خلاصه بعد مدتی ابدارچی هم شدم و چون دیگه تحمل حقارتو نداشتم از شرکت خودم بیون امدم خیلی نامید بودم و تا مرز دیوانگی رفتم بابام و مامانم معلم بودن و به خاطر حقوق خیلی کمشون ماهیانه ۵۰۰هزارتومن به من میدادن این دیگه اوج بدبختیم بود جلوی خانواده و زنم شرمنده بودم هییی خدا.چندتا ازمون استخدامی شرکت کردم که بخاطر نداشتن بند پ قبول نشدم بعد از چهارماه بیکاری به خودم گفتم تاکی این بدبختی دولت که اصلا به فکر مانیست اونا فقط فکر جیب خودشونن رفتم سراغ بازار ازاد یه مغازه توی خارج شهر گرفتم چون پولم کم بود یه وام خود اشتغالی گرفتم و مصالح فروشی زدم که باز هم به لطف دولت امید ساخت و ساز نیست و درامد خیلی پایینه.حالم خیلی گرفته است کلا هیچ کاری واسه ماها نیست تمام ارزوهام به فنا رفت اگه واقعا خدایی وجود داره تقاص جونی و عمرو ارزوهای بر باد رفته مارو بگیره .به قول یه جمله معروف زود بزرگ شدیم بالای هیچ درختی میوه ای برای چیدن نبود!!!!!!!!!!!!!!!!!!

[پاسخ]

همون مهندس بدرد نخوره
۱۰:۳۸ ~ ۴ مهر ۱۳۹۵

یادم رفت بگم انقد رمهم نبود من جدیدا کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانیمو از دانشگاه ارک با معدل ۱۸ گرفتم خواستم بگم الکی ارشد هم نخونید

[پاسخ]

اشکان
۲۰:۰۹ ~ ۴ مهر ۱۳۹۵

سلام دوستان.
هر کسی از اصفهان هست و جویای کار درشهرک صنعتی مبارکه .حتمابه مجتمع کارخانجات سپهر پلیمر سپاهان یه سر بزنه.استخدام عمده داره.فقط از اصفهان.ایشالله بقیه دوستان هم مشکلشون حل بشه

[پاسخ]

بهرام
۱۴:۱۷ ~ ۶ مهر ۱۳۹۵

سلام دوستان …. به خدا اشک تو چشمام جمع شد….من ۳۲ سالمه سال ۴ دانشگاه بودم که ترک تحصیل کردم…اوایل خیلی ناراحت بودم که ترک تحصیل کردم… اما الان دیگه غصه نمیخورم…چرا که چیزی رو از دست ندادم…. من الان یه برنامه نویس حرفه ای شدم که اگر ادامه تحصیل میدادم نمیتونستم این قدر تجربه کسب کنم.. به نظرم دنبال کسب تجربه باشین تا مدرک…

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۵ ۶:۰۳ ق.ظ:

کارت خیلی درسته بهرام جان.کاش این دبدگاه تو همه جوونا و خونواده ها به وجود بیاد که خودشون دنبال کار باشن.دانشگاه صنعتی هیچ چی به آدم باد نمیده به جز یه مشت تیوری مزخرف برای ارشد!!

[پاسخ]

بیگی
۱۲:۰۵ ~ ۹ مهر ۱۳۹۵

سلام
اگر شما ۲۹ سالته و هنوز بیکاری پس من چکار کنم که با داشتن فوق لیسانس از یک دانشگاه معتبر خارجی بعد از اتمام درسم تا الان که ۴۲ سالمه هم بیکارم!!مشکل اینجاست که تو این کشور درس به هیچ دردی نمیخوره حتی اگر بهترین رشته ها هم باشه مگه اینکه پارتی داشته باشی که در اون صورت میتونی با مدرک مهندسی یا حقوق یا حتی بدون ان رییس بیمارستان بشی و بهت دکتر هم بگن!!بنظر من برای شما هنوزم دیر نیست سریعتر فکر یک کارافرینی برای خودت باش ممکنه یک مدتی طول بکشه تا اوضاع بهتر بشه ولی از بیکاری و انتظار بهتره

[پاسخ]

روزهای سخت تری در پیش رو داریم
۱۰:۱۱ ~ ۱۰ مهر ۱۳۹۵

اگر فکر می کنید اوضاع بهتر میشه سخت در اشتباه هستید . برید دنبال پول و منتظر بهتر شدن اوضاع نباشید که ضرر می کنید . هر کاری شده انجام بدید کارگری ، آشپزی ، میوه فروشی با وانت و … من خودم لیسانس مکانیک دارم و نفر اول تو رشته خودم بودم و لوح تقدیر هم از دانشگاه گرفتم و در حال حاضر دارم کارگری می کنم با ماهی یک میلیون تومان . لوح تقدیر هم شکستم انداختم تو سطل آشغال و مدرکم را جایی گذاشتم که هیچ وقت چشمم بهش نیفته .

[پاسخ]

مصی
۰۸:۵۹ ~ ۱۲ مهر ۱۳۹۵

سلام به همه دوستان گلم
واقعا حرفتون حرفه حسابه
منم ۲۵ سالمه فوق لیسانس مکانیک البته هنوز پایان ناممو دفاع نکردم چون اصلا دوست ندارم بهش فکر کنم فایدش چیه باید بیکار برگردم پس باشه لااقل اگه کسی گفت بگم درس میخونم.
ولی خب بازم دوستان دستارو بالا بزنید باور کنید هیچ کسی به ما کمک نمیکنه حتی پدر مادرا چون به اندازه خودشون گرفتاری دارن ، منم هر وقت سر سفره ام با خودم میگم تا کی باید خرج ما رو پدرو مادرامون بدن واقعا از خودمو درس خوندنم شرمنده میشم، من تو روستام دوستانم میگن چه رشته ای میخونی میگم مکانیک ، میگن مکانیکی اون که میرفتی شاگردی در مغازه الان اوستا بودی،
درسته که نمیدونه مکانیک چیه ولی حرفش واقعا راسته از این همه درس خوندن به کجا رسیدیم معدل الف کارشناسی ، دانشجوی برتر دانشگاه رتبه ۴ المپیاد حالا بیا چه حرفایی گوش کن
ولی بی خیال من تا میتونم تو روستامون راه نمیرم اکثرا میرم تو شهر میچرخم که این حرفارم نشنوم ولی بازم کشاورزی رو ول نمیکنم
حالا چندتا ایده دارم شاید بدرد بخور باشه
البته من کوچیک همتون هستم راستی اینم بگم که تو دلم نمونه ، اون دوستی که الان چند تا کارمندو کارگر داری خیلی ادعا نکن
من با سیکل شروع کردمو کارگر دارمو از این حرفا
میدونی بنظر من کار و کسب تو مثل مدارک الانه که برو دانشگاه ثبت نام کن ۴ سال بعدم مدرکتو بگیر ، زمان شما هم کافی بوده کاری رو شروع کنی ، پس خیلی ادعا نکن.
دوستان من میخوام این کارارو واسه خودم انجام بدم اگه حس میکنین بدردتون میخوره شروع کنین
هر کار میکنی یا نمیکنی باید دوستان مث خودمون رو جمع کنیم
بزنید به خط سیاست شده شورای شهر ، روستا یا حتی دهیار
مهم نیست رای بیارید یا نه مهم اینه که شناخته بشید ،شناخته بشید کارتون خیلی راحت تره اینو گفتم چون انتخابات نزدیکه، اگه تو روستا باشید و چندتا دوست تحصیل کرده و همدل مطمئنا رای میارید میتونید یه دهیارم انتخاب کنید که لااقل یکی شاغل بشه
تو شورای حل اختلاف شهرتون حتما ثبت نام کنید مطمئن باشید کسایی که اونجان خیلی هاشون ……..
البته با رفتن شما احساس خطر میکنن.
رو کاغذ کارایی رو که میتونید انجام بدید بنویسید
مثلا نمیدونم کوچیکترین کارها فقط بنویسید کارش مهم نیست چی باشه فقط بنویسید سعی کنید صد تا کار کوچیک بنویسید کلاس خصوصی گرفته و تدریس کلاس زبان تا تولید لیوان کاغذی فیلتر هوا ،جوراب بافی فروشندگی و حتی شده دستگاه جوجه گیری خودتون بسازید نمیدونم
هر چی به ذهنتون میرسه بنویسید
البته ببیند بازار شهرتون چطوره
فیلتر هوا نسبتا کم هزینس فقط گول شرکتارو نخورید هر کاری خواستید انجام بدید کامل سرچ کنید اینو امتحان کنید ببینید کدوماش تو شهرتون کمتره هزینه کمتر میخواد خلاصه اول فقط بنویسید بنویسید بنویسید
میدونی چرا اینارو میگم چون الان مدرک مهم نیس پسره هیچی حالیش نیس میاد با یه ماشین از کنارت رد میشه تازه خودشم برات میگیره سنش خیلی از تو کمتره اونجاست که میگی کاش کاش کاش درس نمیخوندم
الان فقط پول مهمه پوووووول
سرتونو درد اوردم
منم مثل بسیاری از دوستان ناراحتم و غمگین ولی میخوام درسو ببوسم بندازم دور
شروع کنید مطمئنا پیشرفت ما اگه یکم کارمون راه بیفته چندین برابره بقیس
خیلی سخته ولی چاره نیس
مخلص همتون
حتی همین جا میتونید با هم همکاری کنید الان من خودم شاید ماهی ۲ ۳ میلیون از ابغوره و شیره انگور و سرکه های مختلف فروش دارم اگه کسی فروش داره براش میفرستم ولی با پول نقد
اول که شروع کردم خیلی ازیت شدم خیلی خیلی هر چی بگم کمه
ولی راه میفتین دیگه خلاصه هر چی یدستم برسه خرید و فروش میکنم هر وقتم استخدامی اومد بی دغدغه شرکت میکنم
فقط شروع کن
درسو و خدمتو بی خیال فقط پولو بچسب
حتی تو دانشگاهم شروع کنی بفروشی خوبه
یا علی

[پاسخ]

بیچاره
۱۱:۱۰ ~ ۱۶ مهر ۱۳۹۵

سلام
من هم دقیقا شرایط این اقایی که درودل نوشتو دارم….خیلی سخته. از خانواده ای که به من امید داشتند…..از یه روستای دور و ساکن جنگل که تا اوایل کارشناسی هیچ امکاناتی نداشتم …شاید باورتون نشه…تا اوایل کارشناسی تو خونه مون برق نبود. با چراغ نفتی و فانوس درس خوندم….خیلی سختی کشیدم …همیشه پیش خودم میگفتم از من بیچاره تر هم هستئ مگه؟؟ مسولین محترم ….شما رو به خدا ، یه کاری کنید

[پاسخ]

تهمینه
۲۲:۳۲ ~ ۱۹ مهر ۱۳۹۵

سلام منم دقیق فوق لیسانس جغرافیا و برنامه ریزی شهری از دانشگاه فردوسی مشهدم . هر جا رفتم واسه کار گفتن سابقه کار چی داری. یا چه مهارتهایی رو بلدی(مثل انواع اقسام نرم افزارا ک واسه یادگیریشون باید کلی پول خرج کرد) اخرش هیچی هیچی.تنها سابقه کارم نظافت فروشگا بوده و بس. خد

[پاسخ]

سحر
۱۲:۱۵ ~ ۲۰ مهر ۱۳۹۵

منم ارشد ریاضی ام .تو دانشگاه حق التدریس بودم اما چون هر ۳سال یه بار پولمونو میدن دیگه نرفتم.اونم هر ترم ۲۰۰تومن بود نه زیاد.رفتم فنی وحرفه ای صنایع دستی وهنرهای تجسمی یاد گرفتم والان برای آموزشگاه هنرهای تجسمی اقدام کردم .درسته مشکلاتی مثل اجاره یه مکان برای آموزشگاه دارم ولی امیدوارم که با کمک خدا بتونم روی پای خودم بایستم ومحتاج استخدام نباشم

[پاسخ]

مهتاب
۲۲:۰۱ ~ ۲۱ مهر ۱۳۹۵

نمیخوام از سرنوشت و خانوادم بگم سرتونو درد بیارم.. ولی از ایندم.میترسم..گذشته خوبیم نداشتم.. پارتی و کس و کارم ندارم. خودممو.خودم و خدای خودم…منمو منمو من… درد دلاتونو خوندم.. نمیدونم چی بگم . فقط امیدوارم ادمایی مث ما ک دنیا نداشتن حداقل اوندنیا خدا براشون تلافی کنه… همتونو دوس دارم همدردای من منم ی تحصیل کردخ بیکارم..اشنا و پولم ندارم فقط ازتون ممنونم ک باعث شدید بفهمم پول مفت برا ادامه تحصیل ندم وقتی کار ندارم..۲۲ اهواز خواهر کوچیکتون

[پاسخ]

رضا
۱۳:۵۶ ~ ۲۲ مهر ۱۳۹۵

مشکلات دوره احمدی نژاد بیشتر شد.چرا این دانشگاه های الکی رو نمیبندن تا بین مدرک و کار تناسب باشه

[پاسخ]

ساسان
۰۱:۰۹ ~ ۲۴ مهر ۱۳۹۵

منم همین رشته جغرافیارو خوندم و الانم بعد تموم کردن خدمت بیکارم هر جا میم میگن این رشته رو نمیخوایم یا سابقه کار میخوایم . خداییش دگه کم آوردم . شاید دیگه کلا لیسانس تحصیلاتو گذاشتم کنار دست به کارگری زدم خداییش دیگه خسته شدم !!

[پاسخ]

علی
۱۱:۱۹ ~ ۲۴ مهر ۱۳۹۵

سلام من دارم لیسانس برق قدرتم رو از روزانه اسفراین (یک دانشگاه دروپیتی ) میگیرم ترم پنجم ، به نظر شما ادامه بدم یا برم سربازی البته تصمیم خودم ادامه دادن هستش وعوض هم نمیشه ، اما دوست دارم بدونم اگه شما جای من بودین چی کار میکردین/ آخ راستی منم یک دردودل دارم و اون خدمت سربازیمه / من فرزند طلاقم و پیش مادرم بزرگ شدم اما چون مامانم ازدواج مجدد انجام داده سربازی معاف نمیشم واقعا این انصافه خو من به هر حال چی فرقی با فرزند طلاقی که مادرش ازدواج مجدد نداشته دارم جز اینکه طعم ناپدری رو هم کشیدم

[پاسخ]

رضا احمدی
۱۱:۱۶ ~ ۲۵ مهر ۱۳۹۵

به علی از اسفراین
خیلی خلاصه میگم،
رشته بدی انتخاب کردی،ته این کار پیمانکاریه اگر حوصله سر کله زدن با کارگر نداری که دیگه هیچی،اینها در شرایطیه که پروژه ای هم باشه!!اکرم بخوای مدرک نظام مهندسی بگیری ،از الان ۴.۵ سال دیگه میتونی اقدام کنی که تا اون موقع اونم بی ارزشه،همین الان همه افتادن دنبال مدرک نظام مهندسی انگار با گرفتنش چی میشه،فقط باز نون یک عده تو تشکیل کلاس آموزش ورود به نظام و آزمون و این چرت و پرت ها مثل کنکور تو روغن رفته،
سعی کن فقط و فقط یک هنر داشته باشی،مثل نرم افزار،تو روزنامه بگرد نرم افزارهایی که خیلی مورد نیازه تو این سالهای مونده به اتمام تحصیل یادبگیر که هم تو خدمت شاید به دردت خورد و هم اینکه بعد خدمت حداقل هرورز میتونی با اون حرفه ای که یادگرفتی نیازنمندی هارو ورق بزنی و روزی چنتا زنگ اینور اونور بزنی.
از مدارک فنی و حرفه ای هم غافل نشو که البته اوناهم که دیگه خنده دار شده،اینقدر تقاضا برای اونهاهم زیاد شده اونها هم برای خودشون آزمون وروردی گذاشتن،

[پاسخ]

محمد
۱۸:۲۷ ~ ۲۸ مهر ۱۳۹۵

ای بابا توی این مملکت فقط پول وپارتی حرف اول و اخر میزنه تمام درس کشک

[پاسخ]

محمد
۱۸:۳۷ ~ ۲۸ مهر ۱۳۹۵

تو دبستان بودم همیشه دعوا سر این بود علم بهتر است یا ثروت که به ما فهمانده بودن علم ولی حال بهد از گرفتن مدرک فوق دیپلم فهمیدم دروغ گفتن ثروت و پارتی خیلی از علم بهتر است حاضرم بااین مدرک بی ارزش کارگری کنم همونم باید پارتی داشته باشی

[پاسخ]

hossein پاسخ در تاريخ آبان ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۳۸ ب.ظ:

حرفت حقه

[پاسخ]

مهشید
۱۸:۵۴ ~ ۲۹ مهر ۱۳۹۵

سلام..۲۴سالمه..فوق لیسانسم چن ماه پیش تموم شد.. واسه دکترم ۶ تا مقاله نوشتم.. هزینه یک مقاله isiکه توی مصاحبه ۳۰ امتیاز داره.. ۳ ملیون میشه اونم توی ی جورنال معمولی.. پول مقاله هام و ندارم بدم.. دنبال بورسیم که برم مالزی..با این وضع فقط میتونم اونجا برم.. افسردگی گرفتم.. بس ک دنبال کار گشتم و نبود یا فقط با حقوق ۲۰۰-۳۰۰تومن.. کار که نیس خودم و با درس خوندن سرگرم میکنم..بعد از دکتری پس دکتریمم میخونم..انقد میخونم ک از شدت درس خوندن بمیرم.. ای خدااااا

[پاسخ]

فقط خدا(فکرکنم باشه)
۱۵:۲۳ ~ ۲ آبان ۱۳۹۵

تکلیف خدارو معلوم کنید که خدا از کجا بهتون روزی بده فقط همین!
برو یه کاری انجام بده تا خدا بهت روزی بده و اون کارو به اخر برسون

[پاسخ]

مجید
۱۸:۰۰ ~ ۳ آبان ۱۳۹۵

مجید هستم لیسانس الکترونیک
۷ روزه بیکارم
به امید یه شغل خوب
کل شرکتای منطقه خوابیده کار نیست ای کاش پزشکی میخوندم

[پاسخ]

حسین
۱۹:۵۵ ~ ۵ آبان ۱۳۹۵

عرض ادب احترام خدمت دوستان گل
بنده لیسانس مدیریت بازرگانی هستم ۲۶ سالمه و بیکارم واقعا بیکارم ۱ ریالم ندارم …
واقعا اشتباست درس خوندن چی میشد مثلا میرفتم سر کار یه حرفه ای یاد می گرفتم یکاره ای میشدم …
والله ما از زمانی که چشم باز کردیم فقط بهمون گفتن درست بخون کسی نبود بهمون بگه برو سرکار …
همش درس امتحان درس امتحان … تازه می خوایی هم بری سر یه کاری باید دوباره اونجا هم یه امتحانی بدی حالا شاید قبول شدی تازه اگه هم قبول شی میری تو لیست ذخیره شاید صدات کنن صدات نکنن من چقدر باید امتحان بدم چقدر باید هزینه کنم واسه ثبت نام تو این استخداما بعدش یا رد بشم یا اینکه برم تو لیست ذخیره شاید اونم شاید بتونم وارد بشم !

[پاسخ]

ابوالفضل
۱۱:۱۳ ~ ۷ آبان ۱۳۹۵

فقط چاره اش دعا برای فرج آخرین فرستاده خداوند است . اگر دعا نکنید برای فرج باید تا زمان پیری توسری بخورید از یک عده آدم عقده ای بی سواد …. تا دیر نشده زودتر از خدا بخواهید و دعا کنید که از این سخت تر خواهد شد

[پاسخ]

مهدیار
۱۹:۰۰ ~ ۷ آبان ۱۳۹۵

با سلام دوستان میدونم سخته ولی الانم دیر نشده برید ی حرفه ایی یاد بگیرید حداقل از فقر نمیرید….

[پاسخ]

آناهید
۱۱:۳۳ ~ ۸ آبان ۱۳۹۵

برای من جالبه همه بیکاریم ولی یه جو غیرت نداریم پاشیم اعتراض کنیم، تا حالا شده ببینید که مثلا فلان روز عده ای برای بیکاری تحصن کرده باشند منظورم فارغ التحصیلان بیکارهست، نه کسی ندیده، ما هممون مردیم!!! خیال میکنیم زنده ایم

[پاسخ]

دهه شصتی های داغون
۱۵:۳۵ ~ ۹ آبان ۱۳۹۵

حالا خوبه خیلیهاتون مجردین، ما بدبختهای متاهل و عیالوار که حسابمون با کرامالکاتبینه !

[پاسخ]

بدبخت
۰۱:۱۵ ~ ۱۰ آبان ۱۳۹۵

منم رشته GISهستم ولی خستم بنظرتون ادامه بدم

[پاسخ]

بیکار 1370 بیکار
۰۹:۲۵ ~ ۱۰ آبان ۱۳۹۵

سلام من ۲۵ سالمه مجردم فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی مکانیکم از دانشگاه ملی روزانه و متوسط پدر کارگر ساختمانی و مسن که مشکل ساییدگی زانو داره و مادر بافنده یه خانواده فقیر یه وقتایی جای پدرم میرفتم کارگری امسال دانشگاه ملی ارشد روزانه قبول شدم ۸ ماه بود دنبال کار رفتم ۶ بار مصاحبه رفتم ولی ردم کردن حالا بی انگیزه برای ادامه تحصیل شدم و از دانشگاه ملی انصراف دادم الان نیمه وقت کار مشاوره ای انجام می دم و یک سرویس مدرسه هم دارم جمعا ماهی ۳۰۰ میشه حداقل خرج خودم میشه ولی می خوام بگم از یه جایی باید شروع کنی من الان نمی گم شما با لیسانس راننده تاکسی شو ولی حداقل اعتماد به نفست بالاتر میاد اگه کاری انجام بدی الانم که انصراف دادم دارم شدید زبان می خونم و دوره های فنی حرفه ای می خوام برم من این احساس رو دارم که ۴ سال لیسانس رو می بایست دانشگاه مهارت یاد بده اخه کجای کار این مطالب تیوری بدرد می خوره دوستان هیچ شرکتی فراتر از مدرک لیسانس نمی خواد تا میتونید مهارت یاد بگیرید یا این ریسک و کنید ۶ سال دیگه تمام وقت بخونید تا دکترا بگیرید اونم شاید جذب هییت علمی بشید من هم خیلی شکست بدی خوردم اونجایی که دختری می خواستم و چون بیکار بودم اونم من رو زد تو دیوار با یک دیپلمه شاغل ازدواج کرد یه مدت همیشه احساس ضعف و بی عرضه گی می کردم یه مدت استرس بیکاری گرفته بودم قرض کاهش فشار خون مصرف می کردم ولی گذشت تا یه جا نیمه وقت و بدون بیمه مشغول شدم دیدم خیلی ها مثل من هستند ولی به این نتیجه رسیدم درس خوندن اونم بعد از سربازی مثل من حماقته چون اینده ای الان نیست منم ارشد انصراف دادم که روی کار تمرکز کنم تو خونه هم منتظر میز ریاست ننشستم حاضرم مفتی کار کنم مهارت یاد بگیرم فقط برام بیمه رد بشه ولی دوستی دارم که نشسته خونه و میگه کار نیست بله درست میگه کار پشت میزی یا مهندسی بدون سابقه کار نیست هر جا بری اول خرکاریه منم الان خرکاری می کنم دوستم یک فرصت شغلی داشت از دست داد فقط روی اینکه از شهرستان تهران نمی خواست بیاد ایران خودرو کار کنه یا مثلا فلان شخص اشنامه ازش خوشم نمیاد نرفت پیش اشناش کار کنه خودش خونه ماشین داره ولی حاضر بیکار بشینه ولی مسافر جابه جا نکنه ۲ سالم بیکاره خیلی اشنا داشت ولی توفع بالا موجب بیکاری ۲ ساله اش شد توقع رو بیارید پایین لیسانسو دیگه همه دارن فوقم دیگه همه دارن می گیرن دکترا هم تازه دیگه داره خراب میشه مهرت یاد بگیر

[پاسخ]

محمد
۲۲:۰۷ ~ ۱۱ آبان ۱۳۹۵

علت بیکاری ما مردان سرکار رفتن خانم هاست هر زنی که سر کار دقیقا جا یک مرد رو گرفته چه قبول کنیم چه رد در حکومت حضرت علی کجا زن

[پاسخ]

اسمان
۱۳:۲۲ ~ ۱۳ آبان ۱۳۹۵

با سلام خطاب به محمد
تو زمان حضرت علی مردم با شتر رفت و امد می کردن میخوای الانم با شتر تردد کن

[پاسخ]

محمد علی
۰۹:۵۱ ~ ۱۴ آبان ۱۳۹۵

مطمئن باشید اوضاع بدتر خواهد شد و بهتر نمی شود . تمام بودجه کشور به عراق و شام و یمن میرود .

[پاسخ]

حسین
۱۷:۴۹ ~ ۱۷ آبان ۱۳۹۵

با سلام خطاب به محمد واقعا متاسفم برای شما.مگر عراق و شام ویمن مسلمان نیستند. مگر ما مسلمان نیستیم. مسلمان باید به مسلمان کمک کند.مگر حدیث حضرت محمد را نشنیده اید که فرمودند(از ما نیست کسی که فریاد کمک مسلمانی را بشنود و به کمک او نرود) واقعا جای تاسف دارد برای بعضی از شما

[پاسخ]

هادی
۱۳:۵۱ ~ ۱۸ آبان ۱۳۹۵

تمام بودجه کشور یا داره خارج میشه یا تو داخل صرف اختلاص و پول شویی و دزدی و کثافت کاری میشه.من خودم سرباز امریه م.در یک اداره.متاهل هستم بدبختانه.۵ ماهه که سربازم و از روز خدمتم دریغ از یک ریال که بدن برای کرایه ماشینم.چند وقت پیش رفتم گفتم اگه امکانش هست هست ۲۰۰ تومن سر ماه به من از حقوقم بدید که دستم برا کرایه خالی نمونه.گفتن نه نمیشه .باید تو کمیته منابع مطرح شه اونا تصمیم بگیرن..یعنی حقوق چندرغاز من خوردن داره؟؟؟؟۳۰۰ تومن پول چیه که من با این فلاکت باید بیام و برم اونوقت تو همین اداره حقوقای ۱۰ ملیون ۸ ملیون بگیرن مدیرا …
۳۰۰ تومن من خوردن داره مردم.این همه حقوق نجومی و دزدی اونوقت خوردن پول ی سرباز که از شهرستان میاد خوردن داره که میگن فعلا بودجه نداریم؟؟؟بعد هر روز فقط فاکتور میاد ۵۰۰ هزار تومن خرید بیسکویت برای سازمان…..خدا نگذره از این قوم الظالمین.خدا صبر بده به جوانان عزیز کشورمون ایران و همچنین استقامت

[پاسخ]

خطاب به حسین
۰۸:۵۸ ~ ۲۲ آبان ۱۳۹۵

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است اقا حسین ما تو ایران داریم از گشنگی می میریم اونوقت شما دلت به حال عربایی سوخته که هیچ منفعتی برای ما ندارن ۸ سال هم با ما جنگیدن شما که اینقدر دلسوزی اگه توانایی مالی داری چرا به همین مسلمونای ایرانی کمک نمی کنی تو ایران اینقدر فقیر داریم فک نکنم دیگه از پولمون به عرب ها چیزی برسه شما برو ببین چقدر ما کارتن خواب داریم ببین چقد فساد و فحشا و روسپیگری که ۹۰ درصد دلیلش فقره ما داریم ببین تحصیلکرده های ما از بیکاری و فقر دارن قرص اعصاب می خورم بعد شما به فکر اعرابی هستی که ۸ سال با ما جنگیدن خوب اگه شما مسلمونی ات رو میخواهی ثابت کنی دست یکی رو تو ایران بگیر … عراق و شام و یمن مسلمونن ولی من ایرانی ام مسلمونم وقتی این همه نیازمند مسلمان داریم چه لزومی داره به عراق و شام ویمن کمک کنیم اصلا اونا چه سودی برای ما دارن ؟
ما مردم خودمون رو فراموش کردیم چسبیدیم به اعرابی که هیچ منفعتی برای ما ندارن

[پاسخ]

مرادی
۱۲:۰۳ ~ ۲۲ آبان ۱۳۹۵

سلام به همه دوستان…. نگران نباشید…. این وضع جامعه را به نام جمهوری اسلامی تمام نکنید و به یاد بیاورید که این امام خمینی بود که مار را از دست استعمار رهانید .. اندکی صبر سحر نزدیک است…

[پاسخ]

مهندس بیکار پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۲۳ ب.ظ:

معلوم میشه،خیلی،تو این دولت داری،حال می،کنی،نکنه،چند هزا میلیاردی زدی به جیب ….. یا به یه جایی وصلی خب،شما،جز ۱۰ درصدی،هستی،که،منفعت،کسب،کردی تو انقلاب،اون ۹۰!درصد بی بهره. چی ؟ اونی که عمرشو به یه امیدی پای درس گذاشته،چی اون از،انقلاب چی،داره،؟

[پاسخ]

فرهاد پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۵ ۲:۴۵ ب.ظ:

فرهاد
برو بابا؛ الان دلمون خوشه گه زیر سلطه استعمار نیستم خیلی ها اختلاس چند صد میلیاردی می کنند با همین پولها میشه بیکاری از ریشه کند بلای که اینا سر ماها آوردند صد سال دیگر استعمار این کار نمی کنند، سحر که میاد وقتی که پیر شدیم دیگه کار ، ازدواج و…به چه دردمان میخوره

[پاسخ]

بی کار
۱۲:۰۷ ~ ۲۲ آبان ۱۳۹۵

آقای مرادی لطفا چرت نگو…

[پاسخ]

هستی
۱۵:۴۷ ~ ۲۴ آبان ۱۳۹۵

سلام من ۲۴سالمه ۴ترم زمین شناسی خوندم دانشگاه فردوسی مشهداماعلاقه نداشتم تغییررشته دادم رفتم اقتصادهمون دانشگاه امابخاطره اینکه وضع مالیمون خوب نیست دلم به درس نمیره دنبال کارم یک کارپیداکردم مونتاژقطعات ایران خودرو برجی ۸۰۰ تومن .به نظرتون درس و ول کنم برم سراین کاره بهترنیست؟تامامان بابامم سختی نکشن؟؟لطفاشماباتجربه هاتون راهنماییم کنید

[پاسخ]

حسین
۲۱:۳۴ ~ ۲۵ آبان ۱۳۹۵

مدیر محترم اگر امکانش هست این عزیز رو به بنده ارتباط دهید شاید بشه …

[پاسخ]

اسمان
۲۲:۳۶ ~ ۲۶ آبان ۱۳۹۵

خیلی برای من عجیب که یک عده از آقایان علت بیکاری خود را سر کار رفتن خانم ها می دانند اما اختلاس سه هزار میلیاردی، پرونده اختلاس بیمه، پرونده بابک زنجانی، پرونده صندوق فرهنگیان و غیره رو نمی دونن. ادمایی با طرز فکر این اقایان همان بهتر که سر کار نروند چون امثال اینها رو هم در حال حاضر ما زیاد داریم. حق و حقوقش و هزاران نفر دیگر لگد مال می کنند اما علت را اشتغال زنان می داند.عععععععععجبا!!! آقایان سهم زنان نسبت به مردان ۱۲ به ۱ است. با همین میزان محدود استخدامی اگر دنبال احقاق حق خود هستید جای دیگری بگردید.” خراب مملکت از دست دزد خانگی است. ز دست غیر چه نالیم هر چه هست از ماست”

[پاسخ]

اراد
۱۶:۲۵ ~ ۲۷ آبان ۱۳۹۵

حسین اقا ما گشنه ایم بدبختیم توصحبت ازعراق وسوریه میکنی

[پاسخ]

اسمان
۰۹:۱۰ ~ ۲۹ آبان ۱۳۹۵

چرا حرفایی رو می زنیم منتشر نمی کنیید

[پاسخ]

فولادوند
۱۷:۴۰ ~ ۲۹ آبان ۱۳۹۵

برو هستی ، ماهی هشتصد تومن واسه دختر مجرد خیلی خوبه سابقه میشه واست، بدون فکر برو

[پاسخ]

فرشید
۲۱:۲۵ ~ ۲۹ آبان ۱۳۹۵

دوستان ما در جایی نیستیم که بتوانیم پول دادن به سوریه وعراق یا این مسائل رو تغییر بدیم . به خودتان متکی باشید خونه نشینید . به هرجا که فکر میکنید سر بزنید کاریابی یا هرجا یک بار نه ۱۰۰۰ بار برید روزنامه ها کانالای تلگرامی برای کار هر روز تلاش کنید بالاخره یه فرجی میشه.

[پاسخ]

کمال
۱۴:۵۳ ~ ۱ آذر ۱۳۹۵

منم لیسانس مدیریت بازرگانی دارم و همسرم مهندسی معماری داره
۶ سالی هست که بیکار فصلی ام .یک پسر۵ ساله دارم
چکار کنم واقعآ نمیدونم
کسی هست که کارگر ثابت بخواد من حاضرم کار کنم؟
خدایا…خودت به دادمون برس.
مسولین و سرمایه دارا کمک کنن به اشتغال
ما ها تحصیلکرده هایی هستیم پر از انرژی و دلی صاف…

[پاسخ]

بهرام
۱۳:۰۸ ~ ۲ آذر ۱۳۹۵

سلام .. به همه دوستانی که در رشته GIS و یا جغرافیا تحصیل کردن توصیه میکنم که حتما برنامه نویسی یاد بگیرن…
من نرم افزار خوندم..سال چهارم هم ترک تحصیل کردم…الان هم وب کار میکنم هم GIS و هم androdi… قول میدم که اگر یاد بگیرین بیکار نمیمونین….فقط باید زمان بزارین…و انتظار نداشته باشین که زود نتیجه بگیرین…من خودم الان خیلی سرم شلوغه…اگر کسی هست که مسلط باشه من میتونم بهش پروژه بدم. خیلی از شرکت ها رو میشناسم که در به در دنبال برنامه نویس میگردن…به خدا توکل کنید…به خودتون امید بدید..

[پاسخ]

امیدوار
۱۸:۰۵ ~ ۲ آذر ۱۳۹۵

باسلام خدمت دوستان
همونطور که از اسمم مشخصه من بر خلاف خیلی از دوستان کاملا امیدوارم نه به دولت بلکه اول به لطف خدا بعدشم به تلاش خودم امیدوارم.
وضع منم شاید خیلی بدتر ازشما بود اگه زمانی که درس میخوندم فقط به فکر درس خوندن بودم و کار نمیکردم.
از زمانی که حتی دیپلم نگرفته بودم کار میکردم ….هرکاری .
زمان دانشجویی هم کار میکردم وهم درس میخوندم چون نمیتونستم ریسک کنم و فقط دلخوش باشم به استخدامی وبعد از فارغ التحصیلی خداراشکر تونستم سرمایه ای را دست وپا کنم وکار آزاد انجام بدم و حداقلش اینه دستم پیش کسی دراز نیست…
راستی اینو بگم رشته تحصیلی من برق…
در آخر باید صحبتی که همیشه از پدرم میشنیدم و خدمت دوستان بگم شاید تلنگری باشه واسه عزیزان …
پدرم همیشه میگه دست روی زانوی سیاه خودت بزار بگو یاعلی وبلند شو والتماس کسی هم نکن …
یاعلی

[پاسخ]

هلینا پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۶ ب.ظ:

آفرین به شما شما بهترین کار را کردید.تک بعدی بودن وفقط از یک سمت رشد کردن.پشیمانی به بار میآورد.

[پاسخ]

مرادی
۱۶:۰۶ ~ ۳ آذر ۱۳۹۵

به شما قول میدهم که حگومت بشدت به دنبال بهبود وضعیت بیکاریست…هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید.

[پاسخ]

اسمان
۱۶:۵۳ ~ ۴ آذر ۱۳۹۵

شهری بود که همه‌ی اهالی آن دزد بودند. شب‌ها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون می‌زد؛ برای دستبرد زدن به خانه‌ی یک همسایه. حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه‌ی خودش که آن را هم دزد زده بود.

به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می‌دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آن‌جا که آخرین نفر از اولی می‌دزدید. دادوستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می‌گرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده‌ها. دولت هم به سهم خود سعی می‌کرد حق و حساب بیش‌تری از اهالی بگیرد و آن‌ها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را می‌کردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند.به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می‌شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده.

روزی، چطورش را نمی‌دانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آن‌جا را برای اقامت انتخاب کرد. شب‌ها به جای این‌که با دسته کلید و فانوس دور کوچه‌ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که می‌خورد، سیگاری دود می کرد و شروع می‌کرد به خواندن رمان.

دزدها می‌آمدند، چراغ خانه را روشن می‌دیدند و راهشان را کج می‌کردند و می‌رفتند.

اوضاع از این قرار بود تا این‌که اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود. هرشب که در خانه می‌ماند، معنی‌اش این بود که خانواده‌ای سر بی شام زمین می‌گذارد و روز بعد هم چیزی برای خوردن ندارد.

بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می‌توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون می‌زد و همان‌طور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمی‌گشت؛ ولی دست به دزدی نمی‌زد. آخر او فردی بود درستکار و اهل این‌کارها نبود. می‌رفت روی پل شهر می‌ایستاد و مدت‌ها به جریان آب رودخانه نگاه می‌کرد و بعد به خانه برمی‌گشت و می‌دید که خانه‌اش مورد دستبرد قرار گرفته است.

در کم‌تر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندار خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه‌اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود. چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود! او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی‌آن‌که خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه‌ی دیگری، وقتی صبح به خانه‌ی خودش وارد می‌شد، می‌دید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه‌ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد می‌زد.

به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آن‌هایی که شب‌های بیش‌تری خانه‌شان را دزد نمی‌زد رفته‌رفته اوضاع‌شان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم می‌زدند و برعکس، کسانی که دفعات بیش‌تری به خانه‌ی مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد می‌زدند، دست خالی به خانه برمی‌گشتند و وضع‌شان روزبه‌روز بدتر می‌شد و خود را فقیرتر می‌یافتند.

به این ترتیب، آن عده‌ای که موقعیت مالی‌شان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شب‌ها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته‌ی شهر را آشفته تر می‌کرد؛ چون معنی‌اش این بود که باز افراد بیش‌تری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر می‌شدند.

به تدریج، آن‌هایی که وضع‌شان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوچه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروت‌شان ته می‌کشد و به این فکر افتادند که “چه‌طور است به عده‌ای از این فقیرها پول بدهیم که شب‌ها به جای ما هم بروند دزدی”. قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانت‌های هر طرف را هم مشخص کردند: آن‌ها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی می‌کردند سر هم کلاه بگذارند و هر کدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا می‌کشید و آن دیگری هم از… . اما همان‌طور که رسم این‌گونه قراردادهاست، آن‌ها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدست‌ها عموماً فقیرتر می‌شدند.

عده‌ای هم آن‌قدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه این‌که کسی برایشان دزدی کند. ولی مشکل این‌جا بود که اگر دست از دزدی می‌کشیدند، فقیر می‌شدند؛ چون فقیرها در هر حال از آن‌ها می‌دزدیدند. فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدم‌ها را استخدام کردند تا اموال‌شان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره‌ی پلیس برپا شد و زندان‌ها ساخته شد.

به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمی‌آوردند. صحبت‌ها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند.

تنها فرد درستکار، همان مرد اولی بود که ما نفهمیدیم برای چه به آن شهر آمد و کمی بعد هم از گرسنگی مُرد.

[پاسخ]

مرادی
۱۲:۴۳ ~ ۷ آذر ۱۳۹۵

امید وارم مشکل همه دوستان حل بشه..من هم یه زمانی بیکار بودم

[پاسخ]

Abod
۲۱:۰۳ ~ ۸ آذر ۱۳۹۵

درس خوندن جز راضی نگه داشتن خود برای گذر عمر چیزی بیش نیست . . . اما به ادامه عمر نگاهی بیاندازیم … با ادامه زندگی چه کار کنیم؟

کشور ما به سرطان دچار شده … ما هم جز زجرهای این سرطان چیزی آیدمان نمی شود … تنها کاری که از نسل ما دهه شصتی ها بر می آید اینکه خودمان را به کارگری بسپاریم و در حد بخور و نمیر زندگی کنیم .

کاش هیچ وقت به دنیا نمی آمدم.

[پاسخ]

مینا
۲۳:۴۲ ~ ۹ آذر ۱۳۹۵

با سلام خدمت دوستان عزیزم کاملا درکتون میکنم متاسفانه از بچگی به ما گفتن درس بخون و دهه شصتو هفتاد واقعا جواب میداد این مدرک داشتن چون خیلیا نداشتن ماهم تو این دهه ها دوران دبستان رو میگذروندیم خود من کارمند بخش دولتی بودم دردواداره و درحال حاضر خصوصی با درامد خوب خودم تو یه دوره ۹ماهه هم بیکار شدم حسه بدیه وقتی کارمند بخش دولتی بودم قرار دادبود انقد اوضاع رو برام سخت کردن که از حقوق ۲ونیمی اونجا گذشتم طاقت سواستفاده و رفتار توهین امیز نداشتم اون کار بزور جور شده بود برام گفتم دفعه قبل ۹ماه بیکار بودم این دفعه کلا بیکار میمونم اما سعی کردم حسم خوب باشه کلی شکر گزاری کردم گریه نکردم التماس نکردم حتی به خدا ایمان پیدا کردم که من شرایطم بهتر میشه خداوند نیرویی که از یه تک سلولی منو به اینجا رسونده بازم پشتمه خیلیا مسخره کردن سرزنش کردن که کار دولتیمو از دست دادم اما تقریبا بعد حدودا یک ماهو نیم این کارو پیدا کردم مدتی اموزش دیدم اونجا حتی زمان اموزشم دریافتی داشتم بدون پارتی و هیچ سفارشی من تو جایی کار میکنم که صد درصد مرتبط با رشته ام نیست اما خیلیم دورنیست قبلا محل کارم ۱ساعت تا خونه فاصله داشت اما حالا یه مسیرتاکسیه و چیزی که هست من بابت کارم درصد میگیرم خداوندو شاکرم بخاطر شغلم و از همه ی دوستان خوبم میخوام با مثبت اندیشی و حال خوب فقط از خدا بخوان خواسته هاشو من پارتیم خدابود من طی اون ۹ماه بیکاری قبلیم رو اشنا وپارتی حساب کردم ناراحتو عصبی بودم و این خودشرک بودقدرتو داده بودم به بنده های خدا نه من ادعای مذهبی بودن دارم نه با سیاستو دولت کاری فقط به این فک کنید که خیلیا با همین شرایط تونستن کلی پیشرفت کنن حالا من مدرک دانشگاهی داشتم اقایی رو میشناختم سال ۹۰ همه چیزش یه پراید بود کارش جنس اوردن ازشهرای جنوبی بودو فروش امسال بعد چن وقت متوجه شدم باهمون کار تونسته یک واحد اپارتمان بخره و یه ماشین خوب
دوستان خوبم عدالت خداوند این نیست روزی گنجشکو دم خونه اش بزاره به همون اندازه که فرصت برای بیل گیتس و افراد موفق دیگه هست برای ما هم هست تورو خدا ارزشو قدر خودتونو بدونید لیاقت ما کارمندی نیست خود من تو فکر یه کار مستقلم سرمایه ای هم دارم جور میکنم و به عنوان یه خواهر کوچیکتر پیشنهادی که میدم اینکه سعی کنید مسولیت صدرصد زندگی رو بپذیرید و اعتقاد کنید اگه فکرو باورو عوض بشه عملکرد عوض و بهترین موقعیتها براتون فراهم میشه رو این موضوعات بیشتر وقت بزارید التماس تفکر…..

[پاسخ]

یاس
۱۵:۱۸ ~ ۱۴ آذر ۱۳۹۵

سلام به همه دوستان، منم۱۳ ساله ازدواج کردم و الان ی پسر ۱۱ ساله دارم، تو این چند سال زندگی به هر دری زدیم واسه کار، هم خودم و شوهرم نشد که نشد، شوهرم کارگری میکنه، ولی مگه میشه با روزمزد بدون بیمه و آینده ای زندگی رو سر کرد، بخدا خیلی از زندگی سیر شدم فقط دوست دارم بمیرم، دلم واسه پسرم میسوزه که همش با لباس کهنه های مردم باید سر کنه، با کیف و کفش پاره مدرسه بره، آرزومه براش لباس نو بخرم، غذا خوردنون رو که دیگه نگو… بیشتر اوقات نان. خالی رو تو روغن میکنم واسه شام میخوریم، خدایا پناهی ندارم، غم خواری ندارم، فقط واسه پسرم دارم ادامه میدم و زنده موندم
وگرنه خیلی وقته پیش خودمو راحت میکردم، عزیزان برام دعا کنید شاید شما بیشتر پیش خدا ارزش داشته باشید

[پاسخ]

مینا
۱۵:۵۸ ~ ۱۵ آذر ۱۳۹۵

سلام. من هم فارغ التحصیل رشته IT تو شهرستان زندگی می کنم. منم دلمو خوش کردم به چندرغاز پول حق التدریس تو دانشگاه و چشم درمیاد از بس چشممو میدوزم به کامیپوتر برای چند خط ترجمه دانشجویی که ازش پول دربیارم.
امسال ۴ تا آزمون استخدامی تو ادارات مختلف قبول شدم.تا مرحله مصاحبه رفتم. اما دریغ از استخدام.
اوضاع خیلی بدتر از این حرفاس. کاری نمی شه گرد. جز ناراحتی و همدردی با هم دوره های دهه شصتی و افسوس خوردن.
الان دانشجوهام تو دانشگاه دهه ۷۰ هستند. اونها هم نالانن از اوضاع بیکاری و بی پولی… و این داستان ادامه دارد…

[پاسخ]

مینا
۱۶:۰۰ ~ ۱۵ آذر ۱۳۹۵

الان فقط به این فکر می کنم که برم چند تا کلاس تو فنی و حرفه ای.کلاس پرورش گیاهان دارویی و این چیزا…بلکه تو زمین کشاورزی پدری تونستم کاری دست و پا کنم و درآمدی داشته باشم و سرگرم بشم. خدا به داد برسه

[پاسخ]